«مخاطب امروز»؛ در ازدحام خبرها و دور از عمق ماجرا
یک مدرس و پژوهشگر سواد رسانه با هشدار نسبت به پیامدهای مواجهه سطحی با اخبار بر آگاهی عمومی، گفت: مخاطب امروز بهدلیل تعدد اخبار و محتوای برشخورده و قاببندیشده، بیشتر با خبر مواجه میشود تا اینکه آن را دنبال و درباره زمینه، پیشینه و ابعاد مختلفش کنکاش کند؛ روندی که میتواند برداشت مخاطب از یک رویداد را از واقعیت آن فاصله دهد.
در روزگاری که خبرها در چند ثانیه به صفحه تلفن همراه میرسند، مسئله دیگر فقط سرعت دسترسی به اطلاعات نیست؛ بلکه چگونگی دریافت، فهم و تحلیل آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. گسترش شبکههای اجتماعی و رواج ویدئوهای چندثانیهای، اخبار کوتاه و محتوای سطحی، شیوه خبررسانی و نحوه دریافت اطلاعات از سوی مخاطبان را تغییر و رقابت رسانهای را بیش از گذشته به سمت سرعت، کوتاهی و جذابیت محتوا سوق داده است.
مخاطبان نیز در طول روز با حجم زیادی از محتواهای سریع و کوتاه مواجهاند؛ محتواهایی که گاه تنها بخشی از یک خبر یا یک موضوع را در اختیار آنها قرار میدهند. کوتاه شدن و قاببندی اخبار اگرچه دسترسی به اطلاعات را آسانتر کرده، اما میتواند فرصت توجه به زمینه، پیشینه و ابعاد مختلف یک رویداد را کاهش دهد و در بلندمدت بر کیفیت آگاهی عمومی و توانایی مخاطب برای تشخیص و تحلیل اطلاعات، اثر بگذارد.
در این میان، این پرسش مطرح است که آیا مخاطبان همچنان به دنبال محتواهای تحلیلی، طولانی و عمیق هستند یا تغییر الگوی مصرف رسانهای، ذائقه آنها را نیز به سمت اخبار و تحلیلهای کوتاه و کمعمق سوق داده است؟ برای بررسی این موضوع و شناخت ابعاد تغییر ذائقه خبری مخاطبان با معصومه نصیری، دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه، رئیس اندیشکده عصر هوشمندی و مدرس و پژوهشگر سواد رسانه، به گفتوگو پرداختهایم:
رئیس اندیشکده عصر هوشمندی با اشاره به تغییر ذائقه مخاطبان در پی گسترش شبکههای اجتماعی، گفت: شبکههای اجتماعی ذائقه مصرف محتوای رسانهای مخاطبان را بهشدت تغییر دادهاند و مخاطبان امروز به دریافت اطلاعات کوتاه، فوری، جذاب و خلاصهشده عادت کردهاند؛ موضوعی که در برخی موارد، بهویژه در حوزه اخبار و تحلیلها، میتواند پیامدهای منفی داشته باشد.
معصومه نصیری افزود: بسیاری از مخاطبان دیگر به دنبال تحلیلهای عمیقتر و طولانیتر نمیروند و معمولاً تلاش میکنند محتواها را بهصورت کپسولی دریافت کنند. این مسئله خطراتی نیز به همراه دارد؛ به این معنا که مخاطب احساس میکند نسبت به موضوعات مختلف دانش کاملی پیدا کرده و نوعی سواد مصنوعی در خود تصور میکند، درحالی که اطلاعات او در بسیاری از موارد بسیار محدود است.
نصیری ادامه داد: درواقع، مخاطب امروز تصور میکند درباره موضوعات مختلف اطلاعات زیادی دارد، اما این اطلاعات به وسعت اقیانوس و به عمق یک بند انگشت است؛ بنابراین، اتفاقی که در این زمینه رخ داده، شکلگیری عادت به سرعت است و مخاطب از سریع بودن دریافت محتوا نیز لذت میبرد.
این مدرس و پژوهشگر سواد رسانهای در پاسخ به این پرسش که آیا کوتاه شدن محتوای خبری الزاماً به معنای کاهش علاقه مردم به اخبار عمیق و تحلیلی است؟ اظهار کرد: وقتی برخی محتواهای عمیق، فلسفی و حتی چالشی داریم، میبینیم که مخاطب مینشیند، گوش میدهد و از آن استفاده میکند.
وی تصریح کرد: اینکه ذائقه مخاطب تغییر کرده، شاید از یکسو به کاهش میزان محتواهای عمیق مرتبط باشد؛ یعنی هم اخبار و اطلاعات کوتاه و سریعشده باعث تغییر ذائقه مخاطب است و هم با کمبود محتواهای عمیق، کاربردی و قابل درک برای مخاطب، مواجه هستیم. بهواقع این دو عامل در کنار یکدیگر باعث تغییر ذائقه مخاطب شدهاند؛ اما این به معنای آن نیست که مخاطب مطالب عمیق را دوست ندارد.
نصیری افزود: میزان بازنشر، لایک، کامنت و استقبالی که از برخی گفتوگوهای تحلیلی و عمیق شده است، نشان میدهد آنها برای مخاطب جذاب هستند، اما متأسفانه تعداد این محتواها در فضای رسانهای کم است.
وی با بیان اینکه شبکههای اجتماعی معمولاً علاقهای ندارند الگوریتمهایشان مخاطب را به سمت عمیق شدن سوق دهد، گفت: الگوریتمها بهگونهای عمل میکنند که مخاطب سطحیتر و بهصورت کپسولی توجه کند و در اقتصاد توجه، مدام چرخ این صنعت را به گردش درآورد.
رئیس اندیشکده عصر هوشمندی با اشاره به نقش اقتصاد توجه در عملکرد الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، عنوان کرد: الگوریتم شبکههای اجتماعی اساساً بر پایه اقتصاد توجه عمل میکند و اقتصاد توجه نیز بر محتواهای کوتاه، سریع، جذاب و گاهی سطحی و صرفاً جلبکننده توجه، تمرکز دارد.
وی ادامه داد: بنابراین، الگوریتمها و مهندسیای که توسط آنها انجام میشود، حتماً بر ذائقه محتوایی مخاطبان تأثیر گذاشته و حتی نحوه تولید محتوا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
نصیری افزود: امروز اینفلوئنسرها، بلاگرها، میکرواینفلوئنسرها و دیگر تولیدکنندگان محتوا را میبینیم که براساس آنچه ازنظر الگوریتمی پسندیده است و مثلاً قابلیت بردن محتوا به اکسپلور را دارد، تولید محتوا میکنند و اینها همه لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
وی تأکید کرد: زمانی که از الگوریتم و سواد الگوریتم صحبت میکنیم، دقیقاً به این دلیل است که بدانیم الگوریتم چگونه ذائقهسازی و رفتارسازی میکند، چگونه بر حرکتهای اجتماعی و فهم اجتماعی از موضوعات تأثیر میگذارد و این ذائقه درنهایت چگونه میتواند جامعه را حتی در میانمدت و بلندمدت با تغییرات فرهنگی عمیق، مواجه کند.
این پژوهشگر سواد رسانه در ادامه با اشاره به خطر رواج خبرهای کوتاه و ویدئوهای چندثانیهای برای دقت و صحت اخبار، اظهار کرد: وقتی به سمت محتواهای کوتاه، جذاب و غیر دقیق یا غیر عمیق میرویم، ممکن است دقت، صحت و حتی نیاز به صحتسنجی نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
وی گفت: مخاطب در معرض محتواهایی با سرعت نور قرار میگیرد، اما دقیق و عمیق نمیشود؛ فقط توجه میکند، میبیند و بهصورت گذرا از کنار آن عبور میکند. به همین دلیل، جهانبینیای که افراد امروز تحت تأثیر همین خبرها یا محتواهای کوتاه پیدا میکنند، لزوماً جهانبینی دقیقی نیست.
نصیری ادامه داد: زمانی که درباره موضوعات با مخاطبان کمی عمیقتر صحبت میشود، متوجه میشوند که اساس مسئله را بهدرستی درک نکردهاند؛ زیرا محتوای کوتاه، حذف و تقطیع دارد و تلاش میکند یک بازنمایی مشخص و کپسولی از موضوع ارائه دهد.
وی افزود: در چنین شرایطی، مخاطب بعد متوجه میشود که موضوع ابعاد دیگری نیز داشته است و او براساس فرآیند کوتاه شدن محتوا، به درک کمی از ماجرا رسیده است.
نصیری تصریح کرد: به همین دلیل معمولاً معتقدیم این مدل، بهویژه در حوزه اخبار، میتواند اثرگذار باشد؛ زیرا تیتر و کلمات نیز در این فرآیند بهشدت بر ادراک مخاطب تأثیر میگذارند و توجه به زمینه، جزئیات، عقبه، پیشینه و سایر ابعاد یک رویداد در این فرآیند تقریباً به امری محال تبدیل میشود و مخاطب نیز اساساً به سمت آن نمیرود و حتی چنین گزارهای را در ذهن خود ندارد.
* رسانه حرفهای نباید دقت را فدای سرعت کند
دبیرکل باشگاه مدیریت رسانه درباره نحوه عملکرد رسانههای حرفهای در رقابت با محتوای کوتاه و سریع شبکههای اجتماعی گفت: سالها است رسانههای رسمی و جریان اصلی به سمت کم کردن قواعد و متون خبر رفتهاند و تلاش میکنند محتوا را روانتر و منسجمتر به مخاطب ارائه دهند؛ زیرا مخاطب تحت تأثیر شبکههای اجتماعی قرار دارد و در درجه نخست تمایل چندانی به خواندن یا دیدن یک خبر بسیار طولانی ندارد، مگر اینکه با یک مورد خاص یا اتفاقی عمیق مواجه باشد.
وی افزود: بااینحال، اینکه رسانههای حرفهای بهدلیل تغییر ذائقه مخاطب، حقایق را فدای کوتاه شدن و سرعت کنند، قطعاً قابل قبول نیست. رسانه حرفهای ملزم به رعایت همه فنون رسانهای برای انتشار صحیح اخبار و اطلاعات است و نمیتواند دقت، شفافیت و همهجانبهنگری در ارائه محتوا را فدای کوتاه کردن متن یا سرعت کند.
نصیری ادامه داد: البته سالها است اصول کوتاه کردن متون خبری آموزش داده میشود تا زوائد از بین برود و مخاطب بتواند به شکل آراسته و حرفهای، به اطلاعات دست پیدا کند.
* مواجه با خبر بیشتر است تا دنبال کردن آن
وی در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان گفت مخاطب امروز بهجای دنبال کردن خبر بیشتر با خبر مواجه میشود، اظهار کرد: مخاطب خبر را فقط میبیند و در معرض دیدش قرار میگیرد؛ معمولاً چندان به دنبال کنکاش درباره عوامل، زمینهها و پیشینه یک رخداد که از آن بهعنوان خبر یاد میکنیم، نمیرود.
این پژوهشگر سواد رسانه افزود: از سوی دیگر، بهدلیل تعدد اخبار درباره موضوعات، بهویژه مسائل مهم، مخاطب احساس میکند همه ابعاد ماجرا را دیده است؛ زیرا خبرهای مختلفی درباره یک موضوع خاص میبیند و میشنود.
وی تأکید کرد: این مسئله قطعاً برای آگاهی عمومی مانند یک زهر عمل میکند؛ زیرا مخاطب موضوعات را بهصورت برشخورده، بازنماییشده و قاببندیشده در قالب تکنیک فریمینگ یا چارچوببندی، میبیند. درواقع فرم و قالبی که به موضوع داده شده است، برای مخاطب جهانبینی و باور نسبت به آن موضوع را میسازد و این باور ممکن است با اصل آنچه اتفاق افتاده، تفاوتهای معناداری داشته باشد.
نصیری ادامه داد: بنابراین، این روند قطعاً پیامدهای مثبتی ندارد و مخاطب نیز احساس میکند چون اخبار زیادی درباره یک موضوع با تیتر و قاببندی مشخص دریافت کرده، اطلاعات موجود برای او کفایت میکند و دیگر به دنبال بررسی ابعاد مختلف آن نمیرود.
* سبد ترکیبی محتوا برای حفظ مخاطب
رئیس اندیشکده عصر هوشمندی در پاسخ به این پرسش که رسانهها برای حفظ مخاطبی که به محتوای سریع عادت کرده اما همزمان به ارائه اطلاعات دقیق و عمیق نیاز دارد چه الگویی را باید دنبال کنند؟ گفت: الگوی مناسب، یک الگوی ترکیبی است؛ یعنی نه میتوان محتوای کوتاهشده و برشخورده را حذف و نه میتوان از اطلاعات دقیق و عمیق صرف نظر کرد.
وی افزود: بنابراین، باید سبدی از همه انواع اطلاعات رسانهای در اختیار مخاطب قرار گیرد و در معرض دید او باشد؛ مخاطب نباید فقط با اخبار کوتاه، برشخورده یا اطلاعات کپسولی مواجه شود، بلکه باید اطلاعات عمیقتر و دقیقتری نیز در اختیار داشته باشد و بتواند تحلیلها را ببیند.
نصیری تصریح کرد: حتی خودِ نیاز به دانستن تحلیلها نیز باید در مخاطب بیدار شود و ما میبایست این مسئله را در ذهن او ایجاد کنیم که وجهی از ماجرا وجود دارد که شاید تاکنون به آن توجه و یا احساس نیاز نکرده است.
وی در پایان سخنانش گفت: چیدن یک سبد مصرف ترکیبی و ایجاد مطالبه و نیاز برای اینکه مخاطب همه ابعاد یک موضوع را ببیند، راستیآزمایی کند و درواقع مخاطب فعالتری در فضای رسانهای باشد، به نظر میرسد در این زمینه بسیار کاربردی است.