ترفندهای کارآفرینی زیر سایه موشک؛ هنر تابآوری در عصر اختلال
اتفاقات دودهه گذشته در دنیا نشان داد که ما در عصری زندگی میکنیم که از آن با عنوان «عصر بحرانهای دائمی» یاد میشود؛ جایی که تلاطمهای اقتصادی، تغییرات ناگهانی تصمیمسازیها و سایه سنگین بحرانهای نظامی، دیگر نه یک «استثنا»، بلکه بخشی از سیاستهای پیش روی دولتها محسوب میشوند.
در چنین جوی، تنها یک ویژگی است که مرز میان بقا و فنای ناگهانی را ترسیم میکند که این چیزی نیست جز تابآوری.
تابآوری در کسبوکار، برخلاف تصور رایج، صرفاً به معنای «تحمل فشار» یا «بقا در سختی» نیست. بلکه اگر سازمان را به یک موجود زنده تشبیه کنیم، تابآوری یعنی توانایی بازگشت به حالت اولیه پس از یک شوک شدید.
به دیگر سخن کسبوکارهای غیرمنعطف، درست همچون درختان کهنسالی که در برابر طوفان مقاومت میکنند و سرانجام میشکنند، در برابر بحرانهای ناشی از جنگ یا تحولات کلان اقتصادی محکوم به شکست هستند اما کسبوکار تابآور از تهدید، فرصتی برای بازآفرینی میسازد.
ضرورت تابآوری از آنجا ناشی میشود که در زمان بحران، تمامی الگوهای ذهنی مدیران و رفتارهای مصرفی مشتریان تغییر میکند تقاضا برای کالاهای غیرضروری فروکش میکند، زنجیرههای تأمین قطع میشوند و جریان نقدینگی نیز با رکود مواجه میشود بنابراین در چنین شرایطی اگر سازمانی پیشتر بر روی زیرساختهای تابآوری خود کار نکرده باشد، در وضعیت شوک غرق خواهد شد.
بر این اساس با توجه به قرار گرفتن در شرایط جنگ و بحران کنونی برآن شدیم تا درخصوص تابآوری کسب و کارها با مدرس و مشاور کارآفرینی گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
دکتر محسن برزگر خلیلی با تبیین وضعیت روانی حاکم بر بازار در زمان وقوع بحران گفت: واقعیت این است که در شرایط جنگی، عرضه و تقاضا بهشدت بههم میریزد که البته این شرایط برای همه یکسان نیست؛ برخی کسبوکارها بهشدت آسیب میبینند و برخی دیگر حتی ممکن است رونق بگیرند.
وی ادامه داد: چالش اصلی اینجاست که بسیاری از مدیران در زمان وقوع بحران، دچار «بهت و حیرت» میشوند و ممکن است روزها یا حتی ماهها را در این وضعیت سپری کنند و فرصت طلایی تصمیمگیری را از دست بدهند این درحالی است که کارآفرین برتر کسی است که از همان لحظات نخست گروه خود را جمع کرده، شروع به تفکر کند و با بررسی ابعاد مختلف، به جای انفعال، «ابتکار عمل» را به دست بگیرد.
*مهندسی معکوس محدودیتها؛ توقف طرحهای توسعهای و سبکسازی سازمان
وی با تأکید بر لزوم تغییر راهبردی در زنجیره تأمین و توسعه گفت: نخستین گام عملی، توقف طرحهای توسعهای و بلندپروازیهایی است که در شرایط عادی دنبال میشد، چراکه تقاضا دیگر به اندازه قبل نیست.
این کارشناس کارآفرینی افزود: مدیران کسبوکار باید سازمان خود را «سبکسازی» کنند؛ یعنی بخشهایی که بازدهی اقتصادی ندارند را تعطیل یا نیمهتعطیل نمایند.
برزگر خلیلی همچنین بر اهمیت «زنجیره تأمین» در شرایط جنگ تأکید کرد و گفت: پر کردن انبارها برای چند ماه و شناسایی نقاط بحرانی برای یافتن جایگزین مواد اولیه یا بومیسازی آنها حیاتی است. البته باید مشخص شود کدام تأمینکننده در این وضعیت دیگر پاسخگو نیست تا بتوان جایگزین مناسبی برای آن پیدا کرد.
*بحران نقدینگی و نقد نشدن چکها؛ هشدار نسبت به نگاه کوتاهمدت به جنگ
وی در مورد چالشهای شدید مالی گفت: اولین مشکل در بحث نقدینگی این است که تعهدات مالی (مانند چکها) وصول نمیشوند، زیرا مشتریان به دلیل شرایط موجود، چکهای خود را پاس نمیکنند. حتی دستورالعملهای بانک مرکزی مبنی بر «عدم برگشت زدن چکها» نیز باعث شده تا مشتریان تمایلی به نقد کردن تعهدات خود نشان ندهند.
وی افزود: راهکار اصلی، رایزنی مستقیم با مشتریان برای وصول حداکثری وجوه و در مقابل، مذاکره با طلبکاران برای دریافت زمان است.
این کارشناس کارآفرینی کار با بیان اینکه یک اشتباه راهبردی این است که برخی آدمها جنگ را کوتاهمدت (مثلاً 15 تا 20 روزه) فرض میکنند و منابع مالی خود را بر این اساس هزینه میکنند عنوان کرد: در حالی که باید فرض را بر طولانی بودن شرایط گذاشت و از هرگونه هزینه اضافی پرهیز کرد تا برای مدت طولانی «ذخیره راهبردی» داشته باشیم.
*بازاریابی خلاق در عصر اختلال شبکههای اجتماعی و تغییر رفتار مصرفکننده
برزگر خلیلی با اشاره به تغییر اولویتهای مردم، گفت: «در شرایط جنگی، مردم بسیار محتاط میشوند و هزینههای غیرضروری مثل خرید لباس و کفش شب عید را حذف میکنند. از سوی دیگر، وقتی ابزارهای اصلی مثل سایتها و شبکههای اجتماعی از کار میافتند، روشهای معمول بازاریابی بیاثر میشوند؛ بنابراین در اینجا باید با خلاقیت، به سراغ بازارها و تبلیغات جدید و حتی شیوههای سنتی رفت تا از افت تقاضا و ورشکستگی جلوگیری کرد. محدودیتها ذهن را به فکر بیشتر وا میدارند؛ وقتی مدل درآمدی فعلی جواب نمیدهد، باید بهدنبال کار بهتری بود.
*سرمایه انسانی؛ مدیریت استرس، بغضها و جلوگیری از فروپاشی گروه
وی با بیان این جمله که «کسبوکار چیزی جز نیروی انسانی نیست»، بر مدیریت تفاوتهای فردی در بحران تأکید کرد و افزود: جنگ شرایطی ایجاد میکند که همه در بهت فرو میروند، حال انکه شرایط روحی نیروها متفاوت است، برخی استرس بالایی دارند، با صدای یک موشک ذهنشان بههم میریزد، بغض یا گریه میکنند؛ بنابراین مدیر نباید یک برنامه و مدیریت واحد برای همه داشته باشد بلکه باید نیروی مستأصل را دورکار کرد و از نیروی مقاومتر استفاده کرد.
وی با تأکید بر اینکه بزرگترین نگرانی من بهعنوان یک کارآفرین از دست رفتن «گروه» است؛ گروهی که سالها برای ساختنش زحمت کشیده شده تشریح کرد: براین اساس کارکنان نباید احساس کنند رها شدهاند یا قرار است اخراج شوند و حتی ارتباطات باید «پررنگتر از قبل» حفظ شود؛ باید پیگیر حالشان بود و در کنارشان قرار گرفت.
*بحران بهمثابه آینه ناکارآمدی و موتور نوآوری
این مدرس کارآفرینی اذعان کرد: در شرایط عادی، بسیاری از ناکارآمدیهای سیستم دیده نمیشوند، اما شرایط جنگی دقیقاً نشان میدهد که کجای کسبوکار ما ضعیف است، از طرفی محدودیت، خلاقیت میآورد؛ همانطور که میگویند یکی از منابع خلاقیت، محدودیت است؛ بنابراین در همین محدودیتهاست که مدلهای کسبوکار نوآوری شده و قهرمانان و کارآفرینان برتر خود را نشان میدهند پس اگر خلاقیت و نوآوری داشته باشید، حتی در شرایط جنگی هم میتوان مدلها را تغییر داد و موفق شد.
معالوصف با توجه به آنچه گفته شد؛ امروزه تابآوری یک انتخاب نیست، بلکه تنها راه صیانت از سرمایههای مادی و معنوی است که طی سالها تلاش بهویژه در عرصه کسب کارها بهدست آمدهاند؛ اینکه کسبوکاری نتواند در برابر صدای لرزان بازار و شوکهای بیرونی همچون شرایط کنونی کشور و منطقه قد علم کند، نهتنها سهم بازار خود را از دست میدهد، بلکه ارزشمندترین داراییاش یعنی «گروه انسانی» را نیز در ورطه ناامیدی رها خواهد کرد. پس بازخوانی راهبردهای تابآوری، حیاتیترین مأموریت هر رهبر کسبوکار در دوران پرتلاطم فعلی است.