نویسنده تاریخ همدان و پژوهشگر مسائل اجتماعی، مطرح کرد:
همدان؛ بازتابدهنده هویت و فرهنگ ایران
نویسنده تاریخ همدان و پژوهشگر مسائل اجتماعی، با واکاوی پیشینه مطالعات خود در عرصه تاریخنگاری، این شهر کهن را نه صرفاً یک جغرافیا، که همچون یک «مدل عینی» از پیکره و فرهنگ ایران معرفی کرد و گفت: رمزگشایی از تحولات اجتماعی و تاریخی همدان، دریچهای برای شناخت کل ساختار فرهنگی ایران فراهم میآورد.
همدان، این کهنشهر سرافراز که در امتداد هزارهها پیوندگاه تمدنها بوده، تنها خاستگاه آثار باستانی نیست؛ بلکه سرزمینی است که نویسندگان و پژوهشگران تراز اول و شاخصی را در دامان خود پرورده است. این مفاخر علمی که همواره دغدغه ریشههای تاریخی و تحولات اجتماعی سرزمینشان را داشتهاند، با نگاهی موشکافانه، بار سنگین واکاوی پیچیدگیهای امروز را بر دوش میکشند. همدان در واقع یک آزمایشگاه بزرگ جامعهشناسی است که هر گوشه از تاریخش، پاسخی برای چالشهای نوظهور دربر دارد.
در این نسخه از «سرآمدان»، با اسماعیل قدکچی که علاوهبر نویسندگی، تجربه سالها حضور در آموزش و پرورش را نیز در کارنامه خود دارد و در تازهترین پژوهش جامعهشناختیاش، به کالبدشکافی کوچ جمعیت از روستا به شهر که یکی از حیاتیترین بحرانهای معاصر است پرداخته؛ گفتوگو کردیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
نویسنده تاریخ همدان و پژوهشگر مسائل اجتماعی، در خصوص پیشینه ورود خود به عرصه پژوهشهای تاریخی و انگیزه نگارش آثارش اظهار کرد: مطالعات من از خاستگاه جامعهشناسی آغاز شد؛ چراکه معتقدم همدان را میتوان مدلی عینی از کل پیکره و فرهنگ ایران دانست و بر پایه همین نگرش جامعهشناختی، پژوهشهایم را پایهریزی کردم.
اسماعیل قدکچی، با اشاره به چالشها و موانع پیشروی پژوهشگران در بازتاب حقایق تاریخی تصریح کرد: نگارش مسائل تاریخی و اجتماعی همواره با دشواریهای نشر روبهرو است؛ چراکه تاریخ بر وقایع واقعی استوار است و نمیتوان رویدادها را بر اساس سیاستهای روز دستکاری کرد یا تطبیق داد؛ همین مسئله سبب شده برخی آثار فرصت چاپ پیدا نکنند.
وی در همین زمینه خاطرنشان کرد: کتابی جامع درباره «قحطیهای همدان» تدوین کردهام که پیشتر قرار بود حوزه هنری آن را منتشر کند، اما همچنان بلاتکلیف مانده است. همچنین پژوهش دیگری با موضوع «قحطیهای بزرگ در ایران» تألیف کردهام که چاپ آن نیز به موانعی برخورد کرده و متوقف شده است.
وی افزود: پژوهش درخصوص روستاهای ایران نیز از دیگر طرحهای در دست انجام من است که دوران پیش و پس از اصلاحات ارضی را دربر میگیرد.
*انتشار کتاب «سیر نوگرایی در همدان»
این نویسنده درباره آثار منتشرشده خود توضیح داد: تنها اثری که تاکنون موفق به انتشار آن شدهام، دوره چهارجلدی «سیر نوگرایی در همدان» است که فعلاً جلد نخست آن روانه بازار نشر شده و سه جلد بعدی در مرحله تکمیل و پیگیری است.
قدکچی در تشریح بنمایه پژوهش جدید خود درباره روستاها عنوان کرد: اقتصاد ایران پیش از انقلاب مشروطه کاملاً معیشتی بود و مردم در شهر و روستا صرفاً برای گذران زندگی روزمره تلاش میکردند. ساختار این اقتصاد در قالب نظامهای اربابرعیتی، عشایری یا شهری شکل میگرفت و مشاغلی چون مسگری، آهنگری و نظایر آن، بهدلیل جمعیت محدود روستاها و ناممکنبودن تولید در آن محیطها، در کالبد شهرها مستقر بودند.
وی با اشاره به مقطع زمانی ورود مدرنیته به کشور افزود: نشانههای تجدد از دوره ناصرالدینشاه قاجار و همزمان با ظهور پدیدههایی چون نظام پول و بانکداری خارجی وارد ایران شد و بنده این دگرگونیها را از عهد ناصری تا پیروزی انقلاب اسلامی واکاوی کردهام.
وی در پاسخ به پرسشی درباره نگرش ویژه خود به تاریخ معاصر همدان تأکید کرد: تمام دادههای این اثر متکی بر اسناد و مدارک متقن تاریخی است، اما وجه تمایز آن، رویکرد تحلیلی متفاوتی است که به پدیدهها داشتهام.
این نویسنده همدانی ادامه داد: همدان در پذیرش نهادهای نوین همواره در زمره کانونهای پیشتاز ایران بوده است؛ مدارسی نظیر «مدرسه آلیانس» (اتحاد) که توسط فرانسویها و در ابتدا با رویکردی مرتبط با جامعه یهودیان پایهگذاری شد، تأثیرات فرهنگی ژرفی بر کل ساختار شهر گذاشت؛ بهگونهای که چهرههای شاخصی مانند احسان یارشاطر، مشفق همدانی و میرزاده عشقی دانشآموخته همین مدرسه نوین بودند.
قدکچی همچنین با اشاره به تاریخچه بهداشت مدرن در این دیار ابراز کرد: پیش از احداث مراکز نوین، امور درمانی بیشتر بر پایه طب سنتی و فعالیت حکیمخانهها جریان داشت، اما احداث بیمارستانی که امروزه با نام بیمارستان اکباتان شناخته میشود توسط مبلغان مسیحی، نقشی تاریخی ایفا کرد؛ این مرکز حتی پیش از تأسیس دانشگاهها در ایران، عملاً در قامت یک دانشکده نوین پزشکی فعالیت میکرد و تأثیر چشمگیری بر تحول حوزه سلامت گذاشت.
وی درباره لحن و سبک نگارش کتابهای خود گفت: تلاش کردهام مطالب با رویکردی تدوین شود که افزون بر قابلیت استفاده برای برنامهریزان و تحلیلگران اجتماعی، برای عموم مخاطبان نیز ساده، ملموس و قابلفهم باشد.
*ریشهیابی زوال روستاها؛ از مقاومت تاریخی تا ضربه اصلاحات ارضی
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به تشریح تازهترین پژوهش در دست تألیف خود با موضوع «اثرات روستا در ایران قبل و بعد از اصلاحات ارضی» پرداخت و توضیح داد: روستا پایهریز و نگهدارنده هویت تاریخی و فرهنگی ایران است. در طول سدهها، اقوام مهاجم داخلی و خارجی مکرراً روستاها را ویران میکردند تا بر اراضی مسلط شوند، اما ازآنجاکه به کشت و کار محتاج بودند، مجدداً به روستاییان رجوع میکردند.
به اذعان این نویسنده، حتی پس از فجایعی نظیر هجوم مغول یا زلزلههای مهیب، این روستایی بود که بار دیگر دست به احیا و آبادانی میزد.
قدکچی درباره الگوهای مالکیت اراضی در پیشاتجدد اظهار کرد: مالکیت اراضی در گذشته در اَشکال اربابرعیتی، تیولداری، موقوفات یا خالصه دولتی جریان داشت، اما بار اصلی تولید همواره بر دوش روستایی بود. با این حال، کشاورز فقط صاحب «حق نسق زراعی» بهشمار میرفت و مالکیتی بر آب و زمین نداشت.
وی با اشاره به تقدم حیاتی آب نسبت به زمین در فلات ایران خاطرنشان کرد: طی قرون متمادی، شاهرگ معاش کشاورز و عایدی مالک از راه سرمایهگذاریهای عظیم بر حفر و نگهداری «قنات» تأمین میشد.
این نویسنده تاریخ با اشاره به اینکه کشاورز بسته به تأمین جفتگاو، بذر یا کود سهمی حداقلی میبرد و سهم اعظم درآمد به مالکان میرسید، گفت: حال پرسش بنیادین تحقیق من این است که چگونه پس از اصلاحات ارضی، با آنکه ظاهراً سهم آب و زمین به کشاورز رسید و عایدی او بالا رفت، روستایی بهجای ماندن در زادگاه خویش، به یکباره از روستا کنده شد و سیل مهاجرت به شهرهای بزرگ به راه افتاد؟
قدکچی در تحلیل این پدیده عینی تصریح کرد: در آن مقطع من در تهران دانشجو بودم و از نزدیک شاهد بودم که چگونه جمعیت زیر 1.5 میلیون نفری پایتخت ناگهان به بیش از 4.5 میلیون نفر جهش پیدا کرد که اکثریت قاطع آنان روستاییان مهاجر بودند.
*خطای بنیادین ملیکردن آبها و فروپاشی تعاونیهای سنتی
وی در تشریح دلایل ناکامی اصلاحات ارضی تأکید کرد: بزرگترین خطای این برنامه آن بود که بدون شناخت ساختار درونی روستا اجرا شد. طراحان اصلاحات ارضی مسئله مدیریت آب را کاملاً نادیده گرفتند و با ملی اعلام کردن آبها، آن را بدون متولی و نظام پایش رها ساختند.
نویسنده تاریخ همدان افزود: در نظام سنتی، حفظ و لایروبی قناتها بهدلیل وسواس مالکان و خودیاری کشاورزان با دقت انجام میشد. افزون بر این، میرآبها و آبیاران محلی بدون دخالت فیزیکی اربابان و بهصورت سینهبهسینه میدانستند متناسب با میزان بارندگی هر سال، کدام اراضی را زیر کشت آبی ببرند و کدام بخشها را به «آیش» بگذارند.
به اذعان قدکچی، اما با ملی شدن آب، حفر قارچگونه چاههای عمیق و احداث سدها کلید خورد که نتیجه فاجعهبار آن، خشکیدن سفرههای زیرزمینی و قنوات و کمآبی رودخانهها بود؛ امری که پایههای ارتزاق کشاورز را فروپاشید.
وی همچنین با تبیین ابعاد اقتصاد معیشتی در روستاها یادآور شد: در جامعهای که بالغ بر 70 درصد جمعیت آن روستایی بود، تولید بر پایه پیوندهای خانوادگی جریان داشت و مزدبگیری معنا نداشت؛ از کودک خردسال در چرای دامها تا سالمندان با دوکریسی، همگی در اقتصاد خانه سهیم بودند.
این نویسنده افزود: علاوه بر دامداری محدود وابسته به علوفه بومی، مشاغلی مانند قالیبافی، جاجیمبافی و سفالگری ممر درآمد مکمل روستایی بود، در حالی که شهرها تنها بارانداز مازاد محصولات و عرضهکننده تولیداتی چون آهنگری و مسگری محسوب میشدند.
قدکچی در آسیبشناسی پیامدهای این دگرگونی شتابزده ابراز کرد: کنده شدن ناگهانی کشاورزان از روستا و سرریز آنان به شهرها بدون تمهید زیرساختهای زیستی، پیامدهای ناگواری به همراه داشت؛ افراد به ناچار به مشاغل کاذب نظیر دستفروشی و آسیبهای اجتماعی دیگر سوق پیدا کردند و هنجارهای فرهنگی شهرهای بزرگ دستخوش بحران شد.
وی تصریح کرد: اگر برنامه اصلاحات ارضی با شناخت واقعی و بر بستر تعاونیهای سنتی و ریشهدار بهصورت سهام زراعی پیاده میشد، روستایی هرگز تن به مهاجرت نمیداد.
وی در پایان گفت: پیامد این سیاستهای ناپخته آن شد که ایران از صادرکننده عمده خشکبار، گندم و برنج، به واردکننده گندم و برنج تبدیل شد، درآمدهای نفتی جایگزین اقتصاد تولیدمحور گشت و صنایع دستی بومی از رونق افتاد؛ بحرانهایی که پیامدها و اثرات مستقیم آن تا به امروز بر پهنه جامعه و اقتصاد کشور سنگینی میکند.
همدان، این کهنشهر سرافراز که در امتداد هزارهها پیوندگاه تمدنها بوده، تنها خاستگاه آثار باستانی نیست؛ بلکه سرزمینی است که نویسندگان و پژوهشگران تراز اول و شاخصی را در دامان خود پرورده است. این مفاخر علمی که همواره دغدغه ریشههای تاریخی و تحولات اجتماعی سرزمینشان را داشتهاند، با نگاهی موشکافانه، بار سنگین واکاوی پیچیدگیهای امروز را بر دوش میکشند. همدان در واقع یک آزمایشگاه بزرگ جامعهشناسی است که هر گوشه از تاریخش، پاسخی برای چالشهای نوظهور دربر دارد.
در این نسخه از «سرآمدان»، با اسماعیل قدکچی که علاوهبر نویسندگی، تجربه سالها حضور در آموزش و پرورش را نیز در کارنامه خود دارد و در تازهترین پژوهش جامعهشناختیاش، به کالبدشکافی کوچ جمعیت از روستا به شهر که یکی از حیاتیترین بحرانهای معاصر است پرداخته؛ گفتوگو کردیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
نویسنده تاریخ همدان و پژوهشگر مسائل اجتماعی، در خصوص پیشینه ورود خود به عرصه پژوهشهای تاریخی و انگیزه نگارش آثارش اظهار کرد: مطالعات من از خاستگاه جامعهشناسی آغاز شد؛ چراکه معتقدم همدان را میتوان مدلی عینی از کل پیکره و فرهنگ ایران دانست و بر پایه همین نگرش جامعهشناختی، پژوهشهایم را پایهریزی کردم.
اسماعیل قدکچی، با اشاره به چالشها و موانع پیشروی پژوهشگران در بازتاب حقایق تاریخی تصریح کرد: نگارش مسائل تاریخی و اجتماعی همواره با دشواریهای نشر روبهرو است؛ چراکه تاریخ بر وقایع واقعی استوار است و نمیتوان رویدادها را بر اساس سیاستهای روز دستکاری کرد یا تطبیق داد؛ همین مسئله سبب شده برخی آثار فرصت چاپ پیدا نکنند.
وی در همین زمینه خاطرنشان کرد: کتابی جامع درباره «قحطیهای همدان» تدوین کردهام که پیشتر قرار بود حوزه هنری آن را منتشر کند، اما همچنان بلاتکلیف مانده است. همچنین پژوهش دیگری با موضوع «قحطیهای بزرگ در ایران» تألیف کردهام که چاپ آن نیز به موانعی برخورد کرده و متوقف شده است.
وی افزود: پژوهش درخصوص روستاهای ایران نیز از دیگر طرحهای در دست انجام من است که دوران پیش و پس از اصلاحات ارضی را دربر میگیرد.
*انتشار کتاب «سیر نوگرایی در همدان»
این نویسنده درباره آثار منتشرشده خود توضیح داد: تنها اثری که تاکنون موفق به انتشار آن شدهام، دوره چهارجلدی «سیر نوگرایی در همدان» است که فعلاً جلد نخست آن روانه بازار نشر شده و سه جلد بعدی در مرحله تکمیل و پیگیری است.
قدکچی در تشریح بنمایه پژوهش جدید خود درباره روستاها عنوان کرد: اقتصاد ایران پیش از انقلاب مشروطه کاملاً معیشتی بود و مردم در شهر و روستا صرفاً برای گذران زندگی روزمره تلاش میکردند. ساختار این اقتصاد در قالب نظامهای اربابرعیتی، عشایری یا شهری شکل میگرفت و مشاغلی چون مسگری، آهنگری و نظایر آن، بهدلیل جمعیت محدود روستاها و ناممکنبودن تولید در آن محیطها، در کالبد شهرها مستقر بودند.
وی با اشاره به مقطع زمانی ورود مدرنیته به کشور افزود: نشانههای تجدد از دوره ناصرالدینشاه قاجار و همزمان با ظهور پدیدههایی چون نظام پول و بانکداری خارجی وارد ایران شد و بنده این دگرگونیها را از عهد ناصری تا پیروزی انقلاب اسلامی واکاوی کردهام.
وی در پاسخ به پرسشی درباره نگرش ویژه خود به تاریخ معاصر همدان تأکید کرد: تمام دادههای این اثر متکی بر اسناد و مدارک متقن تاریخی است، اما وجه تمایز آن، رویکرد تحلیلی متفاوتی است که به پدیدهها داشتهام.
این نویسنده همدانی ادامه داد: همدان در پذیرش نهادهای نوین همواره در زمره کانونهای پیشتاز ایران بوده است؛ مدارسی نظیر «مدرسه آلیانس» (اتحاد) که توسط فرانسویها و در ابتدا با رویکردی مرتبط با جامعه یهودیان پایهگذاری شد، تأثیرات فرهنگی ژرفی بر کل ساختار شهر گذاشت؛ بهگونهای که چهرههای شاخصی مانند احسان یارشاطر، مشفق همدانی و میرزاده عشقی دانشآموخته همین مدرسه نوین بودند.
قدکچی همچنین با اشاره به تاریخچه بهداشت مدرن در این دیار ابراز کرد: پیش از احداث مراکز نوین، امور درمانی بیشتر بر پایه طب سنتی و فعالیت حکیمخانهها جریان داشت، اما احداث بیمارستانی که امروزه با نام بیمارستان اکباتان شناخته میشود توسط مبلغان مسیحی، نقشی تاریخی ایفا کرد؛ این مرکز حتی پیش از تأسیس دانشگاهها در ایران، عملاً در قامت یک دانشکده نوین پزشکی فعالیت میکرد و تأثیر چشمگیری بر تحول حوزه سلامت گذاشت.
وی درباره لحن و سبک نگارش کتابهای خود گفت: تلاش کردهام مطالب با رویکردی تدوین شود که افزون بر قابلیت استفاده برای برنامهریزان و تحلیلگران اجتماعی، برای عموم مخاطبان نیز ساده، ملموس و قابلفهم باشد.
*ریشهیابی زوال روستاها؛ از مقاومت تاریخی تا ضربه اصلاحات ارضی
وی در بخش دیگری از این گفتوگو به تشریح تازهترین پژوهش در دست تألیف خود با موضوع «اثرات روستا در ایران قبل و بعد از اصلاحات ارضی» پرداخت و توضیح داد: روستا پایهریز و نگهدارنده هویت تاریخی و فرهنگی ایران است. در طول سدهها، اقوام مهاجم داخلی و خارجی مکرراً روستاها را ویران میکردند تا بر اراضی مسلط شوند، اما ازآنجاکه به کشت و کار محتاج بودند، مجدداً به روستاییان رجوع میکردند.
به اذعان این نویسنده، حتی پس از فجایعی نظیر هجوم مغول یا زلزلههای مهیب، این روستایی بود که بار دیگر دست به احیا و آبادانی میزد.
قدکچی درباره الگوهای مالکیت اراضی در پیشاتجدد اظهار کرد: مالکیت اراضی در گذشته در اَشکال اربابرعیتی، تیولداری، موقوفات یا خالصه دولتی جریان داشت، اما بار اصلی تولید همواره بر دوش روستایی بود. با این حال، کشاورز فقط صاحب «حق نسق زراعی» بهشمار میرفت و مالکیتی بر آب و زمین نداشت.
وی با اشاره به تقدم حیاتی آب نسبت به زمین در فلات ایران خاطرنشان کرد: طی قرون متمادی، شاهرگ معاش کشاورز و عایدی مالک از راه سرمایهگذاریهای عظیم بر حفر و نگهداری «قنات» تأمین میشد.
این نویسنده تاریخ با اشاره به اینکه کشاورز بسته به تأمین جفتگاو، بذر یا کود سهمی حداقلی میبرد و سهم اعظم درآمد به مالکان میرسید، گفت: حال پرسش بنیادین تحقیق من این است که چگونه پس از اصلاحات ارضی، با آنکه ظاهراً سهم آب و زمین به کشاورز رسید و عایدی او بالا رفت، روستایی بهجای ماندن در زادگاه خویش، به یکباره از روستا کنده شد و سیل مهاجرت به شهرهای بزرگ به راه افتاد؟
قدکچی در تحلیل این پدیده عینی تصریح کرد: در آن مقطع من در تهران دانشجو بودم و از نزدیک شاهد بودم که چگونه جمعیت زیر 1.5 میلیون نفری پایتخت ناگهان به بیش از 4.5 میلیون نفر جهش پیدا کرد که اکثریت قاطع آنان روستاییان مهاجر بودند.
*خطای بنیادین ملیکردن آبها و فروپاشی تعاونیهای سنتی
وی در تشریح دلایل ناکامی اصلاحات ارضی تأکید کرد: بزرگترین خطای این برنامه آن بود که بدون شناخت ساختار درونی روستا اجرا شد. طراحان اصلاحات ارضی مسئله مدیریت آب را کاملاً نادیده گرفتند و با ملی اعلام کردن آبها، آن را بدون متولی و نظام پایش رها ساختند.
نویسنده تاریخ همدان افزود: در نظام سنتی، حفظ و لایروبی قناتها بهدلیل وسواس مالکان و خودیاری کشاورزان با دقت انجام میشد. افزون بر این، میرآبها و آبیاران محلی بدون دخالت فیزیکی اربابان و بهصورت سینهبهسینه میدانستند متناسب با میزان بارندگی هر سال، کدام اراضی را زیر کشت آبی ببرند و کدام بخشها را به «آیش» بگذارند.
به اذعان قدکچی، اما با ملی شدن آب، حفر قارچگونه چاههای عمیق و احداث سدها کلید خورد که نتیجه فاجعهبار آن، خشکیدن سفرههای زیرزمینی و قنوات و کمآبی رودخانهها بود؛ امری که پایههای ارتزاق کشاورز را فروپاشید.
وی همچنین با تبیین ابعاد اقتصاد معیشتی در روستاها یادآور شد: در جامعهای که بالغ بر 70 درصد جمعیت آن روستایی بود، تولید بر پایه پیوندهای خانوادگی جریان داشت و مزدبگیری معنا نداشت؛ از کودک خردسال در چرای دامها تا سالمندان با دوکریسی، همگی در اقتصاد خانه سهیم بودند.
این نویسنده افزود: علاوه بر دامداری محدود وابسته به علوفه بومی، مشاغلی مانند قالیبافی، جاجیمبافی و سفالگری ممر درآمد مکمل روستایی بود، در حالی که شهرها تنها بارانداز مازاد محصولات و عرضهکننده تولیداتی چون آهنگری و مسگری محسوب میشدند.
قدکچی در آسیبشناسی پیامدهای این دگرگونی شتابزده ابراز کرد: کنده شدن ناگهانی کشاورزان از روستا و سرریز آنان به شهرها بدون تمهید زیرساختهای زیستی، پیامدهای ناگواری به همراه داشت؛ افراد به ناچار به مشاغل کاذب نظیر دستفروشی و آسیبهای اجتماعی دیگر سوق پیدا کردند و هنجارهای فرهنگی شهرهای بزرگ دستخوش بحران شد.
وی تصریح کرد: اگر برنامه اصلاحات ارضی با شناخت واقعی و بر بستر تعاونیهای سنتی و ریشهدار بهصورت سهام زراعی پیاده میشد، روستایی هرگز تن به مهاجرت نمیداد.
وی در پایان گفت: پیامد این سیاستهای ناپخته آن شد که ایران از صادرکننده عمده خشکبار، گندم و برنج، به واردکننده گندم و برنج تبدیل شد، درآمدهای نفتی جایگزین اقتصاد تولیدمحور گشت و صنایع دستی بومی از رونق افتاد؛ بحرانهایی که پیامدها و اثرات مستقیم آن تا به امروز بر پهنه جامعه و اقتصاد کشور سنگینی میکند.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.