ورزشگاه شهید حاجیبابایی زیرساختی مناسب؛ بهرهبرداری اندک
سپهرغرب، گروه ورزشی - عباس سریشی: در کشور ما گاهی کسانی تصمیمگیرنده و یا نظریه دهنده در حوزه ورزش هستند که نه ورزشکارند و نه هیچ ارتباطی با ورزش دارند.
ورزش فعالیتی است اجتماعی که اهمیت و ضرورت آن برای رشد و ارتقای جامعه مورد تأیید و اتفاقنظر همه بوده و ارتباط پویای آن با سایر پدیدههای اجتماعی، روزبهروز در حال گسترش و وسیعتر شدن است. درواقع ورزش یکی از ارکان اصلی سلامتی جسمی و روانی در جامعه است که رواج آن در همه حوزهها اعم از همگانی، قهرمانی و حرفهای بیشک تأثیرات فراوانی را در رونق اقتصادی، شکوفایی اجتماعی و نشاط جامعه به همراه خواهد داشت.
به باور کارشناسان، امروز ورزش و ابعاد گوناگون آن بهعنوان یک مقوله مهم در جامعه باید موردتوجه قرار گرفته و بهمنزله پدیدهای منحصربهفرد در جهت ایجاد جامعهای پویا و شاداب در رفع بسیاری از بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی و سیاسی کاربردهای خود را نمایان کند، گو اینکه نباید از این امر غافل بود که اساسیترین و درعینحال بدیهیترین الزامات توسعه ورزش در سطح هر جامعه وجود امکانات و زیرساختهای موردنیاز و توسعه آنها بر اساس نیازها و مطالبات مخاطبان در هر سن و طبقه اجتماعی و یا جنسیت است.
دراینبین اگرچه بر اساس برخی اظهارنظرها مساحت فضاهای اماکن ورزشی روباز و سرپوشیده کشور طی یک دهه اخیر رو به توسعه و رشد بوده، اما موضوع اینجاست درحالیکه سرانه اختصاصی برای فضای ورزشی برای هر فرد در جهان 2.5 متر تعریفشده بااینوجود هنوز این میزان در کشور ما نتوانسته از حدود 56.4 میلیون مترمربع به بیش از 60 میلیون مترمربع افزایش پیدا کند که البته از این مقدار نیز حدود 77 درصد فضاهای ورزشی کشور را فضاهای روباز تشکیل میدهد و در مقابل، سهم فضاهای ورزشی سرپوشیده کشور نیز کمی بیش از 22 درصد است.
مطابق آمارهای سال 97، سرانه فضای ورزشی در کشور 76 سانتیمتر است و تفکیک استانها حکایت از آن دارد که در حال حاضر بالاترین سرانه فضاهای ورزشی با 176 سانتیمتر مربع مربوط به استان کهگیلویه و بویراحمد و در مقابل، استان البرز بهعنوان یکی از مهاجرپذیرترین نقاط کشور با تنها 19 سانتیمتر مربع فضای ورزشی بهازای هر نفر، پایینترین سرانه را در بین استانهای کشور به خود اختصاص دادهاست.
گو اینکه استان همدان باوجود در اختیار داشتن تعدادی اماکن و فضاهای ورزشی به نسبت جمعیت خود با سرانه 68 سانتیمتری ازلحاظ فضاها و اماکن ورزشی در رده انتهای این فهرست قرارگرفته که این وضعیت خود نشاندهنده عدم توازن منطقهای در توزیع امکانات در سطح استان و نیز وجود فشار مضاعف بر همان معدود زیرساختها و متعاقباً سکوت و رهاشدگی تعداد دیگری از آنها است.
البته این تنها همدان نیست که از درد سرانه کم ورزشی رنج میبرد، بلکه برخی دیگر از استانها مانند البرز، کردستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، لرستان، تهران و قم نیز وجود دارند که همگی سرانهای کمتر از محرومترین استانهای کشور ازلحاظ سرانه اماکن و فضاهای ورزشی دارا هستند.
همدان نامی همیشه در انتهای لیست
طبق آخرین آمار، سرانه فضای ورزشی در استان همدان 68 سانتیمتر بوده که این میزان از متوسط سرانه ورزشی کشور عقبتر است. این بدان معناست که در توزیع سرانه ورزشی از سوی نهادهای بالادستی ازجمله وزارتخانهها و فدراسیونها، باید عدالت توزیعی موردتوجه قرار گیرد و بهتناسب ظرفیتهای استان، امکانات و بودجه و اعتبارات در اختیارشان قرار گیرد.
گو اینکه پراکندگی و عدم تناسب زیرساختها با نیازها و مطالبات نواحی و شهرها نشانه واضحی است از فقدان اولویت داشتن مساوات در توزیع امکانات ورزشی که مغایر با فلسفه توسعه ورزشی و درنهایت در تضاد با توسعه پایدار است. درواقع عدالت ورزشی با توجه به مؤلفههایی مانند توزیع عادلانه امکانات و اعتبارات، مهمترین عنصر توسعه برای همه رشتههای ورزشی بوده که متأسفانه نهتنها در استان همدان بلکه در گستره کشور بسیار مغفول ماندهاست.
البته به اذعان صاحبنظران، برای تحقق عدالت ورزشی با تدوین سند توسعه ورزش در استانها، گامهایی برداشتهشده اما ناگزیر با توجه به مطالبات و نیازهای رو به افزایش، این توجه بسیار ناچیز بوده که قطعاً شایسته ورزش این استان و قهرمانان آن نیست.
کارشناسان بر این عقیدهاند که امروزه ضرورت توجه به عدالت در تخصیص اعتبار کافی و شفافیت منابع مالی، تغییر نگرش مسؤولان، پرهیز از سیاسیکاری، سرمایهگذاری همهجانبه، تدوین برنامهای مدون و مشخص و شناسایی دقیق نیازها و ظرفیتهای موجود در همه مناطق کشور، توزیع عادلانه امکانات و اعتبارات تنها راهکار برونرفت از این تنگناست. بااینحال کم نیستند افرادی که معتقدند یکی از مهمترین علل بروز این مسائل بهویژه در بخش مدیریت و تخصیص اعتبارت و امکانات، ورود افراد غیرمتخصص به حوزه ورزش است که متأسفانه اطلاعات جامعی هم در این زمینه ندارند.
واقع امر اینجاست که شوربختانه در کشور ما عموماً کسانی که تأثیرگذار در تصمیمگیری، تخصیص اعتبار، امکانات و یا هدایت کردن آنها به شهرها و مناطق هستند نهتنها خود ورزشکار نیستند بلکه هیچ ارتباط خاصی نیز با حوزه ورزش ندارند. درعینحال بعضاً سیاستمدارانی هم هستند که صرفاً بر اساس حس همشهری بودن، لابیگری و یا نیاز تبلیغی، به این موضوع ورود کرده و بهصورت مستقیم و یا غیرمستقیم در هدایت این سرمایهگذاریها تأثیرگذار میشوند که عموماً نیز به نظرات کارشناسان توجهی نمیکنند و شاید همین موضوع است که باعث میشود گاهی اعتبارات، امکانات و زیرساختها در مکانی جانمایی شود که یا کمترین امکان بهره را دارا هستند و یا دسترسی به آنها با مشکلاتی همراه میشود.
موضوعی که به دلیل تبعات خاص خود میطلبد تا مسؤولان در این زمینه توجه و تأکیدات خاص داشته و نسبت به تغییر نگرش در روال و عملکردها دقت بیشتری را به خرج دهند؛ چراکه اگر نظر متخصصان در هر کاری لحاظ شود قطعاً به خاطر آن تخصص، مشکلات و معضلات بعدی طرحها و سرمایهگذاریها نیز کمتر خواهد شد.
بههرحال و باوجود اقدامات انجامشده در دو دهه اخیر، اما برآیندها نشان میدهد که در استان همدان نهتنها در حوزه ایجاد زیرساختها و امکانات، بلکه در توزیع اعتبارات، تجهیزات و امکانات توسعه محور و حمایتی نیز در هیئتهای ورزشی با مشکل مواجه هستیم چنانکه دستاندرکاران این امر نهتنها رعایت عدالت را کمتر در دستور کار قرار میدهند بلکه حتی بهنوعی در تخصیص آنها نیز مقهور برخی سیاستبازیها و اعمالنفوذهای غیر کارشناسانه رجال غیرورزشی قرار میگیرند که هنوز مشخص نیست با کدام هدف در حال میدانداری در این حوزه هستند و هر از چند گاه نیز با اظهارنظرهای خود بهنوعی به این ساختار در استان خط میدهند. خطدهیهایی که باعث میشود به دلیل جانماییهای بعضاً غلط و غیر کارشناسانه امکان بهرهبرداری حداکثری از سرمایهگذاریها ممکن نشود.
سرمایهگذاری کلان اما کمبازده
و اما در ادامه بررسی وضعیت زیرساختهای ورزشی استان همدان، ورزشگاه شهید حاجیبابایی با مساحتی بالغبر چند هزار مترمربع در شهر مریانج است که با هزینهکردهای بسیار چشمگیر (دهها میلیارد ریال) در دهه اخیر ساختهشد تا مورداستفاده ورزشکاران و علاقهمندان به ورزش قرار گیرد.
بر اساس نقشه، این ورزشگاه دارای اسکلتی فلزی بوده و زمین چمن طبیعی آن به سیستم آبیاری اتوماتیک و دستی مجهز و دارای سیستم زهکشی است، البته به گفته مسؤولان در کنار این استادیوم، مجموعههای دیگری نیز شامل مهمانسرای ورزشی و نیز سالنهای کشتی، ورزشهای رزمی، ژیمناستیک، استخر تمرینی سرپوشیده و سالن استاندارد برای بازیهای توپی شامل فوتسال، والیبال، بسکتبال، هندبال و دیگر ورزشها نیز احداث و باعث شده این مجموعه بهنوبه خود یکی از زیباترین و درعینحال مجهزترین ورزشگاههای سطح کشور محسوب و بهنوعی از اماکن بسیار باارزش استان قلمداد شود.
گو اینکه بهواسطه همین توانمندیهای زیرساختی (و البته کمی هم حمایتهای معنادار رجال سیاسی است) در سالهای اخیر توانسته تا میزبان مسابقات مختلف کشوری و فراملی همچون مسابقات فوتبال زیر 14 آسیا باشد.
در تحلیل اولیه این طرح، اینگونه برمیآید که خوشبختانه طی چند دهه گذشته، برنامهریزی راهبردی برای توسعه ورزش استان و نیز جذب سرمایه و اعتبارات جهت زیرساخت سازی برای همه رشتههای ورزشی مدنظر مسؤولان قرار داشته که این امر بسیار قابل قدردانی است و اینکه نگاه جامعه به همه نیازهای ورزشکاران (به دلیل همجواری محل ورزش و سکونت موقت و یا سالنهای متعدد سرپوشیده) در این مجموعه نشاندهنده آن است که در کنار توسعه کمی، تلاش شده تا به توسعه کیفی نیز توجه شده و از مطالبات ورزشکاران اعم از فردی، تیمی و حتی اجتماعی غفلت نشود.
البته موضوع قابلتأمل در خصوص مجموعه ورزشی شهر مریانج اینکه با وجود بسیاری از محرومیتها و محدودیتهای موجود در دیگر زیرساختهای ورزشی استان که صرفاً به دلیل فقدان بودجه و عدم حمایت، پس از گذشت دهها سال از کلنگزنی، اجرای عملیات ساخت و تجهیز آنها همچنان معلق مانده و یا در برخی دیگر بارها و بارها شاهد تعطیلی درروند ساخت بودهایم، اما سرعت در ساخت و حمایتهای قدرتمند و طولانیمدت از این مجموعه (که مدیون حضور برخی سیاستمداران منطقه است) نیز بیانگر وجود یک شبکه حمایتی و پشتوانه بالادستی از آن دارد که باعث میشود نگذارد گردانندگان این مجموعه حتی کوچکترین دغدغهای را به دلیل کمبود بودجه و اعتبارات عمرانی و توسعهای به دل راه دهند و حتی گاهی نیز با توسل به این اهرمهای قوی، اعمالنفوذ و تأثیرگذاری در تصمیمگیریهای بالادستی، روال میزبانی برگزاری برخی مسابقات ارزشی را نیز بدان جا هدایت کنند.
هر چند با توجه به اینکه مقرر شده تا در برنامه ششم توسعه، 27 دهم درصد از ارزشافزوده حاصل از درآمدهای مالیاتی به بخش تربیتبدنی و آموزشوپرورش تخصیص یابد که در صورت تحقق، این مبلغ از کل اعتبارات بخش تربیتبدنی بیشتر شده و متعاقباً باعث خواهد شد تا حدودی از نیازهای ورزشکاران به امکاناتی همانند سالن ورزشی برای برگزاری مسابقات و تمرین مرتفع شود، بااینحال وجود نگاهی تبعیضگونه و سوگیری شده به شیوه تخصیص امکانات و اعتبارت ورزشی در حال حاضر این سؤال را مطرح میکند که چرا شهر همدان بهعنوان مرکز استان که دارای بار جمعیتی بهمراتب بیشتری از طیف جوانان است و متعاقباً نیز سالنها و ورزشگاههای موجود در آن (اعم از سرپوشیده و روباز) تکافوی نیاز و مطالبات این قشر از جامعه را نمیدهند این مجموعه وزین و پربازده دقیقاً در جایی ساختهشده که کمترین مخاطب را دارد؟
البته شاید برای این موضوع استدلالاتی نیز وجود داشته باشد که برای گردانندگان و بانیان آن موجه جلوه کند اما درنهایت وقتی سالهاست که شاهد هستیم مجموع افراد حاضر در این ورزشگاه (اعم از تماشاچی و تیمهای ورزشی) و حتی رقابتهای انجامشده در آن هیچگاه نمیتواند در توازن و برابری قابل قبولی با هزینههای انجامشده، توجیهات اقتصادی، ارزشی و ورزشی آغازین آن قرار گیرد، قدر مسلم این اجازه را به بسیاری از ورزشکاران و ورزش دوستان و حتی مردم عادی خواهیم داد که سؤال کنند اصولاً چه نسبت و تناسب قابل قبولی بین جمعیت کم این شهر و مجموعه ورزشی پروپیمان آن وجود دارد؟ (البته در این خصوص استناد میشود به موضوع یکی از برنامههای تلویزیونی که با اشاره به ظرفیت بالای این ورزشگاه نسبت به ساکنان شهر، وجود آن را در حاشیه شهر بهنوعی نکته مثبت، قابل تأمل و جالب دانستهاست)
البته بیان این موضوع بدان معنا نیست که مردم این شهر حق داشتن مجموعههای ورزشی را ندارند (زیرا برحسب اتفاق و بر اساس اصل عدالت توزیعی، باید کلیه مطالبات این شهر نیز بهمانند دیگر شهرها در خصوص نیازهای ورزشی آن در حوزههای زیرساختی، حمایتی و توسعه مدنظر قرار گیرد) بلکه مراد از این سخن، عدم تناسب سرمایهگذاری و نوع نگاه برنامهریزان در قبال بهرهبرداران از آن است که باید بر اساس توجیه و نیز بازخوردهای حداکثری در بازدهی و برآورده کردن مطالبات مراجعات تعریف و تعیین شود و نه صرفاً قدرت نفوذ در هدایت اعتبارات و کانالیزه کردن تصمیمات بر اساس منافع فردی و گروهی.
البته در نقد این مسئله قرار نیست تا با عینک بدبینی به موضوع نگریسته و اینگونه قلمداد کنیم که این سرمایه از کف بیرون شده و یا بهمانند استادیوم مفتح بلااستفاده ماندهاست چراکه اکنون نیز این مجموعه در حال خدماترسانی به مجموعه استان و شهر و مورداستفاده همشهریان است اما... آیا نمیشد این طرح از همان ابتدا [و البته با همان نام و مرتبط با حامی آن] در جایی که جمعیت بیشتری داشت و یا به آنها نزدیکتر بود، ساخته و یا اعتبار آن صرف بهسازی توسعه و ساخت مجموعههای موجود و یا در حال استفاده دیگری میشد که امروزه در کج دار و مریز خدماترسانی به بیشترین نفرات قرار دارند؟
گو اینکه در حال حاضر فاصله این مجموعه ورزشی تا شهر همدان باعث شده تا امکان حضور دائمی بسیاری از تیمها در آن وجود نداشته باشد و یا حضور تماشاچیان را با سختی مواجه کند، اما موضوع دیگری نیز در این میان وجود دارد و آن ابراز برخی شکایتها و دلخوریهای ورزشکاران از وجود نوعی مدیریت پنهان حاکمیتی مالی و شهری بر این مجموعه است که اجازه نمیدهد این ساختار که تماماً از پول بیتالمال و سرمایههای ملی (و نه شخصی و جناحی) ساختهشده آنگونه که بایدوشاید مورداستفاده همه ورزش دوستانی که از اطرافواکناف بدان مراجعه میکنند قرار گیرد؛ موضوعی که قطعاً نیازمند واکاوی و بررسی است که در صورت صحت قطعاً باید با آن از در مقابله و برخورد درآمد.
پایان سخن اینکه؛ امروزه دیدن وضعیت و حال بسیاری از سالنها و زمینهای ورزشی، استخرها و مجموعههای ورزشی شهر و استان همدان حکایت از عطش و نیاز شدید آنها به تخصیص بودجه و اعتبارات (البته نه برای توسعه و تجهیز) برای نگهداری، مرمت و جلوگیری از تخریب و استهلاک دارد؛ نقطهضعف و مغفولی که بیشک کمترین برآیند آن کاهش بازدهی و پایین آمدن کیفیت خدماترسانی به همشهریان ماست. حال سؤال اینجاست که گذشته از تصمیمگیریهای نسبتاً غیر کارشناسی گذشته، اما آیا واقعاً زمان آن نرسیده تا مدیریت اجرایی و بهخصوص دستاندرکاران حوزه ورزشی استان با کمی واقعبینی و عدالتمحوری به همین آبباریکههای اعتبارات واگذاری و یا کمکهای مالی توجه کرده و سعی کنند تا ازاینپس بر اساس اولویتهای واقعی دست به امضای قراردادهای ساخت و هزینهکرد از جیب بیتالمال بزنند و نه متأثر از فشار مدیریتی و سیاستبازی برخی متنفذین غیر کارشناس؟