سالنهای ورزشی برای همه
سپهرغرب، گروه ورزشی - عباس سریشی: شکی نیست که امروزه با افزایش جمعیت شهرها ساخت و توسعه فضاهای ورزشی نیز برای استفاده کودکان، نوجوانان و جوانان اهمیت بسیاری یافته است؛ زیرا توجه به این امر علاوه بر آنکه میتواند زمینه پر کردن اوقات فراغت و تخلیه انرژی این قشر را به نحو سالم و با هزینهای بسیار کم فراهم کند، در عین حال نیز قادر است تا موجب کاهش هزینههای بهداشتی و درمانی جامعه را در طولانیمدت باعث شود.
با این حال اما از منظر بسیاری از صاحبنظران عدم توجه و تخصیص مناسب به تأمین و توزیع فضاهای ورزشی مناسب در همه نقاط شهر بر اساس یک عدالت پایه، باعث شده تا برای کشوری همچون ایران که با افزایش تعداد جوانان و کودکان در شهرهایی پرجمعیت مواجه است، چیزی جزء برخی کژرفتاری و ناامیدیها در امر ورزش به ارمغان نیاید.
گو اینکه اجرای برخی طرحها در مناطق کمبرخوردار نیز که باید بر اساس نمونه و مقیاس و اندازه فعالیتهای ورزشی مخاطبین تعیین شود، بهگونهای نیست تا بتواند آنگونه که شایسته و بایسته است، سازگاری ایجاد کرده و بیشترین بازدهی را برای جامعه در پی داشته باشد.
البته برای درک این معنا ابتدا لازم است تا بدانیم در حال حاضر سرانه واقعی فضای ورزشی (اعم از سرپوشیده و باز) برای جامعه ما در مقایسه با دیگر کشورهای جهان بسیار ناچیز است که درنهایت مشتمل بر 20 هزار فضای در اختیار وزارت ورزش و جوانان و حدود 30 هزار مکان ورزشی دیگر بوده که توسط سایر نهادها اداره میشود؛ با این حساب کاملاً مشخص است که ایران ازنظر سرانه فضاهای ورزشی با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد.
البته در ایجاد یا متناسب کردن همین فضاهای ورزشی هم همیشه با رویکردها و اظهار نظرهای مختلفی مواجه بوده و هستیم؛ بهنوعی که بسیاری از نهادها و سازمانها نیز در حال رقابتی شدید برای تصاحب آنها و متعاقباً استحصال سود از محل اجاره دادن فضاهای ورزشی به افراد جامعه هستند و باعث شده بسیاری به این باور برسند که میتوان به عطش جوانان برای ورزش بهعنوان یک کاسبی پردرآمد نگاه کرد و البته این روال را نیز برای در امان ماندن از تیررس نگاه منتقدان در زیر پوششی از شعارهای سلامتی و تندرستیمحور پنهان کرد.
این روند در حالی اتفاق میافتد که بیشترین متقاضیان ورزش و بازی را نیز در کشور ما کودکان، نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند و با توجه به جنسیت، سن و محدودیتهای هر طیف، انتخاب نوع ورزش و فضادهی مناسب به آنها از اساسیترین مواردی است که طراحان شهری باید آن را مدنظر قرار دهند، ضمن اینکه در این خصوص نیز صاحبنظران و کارشناسان بر این عقیدهاند که تنها با اصلاح برنامهریزی جهت بهرهبرداری از اماکن ورزش و توزیع عادلانه امکانات در سراسر کشور است که میتوان امید داشت تعداد بیشتری بتوانند از این امکانات بهرهمند شوند.
سهمی کمتر از کم...
اگرچه بر اساس مفاد برنامه پنجم توسعه باید بهازای هر نفر یک متر و 20 سانتیمتر فضای ورزشی ساخته شود، اما بررسیها نشان میدهد که هماکنون و در سرجمع موجودی استان (اعم از بخش دولتی و خصوصی) این میزان فقط 65 سانتیمتر مربع است که البته با فرارسیدن فصل بارندگی و سرما و لزوم استفاده از فضاهای سرپوشیده، این مقدار به میزان چشمگیری کاهش مییابد.
بررسیها نشان میدهد که عمده فضاهای ورزشی موجود در کشور و استان ما عموماً از نوع روباز (حیاط مدرسه، پارک و بوستان) است که به مجرد فرارسیدن پاییز و زمستان، عملاً از کاربری خارج و علاقهمندان مجبورند تا پایان فصل و با قبول پرداخت هزینههای بعضاً سنگین، به معدود اماکن سرپوشیده تحت مالکیت نهادها و سازمانهای موجود در شهر مراجعه کرده و یا در حالت دیگر به همان یکی دو ساعت فرصت رایگان ورزش در سالنهای مدارس اکتفا کنند.
طبیعی است که با چنین روندی نهتنها شاهد افت سطح کیفی سلامت و ورزش در جامعه خواهیم بود، در عین حال این سؤال نیز به ذهن بسیاری متبادر خواهد شد که تا چه زمان باید شاهد سوءاستفاده صاحبان و مالکان اماکن ورزشی مسقف از جیب جوانان و نوجوانان علاقهمند به ورزش باشیم و اینکه آیا شعار ورزش برای سلامتی تنها یک پوشش برای مقاصد دیگر نیست؟ گو اینکه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران نگاه متولیان اماکن ورزشی به ورزش بیشتر نگاه سرمایهداری است و البته فرقی هم نمیکند این موضوع در مناطق پربرخوردار باشد یا کمبرخوردار، زیرا بهانه همیشه این است که عمده ایشان برای تأمین هزینههای ساخت و نگهداری دچار مشکل بوده و راهی جزء افزایش قیمت استفاده ندارند.
البته هرچند ممکن است در این بین افراد طبقه مرفه و پربرخوردار درخصوص پرداخت شهریه و یا هزینه استفاده از این امکانات مشکل چندانی نداشته باشند و یا در حالت دیگر به دلیل آن که از توان مالی بیشتری برخوردارند، حتی این امکان را نیز داشته باشند که از معدود ورزشگاههای پایین شهر نیز کمال استفاده را ببرند (که در شهر همدان نیز غالباً اینگونه است)، معالوصف قطعاً این سؤال مطرح میشود که پس تکلیف دیگر نوجوانان و جوانان شهر چه خواهد شد؟ آیا ایشان حقی از این امکانات ندارند و باید شاهد بود که حتی ورزش هم میرود تا به یکی از مظاهر تبعیض طبقاتی و شکاف بین فقیر و غنی مبدل شود؟
آنان که سهمی از سالنهای ورزش ندارند
بهرغم آن که جمع کثیری از مردم همدان در مناطق میانی و حاشیهای (و بهاصطلاح کمبرخوردار شهر) زندگی میکنند، با این حال امکانات ورزش زمستانی و اصطلاحاً مسقف این مناطق بسیار ضعیف بوده و لاجرم دست بسیاری از جوانان و نوجوانان در این مناطق از ورزش کوتاه میشود و حال آن که بارها و بارها شاهد بودهایم که از سوی مدیران و مجریان بر توزیع عادلانه امکانات تأکید شده است.
به زبان سادهتر مردم مناطق حاشیهای و میانی شهر همدان ازنظر اقتصادی یا دچار فقر هستند و یا با کمبود درآمد دست به گریباناند و از سوی دیگر مدیریتهای شهری اشتباه باعث شده تا توسعه فضاهای ورزشی در این مناطق نادیده گرفته شود که لاجرم این امر نیز صدمات جبرانناپذیری را به قشر نوجوان و جوان وارد میکند.
از طرفی جانمایی فضاهای ورزشی شهر همدان بهوضوح نشان میدهد که بسیاری از امکانات خوب (مانند استخرهای آبیاران، شهدای شهرداری، شهدای غواص و لاله و یا سالنهای مسقف مجهز) همه در مناطق پربرخوردار همدان واقع شدهاند و حال اینکه در مناطقی مانند خضر، کشتارگاه، مجیدیه، پشت سیلو، راه قدیم شورین، آزادشهر، حصار امام، حصار علیآباد، منوچهری، مزدقینه، شاهپسند، دیزج و... حتی یک سالن ورزشی خوب نیز وجود ندارد.
از منظر منتقدان در حالی که امروزه همه بر این موضوع اعتقاد راسخ دارند که ورزش در جلوگیری از ناهنجاریها آنهم در مناطق ضعیف که تنها دلخوشی جوانانش ورزش است، بسیار مهم و مؤثر بوده، با این حال تاکنون حرکت مثبتی که نشاندهنده توجه و رفع تبعیض در تأمین امکانات ورزشی باشد، در این مناطق مشاهده نشده؛ گو اینکه اگر کاری هم انجام شده، کاملاً مقطعی بوده است.
به گفته مدیرکل ورزش و جوانان استان همدان در حال حاضر سالنهای ورزشی بسیاری را در مناطق حاشیهنشین داریم که سالن علیآباد، سالن مزدقینه، سالن شهرک مدنی و... در مناطق حاشیه شهر، ازجمله آنهاست؛ ولی نباید فراموش کرد که فضاهای ورزشی موجود در این مناطق مخصوصاً سالنهای ورزشی با هزینه بالایی ارائه میشوند که عملاً قابل استفاده برای ورزشکاران این مناطق که ازلحاظ مالی جزء قشر ضعیف محسوب میشوند، نیست؛ البته این موضوع با فلسفه و ادعای نگاه حمایتی به ورزش و موضوع استعدادیابی و قهرمانی با محوریت مناطق کمبرخوردار خوانایی ندارد.
موضوع اینجاست که با افزایش نرخ تورم، مقوله ورزش هم در سبد خانواده دیگر حرفی برای گفتن ندارد؛ کما اینکه در زمینهٔ توزیع امکانات ورزشی هم شاهد هیچگونه عدالت خاصی نیستیم. چه اینکه در یک نمونه کوچک آن و علیرغم هزینههای چند میلیاردی برای تیم فوتبال شهرداری همدان (که البته نتیجه قابل قبولی را هم به دنبال نداشته)، مسئولان حتی از نصب و راهاندازی چند زمین گل کوچک و میز تنیس سیمانی هم در مناطق پایین شهر طفره میروند. حالا ساخت سالن ورزش که جای خود را دارد. البته این را هم فراموش نمیکنیم که برخی از مدیران و مسئولان در برخی موضعگیریهای معنادار خود گاهی عنوان میکنند که چون امکانات بالای شهر هم برای ساکنین آن کافی نیست، پس جای گله و شکایت باقی نمیماند.
و اما حرف آخر...
طبق آمارها و بررسیهای بهعملآمده و نیز مبتنی بر اعلام قوه قضائیه کشور، هر زمانی که رویداد ورزش همگانی و قهرمانی در منطقه و شهری رونق داشته باشد، وقوع جرم و جنایت و ناهنجاری کمتری در آن ایام و یا منطقه به نیروی انتظامی گزارش میشود؛ زیرا شور و شعفی که ورزش ایجاد میکند، ذهن جوانان را تا مدتها درگیر کرده و ایشان را از پرداختن به مسائل منفی بازمیدارد. درواقع جوانان ساعتها قبل و بعد از هر مسابقه و یا فعالیت ورزشی درباره آن صحبت کرده و از ورود به فضاهای خشونت تخلف و ناهنجاری دور میشوند.
بنابراین طبیعی است که اگر بخواهیم در بحثهای کلان ورزش و بحث پیشگیری از وقوع جرائم و ناهنجاریها (بهخصوص در مناطق حاشیهای) ورود پیدا کنیم، باید بسیار قدرتمندتر و مسئولانهتر اقدام به تهیه زیرساختها و توسعه عدالت در استفاده از آنها کنیم که البته فرقی هم نمیکند این بحث در مورد بالانشینهای شهر باشد و یا پاییننشینها و مخاطبین ما دخترها باشند و یا پسرها.
درواقع آنچه مسلم است، تنها راهکار برونرفت از این تنگنا همت همه مسئولان استان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و استاندار گرفته تا شورای شهر و شهردار همدان، دستگاه ورزش، آموزشوپرورش و... است که میطلبد تا در یک مدیریت جهادی برای رفع فقر ورزشی در شهر و بهویژه این مناطق کمر همت را بسته و وارد گود عمل شوند تا نهتنها بتوانیم شعار پیشگیری قبل از درمان را محقق کنیم، بلکه قدمهای بلندتری را نیز برای اعتلای فرهنگ ورزش استان برداریم.