روایت یک مجموعهدار از میراث مکتوب و اشیای تاریخی ایران
یک مجموعهدار با اشاره به اینکه ایران از دیرباز سرزمینی با فرهنگی غنی و تمدنی پُربار بوده و این میراث ارزشمند در گذر زمان به نسلهای بعد منتقل شده است، گفت: حفظ و نگهداری این فرهنگ، چه در بُعد ایرانی و چه اسلامی، همواره از مهمترین مسئولیتهای اجتماعی و فرهنگی مردم این سرزمین بهشمار میرود. بخشی از این فرهنگ در آثار مکتوب، اسناد، کتابها، نامهها و اشیای بهجامانده از گذشته نمایان میشود؛ آثاری که هریک میتوانند روایتگر بخشی از تاریخ و شیوه زندگی مردم در دورههای مختلف باشند.
رضا رضایی که یکی از علاقهمندان به حوزه گردآوری اشیای تاریخی و فرهنگی است، ابراز کرد: از دوران نوجوانی به جمعآوری سکهها و وسایل خاص علاقهمند بودم، امروز مجموعهای متنوع از اشیای قدیمی، اسناد مکتوب، سکه، اسکناس، تمبر و ابزارهای سنتی را در اختیار دارم؛ مجموعهای که به مرور زمان شکل هدفمندتر و تخصصیتری به خود گرفته است.
به اذعان این مجموعهدار، در میان اشیای موجود در این مجموعه، چراغهای نفتی در انواع و مدلهای مختلف، جایگاه ویژهای دارند؛ این چراغها در سه دسته کلی گرمایشی، صنعتی و روشنایی طبقهبندی میشوند و هریک بخشی از زندگی روزمره مردم در گذشته را بازتاب میدهند.
رضایی افزود: بخش دیگری از این مجموعه به اسناد و مکتوبات اختصاص دارد؛ ازجمله نامهها، شکوائیهها، درخواستهای مردم روستاها خطاب به خان و کدخدا، گزارشهای مباشران به خان و همچنین مکاتبات تجاری میان تجارتخانههای همدان و دیگر استانها. برگههای نوستالژیک مانند بلیتهای قدیمی بختآزمایی نیز از دیگر اقلام این بخش بهشمار میآیند.
وی با اشاره به اینکه در حوزه سکه مجموعه یادشده نمونههایی از «پول سیاه» یا فلوسهای مسی را دربرمیگیرد که با نقوش و حکاکیهای خاص خود از جذابیت تاریخی برخوردارند، گفت: سکههای دوره قاجار نیز بخشی قابل توجه از این مجموعه را تشکیل میدهند؛ سکههایی که بهطور کلی به دو دسته ضرب چکشی و ماشینی تقسیم میشوند.
این مجموعهدار ادامه داد: از میان سکههای قاجاری، سکههای مربوط به ناصرالدینشاه، مشهور به «سلطان صاحبقران» و همچنین سکههای محمدعلیشاه که بسیاری از آنها بهدلیل نارضایتی مردم مخدوش شدهاند، ازجمله نمونههای قابل توجه هستند.
وی تصریح کرد: سکههای دوره پهلوی اول و دوم نیز در این مجموعه به دو دسته رایج و مناسبتی تقسیم شدهاند. سکههای مناسبتی پهلوی دوم بهدلیل تنوع بیشتر، جایگاه خاصی دارند؛ ازجمله این سکهها میتوان به سکههای «بازیهای آسیایی» و سکههای مربوط به سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) اشاره کرد.
رضایی با بیان اینکه این تقسیمبندی در اسکناسها نیز دیده میشود بهویژه در دوره پهلوی دوم که اسکناسهای مناسبتی از اهمیت خاصی برخوردار بودند، افزود: همین رویکرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت و اسکناسها و سکههای پس از انقلاب هم در قالب نمونههای رایج و مناسبتی، منتشر شدند.
وی خاطرنشان کرد: در بخش اسکناسهای پس از انقلاب، نمونههایی وجود دارد که پیش از رحلت حضرت امام خمینی (ره) چاپ شدهاند و در اصطلاح مجموعهداران به آنها اسکناسهای «تظاهراتی» و «بارگاهی» گفته میشود؛ در این اسکناسها تصویری از امام خمینی (ره) دیده نمیشود، مگر در یک مورد که تصویر ایشان بهصورت پلاکارد در دست تظاهراتکنندگان قرار دارد. تصویر امام خمینی (ره) پس از رحلت ایشان روی اسکناسها نقش بست.
به گفته این مجموعهدار، نخستین سکه ضربشده در سال 1358، سکه 50 دیناری با نقش شیر و خورشید بدون تاج بوده که امروزه از نمونههای کمیاب بهشمار میرود. در بخش دیگری از این مجموعه، وسایل تزئینی مورد استفاده بانوان و نوعروسان عشایر نگهداری میشود؛ وسایلی که اغلب با سکههای رایج تزئین شدهاند و بازتابدهنده جلوههایی از هنر و فرهنگ بومی هستند.
رضایی با اشاره به اینکه اسناد هویتی و مدارک شناسایی دهههای گذشته نیز از دیگر بخشهای جالب توجه این مجموعهاند، گفت: برای نمونه، گذرنامهای مربوط به اوایل دوره پهلوی دوم که متعلق به یک زوج سالمند است، نشان میدهد برای تشرف به عتبات عالیات، مبلغی بهعنوان ودیعه به حساب خزانه سپرده میشده است؛ همچنین در این سند، نبود نام خانوادگی برای زن، از نکات قابل توجه بهشمار میآید.
وی افزود: ابزار و وسایل مصرف دخانیات، ازجمله چپقهای سفالی نیز در این مجموعه دیده میشوند؛ اشیایی که هریک بخشی از سبک زندگی و آداب اجتماعی دورهای خاص را بازگو میکنند.
رضایی تصریح کرد: از دیگر اسناد این مجموعه، میتوان به مکاتبات تلگرافی اشاره کرد؛ اسنادی که علاوهبر نمایش شیوه اطلاعرسانی در گذشته، نحوه محاسبه هزینه پیامها براساس تعداد حروف را نیز نشان میدهند و برای نسل جوان جذابیت آموزشی و تاریخی دارند.
وی یادآور شد: وسایل نوستالژیک چند دهه اخیر نیز بخشی از این مجموعه را تشکیل میدهند؛ ازجمله حلقههای نمایش فیلم آپاراتی، نگاتیوها و صفحههای گرامافون که روی آنها قرآن، مداحیهای قدیمی و حتی آموزش زبانهای انگلیسی و فرانسه ضبط شده است.
رضایی با بیان اینکه همچنین انواع ترازوهای قدیمی، سنگترازوها و وزنهها، از پنج گرم تا مقادیر بالاتر، در این مجموعه نگهداری میشوند، ابراز کرد: وجود وزنههای یکسیری و نیمسیری، نشاندهنده دقت در معاملات و اهمیت سنجش دقیق در دادوستدهای گذشته است.
این مجموعهدار توضیح داد: انواع قفلهای قدیمی، درکوبهای زنانه و مردانه، چرتکههای قدیمی و دکمههای برنجی نیز از دیگر اقلام این مجموعه بهشمار میروند؛ در میان این دکمهها، نمونههای مربوط به نیروهای شهربانی، ژاندارمری، هوانیروز سابق و نیز دکمههای برنجی مزین به عنوان «نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران» و آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به چشم میخورند.
به اذعان وی، تمبرها نیز جایگاه ویژهای در این مجموعه دارند؛ هر تمبر، چه مربوط به پیش از انقلاب و چه پس از آن، به موضوع، مناسبت یا رویدادی خاص اشاره دارد و بهجز تمبرهای مالی و اعتباری، اغلب حامل پیامهای فرهنگی، تاریخی یا اجتماعی است.
این مجموعهدار آلبوم تمبر را به دایرهالمعارفی مصور تشبیه میکند و معتقد است بررسی دقیق تمبرها و مناسبتهای انتشار آنها، میتواند دریچهای ارزشمند به تاریخ، فرهنگ و تحولات اجتماعی کشور بگشاید.
رضایی درباره امکان همکاری برای راهاندازی موزه خصوصی یا نمایشگاه دائمی آثار خود گفت: اگر روزی شرایطی فراهم شود که یک موزه خصوصی یا فضایی مناسب، مانند یک خانه قدیمی برای نمایش این آثار درنظر گرفته شود، حتماً استقبال میکنم و آماده همکاری هستم.
وی افزود: برای چنین کاری، پیش از هر چیز باید فضای مناسبی فراهم شود؛ محیطی امن، قابل اعتماد و متناسب با ارزش آثار. بسیاری از این اشیا برای نمایش عمومی نیازمند امکانات خاص هستند؛ برای نمونه سکهها، اسکناسها، اسناد، عکسها و آلبومها باید در ویترینها و محفظههای استاندارد نگهداری شوند تا هم امکان بازدید برای مردم فراهم باشد و هم آسیبی به آثار وارد نشود.
این مجموعهدار ادامه داد: برخی اقلام مجموعه بهدلیل حساسیت یا شرایط خاص نگهداری، شاید قابل نمایش عمومی نباشند، اما بخش قابل توجهی از آثار قابلیت ارائه در یک فضای فرهنگی را دارند؛ ازجمله آثار دیدنی میتوان به اسناد و مکتوبات قدیمی، چراغهای نفتی، سکهها و اسکناسها، تمبرها، وسایل تزئینی عشایری، ابزارهای قدیمی، نگاتیوها و حلقههای فیلم آپاراتی، دوربینهای قدیمی و برخی وسایل صوتی و تصویری اشاره کرد.
رضایی با تأکید بر اهمیت آشنایی نسل جوان با گذشته، تصریح کرد: بخشی از این آثار شاید در نگاه اول ساده یا حتی تکراری به نظر برسند، اما هرکدام روایت و پیشینهای دارند؛ برای نسل امروز دیدن نگاتیوهای قدیمی، فیلمهای آپاراتی، دوربینهای قدیمی، صفحههای گرامافون و ابزارهای زندگی گذشته، میتواند جذاب و آموزنده باشد.
وی در پایان سخنانش گفت: اگر چارچوب مناسبی برای حفاظت، معرفی و نمایش آثار درنظر گرفته شود، همکاری در این زمینه میتواند بسیار مفید باشد؛ هدف من این است که جوانان با تاریخ خود آشنا شوند و بدانند مردم در گذشته چگونه زندگی میکردند، چه ابزارهایی داشتند و فرهنگ و هویت ما از چه مسیرهایی به امروز رسیده است.
* خلأ حمایتی از موزههای خصوصی و فعالان میراث فرهنگی در همدان
در ادامه یک فعال حوزه میراث فرهنگی نیز با اشاره به وضعیت موزههای همدان و کمبود متولیان دلسوز و کارآمد، بر ضرورت حمایت از مجموعهداران خصوصی و ایجاد فضاهایی برای نمایش آثارشان، تأکید کرد.
حسین زندی با بیان اینکه درحال حاضر حدود 23 موزه در همدان وجود دارد که بخش قابل توجهی از آنها دولتی هستند، اظهار کرد: تنها چهار موزه، شامل موزه دانشگاه آزاد، موزه تاریخ طبیعی (هر دو کار استاد جعفر محمدعلیزاده)، موزه آموزشوپرورش و موزه هگمتانه، جایگاه ویژهای دارند، اما متأسفانه معرفی و حمایت لازم از آنها صورت نمیگیرد.
وی به معضل کمبود نیرو و اراده در نهادهای دولتی برای مدیریت صحیح موزهها اشاره کرد و گفت: موزههایی مانند موزه برق، محیط زیست یا موزه آموزشوپرورش، با کمبود شدید نیرو مواجه هستند؛ برای بازدید از موزه آموزشوپرورش لازم است با آقای قشمی، دبیر بازنشسته علاقهمند و صاحب موزه، هماهنگی شود که این خود نشاندهنده عدم وجود مدیریت فعال و اراده دولتی برای اداره درست این مراکز فرهنگی است.
این فعال حوزه میراث فرهنگی نقش مجموعهداران خصوصی را در حفظ و معرفی گنجینههای فرهنگی کشور بسیار حائز اهمیت دانست و افزود: مجموعهدارانی خصوصی در استان همدان که با عشق و علاقه اقلامی مرتبط با مشاغل مختلف یا مجموعه سکههای بینظیری (که برخی از آنها در جهان منحصربهفرد هستند) را جمعآوری کردهاند، نیاز به فضا و حمایت دارند؛ متأسفانه صاحب مجموعه اشیای مشاغل مختلف مجبور شده اشیای ارزشمند خود را در زیرزمین بخشی از گنبد علویان انبار کند که این مکان فاقد استانداردهای لازم برای موزهداری است.
وی با اشاره به خانوادههایی مانند مدنی که دارای آثار تاریخی ارزشمند ازجمله شمشیر دوره صفوی و سنگ چخماق هستند و همچنین دیگر افراد که دوربینهای عتیقه، آثار نقاشی هنرمندان برجسته و کتب خطی و نفیس را در اختیار دارند، بیان کرد: بسیاری از این خانوادهها تمایل به نمایش آثار خود دارند، اما فضای کافی و متولی مناسبی برای نگهداری و نمایش آنها، وجود ندارد.
زندی ادامه داد: بهعنوان مثال، فردی همدانی که 80 درصد سازهای محلی جهان را جمعآوری کرده، در تهران زندگی میکند و مایل است این مجموعه را اهدا کند، اما مکانی مطمئن و متولی برای پذیرش آن وجود ندارد؛ همچنین خانواده شاعر بزرگ فریدون مشیری که همدانی است، مجموعهای از کتابها، کتب خطی، چاپ سنگی و هدایا و خوشنویسیهای اساتید بزرگ را دارا هستند که علاقهمندند در استان همدان این آثار به نمایش گذاشته شود.
* پیشنهادات عملی برای ایجاد موزههای خصوصی
این فعال حوزه میراث فرهنگی به نمونههایی از موفقیت این رویکرد در شهرهای دیگر اشاره کرد و گفت: آقای علیاکبر صالحی، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی که اکنون رئیس بنیاد ایرانشناسی است، مجموعهای از هدایای دوران مسئولیت خود را در قزوین به نمایش گذاشته و این موزه به یکی از جاذبههای ارزشمند آن استان تبدیل شده است. همچنین، مرحوم دکتر اکبر اعتماد، رئیس فقید سازمان انرژی اتمی ایران که همدانی بود، تمایل زیادی به راهاندازی چنین مرکزی در همدان داشت، اما با بیتوجهی مسئولان روبهرو شد.
وی با بیان اینکه ارادهای از سوی مدیران و مسئولان برای فراهم کردن فضایی مطمئن برای مجموعهداران وجود ندارد، پیشنهاد کرد: از طریق نهادهای دولتی، حاکمیتی و شهرداری، فضاهایی باید به مجموعهداران خصوصی واگذار شود تا بتوانند موزههای خصوصی تأسیس کنند؛ در دوره قبل شهرداری پیشنهاد دادم که ساختمان آن (بلدیه) که بنایی تاریخی و در موقعیت مرکزی شهر همدان و آرامگاه بوعلی قرار دارد، به همراه مجموعه فرهنگی فجر، میتواند به مرکزی برای این موزهها تبدیل شود.
زندی ادامه داد: همچنین شرکت فرش دارای بنایی تاریخی و بزرگ است و فضای مناسبی برای نمایش آثار بوده، البته با وجود اینکه در محل خوبی در بلوار موشک بنا شده، متأسفانه درحال تخریب است.
زندی تأکید کرد: بسیاری از دوستان من در تهران درصورت وجود چنین فضایی مایل به نمایش آثار خود همچون دوربینهایی که از دوره قاجار جمعآوری شده، هستند.
این فعال حوزه میراث فرهنگی با اشاره به سابقه طولانی و درخشان شهرداری همدان، از فقدان موزهای برای نمایش اسناد و تاریخچه این نهاد کهن، ابراز تأسف کرد.
وی با بیان اینکه شهرداری همدان از قدیمیترین شهرداریهای کشور است و زمانی «بلدیه» نامیده میشد (حدود 100 سال پیش)، گفت: اسناد ارزشمندی از دوران بلدیه و حتی پیش از آن در شهرداری وجود داشته که متأسفانه اکنون مشخص نیست سرنوشت آنها چه شده است؛ بخشی از این اسناد در انباری منطقه یک شهرداری نگهداری میشد، اما اکنون مشخص نیست در کجا نگهداری میشوند!
زندی در پایان سخنانش این وضعیت را «فاجعه» توصیف کرد و افزود: شهرداری با این سابقه درخشان، حتی یک موزه اختصاصی برای نمایش تاریخچه و اسناد خود ندارد. اگر این اسناد و اشیای ارزشمند امروز جمعآوری و در جایی نگهداری نشوند، قطعاً نابود شده، از کشور خارج میشوند و یا در گذر زمان از بین میروند.
* موزههای خصوصی؛ حلقه مفقوده حفاظت از آثار تاریخی
فرجام سخن آنکه، میراث فرهنگی ایران در نقطهای ایستاده است که دیگر نمیتوان آن را با الگوهای سنتی و نگاههای صرفاً حفاظتیِ، سلب اداره کرد. تجربیات زیسته در شهرهایی همچون همدان و واکاوی دغدغههای مجموعهداران خصوصی بهوضوح نشان میدهد که «انجماد تاریخ» در انبارها و زیرزمینهای دولتی نهتنها کمکی به حفظ هویت ملی نمیکند، بلکه عملاً زمینه را برای زوال تدریجی و خروج غیر قانونی آثار، فراهم میکند. ضرورتِ چرخش به سمت موزهداری خصوصی، فراتر از یک پیشنهاد رفاهی، یک «راهبرد امنیتی و هویتی» است.
ایجاد موزههای خصوصی و رسمیسازی چرخههای اقتصادی در این حوزه، به معنای بخشیدن شناسنامه به آثاری است که سالها در گمنامی زیستهاند؛ زمانی که اشتیاقِ مجموعهدار با چرخه اقتصادیِ پایدار و حمایت قانونی پیوند بخورد، هر شیء تاریخی به یک سفیر فرهنگی تبدیل میشود که نهتنها هزینه نگهداری خود را تأمین میکند، بلکه به موتور محرک گردشگری و بازآفرینی شهری بدل میشود.