گرههای کور بر اقتصاد فرش دستباف ملایر؛
مهارت بافت قالی ملایریها در فهرست میراث ناملموس کشور ثبت است
لزوم نهادینه شدن فرهنگ استفاده از فرش ایرانی
مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر گفت: در سالهای گذشته مهارتهایی نظیر بافت قالی جوزان، نقش ماهی ازندریان، چهارچنگ کسب و ننج و قالی میشن در فهرست میراث ناملموس کشور ثبت ملی شده است.
فرش دستباف ملایر، این میراث ارزشمند که روزگاری هویت و معیشت مردم منطقه را رقم میزد، امروز در کشاکش سنت و مدرنیته، بازار شکننده و تغییر ذائقه و سلیقه، نفسهای آخر را میکشد و نیازمند احیا و نجات است.
قالیبافی در ملایر نه یک پیشه که زبان مشترک نسلها است؛ این دیار با گرههای ظریف دستان پینهبسته، روایتی از اصالت، صبوری و زیبایی را میبافد و در کارگاههای کوچک روستایی، میان دیوارهای کاهگلی، دارهای چوبی قامت افراشتهاند و نقشهایی از جنس خاطره و باور، گره به گره جان میگیرند، ماهیریزه حسینآباد شاملو، با آن نظم شگفتانگیز و حرکت موجوار ماهیها در دل نقش، همچون رودی از اسطوره در بافت فرش جاری میشوند.
از سوی دیگر، چارچنگ ننج و میشن، با ساختاری ساده اما رازآلود، گویی روایتگر بازیهای کودکانه و نجوای مادرانه در پسکوچههای این دیار است و در این میان، فرش پیچ جوزان با ترکیبهای منحصربهفرد و طرحی که در هیچ جای دیگر ایران تکرار نشده، چون امضایی جاودان بر تاروپود این سرزمین نقش بسته است. هر گره، هر رنگ لاکی و سُرمهای و نیلی، فریاد هویتی است که در گذر زمان کمرنگ نشده، اما برای زنده ماندن تشنه نگاه نو و نفس تازه نسل امروز است.
فرش دستباف ملایر با قدمتی چندصدساله و شهرتی جهانی، امروز با چالشهای متعددی دست به گریبان است که بافت سنتی و اصیل آن را تهدید میکند.
از یکسو رنگهای طبیعی و گیاهی که زمانی رمز ماندگاری و جلای خاص این فرش بودند، جای خود را به رنگهای شیمیایی ارزانتر اما بیدوام دادهاند؛ نتیجه این تغییر فرشهایی با طرحهای تکراری و رنگهای تخت و بیروح است که دیگر آن حس گرما و اصالت دیرین را منتقل نمیکنند.
از سوی دیگر مهاجرت بیرویه بافندگان ماهر از روستاها و شهر ملایر، پیکره اصلی این هنر-صنعت را خالی کرده است.
همچنین، دارهای قدیمی در خانهها جمع شده و نسل جوان نیز کمتر رغبت به یادگیری این حرفه پُرزحمت و کمدرآمد نشان میدهد؛ دستمزد پایین بافنده در مقایسه با ساعتها نشستن پشت دار و گره زدن، شیرازه این صنعت را سست کرده است.
افزون بر اینها، بازار رقابت نیز سختتر شده؛ از یکسو فرشهای ماشینی با تنوع طرح و قیمت بسیار پایین خریدار عام را جذب کرده است و از سوی دیگر، برندهای بزرگ فرش دستباف سایر مناطق ایران (مانند تبریز، کاشان یا نائین) با بازاریابی حرفهایتر، سهم ملایر را در بازارهای داخلی و خارجی کاهش دادهاند.
درعینحال نبود برندسازی مدرن، ثبت ناقص نشان جغرافیایی و ضعف در بستهبندی و صادرات و بازاریابی، فرش سنتی ملایر را در انبوه محصولات مشابه گم کرده است.
* سود فرش دستباف ملایر در جیب دلالان
تغییر ذائقه مشتری نیز آسیبی جدی برای فرش دستباف ملایر است؛ نسل امروز خواهان فرشهایی با ابعاد کوچکتر، طرحهای مینیمال و رنگهای خنثی است، درحالی که بسیاری از تولیدکنندگان ملایر هنوز بر طرحهای سنتی و پُرنقشونگار بزرگمقیاس اصرار دارند، نتیجه این فاصله میان تولید و تقاضا، انبارهای پُر از فرشهای فروشنرفته بوده که دلیلی بر دلسردی هرچه بیشتر بافندگان است.
این درحالی است که حمایت هوشمندانه، آموزش نسل نو و پیوند با طراحی روز، شاید بتواند بار دیگر بر دارهای قالی جان تازهای بخشد.
«رضا احمدی»، یک فرشباف 52 ساله است که از 12 سالگی پای دار قالی نشسته و حدود 40 سال است که رنج و شادی این کار را میچشد؛ پدر و پدربزرگش هم فرشباف بودند، اما روزگار امروز او با روزگار دیروز خیلی فرق دارد.
او درباره مهمترین مشکلی که امروزه یک فرشباف با آن دستوپنجه نرم میکند،گفت: مواد اولیه، بازار فروش و معیشت ازجمله مشکلاتی است که بافندگان فرش دستباف ملایر با آن درگیر هستند.
احمدی بیان کرد: قبلاً نخهای مرغوب ایرانی بهوفور پیدا میشد، اما اکنون بیشتر نخها یا خارجیاند و قیمتشان سر به فلک میکشد و یا اگر ایرانی باشد، کیفیت پایین آمده و نخ نامرغوب موقع بافت پاره میشود و کار ما را دو برابر میکند.
* نخهای نامرغوب کیفیت فرش را پایین آورده است
این پیشکسوت هنر قالیبافی ادامه داد: از طرفی، رنگهای گیاهی طبیعی جای خود را به رنگهای شیمیایی نامرغوب داده که نهتنها به دستمان آسیب میزند، بلکه دوام فرش را هم کم میکند؛ اما چارهای نیست، چون مشتری فرش ارزان میخواهد.
احمدی با اشاره به مشکلات بازار فروش و واسطهها، اظهار کرد: بزرگترین ظلم به فرشباف دستهای واسطه است، ما یک قالی سه متری را 6 ماه میبافیم و واسطه میآید با هزار تا بهانه قیمت را پایین میآورد، آخر سر یک فرش را مثلاً پنج میلیون تومان از ما میخرد، اما فردا آن را 15 میلیون تومان در بازار میفروشد.
یک فرشباف نیز گفت: دستمزد ما برای یک روز کار تمام وقت، گاهی کمتر از حقوق یک کارگر ساده ساختمانی میشود.
وی همچنین با اشاره به اینکه فرش دستباف ایران در دنیا حرف اول را میزد، افزود: تحریمهای بانکی و حملونقل، صادرات را فلج کرده؛ بسیاری از تجار دیگر فرش ما را نمیخرند یا هزینههای ارسال آن بسیار گزاف شده که درنتیجه، بازار داخلی اشباع شده و خریدار هم قدرت خرید ندارد.
این قالیباف ادامه داد: خیلی از کارگاههای بزرگ تعطیل شده و بافندهها به روستاها برگشتهاند و آنجا هم اغلب بیکارند.
* ایجاد بازارچه، کمترین خواسته بانوان فرشباف
دیگر فرشباف ملایری نیز با اشاره به مشکلات این هنر اصیل ملایر، گفت: من بیش از 6 دهه است که فرش میبافم، بیمه قالیبافان یک معضل قدیمی است، خیلی از بافندهها، خصوصاً زنان سرپرست خانوار که در خانه کار میکنند، هیچ بیمهای ندارند.
«شکوه بیاتانی» تأکید کرد: اگر آنها مریض شوند یا آسیبی ببینند، دیگر هیچ درآمدی ندارند، چندسال پیش قرار بود بیمه تأمین اجتماعی برای بانوان راحت شود، اما عملًا آنقدر کاغذبازی اداری و شرایط سخت گذاشتهاند که کمتر کسی میتواند استفاده کند، تسهیلات هم که اصلاً به دست ما نمیرسد و به دلالان میرسد.
بیاتانی ادامه داد: نسل جوان امروز فرش دستباف با ابعاد بیش از 20 متر و حتی 12 متر برای خانه 50 متری خود نمیخواهد، سلیقه به سمت طرحهای مدرن، ابعاد کوچک (پادری، کناره، گلیم) و رنگهای شاد رفته، اما بیشتر بافندههای قدیمی همان طرحهای سنتی و بزرگ را بلدند.
این بانوی فرشباف گفت: کسی به ما آموزش نمیدهد که چطور طرحهای مینیمال ببافیم یا چطور از کامواهای نازک برای تابلوفرش استفاده کنیم؛ با یک دنیای قدیمی و یک بازار جدید مواجهایم و هیچ پُل ارتباطی بین آنها نیست.
این هنرمند فرشباف ملایری ایجاد بازارچههای فروش مستقیم را یک راهکار مهم برای حل مشکلات فرش دستباف عنوان و بیان کرد: بهجای واسطهها باید برای ما بازارچههای محلی یا اینترنتی درست کنند تا خودمان فرش را به دست مشتری برسانیم.
بیاتانی از دیگر درخواستها به بیمه درمانی و پرداخت وام برای خرید مواد اولیه اشاره و بیان کرد: فرش دستباف ملایر خریدار خود را دارد، از قدیم بازار فروش داشته و امروز باید بازار فروش این فرشها دوباره احیا شود؛ بهویژه صادرات فرش که یک ضرورت است.
وی گفت: نباید اجازه داد این هنر که بهجای نفت میتواند جایگزین شده و ارزآوری بالایی برای ایران داشته باشد، به فراموشی سپرده شود؛ جوانان ما دیگر رغبتی به کار قالیبافی ندارند، چون میبینند بزرگترشان با کولهباری از تجربه چیزی عایدشان نشده است.
* فرش دستباف ملایر نیازمند حمایت برای احیای جایگاه خود
رئیس خانه فرش دستباف ملایر نیز با اشاره به پیشینه درخشان هنرصنعت فرشبافی در این شهرستان، گفت: روزگاری یکسوم جمعیت ملایر از طریق فرش دستباف امرار معاش میکردند و این هنر از رونق زیادی برخوردار بود.
«محمد امینی» اظهار کرد: تا سال 1390 اوج فعالیت ما بهویژه در حوزه صادرات بود و بیش از یکهزار و 200 بافنده فعال داشتیم، اما از سال 1392 بهدلیل تحریمها و تا اندازهای نیز به سبب ناآگاهی برخی مسئولان، فرش دستباف ملایر با افول مواجه شد.
وی با تأکید بر لزوم نهادینه شدن فرهنگ استفاده از فرش ایرانی، افزود: شعار «هر فرد ایرانی، یک فرش ایرانی» یا دست کم «هر خانه ایرانی، یک فرش ایرانی» باید همواره مد نظر باشد.
امینی گفت: این هنر اصیل را باید نسل به نسل منتقل کرده و اجازه ندهیم فرش ملایر از عیار بیفتد، پدرم از سال 1325 با کسب مجوز، زحمات بسیاری برای حفظ این هنر کشید و امروز این رسالت بر دوش من و فرزندم است.
رئیس خانه فرش دستبافت ملایر با اشاره به احیای نقشههای قدیمی فرشهایی چون «میشن»، «جوزان»، «کسب» و «ننج»، ابراز خرسندی کرد: با تلاش مستمر، تعداد بافندگان ما از یک یا دو نفر در آغاز کار، پس از حدود پنج سال به یکهزار نفر رسید که دستاوردی ارزشمند بود.
امینی گفت: با تابلوفرش نمیتوان فرش دستباف را ترویج کرد؛ فرش یعنی زیراندازی به ابعاد 6، 9، 12، 15 و 24 متر که باید در خانه هر ایرانی خودنمایی کند.
* نیاز حیاتی به کارخانه ریسندگی پشم در ملایر
وی تصریح کرد: برای توسعه فرش دستباف، باید خانههای فرش را گسترش دهیم، کارگاه رنگرزی گیاهی راهاندازی کنیم و از بافندگان ماهر بهره ببریم؛ متأسفانه نبود سرمایه کافی و حمایت نشدن درست، به این هنر ضربه زده، اما طی سالهای اخیر بازار داخلی رونق نسبی داشته است و امیدواریم مشکل صادرات نیز حل شود.
امینی احداث کارخانه ریسندگی پشم و رنگرزی گیاهی با زنجیره کامل تولید را از راهکارهای اساسی توسعه فرش ملایر دانست و خاطرنشان کرد: برای اجرای این طرحها به تأمین زمین، سرمایه اولیه و صدور مجوزهای لازم نیاز داریم و درصورت حمایت، فرش دستباف در مراحل اولیه به رونق میرسد و درآمد آن نیز در جریان کار تأمین خواهد شد.
وی با اشاره به حضور فرش ملایر در موزههای فرش رم، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی، پیشنهاد داد: در کنار این طرحها میتوان موزه فرش و مجموعه تفریحی نیز احداث کرد که الگویی برای سایر شهرها باشد.
این پیشکسوت فرشبافی گفت: باید از فرش دستباف ملایر نمادی ماندگار بهجای بگذاریم، چراکه فرش میتواند جایگزین درآمدهای نفت شود.
قصه از سکه افتادن ریسندگی و رنگرزی، دلسوزان این حرفه را بر آن داشته تا برای توسعه کار و ایجاد کارگاههای بزرگ رنگرزی گیاهی و ریسندگی، دست به کار شوند؛ علاوهبر امینی، «احمد ملکی» که مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر است نیز درصدد توسعه کارگاه رنگرزی پدریاش برآمده که درحال حاضر تنها کارگاه رنگرزی گیاهی است و سایر شهرها حتی اراک نیز از خدمات آن بهرهمند میشود.
شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر از سال 1373 زیر نظر جهاد کشاورزی شروع به فعالیت کرده و سازوکار جهاد با بافندگان اینگونه بود که مواد اولیه بهصورت اقساطی در اختیار بافندگان قرار میگرفت و پس از اینکه فرش بافته و به فروش میرسید، هزینهای که جهاد بابت خرید مواد اولیه در اختیار بافندگان قرار میداد، از حساب فروش فرش کسر میشد، درحالی که از وقتی این شرکت زیر نظر بازرگانی و سازمان صمت رفت، این رویه درحال حاضر از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت انجام نمیگیرد.
ملکی معتقد است: با این اقدام 80 درصد بساط فرش دستباف امروز از بین رفته و تنها 20 درصد باقی مانده و طی سالهای قبل بهدلیل بیاهمیتی مسئولان به فرش دستباف و تحریمها، ضربه زیادی به فرش وارد شد و خریداری نیست که فرش را از خانهدار بخرد.
وی اوج توسعه و فروش فرش دستباف را سال 1384 عنوان کرد و افزود: کلاس پنجم بودم که پدرم از اول هفته هرچه فرش بافته میشد، جمع میکرد و روز جمعه همه فرشها به فروش میرفت، اما اکنون فرش داریم که پنج سال در شرکت تعاونی مانده و خریداری ندارد.
مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر ادامه داد: میزان تولید فرش دستباف در شهرستان ملایر از حدود یکهزار و 700 متر به حدود 300 متر رسیده که کاهش چشمگیری دارد و امروز برای احیای فرش، نیاز به حمایت جدی دولت داریم.
ملکی اظهار کرد: نبود صادرات و عدم تمایل بانوان به بافت فرش بهدلیل سکونت در آپارتمانها، موجب کمرمقی فرش دستباف شده است.
* ضرورت ثبت جهانی فرش دستباف
مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر نیز بیان کرد: در سالهای گذشته مهارتهایی نظیر بافت قالی جوزان، نقش ماهی ازندریان، چهارچنگ کسب و ننج و قالی میشن در فهرست میراث ناملموس کشور ثبت ملی شده است.
«ابراهیم جلیلی» افزود: در شهر ازندریان و روستای کسب نیز دو جشنواره فرش برگزار شده که با استقبال گسترده مردم و مسافران روبهرو شده است.
وی برگزاری جشنوارهها را یک راهکار مهم برای حفظ اصالت و هویت فرش دستباف ملایر عنوان و بیان کرد: تلاش کردیم بازارچهها و کارگاههایی فرشبافی را یا کمک شهرداری و بسیج سازندگی در سطح شهر گسترش دهیم.
مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر ابراز امیدواری کرد: با حمایت دیگر ارگانها و نهادها و علاقهمندی هرچه بیشتر بانوان و نسل جوان به هنر فرشبافی، بتوانیم این هنر را از آسیب جدی نجات دهیم.
جلیلی درعینحال کاهش صادرات، هزینههای بالای تولید، ضعف در بازاریابی جهانی، نبود حمایتهای بیمهای کافی، پراکندگی زنجیره تولید و عدم حضور پُررنگ نسل جوان در بافت فرشهای سنتی را از عمده مشکلات فرش دستباف عنوان کرد.
وی ادامه داد: گامهای مثبتی برای حل مشکلات این هنرصنعت برداشته شده و تاکنون مهارت بافت در مناطقی همچون میشن، کسب و ننج، حسینآباد و ازندریان جوزان بهعنوان میراث ناملموس ثبت ملی شدهاند؛ اما مسیر مذکور باید با معرفی جهانی این مهارتها ادامه یابد.
* رهآورد:
فرش دستباف ملایر فقط یک کالا نیست؛ هویت، تاریخ و هنر این مرز و بوم است. وقتی یک فرشباف میمیرد، با او یک نقشه اصیل و صدها تجربه هم برای همیشه از بین میرود، ضروری است بیش از گذشته صدای فرشبافان شنیده شود و گامها برای هموار کردن مسیر این هنر جدیتر شود تا علاوهبر حفظ یک هویت و اصالت تاریخی، آثار و منافع اقتصادی آن نیز نصیب فعالان این هنر-صنعت شود.
* به گزارش خبرگزاری ایرنا
فرش دستباف ملایر، این میراث ارزشمند که روزگاری هویت و معیشت مردم منطقه را رقم میزد، امروز در کشاکش سنت و مدرنیته، بازار شکننده و تغییر ذائقه و سلیقه، نفسهای آخر را میکشد و نیازمند احیا و نجات است.
قالیبافی در ملایر نه یک پیشه که زبان مشترک نسلها است؛ این دیار با گرههای ظریف دستان پینهبسته، روایتی از اصالت، صبوری و زیبایی را میبافد و در کارگاههای کوچک روستایی، میان دیوارهای کاهگلی، دارهای چوبی قامت افراشتهاند و نقشهایی از جنس خاطره و باور، گره به گره جان میگیرند، ماهیریزه حسینآباد شاملو، با آن نظم شگفتانگیز و حرکت موجوار ماهیها در دل نقش، همچون رودی از اسطوره در بافت فرش جاری میشوند.
از سوی دیگر، چارچنگ ننج و میشن، با ساختاری ساده اما رازآلود، گویی روایتگر بازیهای کودکانه و نجوای مادرانه در پسکوچههای این دیار است و در این میان، فرش پیچ جوزان با ترکیبهای منحصربهفرد و طرحی که در هیچ جای دیگر ایران تکرار نشده، چون امضایی جاودان بر تاروپود این سرزمین نقش بسته است. هر گره، هر رنگ لاکی و سُرمهای و نیلی، فریاد هویتی است که در گذر زمان کمرنگ نشده، اما برای زنده ماندن تشنه نگاه نو و نفس تازه نسل امروز است.
فرش دستباف ملایر با قدمتی چندصدساله و شهرتی جهانی، امروز با چالشهای متعددی دست به گریبان است که بافت سنتی و اصیل آن را تهدید میکند.
از یکسو رنگهای طبیعی و گیاهی که زمانی رمز ماندگاری و جلای خاص این فرش بودند، جای خود را به رنگهای شیمیایی ارزانتر اما بیدوام دادهاند؛ نتیجه این تغییر فرشهایی با طرحهای تکراری و رنگهای تخت و بیروح است که دیگر آن حس گرما و اصالت دیرین را منتقل نمیکنند.
از سوی دیگر مهاجرت بیرویه بافندگان ماهر از روستاها و شهر ملایر، پیکره اصلی این هنر-صنعت را خالی کرده است.
همچنین، دارهای قدیمی در خانهها جمع شده و نسل جوان نیز کمتر رغبت به یادگیری این حرفه پُرزحمت و کمدرآمد نشان میدهد؛ دستمزد پایین بافنده در مقایسه با ساعتها نشستن پشت دار و گره زدن، شیرازه این صنعت را سست کرده است.
افزون بر اینها، بازار رقابت نیز سختتر شده؛ از یکسو فرشهای ماشینی با تنوع طرح و قیمت بسیار پایین خریدار عام را جذب کرده است و از سوی دیگر، برندهای بزرگ فرش دستباف سایر مناطق ایران (مانند تبریز، کاشان یا نائین) با بازاریابی حرفهایتر، سهم ملایر را در بازارهای داخلی و خارجی کاهش دادهاند.
درعینحال نبود برندسازی مدرن، ثبت ناقص نشان جغرافیایی و ضعف در بستهبندی و صادرات و بازاریابی، فرش سنتی ملایر را در انبوه محصولات مشابه گم کرده است.
* سود فرش دستباف ملایر در جیب دلالان
تغییر ذائقه مشتری نیز آسیبی جدی برای فرش دستباف ملایر است؛ نسل امروز خواهان فرشهایی با ابعاد کوچکتر، طرحهای مینیمال و رنگهای خنثی است، درحالی که بسیاری از تولیدکنندگان ملایر هنوز بر طرحهای سنتی و پُرنقشونگار بزرگمقیاس اصرار دارند، نتیجه این فاصله میان تولید و تقاضا، انبارهای پُر از فرشهای فروشنرفته بوده که دلیلی بر دلسردی هرچه بیشتر بافندگان است.
این درحالی است که حمایت هوشمندانه، آموزش نسل نو و پیوند با طراحی روز، شاید بتواند بار دیگر بر دارهای قالی جان تازهای بخشد.
«رضا احمدی»، یک فرشباف 52 ساله است که از 12 سالگی پای دار قالی نشسته و حدود 40 سال است که رنج و شادی این کار را میچشد؛ پدر و پدربزرگش هم فرشباف بودند، اما روزگار امروز او با روزگار دیروز خیلی فرق دارد.
او درباره مهمترین مشکلی که امروزه یک فرشباف با آن دستوپنجه نرم میکند،گفت: مواد اولیه، بازار فروش و معیشت ازجمله مشکلاتی است که بافندگان فرش دستباف ملایر با آن درگیر هستند.
احمدی بیان کرد: قبلاً نخهای مرغوب ایرانی بهوفور پیدا میشد، اما اکنون بیشتر نخها یا خارجیاند و قیمتشان سر به فلک میکشد و یا اگر ایرانی باشد، کیفیت پایین آمده و نخ نامرغوب موقع بافت پاره میشود و کار ما را دو برابر میکند.
* نخهای نامرغوب کیفیت فرش را پایین آورده است
این پیشکسوت هنر قالیبافی ادامه داد: از طرفی، رنگهای گیاهی طبیعی جای خود را به رنگهای شیمیایی نامرغوب داده که نهتنها به دستمان آسیب میزند، بلکه دوام فرش را هم کم میکند؛ اما چارهای نیست، چون مشتری فرش ارزان میخواهد.
احمدی با اشاره به مشکلات بازار فروش و واسطهها، اظهار کرد: بزرگترین ظلم به فرشباف دستهای واسطه است، ما یک قالی سه متری را 6 ماه میبافیم و واسطه میآید با هزار تا بهانه قیمت را پایین میآورد، آخر سر یک فرش را مثلاً پنج میلیون تومان از ما میخرد، اما فردا آن را 15 میلیون تومان در بازار میفروشد.
یک فرشباف نیز گفت: دستمزد ما برای یک روز کار تمام وقت، گاهی کمتر از حقوق یک کارگر ساده ساختمانی میشود.
وی همچنین با اشاره به اینکه فرش دستباف ایران در دنیا حرف اول را میزد، افزود: تحریمهای بانکی و حملونقل، صادرات را فلج کرده؛ بسیاری از تجار دیگر فرش ما را نمیخرند یا هزینههای ارسال آن بسیار گزاف شده که درنتیجه، بازار داخلی اشباع شده و خریدار هم قدرت خرید ندارد.
این قالیباف ادامه داد: خیلی از کارگاههای بزرگ تعطیل شده و بافندهها به روستاها برگشتهاند و آنجا هم اغلب بیکارند.
* ایجاد بازارچه، کمترین خواسته بانوان فرشباف
دیگر فرشباف ملایری نیز با اشاره به مشکلات این هنر اصیل ملایر، گفت: من بیش از 6 دهه است که فرش میبافم، بیمه قالیبافان یک معضل قدیمی است، خیلی از بافندهها، خصوصاً زنان سرپرست خانوار که در خانه کار میکنند، هیچ بیمهای ندارند.
«شکوه بیاتانی» تأکید کرد: اگر آنها مریض شوند یا آسیبی ببینند، دیگر هیچ درآمدی ندارند، چندسال پیش قرار بود بیمه تأمین اجتماعی برای بانوان راحت شود، اما عملًا آنقدر کاغذبازی اداری و شرایط سخت گذاشتهاند که کمتر کسی میتواند استفاده کند، تسهیلات هم که اصلاً به دست ما نمیرسد و به دلالان میرسد.
بیاتانی ادامه داد: نسل جوان امروز فرش دستباف با ابعاد بیش از 20 متر و حتی 12 متر برای خانه 50 متری خود نمیخواهد، سلیقه به سمت طرحهای مدرن، ابعاد کوچک (پادری، کناره، گلیم) و رنگهای شاد رفته، اما بیشتر بافندههای قدیمی همان طرحهای سنتی و بزرگ را بلدند.
این بانوی فرشباف گفت: کسی به ما آموزش نمیدهد که چطور طرحهای مینیمال ببافیم یا چطور از کامواهای نازک برای تابلوفرش استفاده کنیم؛ با یک دنیای قدیمی و یک بازار جدید مواجهایم و هیچ پُل ارتباطی بین آنها نیست.
این هنرمند فرشباف ملایری ایجاد بازارچههای فروش مستقیم را یک راهکار مهم برای حل مشکلات فرش دستباف عنوان و بیان کرد: بهجای واسطهها باید برای ما بازارچههای محلی یا اینترنتی درست کنند تا خودمان فرش را به دست مشتری برسانیم.
بیاتانی از دیگر درخواستها به بیمه درمانی و پرداخت وام برای خرید مواد اولیه اشاره و بیان کرد: فرش دستباف ملایر خریدار خود را دارد، از قدیم بازار فروش داشته و امروز باید بازار فروش این فرشها دوباره احیا شود؛ بهویژه صادرات فرش که یک ضرورت است.
وی گفت: نباید اجازه داد این هنر که بهجای نفت میتواند جایگزین شده و ارزآوری بالایی برای ایران داشته باشد، به فراموشی سپرده شود؛ جوانان ما دیگر رغبتی به کار قالیبافی ندارند، چون میبینند بزرگترشان با کولهباری از تجربه چیزی عایدشان نشده است.
* فرش دستباف ملایر نیازمند حمایت برای احیای جایگاه خود
رئیس خانه فرش دستباف ملایر نیز با اشاره به پیشینه درخشان هنرصنعت فرشبافی در این شهرستان، گفت: روزگاری یکسوم جمعیت ملایر از طریق فرش دستباف امرار معاش میکردند و این هنر از رونق زیادی برخوردار بود.
«محمد امینی» اظهار کرد: تا سال 1390 اوج فعالیت ما بهویژه در حوزه صادرات بود و بیش از یکهزار و 200 بافنده فعال داشتیم، اما از سال 1392 بهدلیل تحریمها و تا اندازهای نیز به سبب ناآگاهی برخی مسئولان، فرش دستباف ملایر با افول مواجه شد.
وی با تأکید بر لزوم نهادینه شدن فرهنگ استفاده از فرش ایرانی، افزود: شعار «هر فرد ایرانی، یک فرش ایرانی» یا دست کم «هر خانه ایرانی، یک فرش ایرانی» باید همواره مد نظر باشد.
امینی گفت: این هنر اصیل را باید نسل به نسل منتقل کرده و اجازه ندهیم فرش ملایر از عیار بیفتد، پدرم از سال 1325 با کسب مجوز، زحمات بسیاری برای حفظ این هنر کشید و امروز این رسالت بر دوش من و فرزندم است.
رئیس خانه فرش دستبافت ملایر با اشاره به احیای نقشههای قدیمی فرشهایی چون «میشن»، «جوزان»، «کسب» و «ننج»، ابراز خرسندی کرد: با تلاش مستمر، تعداد بافندگان ما از یک یا دو نفر در آغاز کار، پس از حدود پنج سال به یکهزار نفر رسید که دستاوردی ارزشمند بود.
امینی گفت: با تابلوفرش نمیتوان فرش دستباف را ترویج کرد؛ فرش یعنی زیراندازی به ابعاد 6، 9، 12، 15 و 24 متر که باید در خانه هر ایرانی خودنمایی کند.
* نیاز حیاتی به کارخانه ریسندگی پشم در ملایر
وی تصریح کرد: برای توسعه فرش دستباف، باید خانههای فرش را گسترش دهیم، کارگاه رنگرزی گیاهی راهاندازی کنیم و از بافندگان ماهر بهره ببریم؛ متأسفانه نبود سرمایه کافی و حمایت نشدن درست، به این هنر ضربه زده، اما طی سالهای اخیر بازار داخلی رونق نسبی داشته است و امیدواریم مشکل صادرات نیز حل شود.
امینی احداث کارخانه ریسندگی پشم و رنگرزی گیاهی با زنجیره کامل تولید را از راهکارهای اساسی توسعه فرش ملایر دانست و خاطرنشان کرد: برای اجرای این طرحها به تأمین زمین، سرمایه اولیه و صدور مجوزهای لازم نیاز داریم و درصورت حمایت، فرش دستباف در مراحل اولیه به رونق میرسد و درآمد آن نیز در جریان کار تأمین خواهد شد.
وی با اشاره به حضور فرش ملایر در موزههای فرش رم، اتریش و دیگر کشورهای اروپایی، پیشنهاد داد: در کنار این طرحها میتوان موزه فرش و مجموعه تفریحی نیز احداث کرد که الگویی برای سایر شهرها باشد.
این پیشکسوت فرشبافی گفت: باید از فرش دستباف ملایر نمادی ماندگار بهجای بگذاریم، چراکه فرش میتواند جایگزین درآمدهای نفت شود.
قصه از سکه افتادن ریسندگی و رنگرزی، دلسوزان این حرفه را بر آن داشته تا برای توسعه کار و ایجاد کارگاههای بزرگ رنگرزی گیاهی و ریسندگی، دست به کار شوند؛ علاوهبر امینی، «احمد ملکی» که مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر است نیز درصدد توسعه کارگاه رنگرزی پدریاش برآمده که درحال حاضر تنها کارگاه رنگرزی گیاهی است و سایر شهرها حتی اراک نیز از خدمات آن بهرهمند میشود.
شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر از سال 1373 زیر نظر جهاد کشاورزی شروع به فعالیت کرده و سازوکار جهاد با بافندگان اینگونه بود که مواد اولیه بهصورت اقساطی در اختیار بافندگان قرار میگرفت و پس از اینکه فرش بافته و به فروش میرسید، هزینهای که جهاد بابت خرید مواد اولیه در اختیار بافندگان قرار میداد، از حساب فروش فرش کسر میشد، درحالی که از وقتی این شرکت زیر نظر بازرگانی و سازمان صمت رفت، این رویه درحال حاضر از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت انجام نمیگیرد.
ملکی معتقد است: با این اقدام 80 درصد بساط فرش دستباف امروز از بین رفته و تنها 20 درصد باقی مانده و طی سالهای قبل بهدلیل بیاهمیتی مسئولان به فرش دستباف و تحریمها، ضربه زیادی به فرش وارد شد و خریداری نیست که فرش را از خانهدار بخرد.
وی اوج توسعه و فروش فرش دستباف را سال 1384 عنوان کرد و افزود: کلاس پنجم بودم که پدرم از اول هفته هرچه فرش بافته میشد، جمع میکرد و روز جمعه همه فرشها به فروش میرفت، اما اکنون فرش داریم که پنج سال در شرکت تعاونی مانده و خریداری ندارد.
مدیرعامل شرکت تعاونی فرش دستباف ملایر ادامه داد: میزان تولید فرش دستباف در شهرستان ملایر از حدود یکهزار و 700 متر به حدود 300 متر رسیده که کاهش چشمگیری دارد و امروز برای احیای فرش، نیاز به حمایت جدی دولت داریم.
ملکی اظهار کرد: نبود صادرات و عدم تمایل بانوان به بافت فرش بهدلیل سکونت در آپارتمانها، موجب کمرمقی فرش دستباف شده است.
* ضرورت ثبت جهانی فرش دستباف
مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر نیز بیان کرد: در سالهای گذشته مهارتهایی نظیر بافت قالی جوزان، نقش ماهی ازندریان، چهارچنگ کسب و ننج و قالی میشن در فهرست میراث ناملموس کشور ثبت ملی شده است.
«ابراهیم جلیلی» افزود: در شهر ازندریان و روستای کسب نیز دو جشنواره فرش برگزار شده که با استقبال گسترده مردم و مسافران روبهرو شده است.
وی برگزاری جشنوارهها را یک راهکار مهم برای حفظ اصالت و هویت فرش دستباف ملایر عنوان و بیان کرد: تلاش کردیم بازارچهها و کارگاههایی فرشبافی را یا کمک شهرداری و بسیج سازندگی در سطح شهر گسترش دهیم.
مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ملایر ابراز امیدواری کرد: با حمایت دیگر ارگانها و نهادها و علاقهمندی هرچه بیشتر بانوان و نسل جوان به هنر فرشبافی، بتوانیم این هنر را از آسیب جدی نجات دهیم.
جلیلی درعینحال کاهش صادرات، هزینههای بالای تولید، ضعف در بازاریابی جهانی، نبود حمایتهای بیمهای کافی، پراکندگی زنجیره تولید و عدم حضور پُررنگ نسل جوان در بافت فرشهای سنتی را از عمده مشکلات فرش دستباف عنوان کرد.
وی ادامه داد: گامهای مثبتی برای حل مشکلات این هنرصنعت برداشته شده و تاکنون مهارت بافت در مناطقی همچون میشن، کسب و ننج، حسینآباد و ازندریان جوزان بهعنوان میراث ناملموس ثبت ملی شدهاند؛ اما مسیر مذکور باید با معرفی جهانی این مهارتها ادامه یابد.
* رهآورد:
فرش دستباف ملایر فقط یک کالا نیست؛ هویت، تاریخ و هنر این مرز و بوم است. وقتی یک فرشباف میمیرد، با او یک نقشه اصیل و صدها تجربه هم برای همیشه از بین میرود، ضروری است بیش از گذشته صدای فرشبافان شنیده شود و گامها برای هموار کردن مسیر این هنر جدیتر شود تا علاوهبر حفظ یک هویت و اصالت تاریخی، آثار و منافع اقتصادی آن نیز نصیب فعالان این هنر-صنعت شود.
* به گزارش خبرگزاری ایرنا
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.