درمان درد خشونت کلامی با آموزش مهارتهای ارتباطی
یک روانشناس و مدرس دانشگاه، با تشریح مصادیق و عوامل مؤثر در بروز خشونت کلامی، گفت: تحقیر، تهدید، طعنهزدن، قضاوتکردن، برچسبزدن، دادزدن و فریادکشیدن ازجمله مصادیق این نوع خشونت است و برای کاهش آن باید مهارتهای ارتباطی، مدیریت هیجانات و شیوههای صحیح حل تعارض را در خانواده و جامعه تقویت کرد.
دکتر ریحانه صبورنژاد با اشاره به مصادیق خشونت کلامی در روابط اجتماعی اظهار کرد: دو همکار ممکن است درباره موضوعی اختلافنظر داشته باشند یا با یکدیگر دچار تعارض شوند، اما میتوانند مسئله را به سمتی هدایت کنند که در نهایت به حل آن منجر شود. با این حال، گاهی ناراحتیهای قبلی، کینه یا حسادت باعث میشود اختلافنظر به خشونت کلامی تبدیل شود.
وی افزود: در چنین شرایطی، ممکن است یکی از طرفین با لحنی از بالا به پایین با دیگری صحبت کند و خود را برتر از او بداند؛ برای مثال، با عباراتی مانند من از تو بهتر میفهمم یا عقل میگوید که اینطور است، بهطور ضمنی یا مستقیم به طرف مقابل توهین کند و او را بیعقل یا نادان خطاب کند.
وی ادامه داد: گاهی نیز اختلاف به دادزدن و فریادکشیدن بر سر یکدیگر میانجامد و در مواردی، خشونت کلامی به شکلهای ظریفتری مانند قضاوتکردن و برچسبزدن بروز پیدا میکند.
این روانشناس با اشاره به عوامل فردی و خانوادگی مؤثر در شکلگیری خشونت کلامی بیان کرد: این رفتار ممکن است ریشه در تربیت خانوادگی داشته باشد. از سوی دیگر، برخی افراد مهارت مقابله با موقعیتهای تنشزا را نیاموختهاند و در مدیریت هیجانات خود با مشکل مواجهاند؛ بنابراین، لازم است از نظر شخصیتی و رفتاری روی این افراد کار شود و مهارتهای زندگی، ازجمله مهارت مدیریت خشم، به آنها آموزش داده شود.
صبورنژاد با اشاره به نقش الگوهای ارتباطی خانواده در شکلگیری خشونت کلامی اظهار کرد: در برخی خانوادهها، خشونت کلامی حتی در قالب شوخیهای روزمره رواج دارد و والدین نیز در تعاملات خود از این شیوههای ارتباطی استفاده میکنند؛ درحالیکه این رفتارها میتواند به عادیسازی خشونت کلامی در روابط خانوادگی منجر شود.
وی افزود: خشونت کلامی صرفاً به دادزدن و فریادکشیدن محدود نمیشود، بلکه رفتارهایی مانند تحقیر، تهدید و سرزنش را نیز دربرمیگیرد.
این روانشناس با اشاره به نقش فضای مجازی در گسترش خشونت کلامی اظهار کرد: در این فضا، بهدلیل نبود ارتباط چهرهبهچهره، افراد ممکن است با سهولت بیشتری به رفتارهای خشونتآمیز کلامی روی بیاورند؛ مسئلهای که بهتدریج موجب رواج و عادیشدن این رفتارها در تعاملات مجازی شده است.
صبورنژاد با اشاره به تغییر الگوهای ارتباطی در میان نسلهای جدید افزود: برخی کودکان، نوجوانان و جوانان، خشونت کلامی را شیوهای جذاب و متناسب با سبک ارتباطی نسل خود میدانند و در مقابل، گفتوگوی مؤدبانه را روشی سنتی و ناسازگار با الگوهای ارتباطی خود تلقی میکنند.
به گفته وی، تغییر در برخی باورها و ارزشها نیز میتواند در شکلگیری و گسترش این نگرشها نقش داشته باشد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به نقش برخی باورهای فرهنگی در ترویج خشونت کلامی اظهار کرد: در برخی فرهنگها، اعمال قدرت با رفتارهای خشونتآمیز همراه دانسته میشود و آرامش و ملایمت در گفتار، نشانه ضعف تلقی میشود؛ درحالیکه قدرت را با رفتارهایی مانند بلندکردن صدا، تحقیر، تهدید و سرزنش دیگران تعریف میکنند. تداوم چنین نگرشهایی میتواند به تقویت و گسترش خشونت کلامی در مناسبات اجتماعی منجر شود.
صبورنژاد با اشاره به تأثیر فشارهای اقتصادی بر بروز خشونت کلامی اظهار کرد: مشکلات اقتصادی بهتنهایی عامل بروز این رفتارها نیستند، اما فشارهای ناشی از تأمین هزینههای زندگی میتواند ظرفیت روانی افراد را کاهش دهد و توانایی آنها را در مدیریت هیجانات و انعطافپذیری در مواجهه با موقعیتهای مختلف تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: افرادی که بهطور مداوم با دغدغههایی مانند تأمین هزینههای مسکن و مخارج روزمره مواجهاند و درآمدشان پاسخگوی نیازهای زندگی نیست، ممکن است در کنترل هیجانات خود با دشواری بیشتری روبهرو شوند.
این مدرس دانشگاه اظهار کرد: انباشت فشارهای روانی ناشی از مشکلات معیشتی میتواند ظرفیت تحمل افراد را کاهش دهد؛ بهگونهای که حتی در مواجهه با مسائل کوچک نیز واکنشهای تند و خشونتآمیز کلامی از خود نشان دهند. هرچند فشارهای اقتصادی یکی از عوامل مؤثر در بروز این رفتارهاست، اما نمیتوان آن را تنها عامل خشونت کلامی دانست.
صبورنژاد با اشاره به پیامدهای روانی خشونت کلامی بر افراد اظهار کرد: قرار گرفتن در معرض خشونت کلامی میتواند احساس ارزشمندی فرد را تضعیف کرده و فشار روانی قابلتوجهی بر او وارد کند.
وی افزود: تداوم این رفتارها ممکن است فرد را به اجتناب از برقراری ارتباط با فرد خشونتگر سوق دهد؛ چراکه نگرانی از تحقیر مجدد یا برچسبزنی، تمایل او را به گفتوگو کاهش میدهد. استمرار این رفتارها میتواند زمینهساز بروز اضطراب، افسردگی و سایر آسیبهای روانی شود و با کاهش صمیمیت در محیط خانواده، روابط میان والدین و فرزندان را نیز تضعیف کند.
این روانشناس با اشاره به پیامدهای اجتماعی عادیشدن خشونت کلامی اظهار کرد: رواج بیاحترامی در جامعه موجب نادیدهگرفتن حریمهای فردی و ورود به محدوده شخصی دیگران میشود.
صبورنژاد افزود: حتی افرادی که خود از خشونت کلامی استفاده نمیکنند، ممکن است در مواجهه با چنین رفتارهایی دچار فشار و تنش روانی شوند؛ ازاینرو، عادیشدن توهین، تحقیر و پرخاشگری کلامی میتواند کیفیت روابط انسانی و احساس امنیت روانی در تعاملات اجتماعی را تضعیف کند.
وی با تأکید بر ضرورت آموزش مهارتهای ارتباطی از دوران کودکی اظهار کرد: خانواده یکی از مهمترین بسترهای آموزش و نهادینهسازی رفتارهای صحیح ارتباطی است و والدین باید بیش از آموزشهای کلامی، از طریق رفتار و عملکرد خود الگوی مناسبی برای فرزندان باشند.
وی افزود: حاکمیت احترام در روابط میان والدین و پرهیز از بهکارگیری خشونت کلامی در گفتوگوهای خانوادگی، نقش مهمی در شکلگیری الگوهای ارتباطی سالم در فرزندان دارد.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر ضرورت آموزش شیوه صحیح مواجهه با اختلافنظر در خانواده افزود: فرزندان باید در محیط خانواده بیاموزند که بروز اختلاف و تعارض در روابط امری طبیعی است، اما مدیریت آن مستلزم احترام متقابل، شنیدن دیدگاههای یکدیگر، انعطافپذیری و تلاش برای دستیابی به توافق است.
صبورنژاد تصریح کرد: والدین باید به فرزندان خود آموزش دهند که میتوان نارضایتی و ناراحتی را بیان کرد، اما در عین حال با گفتوگو و تعامل سازنده، مسائل را حلوفصل کرد و از تشدید تعارضها جلوگیری به عمل آورد.
وی با تأکید بر اهمیت آموزش مهارتهای هیجانی و ارتباطی از دوران کودکی اظهار کرد: آموزش عذرخواهی، پذیرش تفاوتها و شناخت هیجاناتی مانند خشم ازجمله مواردی است که باید مورد توجه والدین قرار گیرد. کودکان باید بیاموزند که خشم هیجانی طبیعی است، اما مدیریت آن به مهارت نیاز دارد. آموزش مهارتهای ارتباطی از سنین پایین میتواند توانایی افراد را در گفتوگو، حل مسائل و پیشگیری از خشونت کلامی در آینده تقویت کند.
وی با اشاره به نقش نظام آموزشی و رسانهها در پیشگیری از خشونت کلامی افزود: آموزش خانوادهها در زمینه مدیریت رسانه و ارتقای آگاهی درباره شیوههای صحیح ارتباطی ضروری است. همچنین، معلمان باید از تحقیر و سرزنش دانشآموزان پرهیز کنند و با تقویت مهارتهای ارتباطی خود، الگوی مناسبی برای تعامل با آنان باشند.
وی با تأکید بر مسئولیت رسانههای جمعی در این زمینه تصریح کرد: تلویزیون، رادیو و فضای مجازی باید در پیشگیری از رواج خشونت کلامی و قلدری نقش مؤثرتری ایفا کنند و از عادیسازی این رفتارها در محتوای رسانهای جلوگیری شود.
این مدرس دانشگاه با اشاره به ضرورت توجه نهادهای اجرایی و کارفرمایان به سلامت روان جامعه اظهار کرد: دولت، کارفرمایان و کارخانهها باید سلامت روان افراد را جدی بگیرند و برای تسهیل دسترسی آنان به خدمات روانشناختی اقدامات لازم را انجام دهند. در این راستا، گسترش پوشش بیمهای خدمات درمانی ضروری است تا افرادی که به کمکهای روانشناختی نیاز دارند، بتوانند با هزینه کمتری از خدمات روانشناسان بهرهمند شوند.
صبورنژاد ادامه داد: خدمات روانشناختی باید بهصورت مستمر و با هزینه مناسب در دسترس مردم قرار گیرد و توجه به سلامت روان نباید به هفته سلامت روان یا مناسبتهای مشابه و اقدامات تبلیغاتی محدود شود. بلکه لازم است روانشناسان و متخصصان این حوزه در طول سال امکان ارائه خدمات به افراد نیازمند را داشته باشند تا مردم بتوانند برای رسیدگی به مسائل و مشکلات روانی خود از این خدمات استفاده کنند.
وی با اشاره به نحوه مواجهه با خشونت کلامی در محیط کار و مناسبات اجتماعی اظهار کرد: آموزش مهارت جرأتمندی، ارتباط مؤثر و گوشدادن فعال به افراد کمک میکند تا بدون تشدید تنش از حقوق خود دفاع کنند و با دعوت طرف مقابل به گفتوگو، اختلافات را به شیوهای سازنده حلوفصل کنند.
این روانشناس با تأکید بر انتخاب زمان مناسب برای گفتوگو افزود: گاهی سکوت و فاصلهگرفتن موقت از موقعیت تنشزا، به فروکشکردن تنش و شکلگیری گفتوگوی مؤثر کمک میکند؛ ازاینرو، احترام به تفاوتهای شخصیتی و شرایط روحی افراد در مدیریت تعارض ضروری است.
صبورنژاد با اشاره به ضرورت پرهیز از توهین در جریان اختلافنظرها تصریح کرد: اگر طرف مقابل آمادگی لازم برای گفتوگو را داشته باشد، میتوان به او یادآوری کرد که توهین مشکلی را حل نمیکند و بهتر است بهجای حمله به یکدیگر، بر مسئله اصلی تمرکز کنیم. هدف از گفتوگو نیز نباید غلبه یک طرف بر طرف دیگر باشد، بلکه باید به دستیابی به راهحلی منجر شود که خواستهها و منافع هر دو طرف را تأمین کند.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت نهادینهسازی فرهنگ گفتوگو در جامعه خاطرنشان کرد: باید به افراد آموخت که بهدنبال راهحلهای برد ـ برد باشند تا هر دو طرف بتوانند از طریق گفتوگو و توافق به خواستههای خود نزدیک شوند. آموزش مهارتهای گفتوگو و حل تعارض نیز به مدیریت اختلافها بدون توهین و پرخاشگری و برقراری روابط سالمتر کمک میکند.