ارزیابی علمی لازمه صیانت از مناطق حفاظتشده
مناطق حفاظتشده همدان در شرایطی با مجموعهای از فشارهای انسانی، تخریب زیستگاه، حریق و محدودیت نیروی حفاظتی مواجهاند که کارشناسان بر ضرورت ارزیابی علمی مستمر این مناطق تأکید دارند.
حفاظت از حیات وحش تنها به تعیین محدودهای روی نقشه و استقرار محیطبان در آن محدود نمیشود؛ زیستگاهها موجودیتهایی پویا هستند که وضعیت آنها تحت تأثیر تغییرات اقلیمی، فشارهای انسانی، توسعه زیرساختها، تخریب اراضی، حریق و تغییر جمعیت گونههای جانوری قرار میگیرد و همین مسئله، پایش مستمر و مدیریت علمی آنها را ضروری میکند.
در استان همدان نیز مناطق حفاظتشده با وجود برخورداری از ظرفیتهای ارزشمند حیات وحش، بهدلیل محدودیت وسعت زیستگاهها و مجاورت برخی مناطق با سکونتگاههای انسانی، با چالشهای مختلفی مواجه هستند.
در ادامه با عبدالله سالاری، دانشآموخته دکتری تخصصی اکولوژی و مدیریت حیات وحش که معتقد است حفاظتشده بودن یک منطقه نباید به معنای پایان بررسی و ارزیابی آن تلقی شود و مهدی صفیخانی، معاون محیط زیست طبیعی ادارهکل حفاظت محیط زیست استان همدان، درخصوص مجموعه اقدامات برای تقویت حفاظت فیزیکی و هوشمندسازی مناطق گفتوگو کردیم.
*حفاظتشده بودن یک منطقه، پایان پایش نیست
عبدالله سالاری، متخصص اکولوژی و مدیریت حیاتوحش، با اشاره به سازوکار تعیین مناطق حفاظتشده اظهار کرد: مناطق حفاظتشده بر اساس دو سازوکار شکل میگیرند؛ بخشی دولتی هستند و در کنار آنها، مناطق حفاظتشده خصوصی نیز وجود دارند که زیرمجموعه حفاظت مشارکتی و مردمی بهشمار میروند.
وی افزود: تعیین یک محدوده بهعنوان منطقه حفاظتشده نیازمند ویژگیها و شاخصهای مشخصی است که در قانون تعریف شده است. این فرآیند مستلزم مطالعات جامع کارشناسان از ابعاد مختلف اکولوژیک، اجتماعی و اقتصادی است و پس از بررسی این مؤلفهها، موضوع در شورایعالی حفاظت محیطزیست به ریاست رئیسجمهور مطرح و پس از تصویب، رسماً بهعنوان منطقه حفاظتشده اعلام میشود.
وی با تأکید بر اینکه حفاظت، فرآیندی همیشگی است و نباید پروژهای پایانیافته تلقی شود، تصریح کرد: اگر منطقهای سالها پیش ثبت شده باشد، وضعیت آن باید بهروزرسانی شود. مرزها و محدودهها نیازمند پایش مستمر هستند، زیرا ممکن است منطقهای که در گذشته واجد ارزشهای حفاظتی بوده، امروز این شاخصها را از دست داده باشد و نیازمند بازنگری و تجدیدنظر باشد.
*نمیتوان برای همه مناطق یک نسخه محیطبانی پیچید
سالاری درباره معضل کمبود نیروی حفاظتی نیز با بیان اینکه نمیتوان برای همه مناطق، نسخه واحدی پیچید توضیح داد: شرایط زیستگاهها با هم متفاوت است؛ مثلاً یک زیستگاه دشتی با یک منطقه کوهستانی یا تالابی شرایط کاملاً متفاوتی دارد و تعداد محیطبان هم باید متناسب با ویژگیهای همان منطقه تعیین شود.
وی کمبود نیرو را یک چالش جدی دانست و گفت: راهکار برونرفت از آن «حفاظت مردمی» است. نباید همیشه منتظر بود که دولت استخدام کند و حقوق بدهد؛ بلکه باید حفاظت را اقتصادی کرد تا مردم نیز از آن منتفع شوند و در کنار دولت، حیاتوحش را به شکل مطلوبتری حفظ کنند.
او در بخش دیگری از صحبتهایش، درباره اینکه چگونه میتوان فهمید یک زیستگاه واقعاً در حال بهبود است یا صرفاً با مداخلات مقطعی سرپا نگه داشته شده، به فرآیند «ارزیابی زیستگاه» اشاره کرد و گفت: در این فرآیند، شاخصهای اکولوژیک توسط متخصصان بررسی میشود. حتی آمار تخلفات کشفشده و برآورد تخلفات پنهان نیز از دادههای مهمی هستند که به پژوهشگران کمک میکنند وضعیت واقعی منطقه را تحلیل کنند.
این فعال محیطزیست، با انتقاد از حاکمیت مدیریت سنتی بر سیستمهای دولتی، تأکید کرد: مدیریت حیاتوحش یک رشته تخصصی و علمی است، اما متأسفانه در سیستمهای دولتی آنطور که باید به آن بها داده نمیشود. برای مدیریت درست، چارهای جز جایگزینی مدیریت سنتی با مدیریت علمی نداریم.
*سرشماری گونهها باید به تصمیم مدیریتی منجر شود
سالاری درباره سرشماری گونههای شاخص، ازجمله قوچ و میش در استان همدان، اظهار کرد: روشهای سرشماری متنوع و متفاوت هستند، اما معمولاً دو سرشماری تابستانه و زمستانه انجام میشود. اگر این سرشماریها با روشهای درست و متدهای علمی انجام شوند، یکی از بهترین شاخصهایی هستند که اکولوژیستها و مدیران حیات وحش میتوانند از دادههای آنها برای مدیریت زیستگاه استفاده کنند.
وی تأکید کرد: مسئله فقط جمعآوری داده نیست؛ باید مشخص باشد که این دادهها بعد از جمعآوری برای چه کاری استفاده میشوند و چه کسی از آنها استفاده میکنند؟ ممکن است سرشماری با بهترین روش انجام شود، اما مسئله این است که نتایج تحقیقاتی پس از سرشماری آیا واقعاً مورد استفاده قرار میگیرد یا خیر؟
*مناطق حفاظتشده باید به پایگاه پژوهشی تبدیل شوند
این دانشآموخته دکتری تخصصی اکولوژی و مدیریت حیات وحش درباره ایده طراحی کارنامه حفاظتی برای مناطق حفاظتشده استان بیان کرد: لازم است شاخصهای مطلوبیت زیستگاه در هر منطقه بهصورت علمی سنجیده و پژوهشهای اختصاصی برای آن انجام شود.
سالاری افزود: هر منطقه حفاظتشده باید عملاً به یک پژوهشگاه تبدیل شود تا دانشجویان، اساتید، پژوهشگران مستقل و سازمانهای مردمنهاد بتوانند در آن فعالیت کنند. نتایج این پژوهشها باید در اختیار مدیران اجرایی قرار گیرد تا آنها بتوانند بر اساس یافتههای علمی، مدیریت مناطق را پیش ببرند.
او در پایان اظهار کرد: مشکل اصلی، نبود سازوکاری مشخص برای برقراری ارتباط میان پژوهشگران خارج از سازمان محیطزیست با بدنه مدیریت مناطق است و ایجاد این بستر، برای تحقق مدیریت علمی ضروری است.
در ادامه، معاون محیط زیست طبیعی ادارهکل حفاظت محیط زیست استان همدان، درباره تعداد محیطبانان هر یک از مناطق حفاظتشده اظهار کرد: بهدلیل ملاحظات امنیتی نمیتوان درباره تعداد نیروهای هر منطقه عدد دقیقی ارائه کرد.
مهدی صفیخانی، با اشاره به روند صعودی جمعیت گونههای شاخص در مناطق تحت مدیریت استان، اظهار کرد: تلاش شده با کاهش تعارضات، جمعیت این گونهها به نحوی مدیریت شود که آسیب کمتری ببینند.
وی با بیان اینکه یکی از اقدامات مهم سالهای اخیر، حرکت به سمت حفاظت هوشمند بوده است، گفت: نصب پایههای دوربینهای پایش تصویری و هوشمند در دو منطقه حفاظتشده آغاز شده و این روند همچنان با هدف ارتقای ضریب امنیتی مناطق ادامه دارد.
وی در ادامه به کاربرد این تجهیزات اشاره و بیان کرد: دوربینها علاوه بر پیشگیری از وقوع تخلف و شناسایی متخلفان، در تشخیص زودهنگام حریق و رصد ماشینآلات مشکوک به تصرف اراضی و شخمزنی نیز بسیار مؤثر هستند.
این مسئول تصریح کرد: با توجه به کمبود نیروی انسانی و گستردگی مناطق، پایش سنتی و نفربهنفر سرعت عمل محیطبانان را کاهش میدهد؛ از اینرو استفاده از فناوریهای جدید برای شناسایی سریعتر آسیبها ضروری است.
صفیخانی افزود: این تجهیزات هماکنون هم در حوزه پیشگیرانه و هم در بخش عملیاتی به یاری مجموعه محیطزیست آمدهاند.
*تجهیز پاسگاهها به دوربینهای حرارتی و دید در شب
وی تجهیز پاسگاههای محیطبانی به دوربینهای حرارتی و دید در شب را گام مهم دیگری در هوشمندسازی مناطق دانست و بیان کرد: این تجهیزات محدودیتِ دید در تاریکی را از بین برده و امکان پایش گسترده و شبانهروزی مناطق را برای محیطبانان فراهم کرده است.
وی با اشاره به اینکه تقریباً تمام مناطق استان به این ظرفیت مجهز شدهاند، اظهار کرد: از این پس محیطبانان میتوانند برای شناسایی زودهنگام تخلفات احتمالی، با دقت و سرعت بیشتری از این فناوری بهره بگیرند.
این مقام مسئول در بخش دیگری از صحبتهای خود به روند کاهشی حریق در مراتع استان اشاره کرد و گفت: آمارها نشان میدهد سطح حریق از 837 هکتار در سال 1403 به 246 هکتار در سال 1404 رسیده و خوشبختانه در سال جاری تا لحظه انجام این گفتوگو، حدود 10 هکتار حریق گزارش شده که البته آماری تقریبی است و ممکن است تغییر کند.
صفیخانی با تأکید بر اینکه این ارقام به معنای پایان خطر نیست، اظهار کرد: تجربه سالهای گذشته نشان میدهد بیشترین حجم حریق در استان اغلب در شهریور و اوایل مهرماه رخ میدهد.
وی مطرح کرد: خوشبختانه امسال تاکنون حریق گستردهای نداشتهایم و امیدواریم این شرایط تا پایان فصل تداوم یابد؛ هرچند طبق تعاریف داخلی محیطزیست، فصل حریق بسته به زمان آغاز بارشها ممکن است تا اواسط آبانماه ادامه داشته باشد.
*تشکلهای مردمی در خط مقدم مقابله با حریق
این مسئول درباره اقدامات برای مقابله با حریقهای احتمالی اظهار کرد: با توجه به پیشبینیهای صورت گرفته، هماهنگی با تشکلهای مردمنهاد، گروههای مردمی و روستاهایی که در حاشیه مناطق قرار دارند، انجام شده است.
صفیخانی افزود: امکانات همکاران محیط زیست و ظرفیت گروههای مردمی در کنار یکدیگر میتواند کمک کند تا در صورت وقوع آتشسوزی، از گسترش آن جلوگیری شود و آتش در حداقل ممکن باقی بماند.
وی اظهار امیدواری کرد: اگر بارشها زودتر آغاز شود و بتوانیم شرایط را مدیریت کنیم، امیدواریم امسال دیگر شاهد آتشسوزی در مراتع نباشیم و با همین حدود هفت تا 10 هکتاری که تاکنون اتفاق افتاده، سال را به پایان برسانیم.
*لشکردر؛ در معرض فشار بیشتر انسانی
صفیخانی درباره فشارِ جوامع انسانی بر مناطق حفاظتشده گفت: بهطور کلی، هرچه فاصله یک منطقه تا سکونتگاههای انسانی کمتر باشد، آسیبپذیری و فشار بر آن نیز بیشتر است.
وی منطقه «لشکردر» را بهعنوان نمونهای از این مناطق تحتفشار نام برد و توضیح داد: مجاورت با شهر، ناگزیر توسعه زیرساختهایی نظیر جادهها و تأسیسات انتقال انرژی (آب و برق) را به همراه دارد که این موارد به تنهایی، بارِ فشار بر اکوسیستم را دوچندان میکنند.
این مسئول ابراز کرد: تردد جمعیت نیز عامل تعیینکنندهای است؛ به طوری که مناطق دوردست بهدلیل رفتوآمد کمتر، وضعیت پایدارتری دارند، اما نزدیکی به شهر و توسعه راههای مواصلاتی، بهطور طبیعی فشار انسانی بیشتری را بر زیستگاههای مجاور شهر تحمیل میکند.
*تخریب زیستگاه؛ مهمترین تهدید
صفیخانی مهمترین تهدید مناطق حفاظتشده را تخریب زیستگاه دانست و گفت: از بین رفتن زیستگاه طبیعی میتواند به شکلهای مختلف ازجمله شخم زدن زمین یا ساختوسازهای غیرمعمول اتفاق بیفتد؛ حتی ممکن است در باغها یا زمینهای کشاورزی، ساختوساز در محدوده مستثنیات شخصی انجام شود، اما همین ساختوسازها چشمانداز منطقه را از بین میبرند و فضای ناامنی و استرس به محیط طبیعی و سیستم اکولوژیک وارد میکنند.
وی تأکید کرد: چنین تأثیراتی در درازمدت قابل چشمپوشی نیست چراکه این فشارها میتوانند پیامدهایی برای زیستگاه و حیات وحش داشته باشند.
*شفافیت آماری در کنار ملاحظات حفاظتی
وی درباره امکان انتشار عمومی آمار مربوط به مناطق حفاظتشده نیز اظهار کرد: وضعیت حریق در طول سال بهصورت مستمر رصد و گزارشهای مربوط به آن نیز ارائه میشود. اینکه در یک مقطع عدد دقیق حریق در دسترس نباشد، به معنای نبود آمار یا اینکه اطلاعات ارائه نمیشود نیست؛ آمار بهصورت مستمر جمعآوری میشود.
وی با تأکید بر اهمیت اطلاعرسانی گفت: گزارشها را ارائه میکنیم و شفاف نیز گزارش میدهیم، زیرا اگر مردم را در جریان چالشهای مناطق حفاظتشده قرار ندهیم، نمیتوان برای حل آنها مشارکت عمومی ایجاد کرد.
معالوصف مجموع دو گفتوگو نشان میدهد حفاظت از مناطق طبیعی همدان با یک مسئله چندلایه روبهروست؛ از یک سو، به گفته عبدالله سالاری، حفاظت از یک منطقه نباید با اعلام آن بهعنوان «حفاظتشده» پایانیافته تلقی شود و ارزیابی مستمر زیستگاه، سرشماری علمی گونهها، انجام پژوهش و استفاده از نتایج تحقیقات در تصمیمهای مدیریتی باید به یک فرآیند دائمی تبدیل شود.
از سوی دیگر، مهدی صفیخانی از اقداماتی خبر میدهد که برای تقویت حفاظت میدانی در حال انجام است؛ دوربینهای پایش تصویری و هوشمند، تجهیزات حرارتی و دید در شب، پایش حریق و استفاده از ظرفیت تشکلهای مردمنهاد و جوامع محلی، بخشی از این اقدامات است.
در این میان، تخریب زیستگاه همچنان یکی از مهمترین محورهای نگرانی مطرحشده در این دو گفتوگوست؛ تهدیدی که میتواند از شخم و تغییر کاربری تا ساختوساز و توسعه زیرساختها در مجاورت زیستگاهها امتداد پیدا کند.
بنابراین آنچه برای حفاظت پایدار مناطق همدان اهمیت دارد، پیوند میان داده و پژوهش، پایش میدانی، فناوری، نیروی انسانی و مشارکت مردم است؛ چراکه بدون شناخت دقیق وضعیت زیستگاه و گونهها، تصمیمگیری علمی دشوار میشود و بدون ابزار و مشارکت اجتماعی نیز حتی بهترین برنامههای حفاظتی در میدان با محدودیت مواجه خواهند شد.