«مهدی کاشی»؛ مدیری که میز نداشت
مسعود جواندل- مدیرمسئول روزنامه سپهرغرب
وقتی از مجموعه رسانه سپهر در غرب کشور یاد میشود، اسمی که نگاههای همه به آن جلب میشود، «مهدی کاشی» است؛ مدیری لایق، شجاع و پیشرو که تحولی عمیق در مدیریت رسانه ایجاد کرد.
مهدی کاشی از جنس مردم بود، اما با نگاهی عمیق، تفکری مثبت و رو به جلو و جسارتی مثالزدنی که شاید حداقل تا آن زمان در رسانههای کشور، کمتر دیده شده بود. حقیر سالها در کنار ایشان در مکتبشان آموزش دیدم و در عرصه رسانه و خبرنگاری از افتخارات بنده همکاری همهجانبه با مهدی کاشی بود. افرادی که از نزدیک تحولات رسانهای استان همدان را پیگیری میکنند، در حافظه تاریخی خود به یاد دارند که سپهرغرب از سال تأسیس و دریافت مجوز انتشار (سال 87) تا سال 92، توسط گروههای متعدد اداره شده و با شرایط افتان و خیزان زیادی روبهرو بوده است. سال 92 این ظرفیت عظیم با مدیریت ناصحیح، به تعطیلی کشیده شد و از سال 92 به بعد که مدیریت به دست مهدی کاشی افتاد، حرکت مثبتی در شمارگان سپهرغرب اتفاق افتاد؛ پیشرفتی که پله به پله در هر شماره تا امروز، میتوان دید.
مهدی کاشی برای سپهرغرب ساختار درست کرد؛ نهال کوچک آن را به یک درخت تنومند تبدیل کرد و تشکیلات رسانهای و بنگاه اقتصادی رسانهای ساخت. با جذب و ورود تحریریهای منسجم به سردبیری خانم دکتر پوروهابی و مدیریت آقای دکتر حسین صادقیان، این ساختار بیشتر از پیش مستحکم شد که این روند به برکت دعاها و حمایتهای غیبی ایشان از بهشت برین ادامه دارد.
ساختار اقتصادی و شکلدهی سازمان بازرگانی و مالی منظم با نیروهای قدیمی و باتجربه که سالها در رسانههای دیگر با خودِ او شروع به کار کرده بودند، از دیگر کارهای او برای شکلدهی این معماری مدیریت منابع انسانی بود.
مهدی کاشی از جنس تلاش بود، از جنس پیگیری؛ جلوتر از همه نیروها درحال دویدن بود، بیشتر از همه وقت اختصاص میداد، استرس میکشید و همیشه روی او به مردم و کارکنان، خندان بود. او به داشتن میز شخصی مدیریت اعتقادی نداشت و همیشه میگفت من جنسم، جنس پشت میز نشستن نیست...
اثرگذاری مهدی تاحدی بود که تا مدتهای طولانی بعد از این ضایعه دردناک، سپهر میهمانهای مهم کشوری، لشگری و رسانهای از سراسر کشور و حتی مردم عادی که برای آنها کار کرده بود را با آن شرایط سخت فاصلهگذاری اجتماعی دوران کرونا، پذیرا بود.
کرونا مهدی را برد، اما یادگار او برای ما مجموعه سپهرغرب است که شاهد بودم ایشان با دستان خودش بند بند آجرهای این خانه را نهاد.
بعد از فوت ایشان، مجموعه ما با چالشهای فراوانی همراه بود، اما حفظ ساختار و تشکیلات و مجموعه، هدف اول و آخر تمام کارکنان بود.
ششم مردادماه، همیشه برای شخص خودِ من روز سختی است؛ یادآور روزهای سخت کرونا که بهترین دوستم را برای همیشه، از دست دادم.
سپهرغرب همیشه این روز تلخ را در حافظه خود دارد و یاد مردی را گرامی میدارد که برای رسانه، کار مؤثر کرد.
یادش ماندگار و راهش پُر رهرو باد.
مهدی کاشی از جنس مردم بود، اما با نگاهی عمیق، تفکری مثبت و رو به جلو و جسارتی مثالزدنی که شاید حداقل تا آن زمان در رسانههای کشور، کمتر دیده شده بود. حقیر سالها در کنار ایشان در مکتبشان آموزش دیدم و در عرصه رسانه و خبرنگاری از افتخارات بنده همکاری همهجانبه با مهدی کاشی بود. افرادی که از نزدیک تحولات رسانهای استان همدان را پیگیری میکنند، در حافظه تاریخی خود به یاد دارند که سپهرغرب از سال تأسیس و دریافت مجوز انتشار (سال 87) تا سال 92، توسط گروههای متعدد اداره شده و با شرایط افتان و خیزان زیادی روبهرو بوده است. سال 92 این ظرفیت عظیم با مدیریت ناصحیح، به تعطیلی کشیده شد و از سال 92 به بعد که مدیریت به دست مهدی کاشی افتاد، حرکت مثبتی در شمارگان سپهرغرب اتفاق افتاد؛ پیشرفتی که پله به پله در هر شماره تا امروز، میتوان دید.
مهدی کاشی برای سپهرغرب ساختار درست کرد؛ نهال کوچک آن را به یک درخت تنومند تبدیل کرد و تشکیلات رسانهای و بنگاه اقتصادی رسانهای ساخت. با جذب و ورود تحریریهای منسجم به سردبیری خانم دکتر پوروهابی و مدیریت آقای دکتر حسین صادقیان، این ساختار بیشتر از پیش مستحکم شد که این روند به برکت دعاها و حمایتهای غیبی ایشان از بهشت برین ادامه دارد.
ساختار اقتصادی و شکلدهی سازمان بازرگانی و مالی منظم با نیروهای قدیمی و باتجربه که سالها در رسانههای دیگر با خودِ او شروع به کار کرده بودند، از دیگر کارهای او برای شکلدهی این معماری مدیریت منابع انسانی بود.
مهدی کاشی از جنس تلاش بود، از جنس پیگیری؛ جلوتر از همه نیروها درحال دویدن بود، بیشتر از همه وقت اختصاص میداد، استرس میکشید و همیشه روی او به مردم و کارکنان، خندان بود. او به داشتن میز شخصی مدیریت اعتقادی نداشت و همیشه میگفت من جنسم، جنس پشت میز نشستن نیست...
اثرگذاری مهدی تاحدی بود که تا مدتهای طولانی بعد از این ضایعه دردناک، سپهر میهمانهای مهم کشوری، لشگری و رسانهای از سراسر کشور و حتی مردم عادی که برای آنها کار کرده بود را با آن شرایط سخت فاصلهگذاری اجتماعی دوران کرونا، پذیرا بود.
کرونا مهدی را برد، اما یادگار او برای ما مجموعه سپهرغرب است که شاهد بودم ایشان با دستان خودش بند بند آجرهای این خانه را نهاد.
بعد از فوت ایشان، مجموعه ما با چالشهای فراوانی همراه بود، اما حفظ ساختار و تشکیلات و مجموعه، هدف اول و آخر تمام کارکنان بود.
ششم مردادماه، همیشه برای شخص خودِ من روز سختی است؛ یادآور روزهای سخت کرونا که بهترین دوستم را برای همیشه، از دست دادم.
سپهرغرب همیشه این روز تلخ را در حافظه خود دارد و یاد مردی را گرامی میدارد که برای رسانه، کار مؤثر کرد.
یادش ماندگار و راهش پُر رهرو باد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.