آیا نصف بودن دیه زنان یک تبعیض جنسیتی است؟
سپهرغرب، گروه اندیشه: دیه کامل زنان بر اساس نظام حقوقی اسلام نصف مردان است و آیا این یک ظلم به انسانیت زن نیست؟ آیا اسلام زن را نیمه انسان تلقی نموده و در نتیجه دیه او را هم نصف کرده است؟
فرضیه تلقی نمودن زن به انسان نصفه و نیمه زمانی صحیح است که در برابر قتل زن، مرد قاتل اعدام نشود درحالی که طبق قوانین مسئله قصاص، مرد را میتوان با شرایطی در قبال قتل یک زن اعدام نمود. این درحالی است که اگر مردی یک حیوان تربیت یافته که ارزش مالی آن بیش از دیه یک انسان باشد را بکشد او را در قبال آن حیوان اعدام نمیکنند اما برای زن اینطور نیست و این یعنی زن و مرد در انسانیت برابر هستند.
پس چرا دیه زن نصف مرد است؟
استاد علی صفایی حائری چنین مینویسد:
اشتباه از اینجا برخاسته که ما برای دیات و خونبها ارزش انسانی قائل هستیم، در حالی که دیه در رابطه با کارایی و ارزش اقتصادی است. به همین خاطر، اگر دو دست یک نفر را قطع کنند، دیه آن برابر با کشتن و نابود کردن است. و همینطور اگر دو چشم یا دو پا، تخمدانها یا گوشها را ببرند، هرکدام برابر با دیه کامل حساب میشوند. این مسئله نشان میدهد که دیه ارزش انسانی را توضیح نمیدهد که فقط در رابطه با کارایی و ارزش اقتصادی است. و از آنجا که کار مرد و مسئولیت مرد بیشتر است و ارزش اقتصادی آن زیادتر است، ناچار دیه این دو باهم تفاوت دارد.
این یعنی کارایی اقتصادی زن از مرد کمتر است؟ آیا این توهین به زنان نیست؟
کارایی اقتصادی در نظام کلی حقوقی اسلام معنا میگیرد. اسلام میگوید مرد وظیفه دارد نفقه خانواده اش را تأمین کند (خوراک هرروزه، مسکن، پوشاک) و کارایی اقتصادی مرد به ناچار باید منجر به تامین این موارد شود و اگر نشد اسلام به زن حق طلاق و جدایی میدهد. اما برای زن اینطور نیست؛ یعنی اگر زنی فعالیت اقتصادی نکند و درآمدی برای خانواده نیاورد ایرادی به او وارد نیست و اگر کشته شود شوهر و فرزندانش از لحاظ اقتصادی مستأصل نمیمانند برخلاف کشته شدن مرد.
حالا اگر زنی در کنار همسرش کار میکرد و دارای کارایی اقتصادی بود چه میشود؟
کارایی اقتصادی به معنای قبول «الزامات» اقتصادی مانند نفقه است حال آن که در خانواده، زن هیچ الزام اقتصادی ندارد. بنابراین اگر مرد کشته شود، برای جبران بخشی از خسارت فقدان میت یک دیه کامل را به زن و فرزندانش میدهند اما اگر آن زن کشته شود، جبران فقدان مالی او مانند مرد نیست.
اینهایی که گفته شد برای متاهلین است اما مجردان را چه میکنیم؟ چرا یک دختر مجرد دیه اش نصف پسر مجردی است که زن و بچهای هم ندارد؟
همان است؛ کارایی اقتصادی. اینبار بحث بالقوه و بالفعل بودن آن مطرح میشود. پسر مجرد قبل از آنی که کشته شود این قابلیت را دارد تا خانواده ای تشکیل دهد و فرزندانی را در خانه اش گرد هم بیاورد و نفقه شان را تامین کند اما این قتل جلوی این عملکرد بالقوه که تشکیل و سپس تامین خانواده بود را گرفت و این دیه کامل میتواند جریمه ای برای آن عامل قتل باشد که به پیکره نظام اجتماعی چنین ضربه ای را وارد کرده است.
حالا در جمعبندی مسئله باید ببینیم مبلغ دیه کاملی که زنی در قبال کشته شدن همسرش دریافت میکند و همچنین معافیتهای اقتصادی برای زن در زندگی آیا توهین به انسانیت و هتک حیثیت اوست و یا پاسداشتی است بر شأن زنانگیاش که اسلام برای او در نظر گرفته است؟اساس اشکال به حکم نصف بودن دیه زن توسط داعیه داران حقوق زنان، مسئله نیمه انسان تلقی کردن زنان توسط اسلام است که در ابتدای بحث به استدلال عرض شد و خلاصه آن چنین میشود که اگر زن نیمه انسان تلقی شده بود در برابر قتلش مرد را اعدام نمیکردند و اگر مسئله مالی اش مطرح میشود نه به انسانیت بلکه به نظام اقتصادی حاکم بر آنها بر میگردد. در آخر ذکر این نکته خالی از لطف نیست که موارد ذکر شده تمامی علت برای نصف شدن دیه زنان نیستند بلکه ممکن است بخشی از حکمت این حکم را شامل بشوند چراکه فلسفه بسیاری از احکام به دست ما نرسیده و اگر استدلالی وجود دارد «برداشتی» از نظام کلی حقوقی اسلام است.