چرا برخی افراد بعد از قبول مسئولیت، 180 درجه تغییر رویه میدهند؟
رئیس شورای حوزههای علمیه تهران با بیان اینکه در روزگار ما نیز بودند و هستند مسئولانی که در مراتب و مناصب مختلف قرار گرفته و به جاهلیت قبل از انقلاب بازگشتهاند، گفت: وقتی کسی به قدرت کاذب ظاهری، دسترسی پیدا میکند، به هنجارشکنی دست میزند.
آیتالله علیاکبر رشاد؛ رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران در ابتدای درس خارج فقه زیست فناوری و مهندسی ژنتیک در حوزه علمیه امامرضا(ع) تهران با بیان کلام مولای متقیان که فرمودهاند: «مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ»؛ یعنی هر که به قدرت رسد، سرکش و مغرور میشود، گفت: امیر حکمت و بلاغت، حضرت علیعلیهالسلام در حکمت 207 کتاب شریف نهجالبلاغه به یکی از اصول بسیار مهم روانشناسی قدرت؛ البته قدرت ظاهری اشاره فرموده است؛ یعنی کسی که به قدرت، نعمت و مواهبی دسترسی یافته و استطاله کرده، زیادهروی، دستدرازی، سرکشی، طغیان و گردنکشی میکند. اصولاً قدرت موجب استکبار، عجب و خودبرتربینی میشود.
وی در بیان اقسام قدرت گفت: قدرت دو جور است؛ قدرت واقعی و قدرت ظاهری. قدرت صادق و قدرت کاذب. در این کلام امیرالمومنین علیهالسلام سخن از قدرت ظاهری و قدرت کاذب است، نه قدرت واقعی و قدرت صادق و سالم. چراکه در قدرت واقعی و کسی که حقیقتاً مقتدر میشود، اثر آن استطاله، طغیان و گردنکشی یا خودبرتربینی و عُجب نیست، بلکه اثر آن معکوس است؛ یعنی اگر قدرت، حقیقی و واقعی باشد، فرد آنچنان نفس قوی، سلیم، متین و موقری پیدا میکند که با این بادها نمیلرزد، به اینکه قدرتی دارد و اقتداری بههم زده، غرور به او دست نمیدهد و فریفته نشده و دچار خودبرتربینی نمیشود. برعکس اگر قدرت حقیقی و واقعی باشد، انسان را به فروتنی و تواضع وا میدارد. قدرت واقعی، حقیقی و سالم و صالح این اثرش را دارد.
آیتالله رشاد تاکید کرد: قدرت ظاهری و کاذب به اعجاب و طغیان منجر میشود، چون قدرت واقعی نبوده و انسان ضعیفالنفس، درونش حقیر است، در درون احساس حقارت میکند، لذا تا قدرت را به کف میآورد، رفتار نابهنجار از او سر میزند و به سرکشی و گردنکشی دست میزند و به اموال و جان دیگران دستدرازی میکند. این خاصیت قدرت کاذب و قدرت ظاهری چون حقیقی نیست و الا اگر کسی قدرت دارد، به کاری که حاکی از ضعف نفس و حقارت باطن است، دست نمیزند.
وی ادامه داد: زورگویی و گردنکشی نشانه حقارت باطنی بوده و پیداست که این فرد عنصر وقار و متانت و حقیقت بزرگی ندارد و به تعبیر دیگر کسی که دست به قدرت پیدا میکند، اگر قدرت حقیقی و باطنی باشد، وقتی بزرگ میشود، بزرگوار هم میشود، اما کسی که به قدرت ظاهری دست پیدا میکند و به ظاهر بزرگ میشود، باطن او بزرگوار نمیشود. در نتیجه کارهایی که خلاف بزرگواری است از او سر میزند. خداوند متعال قادر علیالاطلاق است، اما هرگز ستم نمیکند، امیرالمومنین علی علیهالسلام مقتدر و قدرتمند بود، اما متواضعتر از او در عالم سراغ نداریم.
این مدرس خاج فقه و اصول افزود: کسانی که امروزه قدرت و حکومت را در این سرزمین بیتاریخ در قبضه دارند، احساس قدرت کاذب میکنند و از قدرت ظاهری برخوردارند، بیآنکه بفهمند این قدرت واقعی نیست و با این توهم که مقتدرند، گردنکشی میکنند و درصدد هستند که به همه عالم حتی به همپیمانانشان، حتی به اروپاییها نیز زور بگویند، حتی به دیگر کفار عالم، چه رسد به مومنین و مسلمانان جهان. این خاصیت قدرت کاذب و قدرت ظاهری است.
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران در پاسخ به این سوال که چطور است بعضی از مسئولان و متولیان امور قبل از تصدی مسئولیت و قبل از تولیت سمت، انسانهای صالح، عناصر سالم، افراد متواضع و فروتنی هستند، اما وقتی به مقام میرسند، آرامآرام شخصیت آنها تغییر کرده و فکر و فعلشان نیز عوض میشود، گفت: معالاسف در کشور خودمان نیز هستند، بیآنکه تصریح کنم بهعنوان و سمتی، چراکه همه مخاطبان، شنوندگان، و بینندگان و خوانندگان این مطالب، خود به مصادیق منتقل خواهند شد و ضمیر مرجع خود را پیدا میکند. اینکه میبینیم افرادی صالح، سالم، متخلق، متعهد و حتی متعبد هستند، وقتی به قدرت میرسند، بهتدریج تغییر میکنند، حتی به ضدخودشان بدل میشوند. ما مقامات و مسئولان کمی نداشتیم که در طول اینمدت که افزون بر 40 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد، وقتی در جایگاههای مسئولیتی قرار گرفتند، در یک فرآیند پرشتاب شخصیتشان به ضدشخصیت قبلیشان تبدیل شد و گاهی هم از هر حیث کاملاً زیرورو شدند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: سرّ این مسئله در چیست؟ آیا اینها قبلاً هم فاسد بودند؟ قبلاً هم دارای این خصایل منفی بودند یا بعداً چنین شدند؟ بعید نیست که بعضی از اینها چنین بوده و نفاق ورزیده باشند! اما بهنظر میرسد براساس کلام امیرالمومنین علیهالسلام که اگر کسی که به قدرت برسد، گردنکش میشود، چون قدرتِ کاذب و ظاهری بوده و این قدرتی که به کف آمده با باطن فرد که حقیر است، همافق نیست، پس آن باطن بروز پیدا میکند و این قدرت را ابزار طغیان، گردنکشی، غرور، خودبرترانگاری و خودبرتربینی و اعمال این خود برتری کاذب وا میدارد و این حالت را در برخی افراد به وجود میآورد.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: لذا نباید تعجب کرد که در صدر اسلام، کسانی که در زمره مسلمانانی بودند که در همان اوان و زمان آغاز بعثت در صدر اسلام، مسلمان شدند و در جنگهای مختلف در غزوات در کنار پیامبر اعظم شمشیر زدند، اما بعد به فرهنگ جاهلیت بازگشتند و عملاً و فکراً در مقابل اسلام و در مقابل آرمانها و آموزههای نبوی قرار گرفتند و سعی کردند که تعالیم نبوی و اسلام آزادیبخش را نابود کنند و در فکر و فعل در مقابل اسلام ایستادند، هرچند که بعضی از آنها مدعی تداوم مسیر پیامبر اعظم(ص) بودند و ادعای خلافت آن بزرگوار را داشتند.
آیتالله رشاد یادآوری کرد: در روزگار ما نیز بودند و هستند مقامات و مسئولانی که در مراتب و مناصب مختلف سمتی قرار گرفتند، 180 درجه تغییر کرده و به جاهلیت قبل از انقلاب بازگشت کردند و حال آنکه پس از دستیابی به قدرت با حال آنها پیش از قدرت، دچار چرخش 180 درجه متفاوت است و حتی گاه در مقابل آرمانهای انقلاب موضع گرفته و انسان از این چرخش شگفتزده میشود! این مسئله به جهت اصل روانشناسی قدرت است که وقتی به قدرت کاذبِ ظاهری کسی دسترسی پیدا میکند، در حالی که باطنش مقتدر نیست، ظاهر بزرگ است، ولی باطن بزرگ نیست. بزرگ شدهاند، اما بزرگوار نیستند، در نتیجه به هنجارشکنی، شالودهشکنی و تقابل با انقلاب، اخلاق و تعالیم دینی که پیشتر مروج و مدافع آنها بودهاند، دست میزند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: یک تذکر در پایان عرض کنم و آن اینکه در جامعهشناسی مبحثی است با عنوان «چرخش نخبگان». برخی تحلیلگران میخواهند چرخشهایی را که برخی چهرهها در فرایند 40سال گذشته بدان مبتلا شدهاند، به اصل جامعهشناسی چرخش نخبگان تطبیق بدهند و این یک اشتباه بزرگ است، زیرا آنچه در این دوره و در کشور رخ میدهد، نوعاً مصداق «چرخش چهرههاست» نه « چرخش نخبگان»، چون اکثریت چشمگیر نخبگان کشور پای آرمانهای انقلاب ایستادهاند و اکثریت افراد دچار دگردیسی و چرخش مصداق نخبه نیستند، آنها فقط چهرهاند؛ یعنی بهدلیلی مشهور، شهره و چهرهاند، نه نخبه و فرهیخته.
منبع: خبرگزاری فارس