«ایجاد بازار قانونمند» و «حراج رسمی»، راهکار نجات آثار تاریخی
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به تجربه کشورهای پیشرفته در ایجاد بازار قانونمند آثار تاریخی، گفت: نبود سازوکار شفاف در ایران، هم خطر نابودی آثار را افزایش و هم مسیر معاملات را به سمت غیر رسمی شدن سوق داده؛ راه حل، برگزاری حراجهای رسمی تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی است.
آثار تاریخی، فراتر از اشیایی بیجان در ویترینها، گواهان زنده و نبضدار تمدنی هستند که هویت امروز ما را میان کلافِ سردرگم زمان، معنا میبخشند. هر سکه قاجاری، هر کتیبه سنگی و هر برگ از مکاتبات تجاری کهن، قطعهای از یک پازل عظیم است که بدون صیانت از آن، تصویر ما از خویشتن، مخدوش و ناتمام باقی میماند. حفظ این مواریث، تنها یک وظیفه اداری نیست، بلکه یک تعهد اخلاقی نسبت به آیندگانی است که حق دارند ریشههای خود را در بستری از واقعیت، لمس کنند.
در این میان، ظهور و گسترش «موزههای خصوصی»، نه یک اتفاق جانبی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تنفس دوباره تاریخ است. مجموعهداران خصوصی با نگاهی برخاسته از عشق و دقتِ جزئینگرانه، آثاری را از انزوا و تخریب نجات میدهند که شاید در هیاهوی ساختارهای کلان، دیده نشوند. این موزهها با ایجاد پیوندی نزدیک میان مردم و میراث ملی، تاریخ را از فضاهای رسمی به بطن زندگی اجتماعی و حتی چرخههای پویای اقتصادی، میآورند. درواقع موزهداری خصوصی، پُلی استوار میان اشتیاق فردی و صیانت جمعی است؛ مسیری که در آن اشیا تبدیل به روایت میشوند تا شناسنامه فرهنگی این سرزمین در امنترین و در دسترسترین شکل ممکن، برای همیشه ماندگار بماند.
با توجه به اهمیت موضوع، در این خصوص با صاحب محمدیانمنصور عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان، حسین زندی فعال حوزه میراث فرهنگی و رضا رضایی، یکی از مجموعهداران آثار تاریخی، گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به سابقه دیرینه علاقه ایرانیان به آثار تاریخی، نسبت به چالشهای موجود در زمینه نگهداری، معرفی و جلوگیری از خروج غیر قانونی این آثار، هشدار داد.
صاحب محمدیانمنصور با مقایسه رویکردهای ایران و کشورهای غربی در مواجهه با میراث فرهنگی، بر لزوم ایجاد ساختارهای اقتصادی و فرهنگی چندبُعدی تأکید کرد.
وی توضیح داد: متأسفانه در ایران بسیاری از آثار تاریخی یا به خارج از کشور فروخته شدهاند و یا بهصورت پراکنده در منازل نگهداری میشوند که این امر مانع از بهرهمندی عموم از این گنجینههای ارزشمند میشود.
محمدیانمنصور با بیان اینکه در کشورهای غربی این موضوع به یک صنعت و کسبوکار تبدیل شده و ساختارهای فرهنگی و اقتصادی ویژهای پیرامون آن شکل گرفته است، اظهار کرد: هر رویکرد تکبُعدی، حتی اگر در ابتدا موفق به نظر برسد، در درازمدت محکوم به شکست است؛ اما در غرب با ایجاد سازوکارهای اقتصادی، این فعالیتها بهصورت پایدار در حراجها ادامه یافتهاند، درحالی که در کشور ما با فوت افراد، ممکن است این آثار نیز از بین بروند.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان در تشریح چالشهای پیش روی سازمانهای دولتی مانند میراث فرهنگی، بیان کرد: این سازمانها با بودجههای محدود خود قادر به جمعآوری، نگهداری و مرمت تمامی آثار نیستند؛ درآمد حاصل از فروش بلیت موزهها نیز بسیار ناچیز است و حتی پاسخگوی هزینههای جاری نیست، چه برسد به اینکه بتواند تأثیر اقتصادی قابل توجهی بر کشور داشته باشد؛ بنابراین ورود بخش خصوصی به این عرصه، کمککننده خواهد بود.
محمدیانمنصور در ادامه به مفهوم «فضاهای نسل سوم» در معماری و شهرسازی اشاره و آن را راهکاری کلیدی برای حل معضلات فرهنگی و اقتصادی توصیف کرد.
وی این فضاها را که در دوران مدرن ظهور کردهاند، محلهایی برای تفریح و گذران اوقات فراغت معرفی کرد و افزود: پیش از دوران مدرن، مفاهیمی چون رستوران یا کافیشاپ به شکل امروزی وجود نداشت، اما امروز این فضاها با مسائل فرهنگی ترکیب شدهاند؛ نمونه بارز آن، کافهکتابها و شهرکتابها هستند که ترکیبی از کاربری اقتصادی (مانند فروش کتاب، لوازمالتحریر و یا سرو غذا و نوشیدنی) و فعالیتهای فرهنگی (مانند برگزاری رویدادها و نمایش آثار) را ارائه میدهند.
* مزایای تلفیق موزهداری با فضاهای نسل سوم
محمدیانمنصور با ذکر مثالی از شهر همدان، به جذابیت و استقبال عمومی از این فضاهای چندکاربردی اشاره کرد و گفت: موزههای تکعملکردی بهدلیل ماهیت تخصصی خود، تنها برای قشر محدودی از علاقهمندان جذابیت دارند و شاید فردی تنها یک یا دوبار در طول 10 سال به آنها سر بزند؛ در مقابل، فضاهایی مانند کافهکتابها، شهرکتابها و یا مجموعههایی که علاوهبر فروش کالا، محل قرار و گپوگفت نیز هستند (مانند خانه دوست و شهر کتاب در همدان)، جذابیت بیشتری برای عموم، بهویژه جوانان، دارند.
وی پیشنهاد کرد که میتوان آثار تاریخی را در کنار این فضاهای نسل سوم عرضه کرد؛ بهعنوان مثال، یک مجموعهدار خصوصی سکههای تاریخی میتواند آثار خود را در ویترینهای یک کافهکتاب به نمایش بگذارد. این امر نهتنها به دیده شدن آثار کمک میکند، بلکه میتواند منجر به فروش آنها و ایجاد درآمد اقتصادی برای صاحب اثر شود. همچنین، نمایش عمومی آثار در خانههای تاریخی که به موزه تبدیل شدهاند، میتواند در کنار رویدادها و فعالیتهای جانبی، بازدیدکنندگان بیشتری را جذب کند.
محمدیانمنصور بر لزوم ایجاد سازوکارهای قانونی و اجرایی مناسب در سازمان میراث فرهنگی و سایر نهادهای مرتبط تأکید کرد و گفت: ما باید اجازه دهیم این فضاهای نسل سوم که نمونههای موفق آنها در کشورهای دیگر نیز وجود دارد، در ایران نیز شکل بگیرند؛ حتی میتوان به رستورانها یا مجموعههایی که بخشی از آثار تاریخی را در ویترینهای خود به نمایش میگذارند، مجوزهای لازم را اعطا کرد.
به اذعان وی، برگزاری رویدادهای مختلف در موزه پزشکی همدان یکی از مواردی است که افراد را جذب کرده و باعث نمایش آثار میشود؛ این برنامهها میتواند به محلی برای قرار افراد نیز تبدیل شود.
این استاد دانشگاه افزود: میتوان در برخی رستورانها مانند دهلیز آثار را به نمایش گذاشت؛ برای مثال در خانه شرفخانی آثار کشفشده در طاقچهها قرار داده شده که مورد بازدید گردشگران قرار میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به اینکه وجود متخصصان متعدد در زمینه آثار تاریخی و همچنین موزههای خصوصی کوچک در کشورهای پیشرفته زمینه را برای خریدوفروش قانونی این آثار فراهم کرده است، گفت: حراجهای متعددی برگزار میشود که در آنها آثار تاریخی با نظارت متخصصان و با مجوزهای لازم، خریدوفروش میشوند؛ حتی نمونههای خاص مانند دو پایه ستون کتیبههای اردشیر (که اکنون در مجموعههای خصوصی خارج از کشور نگهداری میشوند). امر مذکور نشاندهنده ارزش و اهمیت این سازوکارها است.
محمدیانمنصور با بیان اینکه در برخی کشورها دولت سازوکارهای مطمئنی را برای مجوزدهی به افراد و نهادهای علاقهمند به خریدوفروش آثار تاریخی فراهم کرده است، اظهار کرد: این رویکرد تضمین میکند که آثار از بین نرفته و در چرخهای امن و قانونی، جابهجا شوند؛ متأسفانه در ایران موزهداری هنوز در حد عشق و علاقه افراد باقی مانده و با از بین رفتن آن علاقه، آثار نیز ممکن است نابود شوند.
* ضرورت ایجاد سازوکارهای اقتصادی نوین در حوزه میراث فرهنگی
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان راهاندازی حراجهای رسمی و قانونی آثار تاریخی را تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی، یکی از راهکارهای کلیدی دانست و افزود: با تعریف دقیق اینکه کدام آثار قابل خریدوفروش هستند و کدامیک نیستند، میتوانیم فضایی امن و شفاف برای این معاملات ایجاد کنیم؛ همچنین، تلفیق این آثار با فضاهای جذاب و پُربازدید مانند رستورانهای تاریخی، هتلبوتیکها و یا حتی فروشگاههای عتیقهفروشی که دارای استانداردهای لازم هستند، میتواند به دیده شدن بیشتر آثار کمک کند.
وی با ذکر مثالی، تفاوت رویکردها را اینگونه تشریح کرد: اگر 10 اثر جذاب تاریخی در یک رستوران تاریخی یا هتلبوتیک نگهداری شوند، تعداد افرادی که آن آثار را میبینند، بهمراتب بیشتر از زمانی است که همان آثار در موزهای با بازدید محدود قرار گیرند؛ حتی موزهداری خصوصی که آثار خود را در مجموعه شخصی نگهداری میکند، ممکن است نتواند این آثار را به عموم نشان دهد.
* تبدیل موزهداری به یک کسبوکار پایدار
محمدیانمنصور با اشاره به اینکه در بازار همدان چندین عتیقهفروشی داریم و علاقهمندانی نیز در این حوزه فعالیت دارند، تأکید کرد: تا زمانی که موزهداری را به یک کسبوکار اقتصادی تبدیل نکرده و سازوکارهای قانونی لازم را تعریف نکنیم، این حوزه صرفاً در حد علایق شخصی باقی خواهد ماند؛ برای رشد و پایداری این صنعت، باید آن را با اقتصاد گره زد.
وی با اشاره به پیشرفت صنعت پزشکی در ایران که بهدلیل وجود تقاضا و ارزشگذاری اقتصادی برای سلامتی حاصل شده است، بیان کرد: به همین ترتیب تا زمانی که سازوکار اقتصادی مناسبی نیز برای میراث فرهنگی تعریف نشود، شاهد رشد واقعی در این زمینه نخواهیم بود.
این استاد دانشگاه دو پیشنهاد مشخص را برای ایجاد تحول در این حوزه ارائه داد و گفت: نخستین راهکار، ایجاد سازوکارهای رسمی خریدوفروش، مسئولیتدهی به بخشی از سازمان میراث فرهنگی برای برگزاری حراجهای رسمی، صدور مجوز خریدوفروش آثار و ایجاد ساختمانهای مناسب برای برگزاری این حراجها که امکان بازدید عمومی از آثار، فراهم باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان دومین مورد را تلفیق با فضاهای نسل سوم برشمرد و ادامه داد: ترکیب کاربردهای فرهنگی و تاریخی با فضاهای جذاب اقتصادی مانند رستورانها، کافهها، هتلها و فروشگاههای تخصصی، اهمیت دارد؛ این ترکیب باعث افزایش بازدید و دیده شدن آثار شده و به ایجاد درآمد پایدار کمک میکند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: سازمانهایی مانند میراث فرهنگی باید با الگوبرداری از تجربیات موفق جهانی، قوانین و سازوکارهای لازم را تدوین و اجرا کنند تا میراث فرهنگی کشور از حالت سنتی خارج شده و به یک حوزه تخصصی، حرفهای و اقتصادی پویا تبدیل شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با اشاره به رواج پرورش پرندگان زینتی مانند کبوتر و قناری در برخی کشورها که به صنعتی اقتصادی با گردش مالی کلان تبدیل شده است، بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مشابه برای حوزه میراث فرهنگی ایران، تأکید کرد.
وی معتقد است که عدم قانونمندی و تعریف شفاف چرخههای اقتصادی برای آثار فرهنگی، مانع از شکوفایی این ظرفیت عظیم در شهر همدان شده است.
محمدیانمنصور ادامه داد: درحالی که پرورش پرندگان زینتی در کشورهایی مانند ترکیه و آمریکا به صنعتی شگفتانگیز تبدیل شده، ما نتوانستهایم از ظرفیتهای مشابه در حوزه میراث فرهنگی بهرهبرداری اقتصادی کنیم.
وی افزود: بسیاری از آثار فرهنگی اعم از سکه، اسناد تاریخی، ظروف، و اشیای ارزشمند دیگر، در خانههای مردم نگهداری میشوند؛ بدون آنکه ارزش واقعی آنها شناخته شود. با قانونمند کردن خریدوفروش این آثار و تعریف شناسنامه و درجهبندی برای آنها، نهتنها ارزش اقتصادی این گنجینهها افزایش مییابد، بلکه بسیاری از این اسناد و اشیا که در معرض فراموشی هستند، وارد موزهها و چرخههای فرهنگی خواهند شد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان دو مانع اصلی را بر سر راه توسعه میراث فرهنگی بهعنوان یک صنعت موفق معرفی کرد: نخست، انحصار و دولتی بودن این حوزه که مانع از ورود بخش خصوصی و خلاقیت میشود و دوم، رویکرد سنتی و تکبُعدی که مشابه قیمتگذاری سنتی است.
وی بر این باور است که با الگوبرداری از کشورهای پیشرو در این زمینه و ترکیب رویکردهای نوین اقتصادی با حفظ ارزشهای فرهنگی، میتوان این صنعت را متحول کرد.
محمدیانمنصور پیشنهاد کرد: با ایجاد سازوکار مشخص، میتوان به مردم عادی نیز مجوز خریدوفروش برخی از آثار را اعطا کرد. این امر باعث میشود تا اسناد و اشیایی که در منازل نگهداری میشوند و ارزش آنها کمتر شناخته شده است، با ارزشگذاری صحیح، وارد چرخه اقتصادی و فرهنگی شوند.
وی در پایان سخنانش با اشاره به اینکه من نیز درحال انجام اموری در این حوزه هستم، تأکید کرد: در زمانی که مدیریت دولتی بهتنهایی پاسخگو نیست و رویکردهای سنتی نیز ناکارآمد به نظر میرسند، ترکیب این دو با الگوبرداری از تجربیات موفق جهانی، میتواند این صنعت فرهنگی را به یک سازوکار اقتصادی موفق تبدیل کند؛ این امر نهتنها به حفظ و معرفی بهتر میراث فرهنگی کمک میکند، بلکه فرصتهای شغلی و فعالیت اقتصادی جدیدی را برای افراد علاقهمند، فراهم میآورد.