مذهب در دام الگوریتمها؛ از نیت الهی تا شکار لایک
سپهرغرب، گروه - شهره کرمی :
در چنین فضایی، مرز میان هویت واقعی و هویت نمایشی باریکتر از همیشه شده است؛ کاربران آگاهانه یا ناخودآگاه، در معرض سازوکارهایی قرار دارند که بر پایه جلب توجه، دریافت بازخورد فوری و تقویت رفتارهای مبتنی بر تأیید اجتماعی عمل میکنند. این فرآیند میتواند بر تصمیمگیریها، سبک زندگی، روابط فردی و حتی باورهای عمیق افراد اثر بگذارد. پرسش مهم این است که وقتی سازوکارهای پلتفرمی بر مبنای جذابیت، واکنشپذیری و الگوریتمهای تقویتکننده طراحی شدهاند، چه بر سر ارزشهای درونی، نیتها و انگیزههای انسانی میآید؟
از سوی دیگر، ورود مفاهیمی همچون معنویت و دین به فضای شبکههای اجتماعی نیز چالشهای تازهای را ایجاد کرده است؛ آیا این فضا میتواند بستری سالم برای ترویج ارزشهای اخلاقی باشد و یا خود به عاملی برای تغییر جهتگیریهای درونی تبدیل میشود؟ * نسبت میان نیت فردی، نمایش عمومی و سازوکارهای الگوریتمی چیست؟
برای بررسی دقیقتر این ابعاد روانشناختی و اجتماعی، با سیدمیثم موسویان، روانشناس و نویسنده، گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
این روانشناس ابراز کرد: هر پدیده اجتماعی در چند سطح تغییر ایجاد میکند و شبکههای اجتماعی ابتداییترین اثر خود را در سطح نوروسایکولوژی و زیستمغزی و بعد روان انسان برجای میگذارند.
سیدمیثم موسویان با اشاره به اینکه تحقیقات گسترده امروزی نشان میدهند یکی از مهمترین ویژگیهای شبکههای اجتماعی پیوند عمیق آنها با لذتهای مبتنی بر دوپامین است (درست همان عاملی که اعتیاد را رقم میزند)، خاطرنشان کرد: پاداش بلافاصله و اثرگذاری مغزی لذتبخش، تغییراتی در سلیقه افراد ایجاد میکند و آنها را به سمت رفتارهای اعتیادی سوق میدهد.
* فروپاشی اراده و چیرگی کودک درون
این روانشناس سطح بعدی را روانشناختی دانست و افزود: وقتی مغز معتاد میشود و فرد به لذتهای فوری و بزرگ دوپامینی عادت میکند، قدرت ارادهاش بهشدت کاهش مییابد؛ در روانشناسی از این پدیده با عنوان غلبه کودک درون یاد میکنیم، یعنی بخش بالغ شخصیت ضعیف میشود و فرد توانایی پیگیری اهداف بلندمدت را از دست میدهد.
موسویان تصریح کرد: در چنین وضعیتی، مفاهیم دینداری نیز دستخوش دگرگونی میشود؛ دین بهعنوان برنامهای جامع برای زندگی، مستلزم مدیریت لذتها و چشمداشت سودهای بلندمدت است، اما فرد لذتجو، هیجانطلب و شهرتطلب دیگر هدفهای بلندمدت را دنبال نخواهد کرد و بهطور عملی، ناخودآگاه و غیر مستقیم از دینداری فاصله میگیرد.
موسویان با اشاره به اقدامات بینالمللی، یادآور شد: همین تغییرات مغزی و خطر اعتیاد سبب شده است که در بسیاری از کشورها استفاده از شبکههای اجتماعی برای افراد زیر 16 یا 18 سال ممنوع شود.
* پارادوکس ترویج دین در بستر رسانههای اعتیادآور
وی در ادامه به چالشی که کنشگران دینی با آن روبهرو هستند پرداخت و گفت: برخی مخاطبان شبکههای اجتماعی قصد دارند مفاهیم دینی را تبلیغ کنند، اما با یک پارادوکس جدی مواجه میشوند؛ این مخاطبان خود را در معرض ابزاری مخرب قرار میدهند که هم ازنظر روانی و هم ازنظر عصبی، ممکن است به آنها آسیب بزند.
به باور موسویان، این افراد میخواهند برای کسانی دینداری را تجویز کنند که اساساً در خلاف این مسیر شنا میکنند؛ این نخستین تناقضی است که مبلغان دینی در پلتفرمها گرفتار آن خواهند شد.
* برنامه پنهان پلتفرمها؛ تغییر فرهنگ کاربران
این روانشناس با تأکید بر فعال بودن پلتفرمها بهعنوان بازیگران اصلی، تصریح کرد: هیچ پلتفرم اجتماعی بدون هدف نیست؛ پلتفرمهای اجتماعی فقط ابزار ارتباطی نیستند، آنها «پدیدههای فعال» فرهنگیاند. آنها با بهرهگیری از الگوریتمها و هوش مصنوعی، شناخت کاملی از روان کاربر، نقاط ضعف و تیپ شخصیتی (برونگرا یا درونگرا) بهدست میآورند و بهشکل نامحسوس، دیدگاه او را در جهتی که خود میخواهند، تغییر میدهند.
وی افزود: کاربری که صرفاً برای هدفی مثل ترویج دین وارد میشود، ناآگاهانه خود را در اختیار سیستم بسیار هوشمند قرار میدهد که آرامآرام نگاهش به مسائل را عوض میکند.
* کاربران منفعلِ هضمشده و کنشگران غرقشده
موسویان در جمعبندی کسانی را که وارد پلتفرمها میشوند به دو دسته تقسیم کرد و گفت: کاربران منفعل که صرفاً در معرض محتوا هستند و بدون آگاهی، فرهنگ و رفتارشان تحت تأثیر برنامههای پلتفرمها شکل میگیرد، کاملاً هضم خواهند شد.
وی افزود: دسته دوم کاربران فعالی هستند که گمان میکنند میتوانند با هدفی مشخص مثلاً ترویج دین یا فروش محصول، خود را از این دریای خطرناک دور نگه دارند، اما ناگهان متوجه میشوند موج آنها را برده و غرق کرده است.
* مرز باریک میان تبلیغ ارزشهای دینی و نمایش دینداری
این روانشناس در ادامه سخنان خود به موضوع مرز میان تبلیغ دین و نمایش دینداری در فضای مجازی اشاره کرد و گفت: تبلیغ ارزشهای دینی و نمایش دینداری مرز بسیار باریکی دارد؛ مرزی که در متون و روایات اسلامی نیز به آن اشاره شده است.
وی توضیح داد: در روایات اسلامی برای توضیح مفهوم «ریا» از تعبیری بسیار ظریف استفاده شده و گفته میشود مانند حرکت مورچهای روی سنگی سیاه در دل شب است؛ یعنی پدیدهای بسیار پنهان و دشوار برای تشخیص. به همین دلیل ریا یکی از مباحث بسیار حساس اخلاقی است و تشخیص آن همیشه ساده نیست.
موسویان تأکید کرد: نمیتوان بهسادگی کسی را که در شبکههای اجتماعی حضور دارد و درباره ارزشهای اسلامی سخن میگوید یا آنها را نمایش میدهد، متهم به ریا کرد؛ چنین قضاوتی صحیح نیست. بااینحال، هر فردی که در این فضا فعالیت میکند، باید بداند که انسان همواره در معرض لغزش قرار دارد.
* دام تأییدطلبی در پلتفرمهای اجتماعی
این روانشناس با اشاره به ویژگیهای پلتفرمهای اجتماعی، گفت: یکی از خصوصیات مهم این پلتفرمها آن است که به کاربر مخاطبانی میدهند که او ناخودآگاه منتظر تأیید گرفتن از آنها میشود؛ همین انتظار برای دریافت تأیید میتواند انسان را در دام تأییدطلبی گرفتار کند، دامی که بهتدریج زمینه تقویت صفت ناپسند ریا را فراهم و گرفتاری فرد را بیشتر میکند.
* تغییر مرجع ارزشیابی از خدا به دیگران
وی افزود: در مباحث روانشناسی، بهویژه در دیدگاههای انسانگرایانه مانند نظریات کارل راجرز، مسئله «ارزیابی دیگران» مطرح میشود.
موسویان گفت: زمانی که انسان بهجای آنکه معیار ارزشیابی رفتار خود را خداوند قرار دهد، نگاه و قضاوت دیگران را ملاک قرار میدهد، درواقع دچار نوعی انحراف در نظام ارزشگذاری خود شده است.
وی ادامه داد: بنابراین مرز میان تبلیغ ارزشهای دینی و نمایش دینداری دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ یعنی در «مرجع ارزشیابی». اگر مرجع ارزشیابی انسان همچنان خداوند باشد، حتی اگر کاری در معرض دید دیگران قرار گیرد، هدف او همچنان الهی باقی میماند. اما اگر این مرجع تغییر کند و انسان در انتظار تأیید دیگران باشد، مسئله تغییر میکند.
این روانشناس در ادامه گفت: زمانی که فرد منتظر لایک و کامنت و تحسین دیگران میشود، ممکن است حتی بدون آنکه خود متوجه باشد، از آن مرز عبور کرده باشد؛ در چنین وضعیتی، انسان بهتدریج وارد منطقهای میشود که در ادبیات دینی از آن به عنوان «منطقه ممنوعه» یاد میشود؛ جایی که نیت الهی جای خود را به جلب توجه دیگران میدهد.
موسویان در ادامه سخنان خود تأکید کرد: نباید تصور کرد هر کسی که فعالیت تبلیغی گسترده و موفقی در فضای مجازی دارد، حتماً گرفتار نیاز به دیده شدن یا تغییر مرجع ارزشیابی شده است؛ چنین نتیجهگیری قطعی و کلی درست نیست.
وی افزود: بااینحال، این حوزه «جای خطرناک» و «بزنگاه حساس» است؛ نقطهای که میتواند برای هر فرد، حتی افراد صالح و دغدغهمند، لغزنده باشد.
این روانشناس با هشدار درباره شکسته شدن مرز میان زندگی خصوصی و فعالیت مجازی، گفت: یکی از خطرات مهم این پلتفرمها زمانی رخ میدهد که فرد مرز میان کار حرفهای و زندگی شخصی، خود را از دست میدهد.
موسویان توضیح داد: پلتفرمهای اجتماعی عملاً از کاربران میخواهند بخشی از زندگی خصوصی خود را «بفروشند»؛ یعنی آن را به نمایش بگذارند تا بیشتر دیده شوند و لایک بیشتری بگیرند.
وی اضافه کرد: وقتی این مرز برداشته شود، فرد ممکن است حتی عبادتهای شخصی یا لحظههای خصوصی معنوی خود را نیز به محتوا تبدیل کند.
* ضرورت تفکیک حریم خصوصی از دینداری اجتماعی
موسویان در ادامه خاطرنشان کرد: بخشی از زندگی هر انسان، تعامل اجتماعی است و دین نیز آیینهای جمعی و مناسک اجتماعی دارد، اما در کنار اینها بخش مهمی از دینداری، «خلوت با خدا» بوده؛ خلوتی که مخصوص حضرت حق است.
این روانشناس در ادامه سخنان خود گفت: زمانی که انسان در پلتفرمها دچار آسیب میشود و مرجع ارزشیابی او از خدا به «دیگران» تغییر میکند، مذهب نیز ممکن است به یک وسیله تبدیل شود؛ وسیلهای برای جلب نظر مخاطبان، بالا بردن لایکها، افزایش کامنتها و کسب محبوبیت.
وی افزود: برخی افراد پس از لغزش در این مسیر برای افزایش محبوبیت، از هر ابزاری استفاده میکنند.
موسویان توضیح داد: همانطور که ممکن است کسی برای دیده شدن از هنر یا موسیقی استفاده کند، برخی نیز مذهب را به همان شکل ابزاری میدانند و با تکیه بر مخاطبان مذهبی، لایک و توجه جمع میکنند.
موسویان تأکید کرد: این وضعیت بدترین حالتی است که ممکن است برای یک فرد مذهبیِ فعال در شبکههای اجتماعی رخ دهد؛ فردی که در ظاهر فعالیت مذهبی میکند اما درواقع «آسیبدیده»، «معتاد به پلتفرم» و «بیمار» شده است. چنین فردی نهتنها از فعالیت دینیاش نتیجهای نخواهد گرفت، بلکه ممکن است «نتیجه عکس» تجربه کند.
موسویان افزود: اگر باور داشته باشیم که نیتها در کارها اثرگذار هستند، روشن است که این تغییر نیت، تأثیرات معنوی منفی و حتی مخرب خواهد داشت.
این روانشناس توضیح داد: ممکن است یک فرد با نیت خالص و بهصورت کاملاً فعال وارد فضای مجازی شود و از شبکههای اجتماعی برای تبلیغ دین استفاده کند، اما پس از مدتی همین فضا میتواند او را دچار آسیب کند؛ بهگونهای که کمکم، نیت اولیه تضعیف شده و مذهب به ابزاری برای پاسخ دادن به اعتیاد پنهان او به پلتفرم تبدیل میشود.
موسویان در پایان سخنانش گفت: این اتفاق شبیه آفتزدگی است و درنتیجه آن مذهب برای فرد وسیلهای میشود تا نیازهای بیمارگونه به دیده شدن و خوراک دادن به نگاههای اجتماعی را تأمین کند.
* تله پنهان شبکههای اجتماعی
آنچه از مجموع این گفتوگو برمیآید، این است که شبکههای اجتماعی صرفاً ابزارهای ارتباطی ساده نیستند، بلکه سازوکارهایی دارند که میتوانند بهتدریج بر شیوه فکر کردن، تصمیمگیری و حتی نیتهای درونی کاربران اثر بگذارند. در چنین فضایی، مرز میان استفاده هدفمند از پلتفرمها و گرفتار شدن در چرخه توجهطلبی و تأیید اجتماعی، بسیار باریک است.
بررسی دیدگاههای مطرحشده در این گفتوگو نشان میدهد که یکی از مهمترین چالشها در زیست دیجیتال امروز، تغییر تدریجی مرجع ارزشیابی افراد است؛ جایی که بهجای معیارهای درونی و باورهای شخصی، واکنش مخاطبان و شاخصهایی مانند لایک، کامنت و میزان دیده شدن، به معیار سنجش تبدیل میشود.
در این میان، فعالیتهای فرهنگی و دینی نیز از این قاعده مستثنا نیستند و درصورت نبود خودآگاهی و مرزبندی، ممکن است تحت تأثیر همین سازوکارها قرار بگیرند. از همین رو، شناخت دقیق کارکردهای شبکههای اجتماعی و توجه به انگیزهها و نیتهای فردی، به یکی از ضرورتهای مهم برای کاربران، بهویژه فعالان فرهنگی و مذهبی در فضای مجازی تبدیل شده است.