جرعه ای ازجـامِ حدیث کساء
سپهرغرب، گروه اندیشه: حجتالاسلام محمدباقر هاشمی شاهرودی در نوشتاری با عنوان «جرعهای ازجامِ حدیث کساء» آورده است: شاید آیه تطهیر یکی از محکمترین محکمات آیات قرآن است که در آن ثقلین (ثقل اکبرو ثقل اصغر) یکجا گرد آمده است.
در آیه 33 سوره احزاب، خداوند صراحتاً اهل بیت پیامبر (ص) را با لفظ «أهل البیت» معرفی و ایشان را پاک و عاری از هر رجس و ناپاکی معرفی میکند. چهبسا فقط با تمسک به حدیث ثقلین که تا لحظههای آخر بر لبهای مبارک پیامبر (ص) جاری بود و فرازهایی از خطبۀ غدیریۀ پیامبر اکرم (ص) که قرآن را ثقل اکبر و اهل بیت( ع) را ثقل اصغر معرفی فرمودند و امت را به پیروی از محکمات قرآن و منع از تمسک به متشابهات وصیت فرمودند، تا قیام قیامت و پایان عمر تاریخ، راه از بیراهه مشخص شد و… (إنّاهدیناه السبیل إمّاشاکراًو إمّاکفوراً.)
در باب آیه تطهیر و نیز حدیث کساء سخن بسیار است. اما آنچه در این مقام در پی آنیم پاسخ به دوسوال است:
اصل داستان جمع شدن اهل کساء در کنار هم و مابقی ماجرا چه ضرورت و حکمتی داشته است؟ آن هم از جانب رسولی که (ماینطق عنِ الهوی *إن هوإلّا وحیٌ یوحی…)
حدیث کساء، نقشه هدایت بشریت
نکته دقیق این است که هیچیک از انبیاء الهی از جانب خداوند مشابه آیه تطهیر و به همراه اهل بیتشان خطاب نشدهاند. تنها خاتمالانبیاء است که نه تنها خودش، بلکه اهل بیت ایشان پاک و مطهر از هر پلیدی و ناپاکی معرفی میشوند تا نشانی باشد برای ادامه مسیر هدایت بشر و چراغِ هدایتِ جویندگان صراط مستقیم، پس از خاتمه جریان نبوت. در حدیث قدسی آمده است: «ای فرزند آدم، زمین و آسمان را بخاطر تو خلق کردم و تو را برای خودم…». لذا این رب رحمن و رحیمِ ماست که با پاک قرار دادن اوصیای پیامبر (ص)، بشر را به مسیر هدایت راهنمایی میکند و بهخاطر سایر بندگانش انبیاء و اولیاء خودش را مسؤل و عهدهدار این بار سنگین قرار داده است.
این پیام اصلی و عام حدیث کساء است که «و جعلنا من المآء کل شییٍ حیّ…» و هرقطرهای که به سرچشمه طهارت پیوست پاک است و پاک میماند و این است معنای (فمعَکم معَکم،لامع غیرِکم…
به گواهی آیه تطهیر و مضامین نورانی حدیث شریف کساء، پس از پیامبر اکرم (ص) هردری بهجز خانه علی (ع) و فاطمه (س) باب گمراهی و رجس است و لذا این حکمت ایستادنِ هر روزه رسول (ص)در مقابل چهارچوبِ درب خانه فاطمه (س) و تلاوت بلند آیه تطهیر و دعوتِ ایشان به صلوه است. دعوتی که طبق اقوال مختلف از 6تا 9 ماه، هر روزه توسط پیامبر اکرم (ص)تکرار میشد، تا(لایقولأحدٌلولاأرسلت إلینا رسولاًمنذراًوأقمت لنا علماًهادیاً فنتّبع آیاتک من قبلِ أن نَذلّ و نَخزی…)
آری، حدیث کساء إستمرار زمزمهها و دعوت هرروزه رسولِ رحمه للعالمین است به اهل بیت عصمت و طهارت، و سؤال این است که (…أفإن مات أوقُتل إنقلبتم علی أعقابِکم…)
سؤال اساسی دوم؛اگراهل بیت (ع) موضوع و هدف اصلی آیه تطهیر و حدیث کساء هستند، پس چرا نزول آیه تطهیر و ماوقع حدیث کساء در خانه اُم السلمه است؟
ام السلمه مادرش عاتکه بنت عبدالمطلب عمه رسول الله(ص) بود و به نقل ازکتاب ریاحین الشریعه در سال 62 در مدینه در سن ه84 سالگی در حالیکه آخرینِ ازواج الرسول (ص) بود چشم از جهان فرو بست.
با تأملی در تاریخ و سابقه حیات ایشان، اولین مطلبی که شیعه و غیر شیعه به آن معترفاند، جایگاه و منزلت والای این بانوی بزرگوار حتی در بین همسران رسول الله (ص) است. از روشنترین دلایل این مدعی پاسخ رسولالله (ص) به ام السلمه در مقابل درخواست ایشان برای پیوستن به اهل کساء است که فرمودند: «أنت علی الخیرِ،أنت من ازواج الرّسول.»
همچنین سابقه اسلام ایشان، هجرت به حبشه به همراه همسرش و نیز خواستگاری عمر و ابوبکر از او پس از شهادت همسرش در جنگ اُحد و… همگی حاکی از شأن و منزلت والای ایشان دارد. ابن ابیالحدید در شرح نهج البلاغه ج2 ص77، روایت میکندکه عایشه قبل از حرکت به سمت بصره، نزد ام السلمه آمد و گفت: ای دختر ابیامیه. تو بهترین زوجات رسولالله (ص) و بزرگترین ایشانی و اول زنی از رسول خدا (ص) که به مدینه هجرت کرد بودی، هرگاه هدیهای میآوردند از خانه تو به حجرات زوجات تقسیم میشد و بیشتر اوقات جبرییل امین در منزل تو به پیامبر اکرم(ص) نازل میشد…
علامه واعظ تهرانی در خصایص فاطمیه گوید، ام السلمه احادیث بسیار از پیامبر (ص) روایت کرده و جمهور اهل سنت را به وی کمال ارادت است و این اختصاص به شیعه و فرقۀ امامیه ندارد.
مامقانی در تنقیح المقال گوید: (ام السـّلمه حالهافی جلاله والإخلاص لأمیرالمؤمنین (ع) والزّهراء (س) والحسنین (ع) أشهرمن أن یذکروأجلی من أن یحرّر…). اینها گوشهای از تاریخ است که در اوصاف امالسلمه آمده و اتفاق تمام علماء اسلام است که ام السلمه در علم و تقوی و فصاحت و بلاغت و ولاء و محبت اهل بیت (ع) شهره بوده.
رسولالله (ص) به دفعات ام السلمه را در صحنههای حساس و تعیین کننده بهعنوان شاهد و گواه و گاهی بهعنوان امین و امانتدار و یا بعنوان مسؤل و عهدهدار مسایلی مطرح مینمود. نه اینکه این مطلب فقط از باب قرابت و نسبت زوجیت ایشان با رسولالله (ص)باشد. بلکه این یکی از طرحها و استراتژیهای پیامبر (ص) برای قرار دادن شاخصها و معیارهای تشخیص حق و باطل در صحنههای مختلف و وقایع حساس و سرنوشتساز بود و حربهای برای مقابله با جبهۀ نفاق و عناد. سالها پیش از صفین، عمار را معیار تشخیص حق از باطل قرار میدهد تا فقط حضور عمار درکنار علی (ع) پرده از تزویر معاویه و کاغذهای بر نیزه کردهاش بردارد و گاهی ابوذر را صادق و راستگوترین معرفی میکند تا سالها بعد، زبان ابوذر لسانِ حقنما بشود و نه گاهی، نه بلکه همیشه، «علی (ع) را با حق و حق را با علی(ع)» همقرین میخواند. این از هوشمندانهترین طرحهای رسولالله (ص) بود که افراد مختلفی را برای زمانهای مختلف و صحنهها و ماموریتهای متفاوت شاخص و ذخیره میکرد و بانو امالسلمه یکی از این ذخایر و شاهدانِ مقبولِ همگان بود.
به نقل از ریاحین الشریعه ج 2 ص288 روزی رسولالله (ص)زدر خانه ام السلمه مدتی طولانی با علی(ع)خلوت نمود. پس از إذن ورود به ام السلمه، در حضور او درباره وقایعی که پس از ایشان بر امت و اهل بیت (ع) میگذرد صحبت میفرمود و نهایتاً در حضور جبرییل و علی(ع) مکرراً میفرمایند: «ای ام السلمه، بشنو و گواه باش که علی (ع) برادر من است در دنیا و آخرت. ای ام السلمه، بشنو و گواه باش که علی (ع) وزیر من است در دنیا و آخرت. ای ام السلمه، بشنو و گواه باش که علی (ع)… ای ام السلمه، بشنو و گواه باش که علی (ع)… ای ام السلمه، بشنو و گواه باش که علی (ع)… و حتی صف کشیدن ناکثانِ جمل و مارقانِ نهروان را به ام السلمه خبر میدهند. این از نهایت حکمت رسول الله (ص)است که در مقابل هر طیف و قشری از مخالفان، مهرهای همسنگ و مناسبِ همان طیف را شاخصِ حق قرار میدهند. اثر این حرکت رسول الله (ص) در گفتگوهای ام السلمه و عایشه در قبل از جنگ جمل نمایان میشود. زمانی که ام السلمه تأسفِ رسول الله (ص) از (صاحبه الجمل الأدبب) و پارسِ سگهای سرزمین حّوأب را برای عایشه یادآوری میکند. یا روزیکه به او یادآوری میکند که چگونه پس از گفتگوی تندِ عایشه با علی (ع) در حضور رسول الله (ص) در خندق، صورت پیامبر (ص) سرخ شد و غضبناک فرمود: «ای عایشه بهخدا علی (ع) را دوست نمیدارد مگر مؤمن و دشمن نمیدارد او را أحدی از اهل من مگر اینکه خارج از ایمان است» و صحنههای نظیر این کم نبوده است. (ر.ک ریاحین الشریعه ج2).
امانتداری ام السلمه
او، امین رسول الله (ص)بود. تا جایی که پس از خدیجۀ کبری (س) و فاطمه بنت أسد (س) رسول الله (ص) سرپرستی فاطمه (س) را به ام السلمه واگذار کردند. ام السلمه در این باره میگوید: «کنت أدأب فاطمه و هی أدأب منّی. چنان پندارند که من فاطمه (س)را آموزگاری میکردم بخدا قسم او آموزگار من است.» پشتیبان فاطمه (س) بود تا جاییکه برای شهادتی که داد، یکسال وظیفۀ او را قطع کردند.
در بصایرالدرجات از امام صادق(ع) مروی است که چون أمیرالمؤمنین (ع) بهطرف عراق متوجه شدند کتب و سلاح و ودایع امامت را به ام السلمه سپرد و پس از شهادت ایشان ام السلمه را به امام حسن مجتبی(ع) تحویل داد.
ام السلمه و خامس آل کساء حسین بن علی(ع)
چون حسین بن علی (ع) از مدینه راهی مکه و کربلا شد، ام السلمه بسیار گریست و گفت: جدت رسول الله (ص) خبر شهادت تو در سرزمین عراق را به من داده و مقداری از خاک مقتل را نزد من گذاشته. پس سیدالشهداء کمی دیگر از خاک کربلا را به ام السلمه داد و فرمود: ای مادر مؤمنان، این خاک را نیز در شیشه ضبط کن و هرگاه دیدی هردو تربت خونین شدند، بدانکه طبق پیشگویی جدم، من شهید شدهام. در روز عاشوراء ام السلمه هراسان از خواب قیلوله بیدار شد و چون خونین شدن تربتها را دید، ناله برآورد و لطمه میزد و میگفت: رسولالله (ص) را در خواب دیدم، ژولیده و گردآلود که میفرمود: «ای ام السلمه حسینم را کشتند. آجرکالله یا رسولالله...
و اما؛ این سابقۀ درخشان ام السلمه، پاسخ این سؤال است که، چرا حدیث کساء در منزل ام السلمه و در منظر او واقع شده؟ سلامت ایمان، امانتداری و إرادت این بانوی بزرگوار و نیز مقبولیت کلام و گزارشِ ایشان نزد دوست و دشمنِ أهل بیت (ع) حکمت این اتفاق است. درحالیکه تقاضای او برای پیوستن به أهل کساء مورد موافقت پیامبر (ص) قرار نمیگیرد این بانوی بزرگوار نقش راوی و خبرگزار این واقعۀ مهم و تاریخ ساز را برعهده میگیرد و حتّی ذره ای خیانت و حسادت را نسبت به اهلبیت (ع) ابراز نمیدارد. شاید اگر این واقعه جایی بهجز خانۀ ام السلمه، حتی خانۀ علی (ع) رخ میداد، بودند کسانی که بعد از رسول (ص) آن را تکذیب میکردند. همانگونه که فاطمه (س)، فدک، علی (ع) و خلافت و همه و همه تکذیب شد. اما این بانوی بزرگوار تا آخرین لحظه حیات شریفش که اتّفاقاً بعد از شهادت آخرین یادگار اهلِ کساء، سیدالشهداء بود، بارها و بارها داستانِ نزول آیۀ تطهیر و طهارت اهل کساء را یادآوری میکرد. وقتی خبر شهادت امام حسین (ع) و لعن ایشان به وسیلۀ عراقیان به او میرسد، ماجرای حدیث کساء و آیۀ تطهیر را نقل میکند.