روایت شبهای حماسه؛ جلوهای از حضور مردمی در پاسداری از ایران
سپهرغرب، گروه خبر- شهره کرمی: این روزها با تاریک شدن هوا و آرام گرفتن شهر، خیابانها، میدانها و معابر اصلی جان تازهای میگیرند. مردم از هر قشر و سنی، با پرچمهایی برافراشته، نوشتههایی پرشور و نوای حماسی دعا، گرد هم میآیند و شب را به صحنهای از همبستگی و حضور جمعی بدل میکنند. خانوادهها، جوانان و سالخوردگان، فارغ از تفاوتها، در کنار هم، تجربهای مشترک را از سر میگذرانند؛ تجربهای که بارها گفتهاند تا زمانی که لازم باشد، ادامه خواهند داد.
از نخستین روزهای جنگ تحمیلی رمضان و پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، بار دیگر صحنههایی از همین همبستگی در سراسر کشور شکل گرفت. مردمی با قومیتها و دیدگاههای گوناگون، برای پاسداری از میهن و تجدید بیعت با آرمانهای انقلاب، شانه به شانه یکدیگر ایستادند و شبهایی را رقم زدند که در حافظه تاریخ ایران ماندگار خواهد شد. آنان در گوشهگوشه ایران اسلامی به پیام سردار سید مجید موسوی؛ فرمانده نیروی هوافضای سپاه لبیک گفتند و خیابانهای شهرهای خود را به صحنهای از حضور و همدلی تبدیل کردند. حتی حملات رژیم صهیونیستی و شهادت عزیزانشان نیز نهتنها آنان را از میدان دور نکرد، بلکه ارادهشان را برای ایستادگی استوارتر ساخت؛ مردمی که با مشتهای گرهکرده، زیر باران و برف و در سرمای شب، همراه با کودکان و حتی نوزادانشان به میدان آمدند تا نشان دهند که اراده یک ملت را نمیتوان به آسانی درهم شکست.
در همدان نیز این صحنهها هر شب پررنگتر از شب پیش تکرار شد. مردمی خستگیناپذیر که با انگیزهای مشترک گرد هم آمدند؛ مردمی که خود را پاسدار خون رهبر شهیدشان میدانند و گوش به فرمان رهبر جدید خود هستند. در میان جمعیت، یک شعار بیش از همه شنیده میشود؛ شعاری که به روح مشترک این حضور معنا میدهد: «تا پیروزی در میدان میمانیم».
در چنین لحظاتی، خیابانها دیگر تنها مسیرهای عبور و مرور نیستند؛ بلکه به صحنههایی برای نمایش همبستگی اجتماعی، باورهای مشترک و احساس مسئولیت جمعی تبدیل میشوند. مردان و زنانی از نسلهای مختلف، با پیشینهها و تجربههای متفاوت، در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا نشان دهند «وطن» برای آنان تنها یک واژه نیست، بلکه حقیقتی زنده در دلها و ذهنهایشان است.
حضور مردم در این گردهماییها جلوهای از همان روحیهای است که در بزنگاههای گوناگون تاریخ ایران همچون دوران دفاع مقدس، بارها خود را نشان داده؛ روحیهای مبتنی بر وفاداری به سرزمین، پاسداشت یاد کسانی که برای این خاک از جان گذشتهاند و امید به آیندهای که با همبستگی و مشارکت جمعی ساخته میشود.
در این میان، روایتهای فردی شرکتکنندگان، از جوانان تا نسلهای باتجربهتر، تصویر روشنتری از این احساس مشترک ارائه میدهد. هر یک از آنان با انگیزهای متفاوت اما با مقصدی واحد در این جمع حضور یافتهاند؛ پاسداشت ارزشهایی که به باورشان هویت ملی و اجتماعی جامعه را شکل میدهد.
گزارش پیش رو، روایتی از همین حضورها و همین صداها در شهر همدان است؛ صداهایی که در کنار یکدیگر تصویری از دلبستگی مردم به سرزمینشان و امید آنان به آیندهای روشنتر برای ایران ترسیم میکند، که در ادامه میخوانید:
ابتدا در تجمع مردم شهرکمدنی حاضر شدیم:
عاطفه هیبتی با اشاره به اینکه من و دیگر ساکنان شهرک مدنی هر شب از ساعت حدود 21 در محدوده مسجد امام خمینی (ره) تا میدان توحید راهپیمایی میکنیم، گفت: این تجمعها همزمان با ماه رمضان و آغاز جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا شکل گرفته و شامل برپایی موکب چای، قرائت دعای توسل و سخنرانی مذهبی است. شرکتکنندگان پس از حضور در محل، در مسیر پیادهروی این محدوده با در دست داشتن پرچم کشور عزیزمان و دستنوشتههایی که همه نشان از غرور ملی است حضور دارند.
وی که همراه دو کوک خردسال خود در این تجمعهای غرورآفرین حضور داشت، تأکید کرد: ما برای بیعت با رهبر جدیدمان و خونخواهی رهبرعزیزمان که به شهادت رسید، تا جان در بدن داریم از خیابانها دفاع میکنیم.
سجاد دهقان دیگر شرکتکننده در این تجمعهای شبانه شهرک مدنی با اشاره به اینکه برای انتقام خون رهبر شهیدمان هر شب در کنار هم هستیم و تنها سخنمان یکچیز است؛ «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»، گفت: ما خیابانها را خالی نخواهیم گذاشت و تا پیروزی در کنار رزمندگانمان هستیم و هرجا نیاز باشد برای دفاع تمامقد حضور خواهیم داشت.
سپس سری به میدان فردوسی زدیم:
ستار دهقان که یکی از صدها افراد حاضر در این میدان بود، با اشاره به اینکه ما برای حمایت از نیروهای مسلح در میدان حاضریم، گفت: امید است نیروهای مسلح بتوانند بیش از پیش افتخارآفرینی کنند و ما شاهد پیروزی جبهه حق علیه باطل باشیم.
وی تأکید کرد: این حضور مردم ستودنی است چراکه در دفاع از خیابانها و در کنار نیروهای نظامی افتخار آفریدند و معادلات دشمن را بههم زدند.
سپس به میدان پروانهها رفتیم:
یکی از حاضران در این میدان با اشاره به اینکه ما با حضور در این تجمعها حس و حال عجیبی تجربه میکنیم، گفت: از اینکه در کنار مردم هستم خیلی خوشحالم و تا آخرین لحظه به خاطر وطن و رهبرم در میدان خواهم بود و اگر لازم باشد تا آخرین قطره خونم از این آب و خاک مقدس دفاع خواهم کرد.
نازنین زهرا سالار البرزی، نوجوان 12سالهای که به گفته خودش چندین شب متوالی است در این تجمعات شرکت میکند، انگیزهی اصلی خود را برای حضور، دفاع از وطن و لبیک به فراخوان رهبری عنوان کرد.
او با روحیهای سرشار از امید به پیروزی نهایی، اظهار کرد: از نخستین روزی که فراخوان حضور صادر شد، در میدان حاضر شدیم و تا هر زمان که لازم باشد، به این حضور ادامه میدهیم.
یکی دیگر از حاضران این میدان که 10 شب است که بهطور مستمر در این تجمعات حضور مییابد و با وجود مشکلات و محدودیتهای شخصی، خود را موظف به شرکت میداند عنوان کرد: شرایطم طوری نیست که بتوانم هر شب بهراحتی در تجمعات حضور پیدا کنم، ولی احساس میکنم وظیفه دارم تا در این جمع نورانی حاضر شوم. شبی که اینجا هستم، حالوهوایی خاص را تجربه میکنم.
زهرهوند افزود: حضور ما برای شاد کردن دل رهبر و حفظ آرمانهای انقلاب است. برای رهبر جدید و برای کشورمان ایران میآییم. حضور ما در کنار نیروهای مدافع کشور، فرماندهان و سربازانی که جان خود را گذاشتهاند، الهامبخش است.
این شرکتکننده در ادامه به فضای جمعی این برنامهها اشاره کرد و گفت: خدا را شکر جمع بسیار خوبی داریم. وقتی شبها اینجا میآییم، انرژی و انگیزهای پیدا میکنیم که راه را ادامه دهیم.
در ادامه سری به آرامگاه بوعلی سینا زدیم فضایی که تا نیمهشب نیز مردم چه بهصورت پیاده و چه بهصورت کاروانهای خودرویی در میدان حضور داشتند:
مرتضی بیاتی، از حاضران این میدان، میگوید حضور در این تجمعات حماسی، وظیفهای ملی و دینی است. او خود را متعهد به ادامه این حضور تا زمان دستور رهبر جدید کشور میداند و از روحیه جمعی مردم بهعنوان «سرمایهای برای تداوم آرمان انقلاب» یاد میکند.
او با اشاره به حضور شبانهاش از ابتدای تجمعات تاکنون، انگیزه خود را اینگونه بیان کرد: به عشق پرچم کشورمان، خون شهدا و آرمانهای انقلاب حاضر میشوم. اینها ارزشهایی هستند که حضور در کنارشان ضروری است.
بیاتی افزود: رهبرمان با تحمل سختیهای فراوان، وظیفهای سنگین بر دوش ما نهادهاند تا در این اجتماعات باشکوه حضور یابیم. تا زمانی که رهبر عزیزمان دستوری دیگر صادر کنند، هیچکس صحنه را خالی نخواهد کرد؛ نه من و نه مردم ایران.
وی با اشاره به باور عمومی مردم نسبت به مقاومت و ایستادگی، گفت: همانطور که امام خمینی (ره) و سپس رهبر شهیدمان امام خامنهای (ره) بارها فرمودند، «مردم ایران هیچگاه تسلیم نخواهند شد». این روحیه را از گذشته تا امروز حفظ کردهایم و به نسلهای بعدی هم انتقال خواهیم داد.
این فعال اجتماعی در پایان، حضور مردم را نشانهای از عشق آنان به کشور و ادامهدهنده راه شهدا دانست و گفت: «این فضا برای همه ما، یادآور روزهای پر افتخار جهاد و همبستگی ملی است.
دیگر بانوی حاضر در این میدان درباره حضور خود در تجمعات مردمی اظهار کرد: از آغاز درگیریها و پس از فراخوان رهبر عزیزمان برای حضور در میدان، به همراه دیگر افراد در صحنه حضور یافته است.
وی با اشاره به تداوم این حضور گفت: تا زمانی که توان و شرایط فراهم باشد، به همراه دیگران در این فعالیتها شرکت خواهد کرد و امیدوار است این شرایط در نهایت با پیروزی اسلام پایان یابد.
این شهروند همچنین با اشاره به نگاه خود نسبت به حمایت بینالمللی از آزادی، تأکید کرد: حامیان آزادی در جهان باید در برابر تحولات و رویدادهای ایران موضع روشنی داشته باشند و بدانند که ایستادن پشت ایران موجب خواهد شد تا رژیم منحوس صهیونیستی و آمریکا بعد از این بهدنبال صلب آرامش و غارت منابع هیچ کشور دیگری نباشند.
* شبهایی که در حافظه تاریخ ایران ماندگار شدند
درنهایت، آنچه در این شبها در خیابانهای شهر شکل گرفت، تنها یک تجمع یا حضور مقطعی نبود؛ بلکه تصویری زنده از روح جمعی مردمی بود که در لحظات سرنوشتساز تاریخ، بار دیگر پیوند خود با سرزمینشان را به نمایش گذاشتند. حضور زن و مرد، جوان و کهنسال و حتی کودکانی که در آغوش والدینشان به میدان آمده بودند، نشان میداد که مفهوم «وطن» در ذهن و دل بسیاری از ایرانیان فراتر از یک واژه است؛ مفهومی که با خاطرهها، آرمانها و امیدهای یک ملت گره خورده است.
در میان جمعیت، هر چهره داستانی داشت و هر صدا روایتی از انگیزهای شخصی؛ اما همه این روایتها در نقطهای مشترک بههم میرسیدند؛ احساس مسئولیتی که آنان را به میدان کشانده بود. برخی از پاسداری از یاد عزیزان از دسترفتهای سخن میگفتند که برای این مرز و بوم زحمات فراوان کشیدند و جان خود را فدای دفاع از اسلام و مردم ایران کردند، برخی از دفاع از ارزشهایی که به آن باور دارند و برخی دیگر از امید به آیندهای که آن را در سایه همبستگی ملی میبینند. همین تنوع روایتهاست که تصویر کاملتری از این شبهای پرحضور میسازد.
این صحنهها یادآور حقیقتی قدیمی در تاریخ ایران است؛ اینکه در بزنگاههای بزرگ، مردم این سرزمین بارها نشان دادهاند که میتوانند فراتر از تفاوتها کنار یکدیگر بایستند و معنای تازهای به واژه همبستگی ببخشند. خیابانهایی که در این شبها میزبان حضور شهروندان بود، تنها گذرگاههای شهری نبودند؛ بلکه به صحنههایی تبدیل شدند که در آن اراده، باور و امید یک جامعه خود را آشکار کرد.
شاید سالها بعد، وقتی از این روزها یاد شود، آنچه بیش از هر چیز در خاطرها خواهد ماند، همین تصویرها باشد؛ تصویر مردمی که در کنار یکدیگر ایستادند، صحنه را خالی نکردند و نشان دادند که پیوند میان آنان و سرزمینشان همچنان زنده و استوار است. روایتی که در این گزارش شنیده شد، تنها بخشی از همین تصویر بزرگ است؛ تصویری از مردمی که باور دارند آینده ایران، همچنان با حضور و همدلی آنان ساخته خواهد شد.