چرا خدا مستقیم با ما حرف نمیزند؟
آیات 113 تا 119 سوره بقره پرده از اختلافات و ادعاهای انحصارطلبانه یهودیان و مسیحیان برمیدارد؛ اختلافاتی که در آن هر گروه، دیگری را از حق و هدایت بیبهره میدانست. از نگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، محور اصلی این آیات، رد ادعاهای بیدلیل اهل کتاب، تأکید بر حاکمیت مطلق خداوند و تبیین حقیقت هدایت الهی است.
1. نفی انحصارطلبی و داوری نهایی با خدا
آیه 113 با اشاره به اختلاف میان یهودیان و مسیحیان، از ادعای متقابل آنان پرده برمیدارد: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَىٰ شَیْءٍ». هر گروه، دیگری را فاقد اعتبار دینی میدانست، در حالی که هر دو کتاب آسمانی را میخواندند. علامه طباطبایی این رفتار را نشانه تعصب و دوری از حقیقتطلبی میداند.
در ادامه، قرآن اینگونه داوریها را به سخنان کسانی تشبیه میکند که از حقیقت آگاهی ندارند («کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»)، و در نهایت یادآور میشود که داوری نهایی میان این اختلافات، روز قیامت به دست خداوند خواهد بود.
2. تخریب مساجد و ستیز با یاد خدا
آیه 114 به یکی از جلوههای آشکار ستم و دشمنی با معنویت اشاره میکند: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِی خَرَابِهَا».
این آیه شدت ستم کسانی را نکوهش میکند که مردم را از یاد خدا در مساجد بازمیدارند. ستم در این آیه به تخریب فیزیکی بنای مسجد محدود نیست، بلکه جلوگیری از عبادت و محرومکردن انسانها از ارتباط با پروردگار را نیز در بر میگیرد. چنین افرادی در دنیا به خواری و در آخرت به عذابی بزرگ گرفتار خواهند شد؛ چرا که تعرض به مسجد، تعرض به حق بندگی و پرستش است.
3. گستره مالکیت الهی و رد مرزبندیهای مذهبی
آیه 115 پاسخی روشن به نگاههای محدودکننده اهل کتاب درباره خداوند و عبادت اوست: «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ».
مشرق و مغرب نماد گستره جهاناند و همه آن به خداوند تعلق دارد. از منظر المیزان، این آیه بر احاطه و مالکیت مطلق خداوند بر عالم دلالت دارد؛ یعنی ذات اقدس الهی در چارچوب مکان، جهت یا قوم و قبیلهای خاص محصور نمیشود. البته این به معنای بینیازی از احکام عبادت یا بیاهمیتبودن قبله نیست، بلکه تأکیدی است بر اینکه هیچ نقطهای از جهان بیرون از قلمرو قدرت و حضور علمی خداوند قرار ندارد.
4. تنزیه خداوند از فرزند داشتن و شریک
آیه 116 با صراحت یکی دیگر از باورهای نادرست یهودیان و مسیحیان را درباره نسبت فرزند دادن به خدا رد میکند («وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ»). قرآن با واژه «سُبْحَانَهُ» خداوند را از هرگونه نقص و شباهت به مخلوقات منزه میشمارد و تأکید میکند که تمام آنچه در آسمانها و زمین است، ملک اوست و همگی در برابرش فرمانبردارند («بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ»).
آیه 117 نیز با عبارت «بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» یادآور میشود که خداوند پدیدآورنده هستی بدون نیاز به الگو و ابزار است و هرگاه اراده کند، تنها با فرمان «کن فیکون» آن را محقق میسازد؛ قدرتی که برای تجلی اراده خود به فرزند یا واسطه نیازی ندارد.
5. بهانهجویی منکران و درخواستهای ناموجه
آیه 118 به درخواست گروهی از ناآگاهان اشاره میکند که میگفتند: «لَوْلَا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَةٌ» (چرا خدا مستقیماً با ما سخن نمیگوید یا نشانه تازهای نمیفرستد؟).
قرآن این مطالبه ظاهرالصلاح را بهانهای برای نپذیرفتن حقیقت معرفی میکند و یادآور میشود که امتهای پیشین نیز سخنانی مشابه مطرح کرده بودند («کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ»). از منظر المیزان، ریشه این رفتار در شباهت دلها و نگرشهای بهانهجو نهفته است؛ گاهی انسان بهجای تسلیم در برابر دلایل روشن، پیوسته تقاضاهای جدیدی مطرح میکند تا زیر بار مسئولیتِ شناخت و پذیرش حقیقت نرود.
1. نفی انحصارطلبی و داوری نهایی با خدا
آیه 113 با اشاره به اختلاف میان یهودیان و مسیحیان، از ادعای متقابل آنان پرده برمیدارد: «وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَىٰ شَیْءٍ». هر گروه، دیگری را فاقد اعتبار دینی میدانست، در حالی که هر دو کتاب آسمانی را میخواندند. علامه طباطبایی این رفتار را نشانه تعصب و دوری از حقیقتطلبی میداند.
در ادامه، قرآن اینگونه داوریها را به سخنان کسانی تشبیه میکند که از حقیقت آگاهی ندارند («کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»)، و در نهایت یادآور میشود که داوری نهایی میان این اختلافات، روز قیامت به دست خداوند خواهد بود.
2. تخریب مساجد و ستیز با یاد خدا
آیه 114 به یکی از جلوههای آشکار ستم و دشمنی با معنویت اشاره میکند: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِی خَرَابِهَا».
این آیه شدت ستم کسانی را نکوهش میکند که مردم را از یاد خدا در مساجد بازمیدارند. ستم در این آیه به تخریب فیزیکی بنای مسجد محدود نیست، بلکه جلوگیری از عبادت و محرومکردن انسانها از ارتباط با پروردگار را نیز در بر میگیرد. چنین افرادی در دنیا به خواری و در آخرت به عذابی بزرگ گرفتار خواهند شد؛ چرا که تعرض به مسجد، تعرض به حق بندگی و پرستش است.
3. گستره مالکیت الهی و رد مرزبندیهای مذهبی
آیه 115 پاسخی روشن به نگاههای محدودکننده اهل کتاب درباره خداوند و عبادت اوست: «وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ».
مشرق و مغرب نماد گستره جهاناند و همه آن به خداوند تعلق دارد. از منظر المیزان، این آیه بر احاطه و مالکیت مطلق خداوند بر عالم دلالت دارد؛ یعنی ذات اقدس الهی در چارچوب مکان، جهت یا قوم و قبیلهای خاص محصور نمیشود. البته این به معنای بینیازی از احکام عبادت یا بیاهمیتبودن قبله نیست، بلکه تأکیدی است بر اینکه هیچ نقطهای از جهان بیرون از قلمرو قدرت و حضور علمی خداوند قرار ندارد.
4. تنزیه خداوند از فرزند داشتن و شریک
آیه 116 با صراحت یکی دیگر از باورهای نادرست یهودیان و مسیحیان را درباره نسبت فرزند دادن به خدا رد میکند («وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ»). قرآن با واژه «سُبْحَانَهُ» خداوند را از هرگونه نقص و شباهت به مخلوقات منزه میشمارد و تأکید میکند که تمام آنچه در آسمانها و زمین است، ملک اوست و همگی در برابرش فرمانبردارند («بَلْ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ»).
آیه 117 نیز با عبارت «بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» یادآور میشود که خداوند پدیدآورنده هستی بدون نیاز به الگو و ابزار است و هرگاه اراده کند، تنها با فرمان «کن فیکون» آن را محقق میسازد؛ قدرتی که برای تجلی اراده خود به فرزند یا واسطه نیازی ندارد.
5. بهانهجویی منکران و درخواستهای ناموجه
آیه 118 به درخواست گروهی از ناآگاهان اشاره میکند که میگفتند: «لَوْلَا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِینَا آیَةٌ» (چرا خدا مستقیماً با ما سخن نمیگوید یا نشانه تازهای نمیفرستد؟).
قرآن این مطالبه ظاهرالصلاح را بهانهای برای نپذیرفتن حقیقت معرفی میکند و یادآور میشود که امتهای پیشین نیز سخنانی مشابه مطرح کرده بودند («کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ»). از منظر المیزان، ریشه این رفتار در شباهت دلها و نگرشهای بهانهجو نهفته است؛ گاهی انسان بهجای تسلیم در برابر دلایل روشن، پیوسته تقاضاهای جدیدی مطرح میکند تا زیر بار مسئولیتِ شناخت و پذیرش حقیقت نرود.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.