اربعین میگذرد؛ سرمایه عظیم خدمت داوطلبانه در همدان چه میشود؟
قرنها است همین که ماه محرم به روزهای پایانی خود نزدیک میشود، محبان اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین برای عرض ارادت به ساحت سیدالشهدا (ع) در روز اربعین پرچم برافراشته و پیاده به سمت کربلا حرکت میکنند؛ تمام کسانیکه از سراسر جهان برنامهریزی میکنند که ایام اربعین به کربلا مشرف شوند، کمی زودتر یا دیرتر سعی میکنند خود را به این کاروان بزرگ که تا عمق تاریخ ادامه دارد، برسانند. کوچک و بزرگ فقیر و غنی از هر زبان و ملیتی حتی غیر مسلمان، در این مسیر به راه میافتند تا به اقیانوس آزادگان برسند.
در این میان، علاوهبر جلوههای دلدادگی به صاحب این مکتب، میتوان شاهد نابترین احساسات و ویژگیهای انسانی بود؛ از صرف تمام اندوخته خانواده برای پذیرایی از زائران گرفته تا تلاش در راه خدمت به همنوع. فقط کافی است کمی از شراباً طهورای حیاتبخش کوثر حسین (ع) را چشیده باشید تا بتوانید جان و مال خود را پای کار این خیمه بیاورید؛ درواقع حسین علیهالسلام به دوستان خود سبک خاصی از زندگی را آموخته و ساحت حیاتشان را ارتقا میدهد. طوری که بتوانند برای تمام روزها و در تمام مراحل زندگی براساس همین الگو، طرحی نو دراندازند؛ چه اربعین باشد و چه نباشد، چه در مشایه گام بردارند و چه در خیابان و میدان شهر خود راه بروند.
به عبارت دیگر، حبالحسین یجمعنا؛ کاری میکند که همه ما در کنار هم با مواسات و همدلی سرمایه بزرگ اجتماعی فراهم آورده و با تشریک مساعی نمونه کوچکی از آنچه موعود همه ما از جامعه آرمانی است، محقق کنیم. در این میان باید گفت موکبها پس از اربعین جمع میشوند، اما تجربه سازماندهی اعتماد عمومی و نیروی داوطلبی که در این روزها شکل میگیرد، نباید از دست برود. این یک واقعیت است که میتوان ظرفیت مردمی اربعین را بدون اداری و دولتی کردن آن، به شبکهای پایدار برای خدمت اجتماعی تبدیل کرد.
براساس اعلام مسئولان ستاد مردمی اربعین استان، امسال حدود 180 موکب در مسیرهای رفتوبرگشت زائران در همدان فعال شدهاند؛ همدان در مسیر عبور زائران 19 استان قرار دارد و مسئولان استانی پیشبینی کردهاند بیش از 6 میلیون زائر اربعین از جادههای این استان تردد کنند. همچنین از آمادگی حدود 150 هزار خادم و نیروی پشتیبان مستقیم و غیر مستقیم سخن گفته شده است و این اعداد صرفاً آمار پذیرایی و اسکان نیستند، بلکه ابعاد یکی از بزرگترین شبکههای داوطلبانه استان را نشان میدهند.
پرسش مهم این است که پس از پایان اربعین این سرمایه بزرگ انسانی و اجتماعی چه سرنوشتی پیدا میکند؟ موکبها برچیده میشوند، تجهیزات به انبارها بازمیگردند و خادمان به زندگی روزمره خود برمیگردند. اما ارتباط میان این افراد با مهارتهای بهدستآمده، تجربه مدیریت جمعی و اعتماد شکلگرفته نیز تا سال آینده باید کنار گذاشته شود؟
اربعین افزونبر جایگاه دینی و معنوی خود، یک میدان بزرگ آموزش اجتماعی است؛ افرادی که شاید در شرایط معمول فرصت همکاری با یکدیگر را نداشته باشند، در یک هدف مشترک کنار هم قرار میگیرند؛ یکی منابع مالی را مدیریت میکند، دیگری مسئول خرید و تدارکات میشود، گروهی بهداشت و درمان را برعهده میگیرند و عدهای نیز کار فرهنگی حملونقل اسکان یا نظافت را پیش میبرند.
برخی موکبهای استان علاوهبر پذیرایی و اسکان، خدمات فرهنگی، راهنمایی زائر، پزشکی و حتی پاکسازی معابر را انجام میدهند؛ بنابراین موکب فقط یک ایستگاه توزیع غذا نیست، بلکه یک واحد کوچک و مردمی مدیریت اجتماعی است که در مدت کوتاهی مجموعهای از خدمات را با اتکا به اعتماد، انگیزه دینی و تقسیم مسئولیت، ارائه میدهد. این ظرفیت میتواند پس از اربعین نیز متناسب با نیازهای واقعی هر منطقه ادامه پیدا کند؛ استان همدان با مسائل متعددی مانند محرومیت برخی روستاها و محلهها، سالمندی جمعیت، خانوادههای نیازمند، دانشآموزان بازمانده از تحصیل یا در معرض ترک تحصیل، حوادث جادهای، بحرانهای طبیعی و نیاز به حمایتهای فوری اجتماعی روبهرو است. در بسیاری از این حوزهها دولت بهتنهایی قادر به شناسایی سریع نیازها و ارائه همه خدمات، نیست.
شبکه خادمان اربعین میتواند در روزهای عادی سال بهصورت داوطلبانه و موردی در کنار مردم قرار گیرد. نه بهعنوان جایگزین دستگاههای مسئول، بلکه بهعنوان مکملی مردمی که توان شناسایی، ارتباط و بسیج سریع امکانات را دارد؛ برای نمونه هر موکب میتواند پس از اربعین ارتباط خادمان خود را حفظ کند و در طول سال تنها چند مأموریت مشخص برعهده بگیرد: تأمین بستههای تحصیلی برای دانشآموزان نیازمند، کمک به تعمیر خانه یک خانواده محروم، حمایت از سالمندان تنها، مشارکت در امدادرسانی هنگام سیل و دیگر بلایای طبیعی، برپایی پویش اهدای خون یا همراهی با خانوادههای آسیبدیده از حوادث.
حتی لازم نیست همه موکبها در تمام حوزهها فعال باشند؛ هر مجموعه میتواند براساس تخصص و امکانات خود یک مسئولیت محدود و روشن انتخاب کند. موکبی که پزشک و نیروی درمانی دارد، در زمینه سلامت مناطق محروم فعالیت کند، مجموعهای که امکانات حملونقل دارد، در بحرانها بهکار گرفته شود و گروهی که از توان فرهنگی برخوردار است، برای نوجوانان محلههای کمبرخوردار برنامه آموزشی و تربیتی برگزار کند.
البته حفظ این ظرفیت به معنای دولتی کردن موکبها نیست؛ یکی از دلایل موفقیت جریان اربعین، مردمی بودن آن است؛ اگر این حرکت درگیر ساختارهای پیچیده اداری، بخشنامهها، گزارشهای نمایشی و رقابت دستگاهها شود، بهتدریج انگیزه انعطاف و اعتماد درونی خود را از دست خواهد داد. نقش دولت و نهادهای عمومی باید تسهیلگری باشد؛ یعنی آموزشهای لازم، بیمه داوطلبان در مأموریتهای پُرخطر، دسترسی به اطلاعات نیازهای واقعی، هماهنگی هنگام بحران و حمایتهای قانونی را فراهم کنند، اما مدیریت شبکه را به خود مردم بسپارند.
نخستین گام میتواند تهیه یک بانک اطلاعاتی داوطلبانه و با رضایت خادمان باشد؛ اطلاعاتی درباره مهارت، تخصص، امکانات و میزان آمادگی هر فرد برای فعالیتهای اجتماعی. در کنار آن، تجربههای موفق و کاستیهای موکبها نیز باید ثبت شود: چه تعداد خادم مشارکت کردند؟ چه مهارتهایی داشتند؟ چه مشکلاتی در تأمین حملونقل، بهداشت یا هماهنگی وجود داشت؟ کدام تجربهها قابلیت استفاده در سایر بحرانها و فعالیتهای اجتماعی را دارند؟
گزارش اربعین نباید فقط شامل تعداد وعدههای غذایی، تختهای اسکان و زائران پذیرششده باشد؛ یکی از مهمترین دستاوردهای این رویداد، شکلگیری اعتماد و توان همکاری میان مردم است. سرمایهای که ساختن آن در شرایط عادی بسیار دشوار و پُرهزینه است؛ اربعین زمانی در زندگی اجتماعی ما ماندگار میشود که خدمت به چند روز و چند مسیر محدود نماند و موکب ممکن است جمع شود، اما روح مواسات، مسئولیتپذیری و دستگیری از انسانها نباید جمع شود. شاید بهترین نشانه تأثیر اربعین این باشد که خادمان پس از بازگشت آخرین زائر، همچنان به جستوجوی کسی باشند که به یاری نیاز دارد و اینبار نه الزاماً در مسیر کربلا؛ بلکه در کوچهها، روستاها و محلههای خودمان.