گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:103271

بانوان کربلا؛ معمارانِ تبیین و تداوم نهضت عاشورا

امتدادِ راهِ حق با خون حسین(ع)، با کلام زینب(س)
بانوان کربلا؛ معمارانِ تبیین و تداوم نهضت عاشورا

سپهرغرب، گروه اندیشه- طیبه اسدبیگی؛ یک شیعه‌شناس و استاد دانشگاه گفت: حضرت زینب(س) فقط راوی مصیبت نبودند، بلکه حافظ نهضت، مفسر پیام عاشورا، مدیر بحران، پشتیبان خط امامت، پرستار کاروان و پرچمدار جهاد تبیین بودند. اگر امام حسین(ع) با خون خود اسلام را زنده نگه داشتند، حضرت زینب(س) با زبان، صبر، شجاعت و تدبیر خود، آن خون را در تاریخ جاری کردند و اجازه ندادند پیام کربلا به فراموشی سپرده شود.
با آغاز ماه محرم، بار دیگر حال‌وهوای جامعه رنگ‌وبوی عاشورا می‌گیرد و نام امام حسین(ع) و یاران باوفایش در ذهن و دل مردم زنده می‌شود. واقعه عاشورا فقط حادثه‌ای تاریخی نیست که در زمانی خاص رخ داده و پایان یافته باشد، بلکه جریانی بزرگ و ماندگار در تاریخ اسلام است؛ جریانی که پس از قرن‌ها هنوز درباره آن گفته و نوشته می‌شود و همچنان الهام‌بخش انسان‌هاست. معمولاً وقتی از عاشورا سخن می‌گوییم، بیشتر به فداکاری، ایثار و شهادت امام حسین(ع) و یارانش توجه می‌شود، اما در کنار این حماسه بزرگ، نقش بانوان حاضر در این واقعه نیز بسیار مهم و تأثیرگذار بوده است.
بانوانی که در کاروان امام حسین(ع) حضور داشتند، فقط همراه و همسفر نبودند. هرکدام از آنان در بخشی از این مسیر دشوار، نقشی مهم بر عهده داشتند؛ چه در همراهی با اهل‌بیت(ع)، چه در تحمل رنج‌ها و سختی‌ها و چه در رساندن پیام این نهضت به مردم. اگر این حضور آگاهانه و صبورانه نبود، شاید پیام عاشورا آن‌گونه که باید به نسل‌های بعد منتقل نمی‌شد. درواقع، بخشی از ماندگاری عاشورا به همین حضور و نقش‌آفرینی بانوان بازمی‌گردد.
در میان همه این بانوان، حضرت زینب(س) جایگاهی ویژه و برجسته دارند و می‌توان گفت سرآمد بانوان عاشورا هستند. ایشان پس از شهادت امام حسین(ع)، فقط راوی رنج‌ها و مصیبت‌ها نبودند، بلکه با صبر، شجاعت، قدرت سخن و تدبیری که داشتند، از این نهضت پاسداری کردند. حضرت زینب(س) در آن شرایط سخت، هم تکیه‌گاه کاروان بودند، هم از بازماندگان مراقبت کردند و هم با سخنان روشنگرانه خود اجازه ندادند حقیقت کربلا در فضای تبلیغاتی دشمن پنهان بماند.
در همین زمینه، برای بررسی بهتر نقش بانوان در واقعه عاشورا و به‌ویژه جایگاه حضرت زینب(س)، با وحید پاشایی، دانش‌آموخته دکتری شیعه‌شناسی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه بوعلی‌سینا و معاون پژوهشی ـ آموزشی نهاد رهبری در استان همدان، گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
**به‌عنوان پرسش نخست، بفرمایید هدف اصلی قیام امام حسین(ع) چه بود و ضرورت حضور بانوان در این مسیر چگونه تحلیل می‌شود؟
برای درک این حرکت، ابتدا باید هدف اصلی قیام را واکاوی کرد. هرچند در برخی منابع تاریخی بر تلاش حضرت برای تشکیل حکومت اسلامی پافشاری شده است، بیانات امام از مدینه تا کربلا نشان می‌دهد که هدف اصلی، «احیای اسلام راستین» و «امر به معروف و نهی از منکر» بود. امام حسین(ع) احساس می‌کردند جامعه اسلامی دچار انحرافی عمیق شده است و بدون یک «تلنگر جدی»، نام و نشانی از اسلام باقی نخواهد ماند.
حضور خانواده و بانوان در این حرکت، ابعاد فکری و عاطفی آن را تقویت کرد. درواقع، اباعبدالله(ع) برای تکمیل پازل قیام، به نیرویی نیاز داشتند که بتواند پس از شهادت ایشان، پیامی را که با خون ثبت شده بود، با زبان تبیین کند. همراهی بانوان، ترکیب هوشمندانه‌ای از «احساس و عاطفه» در کنار «استدلال و منطق» بود که تأثیرگذاری اجتماعی بی‌نظیری داشت و مانع از آن شد که پیام عاشورا با کشته‌شدن مردان در صحرای کربلا دفن شود.
**بانوان حاضر در کربلا و کاروان اسرا چند نفر بودند و آیا نام و نشانی از آنان در منابع تاریخی ثبت شده است؟
درباره تعداد دقیق این بانوان، در منابع تاریخی اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، اما براساس روایت‌های مشهور، حدود 25 زن شاخص در کاروان اباعبدالله(ع) حضور داشتند که پس از روز عاشورا به اسارت گرفته شدند.
سرآمد این بانوان، حضرت زینب کبری(س) بودند. در منابع تاریخی آمده است که «ام‌کلثوم»، دختر دیگر امیرالمؤمنین(ع)، نیز در این کاروان حضور داشت؛ هرچند برخی منابع این نام را لقب خود حضرت زینب(س) دانسته‌اند. از دیگر بانوان شاخص می‌توان به «رباب»، همسر امام حسین(ع) و مادر حضرت سکینه(س) و حضرت علی‌اصغر(ع)، «حضرت رقیه(س)» و «حضرت سکینه(س)»، دختران امام، و «فاطمه»، دختر بزرگ امام حسین(ع)، اشاره کرد که بعدها با پسرعموی خود، فرزند امام حسن مجتبی(ع)، ازدواج کرد.
به‌طورکلی، زنان بنی‌هاشم و بنی‌عقیل، دو طایفه اصلی حاضر در کاروان بودند. همچنین شخصیت‌هایی چون «ام‌وهب» که همراه همسر و فرزندش، که پیش‌تر مسیحی بودند، در این مسیر حضور داشت، در زمره این زنان بودند.
بسیاری از این 25 بانو از مدینه همراه امام بودند و برخی نیز در میان راه به کاروان پیوستند. نکته مهم این است که همراهی این بانوان، انتخابی آگاهانه بود؛ برای نمونه، در مورد «دلهم»، همسر زهیر بن قین که پیش‌تر تفکرات عثمانی داشت، تشویق همسرش موجب شد زهیر به کاروان بپیوندد و حماسه‌آفرین شود. این موضوع نشان می‌دهد حضور بانوان، علاوه بر پشتیبانی عاطفی، نقش «محرک راهبردی» برای مردان سپاه را نیز ایفا می‌کرد.
**هنرنمایی حضرت زینب کبری(س) در ماندگاری جریان عاشورا و تبدیل این حادثه تاریخی به فرهنگی ماندگار، در چه ابعادی قابل تبیین است؟
از نظر تاریخی، واقعه عاشورا در بازه زمانی مشخصی رخ داد. اگر آغاز آن را خروج امام حسین(ع) از مدینه و پایانش را نخستین اربعین در نظر بگیریم، با رویدادی تاریخی، محدود و تقریباً یک‌ساله روبه‌رو هستیم. هنر اصلی و واقعی حضرت زینب(س) این بود که با خطبه‌های کوبنده و روشنگرانه خود در طول مسیر اسارت، به‌ویژه در کوفه و کاخ یزید در شام، این واقعه را از حادثه‌ای صرفاً تاریخی به فرهنگی عاشورایی تبدیل کردند.
این فرهنگ عاشورایی فقط یادآور حادثه‌ای تلخ نبود، بلکه به الگو و نقشه راهی برای آینده تبدیل شد؛ الگویی که شیعیان در طول تاریخ با توجه به آن، مناسبات سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی خود را تنظیم کرده‌اند. درواقع، اگر امروز عاشورا فقط خاطره‌ای تاریخی نیست و به جریانی زنده و اثرگذار در حیات فکری و اجتماعی مسلمانان تبدیل شده است، بخش بزرگی از این ماندگاری به نقش حضرت زینب(س) در روایت، تبیین و حفظ پیام کربلا بازمی‌گردد.
**خطبه‌های حضرت زینب(س) از نظر محتوایی و ساختاری چه ویژگی‌هایی داشت که توانست چنین تحولی ایجاد کند؟
مهم‌ترین ویژگی خطبه‌های حضرت زینب(س)، ارجاع به فطرت انسانی بود. ایشان هنگامی که از حقانیت دین رسول‌الله(ص)، حرکت سیدالشهدا(ع)، ولایت امیرالمؤمنین(ع)، مظلومیت اهل‌بیت(ع) و انحراف حاکمیت بنی‌امیه سخن می‌گفتند، استدلال‌های خود را بر پایه چیزی بنا می‌کردند که هر انسانی در درون خود آن را درک می‌کند؛ یعنی فطرت.
حضرت زینب(س) مفسر برجسته قرآن بودند. حتی پیش از عاشورا، در زمان خلافت امیرالمؤمنین(ع)، جلسات تفسیر برای بانوان برگزار می‌کردند و با استفاده از آیات قرآن و احادیث پدر و برادرانشان، مفاهیم دینی را تبیین می‌کردند. از همین‌رو، نوع استدلال ایشان در خطبه‌ها نیز ریشه‌دار، عالمانه و درعین‌حال برای عموم قابل‌فهم بود. همان‌گونه که در برخی تحلیل‌ها، رویکرد علامه طباطبایی در تفسیر المیزان بر توجه به فطرت انسانی برای فهم حق و باطل تأکید دارد، روش حضرت زینب(س) نیز از چنین ویژگی‌ای برخوردار بود. ایشان از فطرت به‌عنوان ابزاری برای شناخت حق و باطل بهره می‌بردند.
وقتی بحث عدالت و ظلم مطرح می‌شود، دیگر موضوع به یک گروه دینی خاص محدود نیست. هر انسانی، چه مسلمان، چه مسیحی، چه یهودی و چه فردی با گرایش غیرمذهبی، در درون خود درمی‌یابد که ظلم ناپسند و عدالت پسندیده است. همین نکته سبب شد خطبه‌های حضرت زینب(س) از مرز مباحث صرفاً درون‌دینی عبور کند و به سخنی انسانی، جهانی و وجدان‌برانگیز تبدیل شود.
هنر حضرت این بود که به مردم نشان دادند حرکت یزید ظالمانه و حرکت سیدالشهدا(ع) عادلانه و حق‌طلبانه است. وقتی این تقابل به‌روشنی برای مخاطب تبیین شود، فطرت او نیز آن را می‌پذیرد. از همین‌رو، عاشورا در بیان حضرت زینب(س) فقط حادثه‌ای مذهبی نبود، بلکه به مسئله‌ای انسانی تبدیل شد؛ مسئله‌ای که هر انسان آزاده‌ای می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.
**اگر بخواهیم بر شخصیت حضرت زینب(س) به‌عنوان یک زن در این بحران بزرگ تمرکز کنیم، کدام ویژگی‌های شخصیتی ایشان برجسته‌تر است؟
در تحلیل شخصیت حضرت زینب(س) در واقعه کربلا و پس از آن، می‌توان بر سه ویژگی اصلی تأکید کرد: شجاعت، صبر و مدیریت راهبردی.
نخست، شجاعت. در مباحث اخلاقی گفته می‌شود شجاعت، حد وسط میان تهور و ترس است. تهور یعنی بی‌پروایی بدون عقل و سنجش و ترس یعنی عافیت‌طلبی و عقب‌نشینی در جایی که باید ایستاد. حضرت زینب(س) مظهر شجاعت عقلانی بودند. ایشان نه دچار ترس شدند و نه رفتاری نسنجیده و احساسی داشتند. در برابر تهدیدهای یزیدیان ایستادند، اما این ایستادگی کاملاً آگاهانه و همراه با تدبیر بود. سختی‌های مسیر، شهادت عزیزان، اسارت، تحقیر ظاهری و فشار روانی، هیچ‌یک موجب نشد حضرت سکوت کنند یا در برابر جریان ظلم کوتاه بیایند.
دوم، صبر. صبر حضرت زینب(س) از جنس صبر منفعل نبود. ایشان فقط تحمل‌کننده مصیبت نبودند، بلکه مصائب را با هدف حفظ پیام عاشورا و وارد کردن ضربه نهایی به دستگاه ظلم تحمل کردند. به تعبیر دقیق‌تر، صبر ایشان، صبری فعال، هدفمند و در خدمت جهاد تبیینی بود. این صبر را می‌توان زیرمجموعه همان شجاعت دانست؛ زیرا فردی که در آن شرایط سخت بتواند خود را حفظ کند و به‌موقع و سنجیده سخن بگوید، درواقع به اوج شجاعت رسیده است.
سوم، مدیریت راهبردی. حضرت زینب(س) فقط شخصیتی صبور و شجاع نبودند، بلکه مدیری مدبر بودند. نوع مواجهه ایشان با بنی‌هاشم و غیربنی‌هاشم در کاروان، نحوه مراقبت از کودکان و بیماران، چگونگی سخن گفتن با مردم کوفه و شام و حتی نحوه بهره‌گیری از شرایط اسارت برای رساندن پیام مظلومیت اهل‌بیت(ع)، همه نشان می‌دهد که ایشان با برنامه و پیش‌بینی عمل می‌کردند.
**این مدیریت راهبردی در رفتارهای میدانی حضرت زینب(س) چگونه دیده می‌شود؟
این مسئله در چند عرصه کاملاً آشکار است. یکی از این عرصه‌ها، نحوه اداره کاروان اسرا بود. حضرت زینب(س) در عمل، مدیر اجرایی این کاروان بودند. درحالی‌که امام سجاد(ع) به‌دلیل بیماری شدید، بیشتر مسئولیت هدایت امامت را بر عهده داشتند، حضرت زینب(س) بار سنگین سامان‌دهی امور کاروان را به دوش می‌کشیدند. از مراقبت از زنان و کودکان گرفته تا مدیریت واکنش‌ها و حفظ انسجام مجموعه، همه در چارچوب تدبیر ایشان قرار داشت.
نمونه دیگر، رفتار حضرت در قتلگاه و مواجهه با شمر است. در برخی نقل‌ها آمده است که ایشان حتی در آن فضای سنگین و تلخ نیز تلاش کردند با سخنان خود، فطرت انسان‌های حاضر را بیدار کنند. این نشان می‌دهد روشنگری برای حضرت زینب(س) فقط به خطبه‌های رسمی محدود نبود، بلکه حتی در سخت‌ترین لحظات نیز ادامه داشت.
در مسئله حجاب و وضعیت ظاهری اسرا نیز همین مدیریت دیده می‌شود. هنگامی که اهل‌بیت(ع) در معرض بی‌احترامی قرار گرفتند و پوشش کامل و معمول آنان از بین رفت، حضرت زینب(س) از همین وضعیت برای نشان‌دادن مظلومیت خاندان پیامبر(ص) و تکان‌دادن وجدان عمومی استفاده کردند. در برخی توصیف‌ها آمده است که ایشان حتی با رفتارهایی مانند گرفتن آستین یا پوشاندن صورت به‌شکلی حداقلی، می‌کوشیدند هم عفاف را حفظ کنند و هم نگاه مردم را متوجه این جنایت و بی‌حرمتی سازند. این رفتار صرفاً واکنشی احساسی نبود، بلکه بخشی از مدیریت بحران هوشمندانه‌ای بود که پیام ظلم‌ستیزی اهل‌بیت(ع) را به مردم منتقل می‌کرد.
از سوی دیگر، حضرت با معرفی خود به‌عنوان دختر علی(ع) و نوه پیامبر(ص)، تلاش می‌کردند میان خود و مردم کوفه و شام ارتباطی کلامی و عاطفی برقرار کنند تا افکار عمومی متوجه عمق فاجعه شود. این شیوه نشان می‌دهد که ایشان درک دقیقی از تأثیر سخن، موقعیت، افکار عمومی و زمان مناسب برای بیان حقیقت داشتند.
**لطفاً به ابعاد دیگری از نقش حضرت زینب کبری(س) در کربلا و واقعه عاشورا بپردازید.
نقش حضرت زینب(س) را در صیانت از نهضت عاشورا می‌توان در چند محور مهم جمع‌بندی کرد:
نخست، زنده نگه‌داشتن قیام. اگر پیام عاشورا پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانشان به‌درستی منتقل نمی‌شد، ممکن بود این حادثه در تاریخ دفن یا تحریف شود. حضرت زینب(س) با خطبه‌ها، عزاداری‌ها، رفتارهای سنجیده در طول مسیر اسارت و زنده نگه‌داشتن یاد شهدا، اجازه ندادند عاشورا به فراموشی سپرده شود. حتی در بحث اربعین و برپایی مجالس سوگواری نیز نقش ایشان بسیار مهم بود. این اقدامات سبب شد عاشورا به جریانی زنده و ماندگار تبدیل شود.
دوم، جلوگیری از شهادت امام سجاد(ع). حفظ جان امام سجاد(ع) برای تداوم امامت و بقای جریان شیعه، مسئله‌ای حیاتی بود. حضرت زینب(س) در موارد مختلف خود را سپر بلا قرار می‌دادند و تلاش می‌کردند توجه و خشم دشمن را به‌سوی خود جلب کنند تا جان امام حفظ شود. ایشان گاهی خود را مسئول و نفر نخست کاروان معرفی می‌کردند تا اگر قرار است برخوردی صورت گیرد، متوجه ایشان باشد، نه امام سجاد(ع). این اقدام فقط حرکتی عاطفی نبود، بلکه بخشی از راهبرد حفظ خط امامت بود.
سوم، نقش مادرانه و پرستاری. حضرت زینب(س) در اوج مصیبت، مسئولیت رسیدگی به کودکان و بیماران را نیز بر عهده داشتند. این مسئله فقط به معنای مراقبت جسمی نبود، بلکه نوعی پناه عاطفی و روانی برای کودکان داغ‌دیده و زنان مصیبت‌زده نیز به شمار می‌آمد. گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که ایشان در بسیاری از مواقع، همچون سایه‌ای بر سر کودکان بودند و هرگاه خطری متوجه آنان می‌شد، خود را سپر قرار می‌دادند. اشاره به حضرت رقیه(س) و رنج کودکان در مسیر اسارت، عمق این مسئولیت سنگین را بهتر نشان می‌دهد.
چهارم، جهادگری و بیدارکردن جامعه. حضرت زینب(س) با خطبه‌ها و روشنگری‌های خود در کوفه و شام، وجدان خفته جامعه را بیدار کردند. این بیداری فقط تأثری عاطفی نبود، بلکه در تحولات بعدی نیز اثر گذاشت؛ ازجمله در شکل‌گیری حرکت‌هایی مانند قیام توابین که طی آن، افرادی پس از آگاهی و پشیمانی از کوتاهی خود در یاری امام حسین(ع)، به میدان آمدند تا این خطا را جبران کنند. هرچند این قیام سرانجام به شهادت آنان انجامید، اصل شکل‌گیری آن نشان‌دهنده تأثیر جدی روشنگری‌های حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) بر افکار عمومی بود.
در مجموع، حضرت زینب(س) فقط راوی مصیبت نبودند، بلکه حافظ نهضت، مفسر پیام عاشورا، مدیر بحران، پشتیبان خط امامت، پرستار کاروان و پرچمدار جهاد تبیین بودند. اگر امام حسین(ع) با خون خود اسلام را زنده نگه داشتند، حضرت زینب(س) با زبان، صبر، شجاعت و تدبیر خود، آن خون را در تاریخ جاری کردند و اجازه ندادند پیام کربلا خاموش شود.

ارسال نظر

سوال: پایتخت اسپانیا؟ Madrid

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار