چهره شهر باید روایتگر پیوند دین، وطن و مردم باشد
سپهرغرب، گروه شهر- طاهره ترابیمهوش؛ عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا با تأکید بر اینکه سیمای هر شهر بازتابدهنده روح، هویت و نظم اجتماعی آن است، گفت: اگر میخواهیم همدان شهری با چهرهای معنوی، منسجم و زنده باشد، باید هویت ملی و مذهبی آن در کالبد شهر دیده شود؛ نه فقط در چند خیابان اصلی، بلکه از میدانها و پیادهراهها تا سردر خانهها، مغازهها، کاروانسراها و معابر فرعی. مدیریت شهری باید از جایگاه مجری مستقیم فاصله بگیرد و با سیاستگذاری، هدایت و حمایت، مردم، اصناف و بازاریان را دوباره به صحنه فضاسازی فرهنگی شهر بازگرداند.
شهر فقط مجموعهای از بتن، آسفالت و تزیینات نیست؛ بلکه آینهای از باورها، فرهنگ و سبک زندگی مردم آن است. وقتی از سیمای شهر حرف میزنیم، در واقع از هویت بصری آن صحبت میکنیم؛ هویتی که باید بازتابدهنده روح حاکم بر جامعه باشد. در جوامعی که دین، مذهب و ملیت با تاریخ و فرهنگ پیوندی عمیق دارند، کالبد شهر نمیتواند نسبت به این مفاهیم بیتفاوت باشد. بنابراین، شهر باید به گونهای طراحی شود که علاوه بر بستر زندگی روزمره، ظرفیتی کارآمد برای برگزاری آیینها و مناسکی باشد که نبض زندگی اجتماعی و معنوی شهروندان را تعیین میکنند.
بر این اساس با توجه به قرار گرفتن در ایام محرم برآن شدیم تا در این خصوص با عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
محمدرضا عراقچیان با طرح مفهوم «قیافه شهر»، به تحلیل هویت بصری محیطهای شهری پرداخت و با بیان اینکه همانطور که چهره افراد نشاندهنده شخصیت آنهاست، سیمای شهر نیز بازتابدهنده روح حاکم بر آن است، گفت: وقتی وارد شهری میشویم، ناخودآگاه درباره آن قضاوت میکنیم؛ مثلاً اینکه آیا آن شهر فضایی آرام و معنوی دارد یا محیطی شلوغ و بینظم است.
وی افزود: هویت مذهبی و فرهنگی باید در تمام ابعاد طراحی شهر دیده شود. مثلاً همانطور که مساجد در شهرهای مسلماننشین یا کلیساها در شهرهای مسیحی بخشی از این هویت هستند، این نگاه باید در کلیت طراحی شهری نیز جاری باشد.
*ضرورت ایجاد فضاهای باز «چندعملکردی» (Multi-functional)
وی در ادامه به اهمیت ایجاد فضاهای چندمنظوره اجتماعی پرداخت و با یادآوری الگوهای موفق در شهرهای کویری مانند یزد، نائین و اردستان گفت: ما به فضاهای باز شهری نیاز داریم که کاربری آنها متناسب با نیاز جامعه تغییر کند؛ یعنی فضایی که امروز برای یک مراسم عزاداری استفاده میشود، بتواند فردا میزبان یک جشن ملی یا تجمع اجتماعی باشد.
این کارشناس شهری میدان امام، آرامگاه بوعلی و پیادهراههای بوعلی و اکباتان در همدان را نمونههایی از این فضاهای چندمنظوره دانست و افزود: ما به چنین فضاهایی، نه فقط برای مراسمهای مذهبی، بلکه برای پدافند غیرعامل و مدیریت تجمعات در شرایط خاص، نیاز مبرم داریم.
عراقچیان با اشاره به تغییر شیوه برگزاری مناسک، تأکید کرد: در گذشته مساجد مرکز اصلی تجمعات بودند، اما امروز میبینیم که بار برگزاری مراسمهای مذهبی، سیاسی و اجتماعی به فضاهای باز شهری منتقل شده است؛ بهطوریکه حتی مکانهایی مثل آرامستانها در شبهای احیا یا یادوارههای شهدا، میزبان تجمعهای بزرگ شدهاند.
وی گفت: این تغییر رفتار اجتماعی نشان میدهد که مساجد دیگر تنها بازوی برگزاری مراسمها نیستند و شهر نیازمند پیشبینی فضاهای مکمل و مناسبی است که بتواند این تجمعات بزرگ را به شکل مدیریتشده پذیرا باشد.
*فراخوان برای گنجاندن نیازهای فرهنگی در اسناد قانونی
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا بر لزوم عملیاتیشدن این دیدگاهها در مدیریت شهری تأکید کرد و گفت: پیشبینی این فضاهای باز و چندمنظوره نباید اتفاقی باشد؛ بلکه باید در نقشههای جامع و طرحهای تفصیلی شهر گنجانده شود تا زیرساختهای لازم برای برگزاری مناسک (مانند محرم، صفر و رمضان) بهصورت استاندارد فراهم گردد.
عراقچیان با نقد جدی ورود مستقیم نهادهای دولتی به حوزه اجرا، بر لزوم احیای نقش محوری اصناف و مردم تأکید کرد و بهرهگیری از تجربیات تاریخی ایران را برای بهبود سیمای شهری ضروری دانست.
وی درباره کارکرد دوگانه این فضاها (نشاط اجتماعی و پدافند غیرعامل) گفت: نیاز ما به فضاهای باز شهری تنها محدود به مسائل فرهنگی نیست؛ این فضاها در مدیریت بحران و پدافند غیرعامل نیز نقشی حیاتی دارند. برای مثال، هنگام زلزله، پارکهای فعلی بهتنهایی ظرفیت پذیرش جمعیت را ندارند؛ بنابراین ما به فضاهای وسیع و چندمنظورهای نیاز داریم که در شرایط عادی بستر فعالیتهای اجتماعی، ملی، سیاسی و دینی مردم باشند و در شرایط بحرانی، بهعنوان کانونهای امن عمل کنند.
* آسیبشناسی دولتی شدن مناسک؛ از پویایی تا تنبلی اجتماعی
این کارشناس معماری در آسیبشناسی «دولتیشدن مناسک» نیز تصریح کرد: متأسفانه امروزه وظیفه فضاسازی شهری به اشتباه از دوش بخش خصوصی و اصناف برداشته شده و به دست دولت و نهادهای شبهدولتی افتاده است؛ روندی که پویایی را از فضای شهر گرفته و به نوعی تنبلی اجتماعی منجر شده است.
عراقچیان با یادآوری سنتهای دیرینه بازاریان خاطرنشان کرد: در گذشته، کسبه و مردم خودشان با نصب پرچم و برپایی تکیه، شهر را برای محرم یا اعیاد مذهبی آماده میکردند اما امروز با دخالت مستقیم شهرداریها و سازمانهای تبلیغاتی، نوعی «تنبلی» در مشارکتهای مردمی به وجود آمده و آن فعالیتهای خودجوش، به اموری دستوری و فرمایشی تبدیل شده است.
*تغییر جایگاه دولت از «مجری» به «سیاستگذار»
وی با تأکید بر لزوم تغییر رویکرد در مدیریت فرهنگی شهر، پیشنهاد داد که ساختار مدیریت شهری باید تنها در جایگاه سیاستگذار و هماهنگکننده قرار بگیرد.
وی با اشاره به الگوهای موفق در کشورهایی نظیر مالزی و اندونزی، گفت: در آنجا، ماه رمضان با شکوه تمام و بهصورت کاملاً مردمی گرامی داشته میشود. ما نیز باید بپذیریم که آمادهسازی شهر وظیفه مردم است و دولت نباید در جزئیات اجرایی دخالت کند.
*احیای کارکردهای فرهنگی کاروانسراها و راستهبازارها
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا ضمن قدردانی از اقدامات سازمان فرهنگی-اجتماعی شهرداری، راهبرد جدیدی پیشنهاد داد: این سازمان بهجای درگیری مستقیم در پروژههای اجرایی، باید با برگزاری جلسات هماهنگی، اصناف و بازاریان را به صحنه بازگرداند. شهرداری میتواند با حمایت فکری یا تأمین ملزومات اولیه (مانند پارچه و بنر)، اجرای کار را به خودِ مردم واگذار کند.
عراقچیان با یادآوری کاروانسرای تاریخی «گلشن» همدان که مراسمهای باشکوه تاسوعا و عاشورای آن زبانزد بود، پرسید؛ چرا نباید کاروانسراهای دیگری مانند گمرک، قلمدانی و میرزا کاظم دوباره کانون این رویدادهای خودجوش نباشند؟ تحقق این امر تنها با سپردن عملیات به بخش خصوصی و نظارتِ هدایتگرانه شهرداری ممکن است.
* نماد وحدت؛ اهتزاز همزمان پرچمهای ملی و مذهبی
وی با اشاره به شرایط کنونی و ضرورت حفظ همبستگی ملی، پیشنهادی نمادین ارائه داد و گفت: امروز حفظ وطن و مذهب در کنار هم معنا پیدا میکند. شهرداری باید این فرهنگ را ترویج کند که بر سردر هر خانه و مغازه، دو پرچم در کنار هم نصب شود؛ پرچم سهرنگ ایران بهعنوان نماد وحدت ملی و پرچم سیاه بهعنوان نماد ارادت مذهبی.
او افزود که این «تقارن بصری» در سطح خیابانهای اصلی و فرعی، نهتنها فضایی معنوی و زیبا ایجاد میکند، بلکه نشاندهنده یکدلی جامعه در پاسداشت ارزشهای ملی و مذهبی است.
این پژوهشگر شهری تأکید کرد که برای دستیابی به چنین فضاسازی کاملی، باید میان اقدامات کلان شهرداری و مشارکتهای مردمی توازن ایجاد شود.
*گسترش نمادهای وحدت از شریانهای اصلی تا معابر فرعی
دکتر عراقچیان با تحلیل وضعیت فعلی مدیریت شهری، خاطرنشان کرد: در حال حاضر تمرکز شهرداری عمدتاً بر 6 خیابان اصلی شهر است؛ اما نباید انتظار داشت مدیریت شهری تمام کوچهها و خیابانهای فرعی را پوشش دهد. در معابر فرعی، نقش مردم محور است و شهروندان باید با استفاده از راهنماییهای تخصصی شهرداری، خود پیشقراول فضاسازی در محیط زندگیشان باشند.
وی گفت: تبلور هویت دینی و مذهبی باید در تمامی نقاط شهر، از سردر مغازهها و خانهها گرفته تا وسایل نقلیه عمومی (مانند اتوبوس و تاکسی) و حتی خودروهای شخصی دیده شود تا یک انسجام بصریِ واحد در سطح شهر شکل بگیرد.
*بهرهگیری از زیرساختهای شهری برای نصب نمادهای ملی و مذهبی
وی برای ایجاد نظم بصری، استفاده از امکانات موجود در شهر را پیشنهاد داد و با اشاره به تیرهای چراغ برق که در فواصل 60 متری نصب شدهاند، گفت: این یک فرصت راهبردی است. میتوان از این تیرها برای نصب همزمان دو پرچم استفاده کرد؛ پرچم سهرنگ ایران بهعنوان نماد وحدت ملی و پرچم مشکی بهعنوان نماد دین و مذهب.
این کارشناس شهری افزود: تکرار این تقارن بصری در تمامی خیابانها، فضایی منسجم ایجاد میکند که همزمان ارادت مذهبی و تعلق ملی را در ذهن شهروندان تداعی خواهد کرد.
*ایجاد حالوهوای اجتماعی و مذهبی با عناصر مکمل
عراقچیان گفت: فضاسازی فقط به نصب پرچم محدود نمیشود؛ بلکه باید اتمسفر و حالوهوای کلی شهر تغییر کند.
وی تصریح کرد: استفاده از عناصر مکمل، اثرگذاری این طرح را دوچندان میکند. ترکیب ریسههای نوری (مانند نور قرمز در ایام عزاداری)، برپایی تکیهها و راهاندازی شربتخانهها و ایستگاههای صلواتی در کنار نصب نمادها، میتواند یک فضاسازی جامع و اثرگذار در شهر همدان شکل دهد.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا در پایان خاطرنشان کرد: اگر این زنجیره شامل تجهیزات شهری، مشارکت مردمی و نمادهای ملی- مذهبی تکمیل شود، همدان شاهد تحولی چشمگیر در سیمای خود خواهد بود؛ تحولی که نهتنها زیبایی شهر را دوچندان میکند، بلکه پیوند میان دین، وطن و جامعه را نیز در کالبد شهر تقویت خواهد کرد.