رسانه و ضرورت روایت امیدآفرین
یک مدرس رسانه با بیان اینکه بزرگترین چالش رسانهها در شرایط بحران، خلأ روایت است، گفت: روایت به اندازه خود واقعیت و میدان اهمیت دارد و موفقیتهای میدانی بدون روایت صحیح در افکار عمومی دیده نمیشوند؛ از این رو، رسانه باید با روایت سریع، صادقانه و امیدآفرین، سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و به جای تمرکز بر نقاط ضعف، بر انسجام و نقاط قوت جامعه تکیه کند.
علیرضا محمدلو، با تأکید بر نقش رسانه و هنر در مدیریت بحران اظهار کرد: مهمترین اصل برای آنکه رسانه بتواند نقش خود را بهدرستی ایفا کند، تقویت امید اجتماعی و جلوگیری از فرسایش اجتماعی است. رسانه باید به جای تمرکز بر نقاط ضعف، بر نقاط قوت، ظرفیتها و توانمندیهای جامعه تکیه کند؛ بهجای واکاوی گسلهای اجتماعی و دامنزدن به تنشها، رسانه باید بهدنبالِ بازتابِ زیباییها و همافزاییهایی باشد که پویایی، چشمانداز روشن و امید به آینده را در جامعه زنده نگه میدارد.
او افزود: این رویکرد باید در تمام بخشهای رسانه، از هنر و خبر گرفته تا سرگرمی و تولید محتوا، جاری باشد؛ به این معنا که ضمن تقویت نقاط قوت، نقاط ضعف را هم با مدیریت درست بررسی کند و از بزرگنمایی آنها بپرهیزد. این اصل در حوزههای مختلف مانند سیاست، امنیت، فرهنگ، ورزش و مسائل اجتماعی نیز ضروری است. به تعبیر رهبر شهید انقلاب، رسانه نباید هیچگونه «گرای منفی» به دشمن بدهد و این مهمترین اصل در تعامل رسانه و هنر است.
وی با اشاره به وجود روایتهای مختلف و گاه متناقض در افکار عمومی گفت: رسانه هوشمند باید در شناسایی و پرداختن به موضوعات، سرعت عمل داشته باشد تا سوژهها از دست نروند یا با تأخیر روایت نشوند. پس از سرعت، نحوه پرداخت اهمیت دارد؛ روایتِ رسانه باید جذاب، حرفهای، مخاطبپسند و شفاف باشد تا مخاطب احساس کند کاملترین روایت را از همان رسانه دریافت کرده و نیازی به مراجعه به منابع دیگر ندارد.
مدرس رسانه در ادامه گفت: مخاطب باید بتواند یک موضوع را از زوایای مختلف ببیند. رسانه باید تا حد امکان از سانسور پرهیز کند و همه ابعادِ رویداد را بهطور کامل برای مخاطب شرح دهد. پرداختِ سطحی به موضوع یا اکتفا کردن به چند تیترِ کوتاه، مخاطب را تشنه اطلاعات میگذارد؛ این خلأ باعث میشود مخاطب برای یافتن پاسخ، به سراغ رسانههایی برود که ممکن است روایتهای نادرست یا جهتدار ارائه دهند.
محمدلو عبور از «خبر منجمد» را از وظایف اصلی رسانه دانست و افزود: رسانه نباید سوژهها را به خبرهای خشک و ثابت محدود کند، بلکه باید از دلِ آنها روایتهای زنده بسازد، معناسازی کند و با تقویت قدرت اجتماعی، به انسجام جامعه کمک نماید. یکی از راههای مهم برای این کار، اسطورهسازی و قهرمانسازی از رویدادهاست؛ حتی اگر ظاهر رویداد تلخ باشد. این کار باعث میشود یک سوژه معمولی به نماد، شعار و چشماندازی برای تولید معنا تبدیل شود.
او با اشاره به پیوند میان واقعیت و امیدآفرینی گفت: بسیاری از واقعیتها ذاتاً با تلخی و چالش همراهند، اما هنر رسانه این است که با بهرهگیری از تکنیکهای روایی، گذشته و آیندهی آن واقعیت را هم برای مخاطب ترسیم کند. رسانه باید «یک گام به عقب» و «چند گام به جلو» را نشان دهد تا مخاطب دریابد حقیقت، فراتر از ظاهرِ سادهی یک رویداد است.
این مدرس رسانه با یادآوری واقعه عاشورا بهعنوان الگویی برای روایت صحیح، افزود: اگر عاشورا فقط در چارچوبِ همان حادثه روایت شود، تنها اندوه آن دیده میشود؛ اما وقتی چراییِ قیام، مسیرِ آن و آثار تاریخیاش برای مخاطب تبیین شود، درک عمیقتری از حقیقت به دست میآید. عاشورا تنها یک رویداد تاریخی نبود، بلکه سرآغاز بیداریها، قیامها و عبرتهای اجتماعی شد که آثار آن حتی پس از 1400 سال در جامعه اسلامی باقی است. راهپیمایی عظیم اربعین نیز نمادی از تداوم همان مقاومت و رشادت است که هر سال باشکوهتر از قبل استمرار مییابد.
محمدلو تأکید کرد: رسانه نباید مخاطب را در نقطه وقوع یک رویداد متوقف کند، بلکه باید سکانسهای پیش و پس از هر حادثه را نیز روایت کند تا مخاطب بتواند فلسفه، چرایی و چشمانداز آن را درک کرده و واقعیت را در بستر زمانی خود تحلیل کند.
وی در ادامه با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی گفت: بر اساس نظریه «جامعه شبکهای» مانوئل کاستلز، امروز سکوها و تریبونها از مهمترین عوامل شکلدهی به افکار عمومی هستند. در چنین شرایطی، سکوهای معقول، مشروع، مقبول و مسئول میتوانند تعیین کنند جامعه چگونه و درباره چه موضوعاتی بیندیشد؛ از همین رو، مسئولیتپذیری فعالان رسانهای بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
وی با بیان اینکه مهندسی افکار عمومی امروز بیش از هر زمان دیگری در بستر شبکههای اجتماعی رخ میدهد، اظهار کرد: هنرمندان، خبرنگاران و تولیدکنندگان محتوا، پیامآوران عصر جدید هستند و به همین دلیل، مسئولیت اخلاقی و حرفهای سنگینی بر عهده دارند. به تعبیر امام موسی صدر، رسانه و مطبوعات باید «محراب عبادت» باشند؛ زیرا فعالیت رسانهای صرفاً یک حرفه نیست، بلکه نوعی مسئولیت و بندگی است و جهت این بندگی را تولیدکنندگان محتوا، خبرنگاران و هنرمندان تعیین میکنند. از این رو، آنان رهبران فکری، فرهنگی و حتی روحی و روانی جامعه محسوب میشوند و باید تحلیل درست، اطلاعات دقیق و روایت صحیح را در کوتاهترین زمان ممکن در اختیار مردم قرار دهند.
این پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: رسانهها باید در تعامل با مخاطب نهایت صداقت را رعایت کنند و به اراده، ذهنیت، شخصیت، اخلاق، آینده، کرامت و حریم خصوصی مخاطبان احترام بگذارند تا آنان دچار سرگردانی اطلاعاتی، آسیبهای اخلاقی یا برداشتهای نادرست نشوند. همچنین باید از انتشار اطلاعات غلط، اطلاعات گمراهکننده و اطلاعات نابجا پرهیز کنند تا فضای اطلاعرسانی سالم، شفاف و قابل اعتماد باقی بماند و مخاطبان بتوانند در محیطی امن و سالم، زیست رسانهای و حضور در شبکههای اجتماعی را تجربه کنند.
محمدلو با اشاره به مهمترین چالش رسانهها در شرایط بحران گفت: بزرگترین خلأ ما در بحرانها، «خلأ روایت» است؛ به گونهای که گاهی علاوه بر بحران اصلی، با بحران روایت نیز روبهرو میشویم. از این رو، وجود یک فرماندهی مرکزی روایت که بتواند انسجام، جامعیت و فراگیری روایتها را تأمین کند، ضرورتی انکارناپذیر است.
وی افزود: روایت تنها زمانی موفق خواهد بود که علاوه بر ایجاد درگیری ذهنی، قدرت دربرگیری نیز داشته باشد و بتواند با اقشار مختلف جامعه ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، سوژهها نباید جناحی، صرفاً سیاسی یا همراه با طعنه و کنایه باشند، بلکه باید نماینده منافع ملی و دغدغههای عمومی باشند و بتوانند افکار عمومی را با خود همراه کنند.
وی با تأکید بر ضرورتِ رصد و مدیریتِ مداومِ روایتها گفت: مرکز مدیریت روایت باید علاوه بر پایش دقیق سوژهها، به تحلیل جنگهای رسانهای و اهداف پنهانِ روایتهای رقیب بپردازد.
این مدرس رسانه افزود: دشمن با سوژهسازیهای انحرافی سعی میکند افکار عمومی را از مسائل اصلی دور کند. در این شرایط، اگر رسانه نتواند روایتِ دقیق و بهموقعی ارائه دهد یا شبههها را مدیریت نکند، حتی رویدادهای مهمِ ملی و بینالمللی نیز به حاشیه میروند.
محمدلو هشدار داد: در چنین وضعیتی، برخی رسانهها و فعالانِ رسانهای ناخواسته به مبلغانِ تحریف یا ضعف تبدیل میشوند؛ آنها بهجای پرداختن به مسائل اصلی، به «نامسئلهها» دامن میزنند و در نتیجه، نقاط قوتِ ما را به نقاط ضعف تبدیل میکنند.
وی تأکید کرد: رسانه باید بخشی از راهحل باشد، نه صرفاً ابزاری برای روایتِ رویدادها. رسانه نباید در جایگاهِ ناظری منفعل قرار گیرد، بلکه باید در فرآیندِ حلِ مسئله نقشآفرین باشد؛ چراکه این رویکرد، نگاهِ جامعه و برداشتِ دوست و دشمن را نسبت به تحولات تغییر میدهد.
وی با بیان اینکه «روایت» به اندازه واقعیت و میدان اهمیت دارد، اظهار کرد: اگر موفقیتهای سیاسی، نظامی یا امنیتی بهدرستی روایت نشوند، افکار عمومی آنها را درک نخواهد کرد. آنچه مردم در داخل و خارج از کشور میبینند، بیش از هر چیز محصولِ روایتِ رسانهها، دیپلماسیِ رسانهای و ادبیاتِ مسئولان است. اگر این روایتها مدیریت نشوند، با آرایشِ رسانهایِ مناسب پیش نروند و در اتاقهای فکرِ تخصصی برای آنها برنامهریزی نشود، سرمایه اجتماعی بهتدریج دچار فرسایش خواهد شد.
این پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: در جنگهای مدرن، مردم ضلع تعیینکننده هستند و افکار عمومی مشخص میکند چه کسی پیروز یا شکستخورده میدان است. دشمن نیز با استفاده از شبکههای اجتماعی، مهندسی افکار عمومی و فعالیتهای شبکهای تلاش میکند شکستهای خود را در عرصه روایت جبران کند و با ایجاد احساس ناامیدی، شکست، ابهام نسبت به آینده و بحران چشمانداز، روحیه جامعه را تضعیف کند.
محمدلو با تأکید بر اینکه رسانه و هنر باید به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کنند، گفت: رسانه باید هم امید ایجاد کند، هم اعتماد و اراده؛ زیرا این سه مؤلفه، اضلاع اصلی سرمایه اجتماعی هستند. در جنگ روایتها، اطلاعرسانی سریع برای مدیریت لحظه ضروری است، اما سرعت نباید به قیمت کاهش صداقت تمام شود. روایت باید سریع، صادقانه و عمیق باشد تا بعدها نیازمند تکذیب یا اصلاح نشود.
وی خاطرنشان کرد: عمق روایت زمانی شکل میگیرد که از هنر و فن بهره گرفته شود. آثار هنری ماندگار، روایت را درونی میکنند، به آن عمق میبخشند و زمینه تعمیم آن را فراهم میسازند. از این رو، جامعه هم به رسانهای چابک در حوزه خبر نیاز دارد و هم به روایتهای دقیق، هنرمندانه و نقطهزن که بتوانند اعتماد عمومی را جلب کرده و جامعه را به حرکت و کنش وادار کنند.
وی با بیان اینکه هدف روایتسازی صرفاً مدیریت ذهن مخاطب نیست، تصریح کرد: روایتسازی در دنیای امروز با معناسازی پیوند خورده است. اگرچه در ادبیات غرب، معناسازی بیشتر در خدمت مهندسی افکار عمومی و حفظ وضع موجود قرار دارد، اما در گفتمان جمهوری اسلامی ایران، روایتسازی باید به ارادهسازی و ایجاد حرکت عمومی منجر شود. مردم نباید صرفاً تماشاگر رویدادها باشند، بلکه باید احساس کنند بخشی از راهحل هستند.
این مدرس رسانه در پایان اظهار کرد: تفاوت جامعه کنشگر با جامعه تماشاگر در شیوه تبدیل روایت به معنا نهفته است. رسانه نباید تنها تصویری خنثی یا آرامشبخش از واقعیت ارائه دهد، بلکه باید ضمن روایت دقیق و صادقانه واقعیت، قدرتآفرین باشد، چشمانداز ایجاد کند و مردم را به مشارکت، مسئولیتپذیری و کنشگری اجتماعی ترغیب کند. روایتهای رو به جلو، دقیق، امیدآفرین و ارادهساز، مهمترین ابزار شکلدهی به جامعهای پویا، مسئول و آیندهنگر بهشمار میروند.