«نمدبافی مهران»، گنجی بومی زیر غبار بیتوجهی
یک هنرمند صنایع دستی گفت: «نمدبافی مهران»، گنجی بومی زیر غبار بیتوجهی است؛ با وجود اینکه نمدبافی میتواند کلید حل مشکل بیکاری جوانان منطقه باشد.
نمدبافی یکی از کهنترین صنایع دستی ایران است که ریشه در تاریخ مردمان سختکوش زاگرس دارد. در روزگاری که چرخهای صنعت بسیاری از هنرهای دستی را به حاشیه رانده است، هنوز هستند استادکارانی که با دستانی پینهبسته، بوی پشم و گرمای نمد را زنده نگاه داشتهاند. یکی از این چهرههای ماندگار، نجف پورجهانگیری است؛ هنرمندی از خطه ایلام که نزدیک به نیمقرن از عمر خود را پای دستگاههای نمدزنی گذاشته، اما امروز از بیمهریها و دشواریهای مسیر گلهمند است. این هنر که در گذشتههای نهچندان دور بخشی جداییناپذیر از سبک زندگی کوچنشینی و روستایی ایلام بود و لباس چوپانان (لباس سنتی نمدی) آن، محافظی در برابر سرمای استخوانسوز زمستان و گرمای تفتیده تابستان محسوب میشد، حالا در سراشیبی فراموشی قرار گرفته است.
نمد، محصولی است که از طریق ایجاد فشار، رطوبت و حرارت بر الیاف پشم خلق میشود؛ فرآیندی که صبوریِ زیادی میطلبد و قدرت بدنی بالا، اما در روستای «چالاب» مهران، جایی که گردوغبار مرز بر چهره کارگاههای کوچک نشسته، استاد پورجهانگیری با وجود کهولت سن، هنوز دست از این حرفه بر نداشته است.
وی معتقد است نمدبافی تنها یک حرفه نیست، بلکه ظرفیتی عظیم برای اشتغالزایی در مناطق مرزی است که درصورت حمایت و بهروزرسانی ابزارها، میتواند ارزآوری قابلتوجهی برای استان ایلام به همراه داشته باشد.
شهرستان مرزی مهران با وجود ظرفیتهای فراوان برای ارزآوری از طریق صنایع دستی، شاهد کمفروغ شدن چراغ کارگاههای نمدبافی است. استاد نجف پورجهانگیر، از فعالان این هنر اصیل در روستای «چالاب» از توابع شهرستان مهران، معتقد است نمدبافی میتواند کلید حل مشکل بیکاری جوانان منطقه باشد؛ مشروط بر آنکه مسئولان میراث فرهنگی، هنرمندان روستایی را در کاغذبازیهای اداری فراموش نکنند و با ارائه تسهیلات، مسیر را برای نوسازی این هنر سخت و طاقتفرسا هموار کنند.
در این گزارش، پای صحبتهای این هنرمند نشستهایم تا از نزدیک با چالشها، ظرفیتها و آرزوهای مردی آشنا شویم که عمرش را در گرو تار و پودِ نمد گذاشته است تا این شعله دیرین، خاموش نشود. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
این هنرمند حوزه نمدبافی با اشاره به پیشینه فعالیت خود در این رشته اصیل، اظهار کرد: علاقه من به این هنر به سالها پیش بازمیگردد؛ فعالیت حرفهای خود را از حدود 47 سال پیش آغاز کردم. همسایه ما بهنام صابری مشوقم برای ورود به این عرصه شد؛ دو سال نزد ایشان شاگردی کردم و پس از آن، بهصورت مستقل کار را ادامه دادم که تا به امروز ادامه یافته است.
* اشتغالزایی برای 25 نفر در کارگاهی خانوادگی
نجف پورجهانگیری درخصوص وضعیت کارگاه و توان تولیدی خود گفت: در طول این سالها تلاش کردهام تا این هنر را به نسلهای بعد منتقل کنم؛ تاکنون حدود 25 نفر را آموزش دادهام که بسیاری از آنها وارد بازار کار شدهاند. درحال حاضر نیز به همراه فرزندانم در کارگاه مشغول به فعالیت هستیم تا چراغ این هنر سنتی روشن بماند.
* درمان کمردرد با جادوی پشم و نمد
این استادکار ایلامی با تأکید بر ارگانیک بودن محصولات نمدی، افزود: محصولات ما کاملاً طبیعی است و از هیچ ماده افزودنی شیمیایی در تولید نمد استفاده نمیکنیم؛ ابزار اصلی ما دستگاههای نمدزنی سنتی (پنبهزنی) است. محصولات متنوعی تولید میکنیم که ازجمله آنها میتوان به لباسهای مخصوص چوپانان (کَپَنک)، زین اسب و محصولات مورد استفاده برای حیوانات همچون زین اشاره کرد که در انواع مختلف و در سه تا چهار نوع، تولید میشوند.
وی همچنین به خواص درمانی نمد اشاره کرد و گفت: بسیاری از مردم برای تسکین کمردرد از محصولات نمدی استفاده میکنند؛ نمد بهدلیل گرمای طبیعی و خاصیت پشم، برای دردهای مفصلی بسیار مفید است و به همین دلیل تولیداتی داریم که افراد بهصورت کمربند از آن استفاده میکنند.
پورجهانگیری با تأکید بر اینکه نمد در سرما گرم و در سرما خنک است، اظهار کرد: وزن نمدها بسته به کاربردشان متفاوت است؛ برای مثال نمدهای تکنفره حدود 6 کیلوگرم و نمدهای دونفره تا هشت کیلوگرم وزن دارند که بسیار باکیفیت و بادوام هستند.
* 47 سال فعالیت حرفهای و سهم: «هیچ»
وی با وجود اهمیت این رشته در میراث فرهنگی، از وضعیت حمایتهای دولتی بهشدت انتقاد و اذعان کرد: با وجود اینکه بیش از 40 سال است در این حرفه فعالیت کردهام و برای چندیننفر اشتغالزایی داشتهام، اما متأسفانه هیچ حمایتی از سوی ارگانهای مربوطه و میراث فرهنگی دریافت نکردهام؛ نه وامی به ما تعلق گرفته و نه حتی بیمهای دارم.
این هنرمند پیشکسوت با صدایی که نشان از خستگی سالها کار سنگین داشت، خاطرنشان کرد: درحال حاضر بهدلیل کهولت سن و سختی کار نمدبافی، دچار پادرد شدیدی هستم و توان سابق را ندارم. هزینههای نگهداری کارگاه بسیار زیاد است و دستگاهها نیاز به نوسازی دارند، اما تاکنون تمام پیگیریهای ما بینتیجه مانده است. از مسئولان درخواست دارم صدای ما را بشنوند و اجازه ندهند این هنر دستی بهدلیل مشکلات مالی و جسمیِ استادکارانش، به فراموشی سپرده شود.
* از «چالاب» مهران تا بازارهای عراق؛ هنر ایلام مرزها را درنوردید
این هنرمند حوزه نمدبافی درخصوص گستره فروش محصولات خود گفت: نمد تولیدی ما مشتریان خاص خود را در سراسر ایران دارد. از تهران و کرج گرفته تا اهواز، محصولاتمان را ارسال میکنیم؛ حتی بهدلیل مرزی بودن منطقه، بخشی از تولیدات ما به کشور عراق نیز صادر میشود که نشاندهنده ظرفیت بالای این هنر برای ارزآوری و توسعه است.
* جوانان رغبتی به نمدبافی ندارند
این پیشکسوت صنایع دستی با ابراز نگرانی از آینده این هنر در استان ایلام، اظهار کرد: نمدبافی کار بسیار طاقتفرسایی است. در شرایطی که جوانان ما با معضل بیکاری دستوپنجه نرم میکنند، اگر ابزار کار مناسب و حمایت وجود داشته باشد، همین رشته میتواند شغلهای پایداری ایجاد کند؛ فرزندان خودِ من هماکنون در کنار من مشغول هستند، اما وقتی میبینند ابزار کار ما فرسوده است و حمایتی وجود ندارد، انگیزه خود را از دست میدهند.
پورجهانگیری در پایان سخنانش تأکید کرد: اگر مسئولان میراث فرهنگی و ادارات مرتبط میخواهند این هنر زنده بماند، باید به فکر نوسازی تجهیزات کارگاهها باشند.
* فرصتهایی که در غبار بیتوجهی گم میشوند
حال باید گفت آنچه در کارگاههای کوچک و بیریای هنرمندانی چون پورجهانگیری و دیگران میگذرد، صرفاً تولید یک کالا نیست، بلکه حفظ آخرین رشتههای پیوند ما با هویت تاریخی و فرهنگی سرزمین زاگرس است. صنایع دستی ایلام همچون نمدبافی مهران، امروز بر لبه باریک «ماندگاری» و «فراموشی» ایستاده است.
واقعیت این است که هنر دست زمانی میتواند در برابر هجوم بیامان ماشینآلات و کالاهای بیروح صنعتی دوام بیاورد که «حمایت» از تریبونهای رسمی به متن زندگی هنرمند سرازیر شود. تا زمانی که هنرمند پیشکسوت دغدغه بیمه داشته باشد و جوان جویای نام، ابزار مدرنی برای اجرای ایدههای نو در اختیار نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت که این مشعل به نسلهای بعدی منتقل شود.
استان ایلام با دارا بودن مرزهای طولانی و ظرفیتهای صادراتی بینظیر، میتواند صنایع دستی خود را به پیشران اقتصاد بومی بدل کند. کوتاه سخن آنکه اگر امروز برای نوسازی ابزارها، ایجاد بازارچههای دائمی و تسهیل مسیر صادرات این هنرها قدمی برنداریم، فردا باید در موزهها به دنبال نشانههایی از هنری بگردیم که روزگاری مایه فخر و معیشت مردمان این دیار بوده است. صنایع دستی ایران فرصتی برای توسعه است؛ مشروط بر آنکه شنوندهای برای فریادِ بیصدای هنرمندان نجیب ایلامی وجود داشته باشد.