گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:102930
از برگزاری تا اثرگذاری؛

آسیب‌شناسی برنامه‌های فرهنگی در مسیر تمدن‌سازی

آسیب‌شناسی برنامه‌های فرهنگی در مسیر تمدن‌سازی

ملت‌ها متناسب با آرمان‌هایی که برای آینده خود برمی‌گزینند، به فرهنگ و فعالیت فرهنگی معنا می‌بخشند؛ در جامعه‌ای که اهداف آن به تأمین نیازهای روزمره، ایجاد سرگرمی عمومی یا حفظ نظم اجتماعی محدود می‌شوند، ممکن است برنامه فرهنگی نیز در حد برگزاری جشن‌ها، همایش‌ها و مناسبت‌های عمومی تعریف شود، اما جامعه‌ای که خود را حامل پیام توحید، عدالت، کرامت انسانی و مسئولیتی تاریخی در ساخت تمدن اسلامی می‌داند، نمی‌تواند به چنین برداشت محدودی از فرهنگ بسنده کند.
ملت ایران، برآمده از آرمان‌های انقلاب اسلامی، تنها در پی اداره یک سرزمین یا حفظ مجموعه‌ای از آداب و مناسک نیست؛ هدف اعلام‌شده این ملت، اعتلای کلمه توحید، ساخت جامعه‌ای برخوردار از ایمان، عقلانیت، عدالت و اخلاق و ایفای نقشی تمدن‌ساز در جهان معاصر بوده و روشن است که تحقق چنین هدف سترگی، صرفاً با شور، احساس، شعار و انباشت فعالیت‌های پراکنده ممکن نمی‌شود و هرچه قله بلندتر باشد، راه رسیدن به آن نیز باید دقیق‌تر، عالمانه‌تر و سنجیده‌تر طراحی شود.
از سوی دیگر، این حرکت در فضایی آرام و خالی از رقابت انجام نمی‌شود؛ جریان‌های گوناگون فرهنگی و رسانه‌ای با بهره‌گیری از روان‌شناسی مخاطب، فناوری‌های نوین، روایت‌پردازی، سرگرمی، تصویر و شبکه‌های اجتماعی، به‌طور مستمر برای شکل‌ دادن به نگرش، هویت، ذائقه و رفتار نسل‌های جدید، تلاش می‌کنند. در چنین میدان پیچیده‌ای، نیت خیر و اخلاص هرچند ضروری و ارزشمند است، به‌تنهایی کفایت نمی‌کند. فعالیت فرهنگی زمانی می‌تواند در برابر این جریان‌ها اثرگذار باشد که بر شناخت مسئله، مخاطب‌شناسی، هدف‌گذاری روشن، طراحی پیام، انتخاب قالب مناسب و ارزیابی نتایج، استوار شود.
برنامه‌ریزی فرهنگی استاندارد پیش از هر چیز از «مسئله» آغاز می‌شود. پرسش نخست نباید این باشد که در فلان مناسبت چه برنامه‌ای برگزار کنیم، بلکه باید پرسید جامعه یا گروه مخاطب با چه مسئله‌ای روبه‌رو است و این مناسبت چگونه می‌تواند به فهم، کاهش یا حل آن مسئله کمک کند. برنامه‌ای که صرفاً برای پُر کردن تقویم سازمانی شکل می‌گیرد، حتی اگر باشکوه و پُرجمعیت باشد، الزاماً به تغییری فرهنگی منجر نمی‌شود؛ درحالی که باید هریک از برنامه‌های فرهنگی در نسبت تام با یک کل طراحی شده و چون آجری، عمارت هویت فرهنگی جامعه را بالا ببرد.
گام دوم، شناخت دقیق مخاطب است. کودک، نوجوان، جوان، والدین، زنان، مردان، ساکنان شهرها و روستاها و گروه‌های مختلف اجتماعی، نیازها، زبان، تجربه‌ زیسته و ظرفیت‌های شناختی متفاوتی دارند؛ نمی‌توان یک پیام واحد را با قالبی مشابه به همه آنان عرضه کرد و انتظار اثری یکسان داشت. به‌ویژه در فعالیت‌های مربوط به کودکان و نوجوانان بی‌توجهی به مراحل رشد شناختی و عاطفی، ممکن است پیام درست را نیز به تجربه‌ای نامتناسب یا کم‌اثر تبدیل کند.
در مرحله بعد، هدف‌های کلی باید به هدف‌های عملیاتی تبدیل شوند. تعابیری مانند ترویج فرهنگ عاشورایی، تقویت هویت دینی، ترویج فرهنگ شهروندی، تربیت نسل انقلابی و گسترش فرهنگ مقاومت، اهدافی ارزشمند اما بسیار کلی هستند. برنامه‌ریز باید بتواند توضیح دهد که مخاطب پس از پایان برنامه قرار است چه چیزی را بهتر بداند، چه احساسی در او تقویت شود، چه نگرشی تغییر کند و چه رفتار یا تصمیمی از او انتظار رود. هدف فرهنگی، هنگامی قابلیت تحقق و سنجش پیدا می‌کند که از سطح شعار، به تغییر مشخص شناختی، عاطفی و رفتاری منتقل شود.
برنامه فرهنگی همچنین باید پیام محوری روشنی داشته باشد. انباشتن سخنرانی‌ها، مفاهیم و شعارهای متعدد لزوماً به معنای غنای محتوا نیست. گاهی یک برنامه می‌کوشد هم‌زمان درباره عاشورا، مقاومت، حجاب، خانواده، دشمن‌شناسی، ایثار، شهادت، سبک زندگی و هویت دینی سخن بگوید، اما در پایان، هیچ‌یک از این پیام‌ها به‌صورت روشن در ذهن مخاطب باقی نمی‌ماند. برنامه موفق برنامه‌ای نیست که بیشترین پیام را بیان کند، بلکه برنامه‌ای است که مهم‌ترین پیام را با مناسب‌ترین زبان و مؤثرترین شیوه، منتقل کند.
انتخاب قالب نیز باید تابع هدف و ویژگی‌های مخاطب باشد. همایش، سخنرانی، سوگواره، جشن، قصه‌گویی، نمایش، کارگاه، پویش رسانه‌ای و فعالیت مشارکتی، هرکدام ظرفیت و محدودیت خاص خود را دارند؛ اینکه یک دستگاه فرهنگی همواره از همایش و تجمع استفاده کند، بیش از آنکه نشانه انتخاب آگاهانه باشد، می‌تواند ناشی از عادت سازمانی و سهولت تولید گزارش باشد. گاهی برای انتقال یک مفهوم به کودک، یک قصه کوتاه، بازی هدفمند یا گفت‌وگوی خانوادگی بسیار اثرگذارتر از سخنرانی در یک اجتماع بزرگ است.
اصل مهم دیگر، استمرار و ارزیابی است. فعالیت فرهنگی نباید با پایان مراسم خاتمه یابد؛ برنامه استاندارد باید پیش از اجرا مخاطب را آماده کند، در زمان اجرا تجربه‌ای هدفمند به‌وجود آورد و پس از آن، مسیر گفت‌وگو، یادگیری و تمرین را ادامه دهد. همچنین باید بتوان سنجید که پیام تا چه اندازه فهمیده شده، چه احساسی در مخاطب شکل گرفته، چه بازخوردی از والدین و شرکت‌کنندگان دریافت شده و در اجرای بعدی چه چیزی باید اصلاح شود. شمار حاضران، تعداد تصاویر و گستردگی پوشش خبری، شاخص برگزاری‌اند و نه لزوماً شاخص اثرگذاری.
بیان این معیارها به معنای نادیده‌ گرفتن زحمات فعالان فرهنگی نیست؛ بسیاری از افراد، گروه‌ها و نهادها با انگیزه‌ای صادقانه، امکاناتی محدود و دغدغه‌ای حقیقی برای ترویج ارزش‌های دینی و انقلابی فعالیت می‌کنند. حضور مردم و خانواده‌ها در برنامه‌های فرهنگی نیز سرمایه‌ای ارزشمند است که نباید کم‌اهمیت شمرده شود. نقد برنامه‌های فرهنگی، تخریب برگزارکنندگان یا انکار اخلاص آنان نیست، بلکه تلاشی برای صیانت از سرمایه‌های انسانی، معنوی، اجتماعی و مالی‌ای است که در این مسیر هزینه می‌شود.
با وجود این، احترام به تلاش‌ها نباید به تعطیل‌ شدن نقد و ارزیابی منجر شود؛ یکی از بیماری‌های مزمن حوزه فرهنگ در جامعه ما، غلبه رویکرد گزارش عملکرد بر منطق اثرگذاری است. در این رویکرد، گاهی برنامه از ابتدا به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که در پایان بتوان از آن آمار، تصویر، خبر و گزارش اداری تولید کرد. پرسش‌های اصلی این است که چند برنامه برگزار شد، چند نفر شرکت کردند، چند شهرستان زیر پوشش قرار گرفت و چند مسئول در مراسم حضور یافت؟ اما کمتر پرسیده می‌شود که چه مسئله‌ای حل شد؟ چه تغییری در مخاطب ایجاد و کدام پیام در ذهن و رفتار او ماندگار شد؟
مناسبت‌زدگی، همایش‌زدگی، تجمع‌محوری، انباشت پیام، ضعف مخاطب‌شناسی و فقدان ارزیابی، از جلوه‌های این بیماری‌اند. برنامه‌ها گاه نه براساس نیاز فرهنگی جامعه، بلکه بر مبنای مناسبت‌های تقویمی شکل می‌گیرند و هرسال تقریباً با همان قالب و محتوای پیشین تکرار می‌شوند؛ با اینکه زبان، رسانه، دغدغه و سبک زندگی نسل جدید به‌سرعت در حال تغییر هستند.
برگزاری همایش «سه‌ساله‌های حسینی» در شهرهای مختلف استان همدان را می‌توان از همین منظر بررسی کرد. اصل این برنامه به‌دلیل برخورداری از ظرفیت عاطفی، دینی و خانوادگی، فرصتی ارزشمند برای پیوند کودکان و خانواده‌ها با فرهنگ عاشورا است. حضور خانواده‌ها، همراهی پدران و مادران به‌ویژه والدین برخی کودکان شهید مدرسه شجره میناب، توجه به مظلومیت کودکان و یادآوری شخصیت حضرت رقیه (س)، همگی ظرفیت‌هایی قابل احترام‌اند، اما همین ظرفیت بزرگ، ضرورت طراحی عمیق‌تر را افزایش می‌دهد.
پرسش این است که هدف عملیاتی این برنامه برای کودک چیست؟ آیا قرار است صرفاً در یک مراسم سوگواری حضور یابد یا باید مفهومی متناسب با سن خود، مانند محبت به اهل‌ بیت، همدلی با مظلوم، شجاعت، وفاداری یا کرامت انسانی را دریافت کند؟ پیام اصلی برنامه چیست؟ محتوای آن براساس کدام ویژگی‌های روان‌شناختی و رشدی کودک طراحی شده است؟ خانواده پس از پایان مراسم چگونه باید گفت‌وگو را ادامه دهد؟ و از همه مهم‌تر، برگزارکنندگان چگونه دریافته‌اند که کودک چه فهم و احساسی از این تجربه با خود به خانه برده است؟
طرح این پرسش‌ها مخالفت با اصل برنامه نیست؛ بلکه دفاع از حرمت پیام عاشورا و شأن کودک است. کودک نباید به عددی در گزارش عملکرد، عنصری در قاب تصویر یا سیاهی‌لشکر یک اجتماع فرهنگی تبدیل شود. هنگامی که برنامه به نام کودک برگزار می‌شود، باید دنیای ذهنی، نیاز عاطفی، زبان و امنیت روانی او در مرکز طراحی قرار گیرد؛ البته ممکن است برخی از این ملاحظات در فرایند اجرا مورد توجه قرار گرفته باشد، اما غیبت آنها در گزارش‌های منتشرشده، خود نشانه‌ای قابل تأمل است. روایت رسانه‌ای دستگاه‌های فرهنگی معمولاً بیش از آنکه درباره مسئله، هدف، روش و اثر سخن بگوید، بر حضور گسترده، شکوه مراسم و اظهارات مسئولان تأکید می‌کند و گویی با پایان یافتن مراسم و انتشار خبر، مأموریت فرهنگی نیز پایان یافته است.
برای عبور از این وضعیت، ضروری است هر برنامه فرهنگی دارای «شناسنامه اثر» باشد. در این شناسنامه باید مسئله مورد نظر، گروه دقیق مخاطب، هدف عملیاتی، پیام محوری، قالب منتخب، شاخص‌های سنجش، شیوه دریافت بازخورد، برنامه استمرار و اصلاحات مورد نیاز مشخص شود. همچنین طراحی برنامه‌های کودک و نوجوان باید با حضور متخصصان معارف دینی، روان‌شناسان رشد، تعلیم و تربیت، ادبیات کودک، رسانه و همچنین ارزیابی فرهنگی، انجام گیرد.
مهم‌تر از همه، باید پرسش اصلی دستگاه‌های فرهنگی تغییر کند. به‌جای آنکه بپرسیم امسال چند برنامه برگزار کردیم، باید بپرسیم این برنامه‌ها چه تغییری در دانش، احساس، نگرش، انتخاب و رفتار مخاطبان ایجاد کردند و تا زمانی که تعداد برنامه، جمعیت حاضر و حجم گزارش‌ها معیار اصلی موفقیت باشد، فعالیت فرهنگی ممکن است فراوان باشد، اما تحول فرهنگی اندک باقی بماند.
ملت ایران برای رسیدن به هدفی بزرگ و ایفای نقشی تمدن‌ساز وارد میدان شده است؛ چنین حرکتی با برنامه‌های پراکنده، کم‌عمق و گزارش‌محور به مقصد نمی‌رسد. فرهنگ زمانی ساخته می‌شود که برنامه از صحنه مراسم عبور کند و به ذهن و قلب مخاطب راه یابد و در زندگی او امتداد پیدا کند. احترام واقعی به فعالان فرهنگی نیز آن است که تلاش آنان را از سطح برگزاری، به مرتبه اثرگذاری ارتقا دهیم.

ارسال نظر

سوال: کوچک‌ترین سیاره؟ Atarod

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار