نگاهی به مهمترین اصل در منظومه فکری رهبر شهید مبتنی بر قرآن و روایات
امام عزیز شهید بارها به این نکته اشاره کردهاند که عدهای گمان میکنند اعتقاد به توحید، مربوط به بعد از مرگ است؛ درحالیکه توحید، سازنده این عالم و سازنده زندگی است.
سیره عملی و بیانات امام عزیز شهیدمان در همه برهههای زندگی، نشان از یک منظومه فکری با بنیانی استوار دارد که با تغییر اوضاع و احوال، دگرگون نشده؛ زیرا همه برگرفته از قرآن و سیره معصومین (ع) است.
بدیهی است مهمترین اصل در این منظومه فکری مبتنی بر قرآن و روایات، توحید باشد. زیرا توحید زیربنای همه آموزهها و احکام اسلام است. امام شهید بارها تاکید کردهاند که توحید صرفاً یک نظریه فلسفی و فکری یا امر ذهنی نیست؛ بلکه یک امر واقعی، یک نظام، یک دستورالعمل و روش زندگی برای انسانهاست که همه ابعاد زندگی شخصی، اجتماعی و پایههای حکومت را در برمیگیرد. یعنی هم در ساخت شخصیت انسانها تأثیر میگذارد و امتداد دارد و هم در ساخت جامعه. توحید یک باور عملخیز است که الزامها و تعهداتی را برای فرد موحد ایجاد میکند.
کلمه «لااله الا الله» و آیه «وَ لَقَد بَعَثنا فی کُلِّ اُمَّةٍ رَسولًا اَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغوت» نشان میدهد که توحید یک جنبه سلبی دارد (نفی همه الههها) و یک جنبه ایجابی (اقرار به الوهیت الله). در جنبه ایجابی معنای عبودیت خداوند، تسلیم بودن در مقابل حق و دستورات الهی و سپردن مدیریت زندگی به علم، قدرت، رحمت، فیض و هدایت الهی است. نفی عبودیت غیر خدا هم تنها نفی پرستش بتها نیست و نفی انواع عبودیت را دربرمیگیرد. مانند عبودیت نظامهای اجتماعی غلط، عبودیت آداب و عاداتِ غلط، عبودیت خرافات، عبودیت اشخاص و قدرتهای استبدادی، عبودیت هواهای نفسانی و عبودیت پول، زر و زور.
در همیشه تاریخ، در مقابل مسیر توحید، مسیر طاغوت قرار داشته و این تقابل با نبردی دائمی همراه بوده است. نخستین کسانی که در مقابل دعوت پیامبران به دشمنی و مبارزه برخاستند، افرادی بودند که با منیت، تکبر، استبداد و ظلم در صدد تسلط بر جوامع بشری بودند. بنابراین، اجتناب از طاغوت یعنی نفی سرسپردگی به همه ظالمان، پادشاهان خبیث، صاحبان زر و زور، مستبدان، زورگویان، مستکبران و فراعنه عالم.
اما نکته مهم عملی این است که باید توجه داشته باشیم که اجتناب از این طاغوتها به معنای کنارهگیری و دامن برچیدن نیست؛ بلکه به معنای مبارزه با آنهاست «الَّذینَ آمَنوا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَالَّذینَ کَفَروا یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الطّاغوتِ» بدون این مبارزه که کلیات، اصول و خطوط اصلی آن را توحید مشخص میکند، باطل عقبنشینی نمیکند. ثمره عملی اعتقاد به توحید «اَشِّداءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» است. امام عزیز شهید در هشداری جدی به مؤمنان میگویند «به جای آنکه برای جنگیدن با دوستان بهانه بجویید، برای جنگیدن با دشمنان بهانهها را پنهان نکنید».
امام عزیز شهید در اصلاحپنداری غلط نسبت به توحید، بارها به این نکته اشاره کردهاند که عدهای گمان میکنند که اعتقاد به توحید، مربوط به بعد از مرگ است؛ درحالیکه توحید، سازنده این عالم و سازنده زندگی است. در اسلام دنیا نفی نشده است و تمتعات مادی منفور شمرده نمیشود. بلکه دنیا مقدمه و گذرگاه آخرت تلقی میشود و انسان با همه استعدادها و غرایز باید در صحنه زندگی، فعال باشد. البته همه این فعالیتها باید در خدمت تعالی روح و کمال معنوی انسانی قرار گیرد تا زندگی در همین دنیا هم شیرین شود. بنابراین منظور از فلاح بهعنوان ثمره توحید در حدیث نبوی «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللّهُ تُفْلِحُوا» یک رستگاری حقیقی است که محدود به فلاح سیاسی یا اجتماعی یا معنوی نیست؛ همچنان که فقط فلاح روز قیامت نیست؛ بلکه فلاح دنیا و آخرت است.
ایشان تأکید میکردند که این نوع عقیده به توحید است که موجب خشم سراسیمه و دیوانهوار کسانی شده است که دل به زوال اسلام در ایران و در همه کشورهای اسلامی بسته بودند و یا از اسلام، فقط نامی بیمحتوا و وسیلهای برای تحمیق و اغفال مردم را میپسندیدند. انقلاب اسلامی ایران بر اساس این نوع عقیده به توحید در دورانی که سلطه جهانی برای محو دین و معنویت از زندگی انسانها تلاش گستردهای میکرد، با فراخواندن مردم به دین و معنا بخشیدن به ارزش انسانها و حضور موثر تودهها، صورت گرفت. چنانکه امام عزیز شهید در بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره) در تبیین ارکان اصلی شخصیت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرمودند انقلاب اسلامی صرفاً ثمره جهاد سیاسی و اجتماعی و فکری امام خمینی نبوده و همه اینها پیوسته همراه با جهاد درونی، جهاد با نفس، ارتباط مستمر و دائم با خدا بوده است. از مسلمات منطق انقلاب اسلامی ضدیت با استبداد و استکبار، عقیده راسخ به صدق وعدههای الهی، استقلال و رد سلطهپذیری، وحدت ملی و توجه به توطئههای تفرقهافکن و اعتقاد به اراده و نیروی مردم است.
امام شهید عزیز تلاش برای تحقق این آرمانها را تنها مبتنی بر محاسبه عقلانی و انسانی نمیدانند و آن را تکلیفی دینی و تقوای اجتماعی سیاسی مینامند و تأکید میکنند هرکسی حوزه معرفتی اسلام و حوزه عملی اسلام را از محیط زندگی اجتماعی و سیاسی مردم دور کند، بدون شک اسلام را نشناخته است.
با این نظام معرفتی جای شگفتی نیست که از روز اول پیروزی انقلاب تا امروز، مستکبران عالم و مزدوران آنها هیچ فرصتی را برای تهاجم و ضربهزدن و توطئه و بدخواهی نسبت به جمهوری اسلامی و کانون حرکت جهانی اسلام، یعنی ایران، از دست ندادهاند و از سوی دیگر با همین منطق است که مردم ایران همواره در برابر وسوسه افراد ضعیفی که در حوادث اضطرابانگیز ندای «انّا لَمُدرَکون» سر میدادند، نهیب زدهاند «کَلاّ اِنّ مَعی رَبّی سَیَهدین».
نصرت نیلساز؛ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس
منبع: خبرگزاری ایرنا