از «شکوه الوند» تا احیای تاریخ؛ روایتی از 12 جلد کتاب در معرفی همدان
نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت تاریخ همدان با تشریح روند سه دهه فعالیت پژوهشی خود، انتشار کتاب «شکوه الوند» را نقطه عطف ثبت مکتوب تاریخ این دیار دانست و از تدوین 12 جلد کتاب تخصصی با هدف معرفی ابعاد گوناگون تاریخ، پیشینه و تحولات شهری همدان سخن گفت.
همدان، شهری با قدمتِ تاریخ ایران، نهتنها در آثار باستانی بلکه در محلات قدیمی خود زنده است. علی جهانپور، نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت همدانی که 12 جلد کتاب در حوزه همدانشناسی تألیف کرده، معتقد است هویت واقعی این شهر در لایههای پنهان محلات قدیمی آن نهفته است.
وی در گفتوگویی از انگیزههای خود برای ورود به دنیای نویسندگی و ضرورت پاسداشت این میراث سخن گفت که در ادامه میخوانید.
*الوند؛ نقطه آغاز دغدغهمندی پژوهشی
این نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت همدانی درباره جرقه اولیه ورودش به دنیای نویسندگی پیرامون تاریخ همدان گفت: آغاز این مسیر به دوران فعالیتم در آموزش و پرورش و همکاری با سازمان پیشاهنگی ایران بازمیگردد. در آن مقطع برنامههایی برای حضور در فضای آزاد و آموزش در طبیعت داشتیم و همین حضور مستمر، سبب آشنایی عمیق بنده با کوهستان الوند شد.
علی جهانپور با اشاره به اینکه گذشتگان ما مطالب پژوهشی مدونی درباره الوند ننوشته بودند و آثار موجود صرفاً به اشعاری درخصوص آبشار، کتیبهها و طبیعت محدود میشد، افزود: در آن زمان کار تحقیقی منسجمی در این حوزه دیده نمیشد.
وی در ادامه بیان کرد: در پی برنامههایی که در طبیعت داشتم، شرایطی پیش آمد که عوامل صداوسیما برای تهیه برنامه از من کمک خواستند؛ شرط بنده برای همکاری این بود که خودم درباره این مباحث صحبت کنم. در نهایت، حاصل یک سال پژوهش و گفتوگو پیرامون الوند مکتوب شد و در سال 1375 کتابی با عنوان «شکوه الوند» انتشار یافت.
وی خاطرنشان کرد: این اثر به دلیل ارائه اطلاعات دقیق پیرامون طبیعت و تاریخ الوند، مورد اتفاقنظر دانشگاهیان و محققان کشور قرار گرفت و تا امروز چهار بار تجدید چاپ شده است؛ رویدادی که سرآغاز تمرکز و پژوهش مستمر من بر تاریخ و تحولات همدان شد.
این پژوهشگر پیشکسوت با اشاره به آثار مکتوب خود گفت: در حال حاضر 12 جلد کتاب در حوزه همدانشناسی تألیف کردهام که هرکدام به ابعاد مختلف تاریخ و پیشینه این دیار میپردازد.
*الگوی زیست شهری در صد سال گذشته بر پایه «محلهمحوری» بود
جهانپور با تشریح الگوی مدیریت شهری در دهههای پیشین بیان کرد: در 100 سال گذشته، کل کشور و شهرستانها بر پایه نظام «محلهمحوری» اداره میشدند؛ به این معنا که بافت شهری به چند محله تقسیم میشد و هر محله نیز بر اساس وسعت و جمعیت، دارای دو، سه یا پنج کدخدا بود.
وی اضافه کرد: در شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان، شیراز و شهرهای خراسان نیز محلات متعددی با کدخداهای مربوطه فعالیت میکردند؛ این کدخداها که انتصابشان زیر نظر حاکم وقت صورت میگرفت، با تشکیل جلسات مستمر نیازهای عمرانی و اجتماعی محله را بررسی و رفع میکردند.
وی با تأکید بر جایگاه منحصربهفرد همدان در این ساختار گفت: همدان از نظر ساختار محلهمحوری امتیازات و برجستگیهای خاصی داشت که در سایر مناطق کشور کمتر دیده میشد؛ بهعنوان نمونه، محله «کُلپا» که دوران تحصیل خود را در آن سپری کردم، از معدود مناطقی است که مختصات اصلی یک محله تاریخی شامل چمن، مسجد و سایر عناصر هویتی را تا حد زیادی حفظ کرده است.
این همدانپژوه در ادامه با بیان اینکه آغاز پژوهشهای میدانیاش بر روی محله خودش با موفقیت همراه بود و صداوسیما خواستار بررسی سایر محلات شد، افزود: این شیوه محلهمحوری تا پیش از انقلاب اسلامی، بهویژه در دهههای 40 تا 57، به شکلی منسجم و فعال در ساختار شهری حضور داشت.
*6 شاخصه بنیادین برای تعریف یک محله تاریخی
جهانپور با اشاره به ارکان فیزیکی و هویتی محلات گفت: در گذشته زمانی یک منطقه از سوی حاکم شهر به عنوان محله رسمیت مییافت که دارای شش ویژگی و امتیاز مشخص بود.
وی در تشریح نخستین رکن اساسی یعنی قنات و چشمه اظهار کرد: در آن دوران رشتهقناتهایی خارج از شهر احداث میشد و بهدلیل نبود لولههای فلزی، آب با استفاده از تنبوشههای سفالی به مرکز محله هدایت میشد.
نویسنده کتاب «محلات همدان» با اشاره به موقعیت جغرافیایی یکی از این مظاهر گفت: به عنوان مثال در محله کُلپا، در نقطه تلاقی مسیر دادگاه انقلاب، کوچه بیمارستان و مسیر نانوایی لواشی، دقیقاً مظهر چشمه قرار داشت؛ آب از ناودانی سنگی با ارتفاع نیممتر جاری بود و بعید نیست که اکنون نیز مجرای آن در زیر خاک مدفون باشد.
جهانپور با تأکید بر نقش حیاتی این آب در زندگی روزمره اهالی بیان کرد: مردم محله آب شرب خود را از این مظهر تأمین میکردند و تمامی اصناف ازجمله خانهها، نانواییها، شیرینیپزیها، کبابیها و طباخها نیز از این منبع آب پاکیزه برمیداشتند؛ در ادامه، آب مازاد این چشمه به چمن محله هدایت میشد و با لولهکشی سفالی مجزا، نیازهای مسجد و حمام محله را نیز تأمین میکرد.
وی با اشاره به دومین رکن شکلگیری محلات گفت: پس از استقرار چشمه، بهمرور و طی 10 تا 20 سال در مجاورت آن میدانچه یا چمنی با فضای درختکاریشده شکل میگرفت که بهعنوان فضای باز عمومی، محل تجمع اهالی برای برپایی جشنهای عروسی، مراسم سوگواری و تصمیمگیریهای محلی بود.
این پژوهشگر تاریخ افزود: سومین و چهارمین شاخصه محله، احداث مسجد و حمام در مجاورت چمن بود و در ادامه با شکلگیری مجموعه بازارچه و دکانهای گوناگون، ساختار محله تکمیل میشد و جمعیت آن افزایش مییافت.
جهانپور با اشاره به قدمت چشمگیر برخی اصناف در بافت کهن محلات تصریح کرد: در همان محله کُلپا، نانوایی سنگکی مستقر است که از دوران کودکی بنده تا امروز که بیش از 80 سال دارم و در مجموع با قدمتی نزدیک به 120 سال، همچنان در همان مکان فعال است؛ اما متأسفانه مسئولان اقدامی برای ثبت رسمی و نصب لوح یادبود تاریخی بر سردرِ چنین اماکنی انجام نمیدهند، در حالی که این واحدها اسناد زنده تاریخی محلات ما به شمار میروند و رسانهها و صداوسیما باید به این ظرفیتها بپردازند.
*تخریب آثار تاریخی به بهانه انباشت سرمایه
وی با ابراز تأسف از تخریب هویتهای شهری متذکر شد: متأسفانه مساجد کهنی مانند مسجد قدیمی محله جولان که نزدیک به 200 سال قدمت داشت، بدون کارشناسی، بدون توجه به ارزش تاریخی و صرفاً با انگیزه سرمایهاندوزی تخریب و نوسازی شد؛ در حالی که گورستانها و مساجد تاریخی شناسنامه هر محلهاند و باید به مردم معرفی شوند تا انگیزه حفاظت از بافت محله در میان شهروندان شکل بگیرد.
وی پنجمین و ششمین امتیاز محلات را مسئله حمام و علمهای آیینی برشمرد و بیان کرد: وجود حمام اختصاصی در محله برای اهالی بسیار حیاتی بود تا بانوان و خانوادهها مجبور به رفتوآمد به محلات مجاور نباشند؛ از سوی دیگر، هر محلهای که این مؤلفهها را دارا بود، از سوی حکومت رسمیت مییافت و مجاز میشد «پرچم چهارگوش (علامت اختصاصی)» داشته باشد تا در ایام عزاداری ماه محرم و عاشورا، این پرچمهای تاریخی که برخی مانند پرچم مربوط به محله آقاجانیبیگ قدمتی چندصدساله داشتند، پیشاپیش دسته عزاداری همان محله حرکت داده شوند.
نویسنده کتاب «محلات همدان» ابراز کرد: بهدلیل نبود وسایل نقلیه شهری و دشواری دسترسی پیاده به میدان اصلی شهر، هر محله بهصورت خودکفا به قصابی، نجاری، لبنیاتفروشی، میوهفروشی و سبزیفروشی، خواروبارفروشی و بزازی مجهز بود و مردم تمامی مایحتاج زندگی خود را در داخل بافت محله تهیه میکردند.
* ردپای صنایع دستی و اقلیتهای دینی در نامگذاری محلات همدان
جهانپور درباره پراکندگی پیروان ادیان و نامگذاری محلات بر اساس مشاغل اظهار کرد: همدان علاوه بر مساجد و امامزادهها، دارای نیایشگاههای مسیحی و کنیسههای کلیمی بود؛ کلیمیان و مسیحیان هرکدام محلات جداگانهای داشتند. ارامنه در محدودهای که روبروی فروشگاه فرهنگ فعلی قرار داشت و مدرسه ارامنه در آن واقع بود ساکن بودند و بخشی از کلیمیان نیز در مناطقی نظیر محله قاشقتراشان حضور داشتند.
وی در خصوص پیوند مشاغل با هویت محلات تشریح کرد: نام بسیاری از محلات مستقیماً برگرفته از حرفه ساکنان آن بود؛ برای نمونه در محله «قاشقتراشان»، کسبه که حدود 40 مغازه را شامل میشد با چوبهای مخصوص، قاشقها، طبقها، تابهها و کاسههای دستساز ظریف میتراشیدند که مردم برای مصارف روزمره از آنها استفاده میکردند که هنوز نیز در برخی از موزههای خانوادگی موجود است.
این همدانپژوه افزود: همچنین در محله «سبدبافان» (حصیربافان)، اهالی با استفاده از ترکه درختان مروار که در کوچه باغهای عباسآباد میروید، اقدام به بافت سبدهای گوناگون میکردند که نقش صافیها و آبکشهای امروزی که با نام تویجه معروف هستند، را در زندگی سنتی ایفا میکرد.
جهانپور با یادآوری هنر جولابافی در همدان خاطرنشان کرد: در محله جولان کارگاههای نساجی دایر بود و اهالی به بافت پارچههای کرباس، کتان و پارچههای پشمی ضخیم موسوم به جاجیم مشغول بودند. همچنین محله شالبافان مرکز تولید دستبافتههایی با نقشههای زیبا و خاص بود که در ایام عید، بازار پررونقی داشت و حتی اسباببازیها، جلد کتاب و کیفهای دستدوز نیز برای کودکان در این محل تولید میشد.
وی افزود: شالهای پشمی و شالکمرهای زمستانی در کنار مصنوعات نفیسی که مسافران بهعنوان سوغات همدان خریداری میکردند، از تولیدات شاخص این منطقه بود و علاوه بر آن، توریبافیها نیز متناسب با فصل تابستان تولید و عرضه میشد.
این مورخ همدانی با یادآوری اینکه برخی محلات به نام اشخاص برجسته نامگذاری شدهاند، گفت: محلات سهبرادر (مربوط به دوران زندیه)، محله اتابیک، محله آقاجانیبیگ و محله نظربیگ از این دستهاند. بهعنوان نمونه، مسجد نظربیگ که کهنترین مسجد همدان و متعلق به دوره سلجوقیان است، از زیباترین آثار معماری همدان به شمار میرود که نامش با هویت این محله گره خورده است.
*احداث پارکینگ به جای احیای بازارچههای هویتی
جهانپور با اشاره به ظرفیتهای مغفولمانده همدان افزود: بسیاری از محلات شهر هنوز زنده هستند و اگر مسئولان همت کنند، هرکدام میتوانند به بازارچههایی جذاب، پویا و منحصربهفرد تبدیل شوند.
وی با انتقاد از الگوهای ساختوساز مدرن ادامه داد: برای نمونه در محله کبابیان، به جای احداث پارکینگ طبقاتی در فضایی که پیشتر محل کبابخانههای اصیل بود، میشد بازارچهای سنتی و منظم با اصناف گوناگون ایجاد کرد تا هویت منطقه زنده بماند.
این پژوهشگر با بیان اینکه بناهایی نظیر حمام محله حاجی از شاهکارهای معماری هستند، تصریح کرد: این فضاها باید احیا شوند و با برگزاری رویدادهای فرهنگی و گردهماییها، توجه عمومی به سمت حفظ بافت تاریخی جلب شود.
جهانپور افزود: در ساختار بازار سنتی همدان، کاروانسراها و بازارچههایی نظیر بازار قلمدانیها و بازار نجارها قرار دارند و در پشت محراب مسجد پیغمبر (ص) در بازار سبزیفروشها، مزار مطهر حجینبی(ع) واقع شده است که ظرفیتی ارزشمند برای معرفی به شمار میآید.
*چشمه هفتبهشت الوند؛ روایتی از شفاخواهی
وی با اشاره به پیوند تاریخ و باورهای معنوی در اقلیم الوند گفت: میراث طبیعی و تاریخی ما گاهی به دست تصمیمگیران ناآگاه تخریب میشود، در حالی که الوند جایگاهی بیبدیل دارد.
وی با توضیح درباره چشمه هفتبهشت (آب بهشت) واقع در دره تیوار اظهار کرد: مردم همدان از دیرباز از آب خنک این چشمه برای شفا بهره میبردند. چشمهای که زمستان و تابستان از میان سنگها در نزدیکی قله جاری است و عظمت خلقت را به تصویر میکشد؛ شیفتگی به همین ریشهها بود که مرا سالها به نوشتن درباره این شهر واداشت.
این محقق تاریخ در پایان خاطرنشان کرد: مسئولان بنیاد ایرانشناسی چند سال پیش در دیداری به بنده گفتند هرکس بخواهد ایران را بشناسد باید از همدان آغاز کند و هرکس بخواهد همدان را بشناسد، باید از آثار و کتابهای شما شروع کند.