جراحی هوشمندِ شریانهای نیمهفلج ترافیک همدان
سپهرغرب، گروه - طاهره ترابی مهوش :
ترافیک همدان دیگر یک مسئله عبورومرور ساده نیست؛ بلکه به یک کلاف سردرگم و کلافهکننده تبدیل شده که تار و پود زندگی روزمره شهروندان، سلامت روان جامعه و پویایی اقتصادی پایتخت تاریخ و تمدن ایران را بهشدت تحتالشعاع قرار داده است.
هرروزه با طلوع خورشید، شریانهای حیاتی این شهر از آرامگاه بوعلی سینا گرفته تا خیابانهای منتهی به میدان امام (ره)، شاهد صفوف طولانی و ساکن خودروهایی هستند که گویی در زمان متوقف شدهاند؛ بهطوری که شهروندی که باید در عرض 10 دقیقه به مقصد برسد، حالا بخش بزرگی از مفیدترین ساعات عمر خود را در پسِ شیشههای غبارگرفته، پشت چراغهای قرمزِ ناهماهنگ و در میان توقفهای دوبلِ بیپایان سپری میکند.
این وضعیت تنها به معنای اتلاف وقت نیست؛ بلکه به معنای سوختن فرصتهای اقتصادی، افزایش چشمگیر آلایندههای زیستمحیطی در قلب یک شهر کوهستانی و از همه مهمتر، فرسایش صبر و شکیبایی مردمی است که حق دارند از شهری روان و انسانمحور بهرهمند باشند.
ساختار شعاعی همدان که روزی مزیت آن محسوب میشد، امروز بهدلیل افزایش انفجاری تعداد خودروها و عدم توسعه همزمانِ زیرساختهای هوشمند، به یک قیف ترافیکی تبدیل شده است که تمام فشار را به هسته مرکزی شهر پمپاژ میکند. ما شاهد شهری هستیم که در ساعات اوج ترافیک، گویی نفسش به شماره میافتد؛ جایی که کوچهوپسکوچههای آن مملو از خودروهای پارکشده بهدلیل نبود پارکینگ بوده و سیمای بصری شهر زیر سایه سنگین خودروهای متوقف، زشت و آشفته شده است.
عبور از این بنبست فرساینده، نیازمند چیزی فراتر از مُسکنهای موقتی یا تعریضهای پُرهزینه و تخریبگر است و ما به یک جراحی هوشمندانه و نقشه راهی جامع نیاز داریم که علم مهندسی ترافیک را با واقعیتهای فرهنگی و جغرافیایی همدان، پیوند بزند.
بنابراین در این شماره بر آن شدیم تا گفتوگویی را با ابراهیم گلسرخی، مهندس حوزه ترافیک و حملونقل ترتیب دهیم تا بتوانیم راهکار جامعی را ارائه کنیم؛ بهواقع زمانی که گرههای ترافیکی در پایتخت تاریخ و تمدن به مرحله انسداد شریانی میرسند، دیگر مُسکنهای موقتی و راهکارهای سنتی پاسخگو نخواهند بود؛ بنابراین کارشناس برجسته حوزه حملونقل و ترافیک با کالبدشکافی وضعیت بحرانی معابر همدان، از طرحی راهبردی سخن میگوید که حکم یک جراحی دقیق و زیرساختی را برای این شهر دارد. این نقشه راه تخصصی با عبور از الگوهای قدیمی، از اصلاح هندسی هوشمند تقاطعها و بازمهندسی زمانبندی چراغها تا تغییر الگوی مسلط در فرهنگ عبورومرور را هدف قرار داده است تا قلب تپنده همدان بار دیگر با نظمی مدرن، روان و در شأن شهروندانش بتپد.
در ادامه متن گفتوگو را میخوانید:
این مهندس حوزه ترافیک و حملونقل با بیان اینکه مفهوم شهر در قرن بیستویکم با مفهوم حرکت گره خورده است، اظهار کرد: ما باید بپذیریم که حملونقل پایدار دیگر یک انتخاب لوکس یا یک شعار انتخاباتی نیست، بلکه ضرورتی بوده که حیات اجتماعی ما به آن وابسته است.
ابراهیم گلسرخی ادامه داد: یک شهر مدرن باید دارای سیستم حملونقل کارآمد، یکپارچه و گسترده باشد تا بتواند دسترسی عادلانه به فرصتها را برای همه طبقات جامعه فراهم کند.
وی با تأکید بر ابعاد پنهان بحران ترافیک، افزود: وقتی از ترافیک صحبت میکنیم، صرفاً بحث دیر رسیدن به مقصد مطرح نیست؛ سیستم حملونقل ناهماهنگ، منشأ اصلی آلودگی هوا، آلودگی صوتی و فرسایش زیرساختهای عمرانی است.
گلسرخی با بیان اینکه حل این معضل نیازمند یک جراحی هوشمندانه در لایههای مدیریتی است، خاطرنشان کرد: طرحی که میتوانم ارائه کنم، یک رویکرد سهگانه (کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت) دارد تا بتواند در هر مرحله، بخشی از بار روانی و فیزیکی ترافیک را از دوش شهروندان بردارد.
* فاز عملیاتی کوتاهمدت؛ درمانهای ضربتی در بازه 3 تا 6 ماه
وی در تشریح بخش نخست نقشه راه خود گفت: این نقشه بر اقداماتی تمرکز دارد که بدون نیاز به بودجههای هنگفت عمرانی، بیشترین تأثیر را در روانسازی جریان ترافیک دارند.
گلسرخی ادامه داد: بر این اساس در گام نخست بهینهسازی هوشمند چراغهای راهنمایی در دستور کار قرار دارد؛ چراکه بسیاری از تقاطعهای ما هنوز با الگوهای قدیمی و زمانبندیهای ثابت اداره میشوند که با حجم واقعی تردد در ساعات اوج ترافیک، همخوانی ندارند.
این کارشناس ارشد حملونقل افزود: ما نیاز به تنظیم مجدد «تایمینگ» چراغها براساس متغیرهای لحظهای داریم؛ زیرا هماهنگسازی چراغها یا همان اصطلاح «موج سبز»، باعث میشود خودروهایی که با سرعت استاندارد حرکت میکنند، پشت سر هم در تله چراغ قرمز نیفتند.
گلسرخی با اشاره به نقص سنسورها در تقاطعهای اصلی، گفت: نصب سنسورهای هوشمند تشخیص حجم خودرو، به چراغ راهنمایی اجازه میدهد که بهصورت خودکار، زمان سبز بودن را براساس طول صف خودروها تنظیم کند و نه بر اساس یک عدد فرضی.
وی یکی از بزرگترین معضلات خیابانهای مرکزی همدان را «توقف دوبل» دانست و خاطرنشان کرد: یک خودروی متوقف در لاین دوم، میتواند ظرفیت عبوری خیابانی را تا 50 درصد کاهش دهد.
این کارشناس ترافیک بیان کرد: ما باید در نقاطی که سابقه ایستای غیر مجاز دارند، از مانعهای فیزیکی ظریف، خطکشیهای برجسته (رامبل استریپ) و جداکنندهها استفاده کنیم؛ البته حضور مستمر مأموران کنترل ترافیک و استفاده از دوربینهای ثبت تخلف متحرک در این فاز، حکم داروی مُسکن را برای قلب ترافیک شهر دارد.
* اقدامات میانمدت؛ بازطراحی شبکه و ارتقای ناوگان (6 تا 24 ماه)
گلسرخی در لایه دوم طرح به سراغ تغییرات ساختاریتر رفت و افزود: هندسه خیابانها باید با رفتار رانندگان اصلاح شود، زیرا بسیاری از گرههای ما ناشی از تداخل حرکتهای گردشی است.
وی افزود: بنابراین تبدیل گردشهای به چپِ پُرحادثه به دوربرگردانهای استاندارد و اصلاح شعاع گردش در تقاطعها، میتواند جریان عبوری را بهشدت تسهیل کند.
این مهندس حوزه ترافیک با تأکید بر اینکه تا وقتی اتوبوس کیفیت لازم را نداشته باشد مردم از خودروی شخصی دل نمیکنند، عنوان کرد: نوسازی ناوگان اتوبوسرانی و افزایش تعداد اتوبوسها در مسیرهای پُرتردد، یک اولویت بهشمار میرود، اما مهمتر از آن، ایجاد ایستگاههای مجهز و دارای سیستم اطلاعرسانی لحظهای است.
وی با پیشنهاد ایجاد خطوط ویژه موقت (BRT سبک) در ساعات خاص، گفت: اگر شهروند ببیند که اتوبوس در خط ویژه از ترافیک عبور میکند، انگیزهاش برای استفاده از حملونقل عمومی، دوچندان میشود.
* استراتژی پارکسوار و پارکینگهای طبقاتی
گلسرخی در ادامه تحلیل خود به موضوع پارکینگها پرداخت و ابراز کرد: ما نباید اجازه دهیم تمام خودروها به هسته مرکزی شهر نفوذ کنند، بنابراین راهکار ما احداث پارکینگهای بزرگ در ورودیهای منطقه مرکزی و ایجاد سیستم پارکسوار است.
وی با بیان یک راهکار اقتصادی، افزود: میتوانیم با اعمال تخفیفهای ویژه در هزینه پارکینگ برای کسانی که خودروی خود را پارک کرده و با اتوبوس به مرکز شهر میروند، ترافیک ورودی را مدیریت کنیم که این یک بازی برد-برد برای شهروند و مدیریت شهری است.
* افق بلندمدت؛ هوشمندسازی جامع و زیرساختهای پایدار
گلسرخی در بخش دیگری از بیان این طرح به تشریح لزوم گذر از مدیریت سنتی به مدیریت هوشمند پرداخت و گفت: آنچه مسلم است اینکه دادههای بزرگ آینده ترافیک را رقم میزنند، بنابراین ما به یک دیتابیس هوشمند نیاز داریم که از طریق دوربینهای شمارشگر، لحظه به لحظه حجم تردد را تحلیل کند.
وی ادامه داد: این سیستم به مدیران شهری اجازه میدهد پیش از ایجاد گره ترافیکی، مسیرهای جایگزین را از طریق تابلوهای VMS (پیامرسان متغیر) به رانندگان اعلام کنند.
* تکمیل حلقههای حفاظتی و کمربندیها
این کارشناس ترافیک با اشاره به اهمیت جداسازی ترافیک عبوری از ترافیک داخلی، گفت: بسیاری از خودروهایی که در خیابانهای اصلی شهر میبینیم، مقصدشان مرکز شهر نیست، بلکه مجبور هستند برای عبور از شهر، از این مسیرها بگذرند؛ بنابراین تکمیل کمربندیهای جدید و هدایت ترافیک سنگین به خارج از بافت شهری، بار واردشده به هسته تاریخی و مرکزی شهر را بهشدت سبک میکند.
* مدیریت محدوده تردد و طرح ترافیک هوشمند
گلسرخی با بیان اینکه در شهرهای بزرگ دنیا ورود به مناطق پُرترافیک دارای هزینه است، افزود: ما باید به سمت ایجاد مناطق کمتردد حرکت کنیم، استفاده از سیستم ورود با سهمیه یا طرحهای مشابه زوج و فرد تهران، البته با پیوستهای دقیق رفاهی، میتواند آخرین لایه دفاعی ما در برابر اشباع ترافیکی باشد.
وی تأکید کرد: این طرحها تنها زمانی موفق میشوند که گزینه جایگزین (حملونقل عمومی کارآمد) پیشاپیش مهیا شده باشد.
* پیوست فرهنگی و رفتاری؛ شهر برای انسانها
گلسرخی به یکی از مهمترین و درعینحال مغفولماندهترین بخشهای ترافیک، یعنی فرهنگ رانندگی اشاره کرد و افزود: ترافیک یک پدیده انسانی است، بنابراین حتی اگر بهترین خیابانها را بسازیم، تا زمانی که فرهنگ رانندگی بین خطوط و احترام به حقوق عابر پیاده نهادینه نشود، مشکل حل نخواهد شد.
وی با تأکید بر لزوم افزایش کیفیت پیادهروها، گفت: شهر باید برای انسانها طراحی شود و نه برای خودروها؛ بنابراین توسعه مسیرهای ایمن دوچرخهسواری و بهسازی پیادهروها نهتنها ترافیک را کم میکند، بلکه به شهر روح و نشاط میبخشد.
گلسرخی با پیشنهاد راهاندازی پویشهای آگاهیبخش، افزود: ما باید از طریق بیلبوردهای شهری و رسانههای جمعی، هزینههای اجتماعی توقف دوبل و پارک غیر مجاز را به شهروندان آموزش دهیم.
این مهندس ترافیک خاطرنشان کرد: ارائه کارتبلیتهای ارزانقیمت برای اقشار خاص، تشویق شرکتها به استفاده از سرویسهای جمعی برای کارکنان و ایجاد پلتفرمهای اشتراک خودرو، همگی قطعات پازلی هستند که در کنار هم، تصویر یک شهر روان و پاک را میسازند.
معالوصف؛ با توجه به آنچه گفته شد، طرح جامع ترافیک، یک سند ایستا نیست، بلکه یک موجود زنده است که باید با رشد شهر، بهروزرسانی شود. بنابراین اراده مدیریتی مکمل دانش فنی است و امید میرود که با اجرای فازبندیشده این پیشنهادات، شاهد تحولی ملموس در کیفیت زندگی شهروندان و کاهش چشمگیر معضلات ترافیکی باشیم؛ چراکه ترافیک سرنوشت حتمی شهر ما نیست و با مدیریت هوشمند و همراهی شهروندان، میتوان خیابانها را از پارکینگهای بزرگ، به شریانهای روان تبدیل کرد.