خلأ موزههای خصوصی در پایتخت تاریخ و تمدن
سپهرغرب، گروه - شهره کرمی :
در این میان، «موزههای خصوصی» بهعنوان ویترینهایی از عشق، تخصص و پایداری، نقشی بیبدیل در تمرکززدایی از میراث فرهنگی ایفا میکنند. برخلاف موزههای دولتی که غالباً بر روایتهای کلان تاریخی و سیاسی متمرکز هستند، موزههای خصوصی به «تاریخِ خرد» میپردازند؛ از ظرافتهای یک پیشه فراموششده تا سیر تحول اشیایی که دههها در تاقچههای خانگی، بخشی از هویت یک خانواده یا صنف بودهاند.
اهمیت موزههای خصوصی در دنیای امروز از دو منظر «توسعه پایدار گردشگری» و «امنیت فرهنگی» قابل بررسی است. این موزهها با جلب مشارکت مستقیم شهروندان و با ایجاد تنوع در جاذبههای شهری، گردشگری را از حالت تکبُعدی خارج میکنند. هر موزه خصوصی، سندی است از حضور و پویایی یک ملت در طول سدهها؛ سندی که نشان میدهد فرهنگ نه در بخشنامهها، بلکه در بطن زندگی مردم ریشه دارد.
در این میان، استان همدان بهعنوان پایتخت تاریخ و تمدن ایران، با دارا بودن مجموعهدارانی تراز اول و فرهنگ دیرینه «عتیقهداری خانگی»، ظرفیتی عظیم و کشفنشده در این عرصه دارد. جایی که هر خانه قدیمی، بالقوه یک موزه است، ضرورت بازنگری در سیاستهای حمایتی میراث فرهنگی بیشازپیش احساس میشود.
در همین راستا با دکتر محمدرضا عراقچیان عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان و محمد صیفیکار کنشگر حوزه میراث فرهنگی و عباس فرهادیمقدم که از مجموعهداران حوزه کتاب و اشیای قدیمی است، در این خصوص گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
* «موزهها»، عامل وحدتآفرین و نماد امنیت ملی
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به تغییر نگرش سنتی به مقوله موزه، اظهار کرد: بسیاری با شنیدن نام موزه، به یاد تفریح و گذران اوقات فراغت میافتند؛ اما حقیقت این است که موزهها نقشی فراتر دارند. آنها عهدهدار وظیفه انتقال تجربه، فرهنگ، تمدن و دانش هستند.
محمدرضا عراقچیان افزود: موزهها میتوانند عامل وحدتبخش در جامعه باشند و حتی امنیت پایدار ایجاد کنند. حضور گردشگران خارجی برای بازدید از تمدن یک کشور، نشاندهنده وجود امنیت در آن مرز و بوم است؛ بنابراین موزه را باید یک مجموعه فرهنگی امنیتآفرین دانست.
* چرا به موزههای خصوصی نیاز داریم؟
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به الگوهای جهانی موزهداری، خاطرنشان کرد: در تمام دنیا موزهها لزوماً دولتی نیستند. موزههای خصوصی با تمرکز بر جزئیاتِ زندگی اقوام، ویژگیهای مشاغل کهن، پوشاک و خوراک طوایف مختلف، پیوندی عمیق میان نسل گذشته و جدید برقرار میکنند.
وی با بیان اینکه دولتها بهتنهایی قادر به مدیریت تمام عرصههای میراثی نیستند، گفت: بخش خصوصی میتواند در حوزههایی که حساسیت حاکمیتی (نظیر موزههای اسلحه) ندارد، بسیار چابکتر و دقیقتر عمل کند و باعث ایجاد الفت میان انسانها و تاریخشان شود.
* راهکارهای سهگانه دولت برای حمایت از مجموعهداران
عراقچیان درباره چگونگی ورود دولت به این چرخه تصریح کرد: وزارت میراث فرهنگی بهعنوان متولی اصلی، باید از سه طریقِ شناسایی، مذاکره و حمایت، راه را برای مجموعهداران هموار کند.
وی این راهکارها را چنین برشمرد و گفت: مورد نخست، تأمین فضا است؛ بسیاری از مجموعهداران اشیای ارزشمندی دارند، اما فضای نمایش ندارند که دولت میتواند با واگذاری بناهای تاریخی، قراردادهای مشارکتی امضا کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان دومین مورد را تأمین محتوا معرفی کرد و افزود: افرادی هستند که خانههای قدیمی باارزشی دارند، اما فاقد اشیای موزهای هستند؛ در اینجا دولت میتواند بهعنوان واسط، اشیا را برای نمایش به این مکانها منتقل کند.
وی ادامه داد: دیگر موضوع خدمات کارشناسی است؛ بسیاری از صاحبان حرف و مشاغل قدیمی (مانند قالیبافی یا آهنگری)، لوازم ارزشمندی دارند، اما از ارزش موزهای آنها بیخبر هستند. دولت باید با ارائه مشاوره کارشناسی، آنها را به سمت راهاندازی موزه هدایت کند.
* ظرفیتهای پنهان همدان و مدل موفق دانشگاه بوعلی سینا
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به وضعیت خاص استان همدان، گفت: موزه خصوصی به معنای غیر دولتی بودن نیست، بلکه به معنای مدیریتِ خارج از بدنه مستقیم میراث فرهنگی است. برای نمونه، موزه تاریخ طبیعی دانشگاه بوعلی سینا که توسط دانشگاه راهاندازی شده، یک الگوی موفق از موزهداری نهادی است که با نظارت میراث فرهنگی فعالیت میکند.
عراقچیان با اشاره به روحیات خاص مردم این دیار، اظهار کرد: اگر در رفتار مردم همدان دقیق شویم، به سه ویژگی بارز برمیخوریم؛ نخست تمایل به نگهداری نقدینگی در بانکها و دوم علاقه وافر به تملک زمین و ملک و ویژگی سوم که دقیقاً با موضوع هویت و میراث مرتبط بوده، سنت نگهداری آثار قدیمی و عتیقه در خانهها است.
وی افزود: تقریباً در هر خانه قدیمی همدانی، بهویژه قدیمیترها، تاقچهها و کمدهایی مملو از اشیای ارزشمندی چون بلورجات، کریستال، صنایع چوبی و فلزی، میز و صندلیهای لهستانی و پارچههای نفیس گلابتوندوزی، ملیلهدوزی و زربفت است که هرکدام بهتنهایی یک اثر موزهای محسوب میشوند.
* همدان، خاستگاه مجموعهداران تراز اول کشور
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با تمجید از سطح کیفی مجموعهداران همدانی، تصریح کرد: در همدان افرادی هستند که سرآمدان کشورند؛ مجموعهدارانی که تخصصیترین آثار هنری، خط، نقاشی و سکه را جمعآوری کردهاند. برای نمونه، برخی از بهترین کارشناسان شناسایی سکههای تاریخی و یا بایگانهای حرفهای مطبوعات قدیمی کشور در همدان حضور دارند که ثروت فرهنگی بیبدیلی را در اختیار دارند.
عراقچیان در ادامه افزود: ارائه مشاورههای تخصصی و اعطای امکانات و خدمات فنی به این افراد، میتواند راه را برای راهاندازی موزههای خصوصی هموار کند. معتقدم اگر این پیوند میان دولت و مجموعهداران برقرار شود، شاهد یک تحول شگرف در ساختار فرهنگی و اجتماعی همدان خواهیم بود.
* نقشه راه تحول فرهنگی همدان؛ از موزههای خانگی تا موزههای صنفی و اداری
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به روحیه مجموعهداری در فرهنگ عامه همدان، معتقد است با یک برنامهریزی دقیق از سوی میراث فرهنگی، میتوان ظرف یک سال حداقل 20 موزه خصوصی جدید در سطح استان راهاندازی کرد.
وی ظرفیت راهاندازی موزههای خصوصی را در سه سطح طبقهبندی کرد و گفت: نخست خانوادهها و مجموعهداران؛ افرادی که بهصورت شخصی یا خانوادگی، آثار تمدنی و هنری را گردآوری کردهاند.
به اذعان عراقچیان، دومین مورد اصناف و اتحادیهها هستند؛ هر صنف در همدان (نظیر قالیبافی، آهنگری، نجاری و غیره) ظرفیت ایجاد یک موزه تخصصی را دارد. موزههای مردمشناسی، مشاغل، تمبر و حتی موزه کبریت میتواند توسط اتحادیههای صنفی مدیریت شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان ادامه داد: سوم، ادارات دولتی و نهادهای دولتی و نیمهدولتی هستند؛ بسیاری از ادارات (مانند پست، مخابرات، وزارت نفت و شرکت گاز) تجهیزات قدیمی و نوستالژیکی دارند که امروز در ردیف اشیای موزهای است. الگوبرداری از تجربه موفق «موزه آموزشوپرورش» در همدان ( توسط آقای قشمی)، میتواند در سایر ادارات نیز تکرار شود.
عراقچیان با بیان اینکه تنوع موزهها میتواند پاسخگوی هر نوع سلیقهای باشد، اظهار کرد: در همدان ظرفیت راهاندازی موزههایی با موضوعات خاص نظیر «موزه تمبر» و یا «موزه نامهرسانی» وجود دارد؛ برای مثال اداره پست و شرکت مخابرات میتوانند با همکاری هم، موزههای تخصصی «ارتباطات» و «تاریخ نامهرسانی» را ایجاد کنند.
وی افزود: اداره صنایع میتواند در تأسیس موزههای «صنعت و فناوری» پیشقدم شود و وزارت نفت یا شرکت گاز نیز در حوزههای تخصصی خود گنجینههای ارزشمندی را به نمایش بگذارند.
این استاد دانشگاه با اشاره به وجود تجهیزات قدیمی در بایگانی ادارات، تصریح کرد: امروزه بسیاری از لوازمی که در انباری ادارات خاک میخورند، در ردیف اشیای موزهای قرار گرفتهاند. ماشینتحریرهای قدیمی، نخستین نسل از رایانهها، سیستمهای بایگانی دستی و حتی تجهیزات قدیمی سرمایشی و گرمایشی مثل پنکهها و رادیو-تلویزیونهای قدیمی، همگی بخشی از تاریخ تحول اداری ما هستند.
وی تأکید کرد: این اشیا لزوماً نباید دور ریخته شوند؛ بلکه میتوان با یک مدیریت صحیح، آنها را در قالب موزههای داخلی یا تخصصی سازمانها به نمایش گذاشت تا نسل جدید با سیر تحول فناوری و کاغذبازیهای اداری، آشنا شود.
عراقچیان در ادامه تأکید کرد: اگر اداره میراث فرهنگی برنامهمحور حرکت کند، مجموعهداران را فرا بخواند و با ارائه مشاورههای دوستانه، خدمات فنی و حمایتهای کالبدی (تأمین فضا)، بخشی از هزینهها را تقبل کند، شاهد یک انقلاب فرهنگی خواهیم بود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: عدد 20 برای موزههای بالقوه همدان بسیار حداقلی است؛ من اطمینان میدهم اگر اراده مدیریتی وجود داشته باشد، ما بیش از 20 مجموعه داریم که آمادگی دارند ظرف مدت یکسال، به موزههای فعال و بالفعل تبدیل شوند و ویترین فرهنگی استان را متحول کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با تأکید بر اینکه راهاندازی 20 موزه جدید در همدان نیازمند بودجه نیست، خواستار ایجاد انگیزه و همافزایی میاندستگاهی برای تبدیل گنجینههای خانگی و صنفی به جاذبههای گردشگری شد.
* راهکار خروج از رکود: همافزایی میاندستگاهی
عراقچیان در ادامه تصریح کرد: بسیاری از این اقدامات بیش از آنکه به بودجه نیاز داشته باشند، به «همت» و «اراده» نیاز دارند. میراث فرهنگی نباید به بهانه کمبود امکانات، فرصتسوزی کند؛ چراکه راهاندازی موزههای خصوصی لزوماً مستلزم هزینهکرد دولتی نیست، بلکه نیازمند حمایت معنوی و بسترسازی است.
وی در پایان با مخاطب قرار دادن مدیران متولی میراث فرهنگی، گفت: در هفته میراث فرهنگی انتظار میرود این سازمان با تشکیل جلسات مشترک با استاندار، معاونت عمرانی، شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر، حمایت این ارگانها را برای تسهیل فرایند موزهداری، جلب کند. اگر انگیزه لازم در بدنه مدیریتی ایجاد شود، قطعاً شاهد فعال شدن دهها موزه بالقوه در سطح استان خواهیم بود که ثمره آن، تحول عمده در حوزههای فرهنگی، ارتباطی و صنعت گردشگری پایتخت تاریخ و تمدن ایران است.
* میراث ملی در حبس خانگی؛ گنجینههای همدان در خطر نابودی یا خروج از استان
یک کنشگر حوزه میراث فرهنگی نیز نسبت به وضعیت نگرانکننده مجموعهداران خصوصی در همدان هشدار داد و خواستار مداخله فوری متولیان امر برای جلوگیری از نابودی یا مهاجرت این آثار ارزشمند شد.
محمد صیفیکار با اشاره به ظرفیتهای بینظیر مجموعهداری در همدان، اظهار کرد: ما در شهر همدان مجموعهداران بسیار شاخصی داریم که آثاری در سطح ملی و جهانی در اختیار دارند، اما متأسفانه این ذخایر ارزشمند امروز بهجای موزه، در زیرزمینها، پستوها و صندوقچههای خانگی نگهداری میشوند؛ این آثار که بخشی از شناسنامه فرهنگی ما هستند، در معرض تهدیدات جدی ازجمله نمزدگی، موریانه، فرسودگی و حتی سرقت قرار دارند.
وی افزود: برخی از این آثار حتی به ثبت ملی هم رسیدهاند، اما عملاً در عزلت و بایگانی خانگی بهسر میبرند. نگهداری آثار تاریخی در منازل، مانند این است که روی بنایی چون گنبد علویان، پردهای بکشیم و مانع دیدن آن شویم؛ تا زمانی که این پرده کنار نرود، مردم و پژوهشگران از برکات این تمدن بیبهره خواهند بود.
* از نقاشیهای قهوهخانهای تا ساز مشاهیر موسیقی ایران
این کنشگر حوزه میراث فرهنگی با ذکر مصادیقی از ثروتهای پنهان مذکور، گفت: در همدان مجموعهداری داریم که نفیسترین پردههای نقاشی نقالی و قهوهخانهای ایران، متعلق به هنرمندانی چون حسین همدانی خوشدست را در اختیار دارد؛ آثاری که اگر بهموقع مرمت و روغنکاری نشوند، رنگهایشان شکسته و برای همیشه از بین میروند. همچنین مجموعه معظمی از آلات موسیقی در همدان وجود دارد که بهدلیل نبود فضای نمایش، در معرض دید عموم نیست.
وی همچنین به وجود یکی از بزرگترین مجموعهداران سکه ایران در همدان اشاره کرد و افزود: برخی از این سکهها منحصربهفرد بوده و در دنیا نمونه دومی ندارند، اما امروز در گاوصندوقها محبوس شدهاند.
* فرصتطلبی استانهای همجوار و انفعال مدیران همدانی
صیفیکار نسبت به خروج این آثار از استان هشدار داد و تصریح کرد: متأسفانه بهدلیل نبود حمایت و فضای مناسب در همدان، استانهای دیگر درحال رایزنی با مجموعهداران ما هستند تا این گنجینهها را از همدان خارج کنند؛ این یک زنگ خطر جدی برای مدیریت شهری و میراث فرهنگی استان است.
وی تأکید کرد: دولت و نهادهایی مانند استانداری، میراث فرهنگی، راه و شهرسازی و شهرداری باید وارد میدان شوند. خانههای قدیمی و واجد ارزش که در اختیار ارگانهای دولتی است، بهترین فضا برای تبدیل شدن به موزههای خصوصی هستند.
این کنشگر حوزه میراث فرهنگی در ادامه پیشنهاد داد: اگر دولت توان خرید این آثار یا ایجاد موزههای مجزا را ندارد، دست کم میتواند با در اختیار قرار دادن بناهای تاریخی، موزههای خصوصی اشتراکی ایجاد کند؛ مجموعهداران همدانی نیازمند ویترین و فضایی استاندارد برای نمایش و صیانت از این تاریخ ملی هستند. تنها با یک حرکت جهادی و اختصاص فضا، میتوان این ظرفیت بالقوه را به یک جاذبه گردشگری و فرهنگی بیبدیل برای همدان تبدیل کرد.
* هشدار نسبت به نابودی گنجینههای تاریخی در خانههای همدان
صیفیکار در پایان سخنانش با بیان مشاهدات عینی خود، افزود: من از نزدیک شاهد بودهام که کتابهای نفیس و نسخ خطی که میراث مکتوب این سرزمین هستند، در کارتن نگهداری میشوند. شک نکنید که این آثار در چنین وضعیتی دچار عارضه شده و بهزودی از بین میروند. آثاری که باید زینتبخش موزهها باشند، بهدلیل بیتوجهی متولیان، در عزلت و غربت بایگانی شدهاند.
عباس فرهادیمقدم، متولد 1328، چهرهای شناختهشده در ورزش همدان است؛ او که روزگاری در تیم ملی کُشتی خوش درخشیده، در سال 1350 و در اوج دوران ورزشیاش در سن 22 سالگی، دوبنده کشتی را آویخت تا مسیر جدیدی را در زندگی خود آغاز کند. او پس از گذراندن دوران سربازی و دبیری کمیته فوتبال کارگران، بهواسطه علاقهای وافر، قدم در دنیای کتاب و اشیای قدیمی گذاشت.
فرهادی دراینباره توضیح داد: از همان جوانی علاقه عجیبی به کتاب داشتم. شروع کردم به خواندن و خریدن؛ حالا این مجموعه به حدود پنج هزار جلد کتاب رسیده است.
* گنجینهای 500 ساله در قلب مجموعه شخصی
آنچه مجموعه آقای فرهادی را از دیگران متمایز میکند، وجود نسخههای خطی و چاپهای سنگی بسیار کمیاب است. در میان قفسههای او، از قرآنهای خطی و شاهنامههای قدیمی گرفته تا کتبی همچون مثنوی با قدمت 500 سال، دیده میشود.
وی علاوهبر کتاب، به جمعآوری اشیای مردمشناسی نیز پرداخته است؛ اشیایی که روزگاری بخشی از زندگی روزمره مردم همدان بودهاند.
فرهادی تشریح کرد: هرچه که به نظر مردم بیارزش یا قدیمی میآمد، من برای حفظ هویتمان، جمع کردم؛ از شمشیر و تبر گرفته تا گرامافون، ضبط صوت، سماورهای زغالی و حتی اشیای سادهای مثل آفتابهلگنهای قدیمی که هرکدام داستانی در دل دارند.
* بذل دانش و تجربه
این مجموعهدار پیشکسوت با گشادهدستی، بخشی از آثار ارزشمند مرتبط با مشاهیر همدان را به موزه «بدیعالحکما» اهدا کرده است؛ گهواره امیر شورینی، تابلوها و متعلقات مربوط به چهرههای شاخصی همچون دکتر میرهادی، ازجمله آثاری هستند که به همت او اکنون در معرض دید عموم قرار دارند.
فرهادی درباره چگونگی نگهداری از این آثار حساس ابراز کرد: سالها در طبقه زیرین منزلم که فضایی خنک و دور از رطوبت بود، از این کتابها، مجلات و اشیا مراقبت کردم. کتاب و کاغذ به نور و دما بسیار حساس هستند و حفظ آنها در این سالها، مسئولیت سنگینی بود.
وی در ادامه با نگاهی دغدغهمند، به وضعیت فرهنگ مطالعه در جامعه اشاره کرد و گفت: تجملات جایگزین فرهنگ بصری و مطالعاتی شده است.
این مجموعهدار همدانی با اشاره به اینکه امروز در هر خانهای میلیونها تومان صرف فرش و پتو و ظروف میشود اما کتاب سهم ناچیزی دارد، اذعان کرد: مردم باید بدانند که اشیای پلاستیکی و ملامین با شکستن از بین میروند، اما فرهنگ و کتاب چون اصیل هستند، ارزششان را بهسادگی از دست نمیدهند.
فرهادی با اشاره به تجربیات پیشین خود در نمایش آثار در اماکنی همچون آرامگاه باباطاهر و باغ نظری، از نبود امنیت کافی گلایه کرد و گفت: در دورههای گذشته که آثاری را برای نمایش عمومی گذاشتیم، بهدلیل نبود حفاظ و نظارت صحیح، شاهد آسیب دیدن آثار بودیم؛ ازجمله شکسته شدن قوری قدیمی با تصویر دکتر مصدق و یا آسیب دیدن مجلات قدیمی که توسط بازدیدکنندگان ورق زده میشدند.
وی افزود: اگر قرار باشد فضایی مانند یک موزه یا خانهای قدیمی برای نمایش این آثار اختصاص یابد، نخستین و مهمترین خواسته ما، تأمین امنیت کامل، استفاده از ویترینهای محافظ و سیستم حفاظتی استاندارد است تا نگرانی از بابت آسیب رسیدن به اشیا، وجود نداشته باشد.
* مسئولان باید پیشقدم شوند
فرهادی در پاسخ به این پرسش که آیا تاکنون برای نمایش آثار در قالب موزه پیگیری انجام داده است یا خیر؟ تأکید کرد: ما به دنبال ادارات نمیرویم تا بگوییم بیایید اسناد و اشیای ما را نمایش دهید؛ این نهادهای متولی و میراث فرهنگی هستند که باید پیشقدم شوند و از مجموعهداران دعوت به همکاری کنند.
وی افزود: تجربه نشان داده وقتی سندی گم میشود و یا یک شیء آسیب میبیند، کسی مسئولیت قبول نمیکند و با یک صلوات، غائله را ختم میکنند!
فرهادی معتقد است درصورت ایجاد یک فضای تخصصی، مجموعهداران دیگر نیز آمادگی دارند آثار خود را برای بازدید عموم، عرضه کنند.
وی در پایان سخنانش درخصوص شرایط نمایش آثار پیشنهاد داد: علاوهبر ویترینهای محافظ، حضور خود مجموعهداران نیز در چنین فضایی، ضروری است تا درباره تاریخچه هر اثر، به بازدیدکنندگان توضیح دهند.
* موزههای خصوصی، حلقه مفقوده در زنجیره حفاظت از هویت ملی
درنهایت باید بر این حقیقت پای فشرد که موزههای خصوصی، حلقه مفقوده در زنجیره حفاظت از هویت ملی و توسعه پایدار شهری هستند؛ این گزارش، پیش از آنکه فراخوانی برای جمعآوری اشیا باشد، دعوتی است برای «مدیریتِ سرمایههای انسانی». مجموعهداران، صنفداران و مدیران، سربازان گمنام عرصه فرهنگ هستند که هریک بخشی از پازل تمدنی ایران را در اختیار دارند. اما این پازل تنها زمانی کامل میشود که نهادهای حاکمیتی، بهویژه میراث فرهنگی، از نقش سنتی «ناظرِ صرف» خارج شده و در قامت یک «تسهیلگر و مشاور» ظاهر شوند.
واقعیت این است که در مسیر راهاندازی موزههای خصوصی، آنچه بیش از بودجههای کلان و اعتبارات دولتی راهگشا خواهد بود، «همت مدیریتی» و «دیپلماسی بین دستگاهی» است. مدیریتِ صحیح در این حوزه یعنی شناسایی افرادی که دلسوزانه عمری را صرف صیانت از آثار قدیمی کردهاند و سپس پُل زدن میان این سرمایههای شخصی و فضاهای کالبدی شهر. اگر مدیریت ارشد استان و متولیان میراث فرهنگی بتوانند انگیزه و اعتماد لازم را در بدنه بخش خصوصی و ادارات ایجاد کنند، همدان نهتنها در تاقچههای خانگیاش، بلکه در ویترینهای استاندارد و علمی، روایتگر تاریخ شکوهمند خود خواهد بود.
امروز و در آستانه تحولات نوین فرهنگی، ایجاد موزههای خصوصی یک «انتخاب» نیست، بلکه یک «ضرورت» برای بقای هویت در عصر جهانی شدن است. با تکیه بر ظرفیت سهگانه «خانوادهها، اصناف و ارگانها»، میتوان همدان را به موزه شهری تبدیل کرد که در هر گوشه آن، بخشی از شناسنامه این مرزوبوم به زبانی نو روایت میشود. اکنون توپ در زمین مدیرانی است که باید ثابت کنند برای پاسداشت تاریخ، لزوماً نیازمند خزانههای پُر نیستند؛ بلکه با کمی تدبیر، احترام به مجموعهداران و «همتی» جهادی، میتوان پایتخت تاریخ و تمدن را به جایگاه واقعیاش، بازگرداند.