خلق ثروت و اشتغال پایدار با ثبت برند «گردشگری سوارکاری» در دیار الوند
رئیس هیئت سوارکاری استان همدان با اشاره به اینکه سوارکاری صرفاً یک شاخه ورزشی نیست بلکه کلانصنعتی با زنجیره ارزش گسترده است که میتواند نقشی تعیینکننده در اشتغالزایی و رونق اقتصادی استان ایفا کند، گفت: در همین راستا علاوهبر پیگیری ثبت این برند با خروج از فعالیتهای جزیرهای و اتصال به اکوسیستم بومگردی ورکانه، دو مسیر تخصصی در دامنههای الوند شناسایی شده است تا افزونبر میزبانی از مسابقات ملی و کورس پاییزه نوشیجان، شرایط جهت بهرهمندی عموم علاقهمندان و تولید ثروت برای جامعه محلی، فراهم شود.
استان همدان، این دیار کهن و همنشین همیشهسبز رشتهکوه الوند، اینروزها در آستانه یک تحول نوین در صنعت گردشگری قرار گرفته است؛ تحولی که نقطه تلاقی میراث کهن اسبداری، طبیعت بکر کوهستانی و رویکردهای نوین اقتصادی را رقم میزند. تجربه جهانی نشان داده است که گردشگری سوارکاری، دیگر یک رویداد مناسبتی و گذرا نیست، بلکه به یک «محصول اقتصادی» با زنجیره ارزش گسترده تبدیل شده که میتواند رونقی پایدار در اشتغالزایی، ماندگاری گردشگر و معیشت جوامع محلی ایجاد کند؛ الگویی که به نظر میرسد همدان با در اختیار داشتن 25 باشگاه فعال، نزدیک به 400 سوارکار حرفهای، مسیرهای کوهستانی دامنه الوند و پشتوانه فرهنگی چندهزارساله اسبداری، ظرفیتش را دارد که آن را از یک شعار، به یک برند عملیاتی بدل کند.
در این مسیر، ابتدا گفتوگویی با حمید گلیپور، رئیس هیئت سوارکاری استان همدان و سپس سیدفرخ میرشاهزاده، کارشناس گردشگری داشتیم تا از زبان متولیان اجرا و تحلیلگران علمی، هم افقهای پیش روی این صنعت نوپا و هم آسیبها و چالشهای پیش پای آن را واکاوی کنیم که در ادامه میخوانید:
* جناب آقای حمید گلیپور، رئیس محترم هیئت سوارکاری استان همدان، بفرمایید نخستین دوره سوارکاری گردشگری همدان با چه هدفی طراحی شده است و آیا از ابتدا قرار بود صرفاً یک رویداد ورزشی باشد یا مقدمهای برای ایجاد مسیرهای دائمی گردشگری سوارکاری در استان؟
سوارکاری و مقوله اسب، صرفاً یک رشته ورزشی محدود نیست، بلکه صنعتی بزرگ با زنجیرهای بسیار گسترده است که میتواند نقشی تعیینکننده در اشتغالزایی، رونق اقتصادی و ایجاد ارزشافزوده پایدار، برای استان ایفا کند.
از سوی دیگر، سوارکاری ورزشی عمیقاً فرهنگی است که اساس آن با خانواده شکل میگیرد؛ رشتهای متمایز که در آن زنان و مردان پابهپای هم به رقابت میپردازند و مسابقاتش بستری است که در آن اعضای خانواده در کنار یکدیگر حضور دارند و درعینحال بهعنوان رقیب باهم مسابقه میدهند. این پیوند میان نسل جوان، کانون خانواده، ورزش، طبیعت و اسب، یقیناً به تولید نشاط و شادابی اجتماعی منجر خواهد شد.
بر همین اساس، ما برنامهای بسیار مفصل و جامع برای صنعت اسب تدوین کردهایم و افق دیدمان را صرفاً به ساحت ورزشی آن محدود نکردهایم. در حوزه ورزشی، بهزودی رویدادها و مسابقات متعددی در سطح ملی به همدان منتقل خواهد شد و این استان به آزمونه برگزاری مسابقات سوارکاری کشور تبدیل میشود؛ کما اینکه درخواست میزبانی دورههای مربیگری و داوری در تراز ملی را نیز مطرح کردهایم تا در همدان دایر شوند. از سویی دیگر، همدان واجد سوارکاران برجسته و نامآوری است که آوازهای ملی دارند و جایگاه صنعت سوارکاری کشور در نگاه بسیاری از صاحبنظران با نام این قهرمانان همدانی، گره خورده است.
علاوهبر این، یکی از سرفصلهای اساسی مورد توجه ما، مقوله گردشگری سوارکاری است. امروزه گردشگری مبتنی بر اسب در تمام دنیا صنعتی بسیار پُررونق، جذاب، جوانپسند و آرامشبخش محسوب میشود و همدان نیز با توجه به اینکه از یکسو پیشران توسعه آن گردشگری تعیین شده و از سوی دیگر کوهستان الوند مواهب اقلیمی ممتازی فراهم آورده، شرایطی ایدهآل برای پیادهسازی این الگو دارد. این طرح در آینده پس از قطعیت نهایی، اطلاعرسانی رسمی خواهد شد.
* مسیر انتخابشده ازنظر ایمنی، شیب، دسترسی امدادی، سلامت اسبها و توانایی سوارکاران چگونه ارزیابی و برای مشارکت افراد غیر حرفهای یا گردشگران عادی چه استانداردهایی درنظر گرفته شده است؟
تاکنون دو مسیر کلیدی برای این منظور کارشناسی و شناسایی شده است؛ مسیر نخست، واقع در دامنه الوند است که نقطه آغاز حرکت آن از بلوار ارم خواهد بود و مسیر دوم، به سمت روستای تاریخی ورکانه است که از بلوار ارم و محدوده باشگاههای ایثار یا کوهسار آغاز میشود و سوارکاران تا ورکانه و مجموعه اصطبل مهریخانم پیش میروند و سپس همان مسیر را از دل کوهستان بازمیگردند.
کارشناسان هماکنون درحال تردد در این دو مسیر، پایش میدانی و احصای نواقص و چالشهای موجود هستند تا با رفع آنها، بهزودی همدان با ثبت برندی جدید تحت عنوان «گردشگری سوارکاری»، مسیر توسعه خود را هموارتر کند؛ چراکه اقامت چندروزه یک گردشگرِ سوارکار در این استان، مستلزم اسکان، خرید از بازار و صنایع دستی، گشتوگذار در طبیعت و ایجاد تجربهای ماندگار است که بازگشت مجدد او را تضمین کند.
* اگر قرار باشد گردشگری سوارکاری از حالت مناسبتی خارج شود، همدان اکنون ازنظر باشگاهها، اسب مناسب، مربی، راهنمای مسیر، بیمه، حملونقل، اسب و امکانات اقامتی چه ظرفیت و چه کمبودهایی دارد؟
درحال حاضر حدود 25 باشگاه سوارکاری فعال در سراسر استان داریم که میزبان نزدیک به 400 سوارکار مستعد و حرفهای هستند؛ افزونبر این، استان ما از نژادهای مختلف و باکیفیت اسب بهره میبرد که خوشبختانه پشتوانه توانمندی برای پشتیبانی از گردشگری سوارکاری بهشمار میروند.
ازنظر منابع انسانی و مربیگری نیز در جایگاه ممتازی قرار داریم و حضور سه تن از برترین و سرآمدترین مربیان کشور در این استان، مزیتی رقابتی برای ما ایجاد کرده است که نامشان در سراسر ایران به نیکی شناخته میشود.
برنامهریزی اجرایی ما در گام نخست، بر استفاده از ظرفیت سوارکاران در سطوح متوسط و حرفهای متمرکز است، اما در مراحل تکمیلی شرایطی مهیا خواهد شد تا حتی افرادی که هیچگونه پیشینهای در سوارکاری ندارند، در قالب مسیرهای کوتاهتر، ظرف مدت یک نیمروز، اصول اولیه این فن را فرا بگیرند و سپس در نوبت عصر، با هدایت مربیان مجرب و رعایت کامل استانداردهای حفاظتی، ایمنی و پوششهای بیمهای، پیمایشی چندکیلومتری و امن را در طبیعت کوهستان، تجربه کنند.
* این نوع گردشگری چگونه میتواند به روستاهای مسیر مانند ورکانه منفعت اقتصادی برساند؟ آیا برای استفاده از اقامتگاههای بومگردی، خوراک محلی، خدمات روستایی و مشارکت ساکنان، برنامه مشخصی وجود دارد؟
در فرایند طراحی و توسعه گردشگری سوارکاری، بهرهگیری از دانش متخصصان این عرصه برای ما یک اصل بدیهی است. استراتژی کلان در این حوزه، پرهیز از اقدامات جزیرهای و تکبُعدی بوده؛ بر همین اساس، تمامی برنامهها بهگونهای تدوین و مهندسی میشود که این طرح بهطور کامل با زنجیره ارزش صنعت گردشگری استان، همپوشانی داشته باشد.
هدف غایی ما، همافزایی با ظرفیتهای موجود و بهویژه کمک به رونق گردشگری روستای ورکانه و تقویت مراکز بومگردی آن است؛ چراکه معتقدیم این طرح باید بهعنوان یک پیشران، نقشی مؤثر در تقویت زیرساختهای گردشگری این منطقه ایفا کند.
* پس از برگزاری این دوره، چه برنامهای برای ادامه کار دارید؟ آیا تقویم سالانه، مسیرهای جدید، تورهای قابل رزرو یا همکاری با دفاتر گردشگری تعریف خواهد شد و موفقیت طرح را با چه شاخصهایی میسنجید؟
علاوهبر مسابقات پرش با اسب که درحال حاضر بهصورت منظم و دست کم هر یک هفته در میان درحال برگزاری است، در تلاشیم نخستین دوره مسابقات کورس (اسبدوانی) را در محوطه تاریخی تپه نوشیجان، برگزار کنیم.
هماهنگیها و اقدامات مقدماتی این رویداد با اداره کل میراث فرهنگی و همچنین فرمانداری شهرستان ملایر، بهطور کامل انجام پذیرفته است. مسابقات کورس از جذابیت و هیجان فوقالعادهای برخوردار بوده و همواره با استقبال گسترده و پُرشور مردم مواجه میشود؛ از همین رو، بر آن هستیم تا همزمان با برگزاری کورس پاییزه، که تلاش میکنیم زمان اجرای آن در مهرماه باشد، یک رویداد جامع فرهنگی و گردشگری را نیز بهصورت همافزا در بستر تاریخی تپه نوشیجان، برگزار کنیم.
در پایان، ضمن قدردانی از رسانه شما، از تمامی اصحاب رسانه و رسانههای جمعی درخواست میکنم تا با همراهی و همافزایی، در کنار ما قرار گیرند که بتوانیم صنعت گردشگری سوارکاری را به جایگاه شایسته و واقعی خود برسانیم و با ایجاد صدها فرصت شغلی جدید، زنجیرهای پایدار برای تولید ثروت خلق کنیم و آثار مثبت و اقتصادی آن را به سفره و زندگی مردم عزیز استان گره بزنیم. پاینده و پیروز باشید.
در ادامه در این خصوص با سیدفرخ میرشاهزاده، کارشناس گردشگری گفتوگو کردیم:
* جناب میرشاهزاده چه تفاوتی میان برگزاری یک رویداد سوارکاری و شکلگیری یک «محصول گردشگری سوارکاری» وجود دارد و چه مؤلفههایی لازم است تا گردشگر بتواند این تجربه گردشگری و ورزشی را بهصورت منظم و قابل رزرو خریداری کند؟
در صنعت خدمات، بهویژه در عرصه گردشگری، ایجاد جذابیت نخستین گام برای تبدیل یک فضا به مکانی مخاطبپسند و مقصدپذیر تلقی میشود؛ در این چارچوب، جاذبههای گردشگری بهطور کلی به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: نخست جاذبههای اصیل و تاریخی که ریشه در فرهنگ، تمدن، دانش بومی و آداب و سنن دارند. ماهیت پایدار و اصالت ذاتی این دسته از مقاصد، خودبهخود کششپذیری و کشش تقاضای ویژهای برای جذب گردشگر ایجاد میکند.
دوم: جاذبههای انسانساخت؛ در مناطقی که بهصورت طبیعی یا تاریخی فاقد جذابیت ویژه هستند، برنامهریزان ناچارند برای هدایت مخاطب به مقصد، دست به خلق جاذبههای انسانساخت بزنند.
رویدادها از بارزترین نمونههای جاذبههای انسانساخت بهشمار میروند؛ ابزارهایی که با برنامهریزی و طراحی هدفمند، یک ویژگی یا ظرفیت خاص را به رویدادی ملموس تبدیل میکنند تا از این طریق، انگیزه لازم برای جذب گردشگر به محیط، فراهم شود.
بااینحال، تبدیل یک رویداد به یک «محصول کامل گردشگری»، نیازمند دانش تخصصی و بهرهگیری از توانمندیها و ظرفیتهای بومی هر منطقه است. بهعنوان نمونه، در تعریف یک رویداد سوارکاری در یک منطقه، باید بسترهای زیرساختی و فرهنگی متناسب از پیش مهیا باشد؛ بسترهایی نظیر وجود فرهنگ و مهارت بومی اسبسواری در میان جامعه محلی، احداث و دسترسی به پیستها و مسیرهای استاندارد سوارکاری، توسعه صنایع دستی و زنجیره ارزش مکمل (همچون هنر سنتی زیندوزی و ملزومات وابسته).
تلفیق این مؤلفههای مقدماتی با تولید محصولات و خدمات جانبی، بستری را فراهم میآورد تا آن مقصد با هویت این رویداد شناخته شده و جریان پیوستهای از مخاطبان را جذب کند. تحقق چنین فرآیندی نیازمند مطالعات اولیه جامع، طراحی مسیر و تدوین برنامههای عملیاتی و توسعهای بلندمدت است.
یکی از آسیبهای عمده در مدیریت گردشگری، نگاه مقطعی و برگزاری رویدادهای «یکبارمصرف» است. در این الگو، رویدادی برای یک نوبت اجرا میشود و با وجود شناسایی و تلاش برای رفع موانع اجرایی، بهدلیل نبود نگاه فرآیندی، در سالها یا دورههای آتی، تکرار نمیشود.
چنین رویکردی سبب میشود هزینههای مادی و معنوی صرفشده بدون بازده باقی بماند. رویدادهایی که فاقد استمرار، برنامهریزی ساختاریافته و سازوکار رزروپذیری مداوم باشند، محکوم به شکست بوده و هرگز به یک محصول گردشگری پایدار و سودآور، تبدیل نخواهند شد.
* آیا همدان با توجه به طبیعت، روستاها، سابقه اسبداری و نزدیکی جاذبهها، مزیت رقابتی واقعی برای توسعه گردشگری سوارکاری دارد یا این حوزه باید بهعنوان یک محصول مکمل دیده شود؟
در بررسی ظرفیتهای منطقهای (برای نمونه در استان همدان)، با محیطی کوهستانی در دامنههای زاگرس، آبوهوای ویژه، محصولات باغی متنوع و صنایع دستی اصیل روبهرو هستیم؛ در این میان، اگر توانمندیهای لازم در حوزه سوارکاری نیز وجود داشته باشد، قطعاً بستر مناسبی برای اجرای رویدادهای تخصصی فراهم خواهد شد. در چنین شرایطی، وجود این ظرفیتها، امکان توسعه محصول سوارکاری را بهواسطه محصولات مکمل و عناصر جانبی، تسهیل میکند.
در مدیریت مقصد، عناصر جانبی همواره بهعنوان «لنگرهای کشش» عمل میکنند؛ یعنی عواملی که باعث تثبیت حضور گردشگر در منطقه میشوند. یک استراتژی اشتباه در گردشگری، هدایت گردشگر به یک مقصد صرفاً بهمنظور شرکت در رویدادی تکبُعدی (مانند یک رویداد سوارکاری) است. اگر گردشگر تنها برای یک فعالیت مشخص به منطقه سفر کند، بهدلیل نبود فعالیتهای متنوع، تجربه او کوتاه شده و زمان سپریشده در مقصد، برایش نوعی «بطالت» و اتلاف وقت تلقی خواهد شد.
بنابراین، راهکار کلیدی برای ارتقای کیفیت گردشگری، فراتر رفتن از رویدادهای تکبُعدی است؛ ما باید با پیوند دادن «لنگرهای جانبی» شامل جاذبههای فرهنگی، تاریخی و هنری به رویداد اصلی، تجربهای غنی و چندلایه ایجاد کنیم. هدف این است که گردشگر را با ترکیبی از فعالیتها مشغول نگاه داریم تا زمان حضور او در منطقه، از یک حضور گذرا و صرفاً برای یک موضوع خاص، به یک تجربه ماندگار و پُربار تبدیل شود.
* برای پیوند دادن سوارکاری با اقامت روستایی، خوراک محلی، طبیعتگردی و صنایع دستی، چه مدل اقتصادی و اجراییای مناسب است تا درآمد فقط نصیب برگزارکننده یا باشگاه نشود و بخشی از آن در روستاهای مسیر باقی بماند؟
پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز، نیازمند یک «فرهنگسازی ریشهدار» است. متأسفانه در الگوی فعلی مدیریت گردشگری در کشور، رویکردی متمرکز بر کسب سود شخصی حاکم است و توجه کافی به اصل «توزیع عادلانه منافع» میان ذینفعان مختلف، صورت نمیگیرد. برای تحقق «گردشگری پایدار»، نخستین پیششرط این است که جامعه محلی بهدرستی متقاعد شود که رویداد یا ظرفیت گردشگری نه یک تهدید، بلکه یک «مزیت استراتژیک» برای بهبود معیشت و توسعه آنها است.
تجربه نشان میدهد اگر جامعه محلی از چرخه اقتصادی گردشگری بیبهره بماند، گردشگری از یک فرصت به یک تهدید تبدیل میشود. در برخی مناطق حضور گردشگران بهجای توسعه، منجر به بروز نارضایتی در میان مردم شده است؛ چراکه جامعه محلی احساس میکند گردشگران تنها با ایجاد چالشها، حاشیهها و آشفتگیهای اجتماعی، وارد منطقه شدهاند، بدون آنکه سهمی از ثروت حاصل از آنها داشته باشند.
در مقابل، برای تبدیل شدن به یک «مقصد پایدار»، اولویت اصلی باید بر «تعیین منافع جامعه محلی» استوار باشد. نباید به رویکردی اکتفا کرد که در آن تنها با برگزاری یک رویداد، درآمدی گذرا و قابل توجه حاصل شود و سپس فعالیتها به پایان برسد. بلکه باید این رویداد را در هسته مرکزی برنامهریزیهای توسعهای جامعه محلی، قرار داد.
برای گذار از مدلهای «یکبارمصرف» به مدلهای «مستمر و پایدار»، اندیشیدن این رویکردها الزامی است: نخست باید سیاستگذاری مبتنی بر جامعه، یعنی قرار دادن منافع عمومی و محلی در اولویت نخست برنامههای اجرایی مد نظر باشد.
دومین موضوعی که باید مورد توجه قرار گیرد، برنامهریزی ساختاریافته است؛ یعنی تبدیل رویدادها از قالبهای گذرا به فرآیندهای توسعهای که ثروت را در سطح محلی گردش میدهند.
سومین موضوع برای این مهم، حفاظت از منابع است؛ یعنی عبور از الگوی «مصرفگرایی منابع» و جلوگیری از بهرهبرداریهای مخرب که ماهیت یکبارمصرف دارند. امید است که در آینده، جامعه و مدیریت کشور به این درک عمیق دست یابند که گردشگری، قدرتمندترین ابزار برای تحقق رفاه عمومی و توسعه پایدار جوامع محلی است.
* مهمترین خطر در توسعه شتابزده این نوع گردشگری چیست؟ آیا نبود استاندارد ایمنی، فشار بر محیط زیست، استفاده غیر حرفهای از اسبها، ضعف بیمه یا طراحی نامناسب مسیر میتواند به تجربه منفی گردشگر و آسیب به مقصد منجر شود؟
یکی از بنیادیترین معضلات در مسیر توسعه گردشگری، عدم همگنی و فقدان تعامل میان نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز است. برگزاری هر رویداد گردشگری، نیازمند همکاری دهها ارگان و نهاد متفاوت است؛ اما مشکل این بوده که هریک از این نهادها، سیاستها، الگوهای اجرایی و دستورالعملهای خاص خود را دارند که غالباً با یکدیگر در تضاد هستند.
این فقدان «اتحاد رویه» باعث میشود که رونق فعالیتهای گردشگری هرگز به شایستگی و مقیاسی که باید، رقم نخورد. برای برونرفت از این وضعیت، لازم است تمام نهادهای ذیربط در قالب یک «کارگروه مشترک»، به تفاهم برسند. آنها باید با عبور از موازیکاریها، استراتژی واحدی را تدوین کنند و نسبت به «اقدام جمعی»، متعهد شوند.
یک مقصد گردشگری نمیتواند در خلأ رشد کند. اگر مقصدی فاقد استانداردهای ایمنی باشد و یا اصول بهداشتی در آن نادیده گرفته شود و یا محیط زیست در طراحی رویدادها جایگاهی نداشته باشد، آن مقصد عملاً در ارائه یک محصول باکیفیت، ناکام مانده است.
در تحلیلِ نهایی، باید به یک نکته فرهنگی و ساختاری توجه داشت؛ ما در فرهنگ کاری خود، بعضاً دچار نوعی گسست در کار گروهی هستیم. این رویکرد که «من مجری کار هستم و نیازی به همکاری با دیگران ندارم»، سمی مهلک برای صنعت گردشگری است.
باید پذیرفت که صنعت گردشگری، ذاتاً «انسانمحور» است و تمام ارکان آن، از سیاستگذاران و مدیران ارشد تا جوامع محلی و مجریان رویداد، در آن دخیل هستند. در این صنعت، مفهوم «من تنها» محلی از اعراب ندارد؛ اگر به دنبال خروجی مطلوب و توسعه پایدار هستیم، باید از نگرشهای فردمحور دست کشیده و به تعاملات ساختارمند روی بیاوریم. گردشگری، عرصه همافزایی است؛ جایی که موفقیت مقصد، تنها از طریق پیوند میان تمام عوامل انسانی و ساختاری، حاصل میشود.
* اگر هدف همدان حرکت از «گردشگری جاذبهمحور» به «گردشگری تجربهمحور» باشد، سوارکاری چه جایگاهی میتواند در این تغییر داشته باشد و چه شاخصهایی باید نشان دهد که این محصول واقعاً به افزایش ماندگاری و هزینهکرد گردشگر کمک کرده است؟
پاسخ در یک اصل نهفته است؛ «خلق تجربه». مهمترین رکن یک مقصد گردشگری، ایجاد وفاداری و بازگشت دوباره مخاطب است؛ اما برای درک این تغییر، باید به تکامل تاریخیِ الگوهای اقتصادی نگاه کرد. جوامع بشری فرآیند توسعه را از «اقتصاد بدوی (شکارگری)» آغاز کرده و پس از گذر از «اقتصاد کشاورزی» و «اقتصاد صنعتی»، وارد عصر «خدمات» و درنهایت، «اقتصاد تجربه» شدهاند.
چالش بزرگ ما در ایران، توقف در گذارهای تاریخی است. ما هنوز در عبور از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی با چالشهای ساختاری روبهرو هستیم و در تبیین اولویتهای خود، دچار تردیدیم؛ حال آنکه انتظار داریم بدون طی کردن پلههای میانی، مستقیماً به «اقتصاد تجربه» جهش کنیم.
در نگاه بسیاری از مدیران ما، تجربه گردشگر، امری «لحظهای و تصادفی» تلقی میشود؛ پدیدهای که ممکن است در لحظه خوب یا بد رقم بخورد و کنترلی بر آن نیست. این بزرگترین آسیب در برنامهریزی گردشگری است؛ «تجربه» در گردشگری مدرن، یک امر اتفاقی نیست، بلکه یک «مهندسی دقیق» است.
خلق تجربه یعنی «روایتپردازی» و «گره زدن هدفمند اجزای محصول». برای تبدیل شدن به یک مقصد تجربهمحور، باید «مسیر سفر مشتری» را پیش از ورود او به شهرمان، بهدقت طرحریزی کنیم؛ ما دیگر نمیتوانیم با رویکرد منفعلانه «هرچه پیش آید، خوش آید» به مدیریت مقصد بپردازیم.
برنامهریزی، زیربنای توسعه است که متأسفانه در آن ضعف مفرط داریم.
در حوزه سوارکاری اگر این محصول بتواند در قالب یک روایت، یک داستان و یک مسیر مشخص به گردشگر عرضه شود، بهجای یک فعالیت چندساعته، به یک «تجربه ماندگار» تبدیل میشود که طول اقامت و میزان هزینهکرد گردشگر را بهطور مستقیم، افزایش میدهد.
برای تحقق این هدف، نیاز است تا از نگاههای سطحی فاصله بگیریم و به «معماری تجربه» بهعنوان یک دانش تخصصی و ابزار حیاتی در توسعه اقتصاد محلی، توجه جدی کنیم.
* سوارکاری در آستانه گذار به اقتصاد تجربه
گذار از نگاه رویدادمحور به زنجیرهای از ارزشآفرینی پایدار، نقطه عطفی است که میتواند سرنوشت گردشگری استان همدان را از یک فعالیت مناسبتی و مقطعی، به یک شریان اقتصادی ماندگار بدل کند.
سوارکاری در قرن حاضر، دیگر تنها یک «رشته ورزشی» نیست و بهمثابه یک صنعت چندلایه تعریف میشود؛ صنعتی که با پیوند زنجیره اشتغال، تولید ارزشافزوده و خلق تجربه گردشگر، قادر است ثروت را دوباره در بافت جامعه محلی توزیع کند. بااینحال، تحقق این چشمانداز در گرو پرهیز از سه آسیب بنیادین است: نخست، فقدان برنامهریزی بلندمدت و تدوین تقویم سالانهای که رویداد را از قالب تکبارمصرف به یک «محصول قابل رزرو» بدل کند؛ دوم، نبود سازوکار توزیع عادلانه منافع در روستاهای مسیر که اگر ساکنان محلی از چرخه اقتصادی آن بیبهره بمانند، گردشگری از یک «فرصت» به یک «تهدید» اجتماعی بدل خواهد شد؛ و سوم، غفلت از معماری «تجربه» که امروز دیگر امری تصادفی نیست، بلکه کانون وفاداری، ماندگاری و افزایش هزینهکرد گردشگر است.
در این میان، نقطه قوت و تمایز راهبرد همدان، عبور از نگرش جزیرهای و اتصال مؤلفههای مکمل به یکدیگر است؛ پیوند مسیرهای کوهستانی الوند با بومگردی روستای ورکانه، تلفیق صنایع دستی و خوراک محلی با ایستگاههای سوارکاری و بههمبافتن رویدادهای ملی (نظیر کورس تاریخی نوشیجان) با شریان گردشگری روزمره. این همافزایی نهتنها زمینهساز ثبت برندی نوین برای استان خواهد بود، بلکه میتواند الگویی مُدرج از «گذار جاذبهمحور به تجربهمحور» در مدیریت مقصد ایران ارائه دهد. فردای این صنعت نه با حرکت شتابزده و بدون پشتوانه مطالعاتی که با اتکا به سرمایههای انسانی نامآور، دانش کارشناسی و الزام به همکاری بین نهادی، رقم خواهد خورد. امید آنکه همدان با همافزایی هدفمند، گام نخست این مسیر پُرثمر را چنان استوار بردارد که نامش در شمار پیشگامان گردشگری سوارکاری کشور، ماندگار شود.