فراهم شدن بستر شکوفایی استعداد ادبی همه زبانها در استان چندفرهنگی همدان
فتحالله اوجی با اشاره به سابقه 40 ساله خود در عرصه شعر و ادبیات، در گفتوگویی به معرفی خود و آثارش پرداخت.
وی با بیان اینکه زاده یکی از روستاهای کبودراهنگ شهر همدان است، ابراز کرد: بنده به هر دو زبان فارسی و ترکی، شعر میسرایم؛ در زمینههای مختلف و در قالبهای متفاوت شعری.
اوجی همچنین از انتشار کتاب «لبخند خورشید» در سال گذشته خبر داد که شامل 40 غزل فارسی از او است و اظهار کرد: در کتاب «لبخند خورشید» که به زبان فارسی چاپ شد، امکان جایگذاری اشعار ترکی وجود نداشت؛ این موضوع بهخاطر مخاطبانی بود که تنها به زبان فارسی مسلط هستند و باعث میشد بخش ترکی کتاب برای آنها غیر قابل فهم باشد.
این نویسنده توانایی شعر سرودن را یک «ویژگی ذاتی» دانست و ابراز کرد: در مورد من با تشویق دوستان، معلمان و حضور در انجمنهای ادبی، این ویژگی ذاتی کشف شد و پرورش یافت.
این شاعر پیشکسوت به جوانان علاقهمند به شعر توصیه کرد: مطالعه آثار گذشتگان و معاصران، تمرین مستمر و حضور در انجمنهای ادبی، از اصلیترین راههای رشد در این مسیر است.
وی در مورد ضرورت حضور در انجمنهای ادبی ابراز کرد: نقد و بررسی آثار توسط اهل فن و ارائه شعر در جمعهای ادبی برای شاعران نوپا، بسیار مفید است.
* خلاصه مسیر اوجی در یک جمله
اوجی عنوان کرد: علاقه و پشتکار پیوسته، همراه با مطالعه عمیق آثار پیشینیان و بهرهگیری از تجربه استادان، راه من برای رسیدن به شعرسرایی بود.
وی با بیان اینکه تحصیلات من در رشته فلسفه بود و اگرچه مسیر مستقیم شعر نبود اما بیارتباط هم نبود، اظهار کرد: مطالعه فلسفه به عمقبخشی به ادبیات کمک و ادبیات نیز با فنون بیانی خود، بیان فلسفه را ممکن میکند؛ این دو رشته میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
* لزوم توجه متوازن به تنوع زبانی در همدان
این شاعر گفت: فراهم شدن بستری گسترده و عادلانه برای شکوفایی استعدادهای ادبی در همه زبانها و قومیتها، بهویژه در استانهای چندفرهنگی مانند همدان تا شاعران و ادیبان بتوانند آثار خود را بهراحتی منتشر کنند و در رسانهها و جامعه تأثیرگذار باشند، ضرورت دارد و رؤیای من برای آینده شعر است.
وی اذعان کرد: به نظر میرسد درحال حاضر نگاه عادلانهای به همه زبانها و قومیتها وجود ندارد؛ در رسانههایی مانند صداوسیما و مطبوعات، تمرکز اصلی بر زبان فارسی است و زبانهای دیگر مانند ترکی کمتر دیده میشوند؛ این درحالی است که استانهایی مانند همدان از تنوع قومی و زبانی برخوردارند و نیاز به توجه متوازن دارند.
اوجی با بیان اینکه متأسفانه در سالهای اخیر شاهد کاهش چشمگیر برنامههای مستقل به زبانهای غیر فارسی مانند ترکی در صداوسیما بودهایم، افزود: درحالی که پیشتر فضای محدودی برای این زبانها وجود داشت. اکنون عملاً برنامهای برای پرداختن به ادبیات، شعر و تاریخ زبان ترکی ارائه نمیشود؛ این درحالی است که جامعهای بزرگ از گویشوران و ادیبان ترکزبان در استانهایی مانند همدان حضور دارند که استعدادها و آثارشان ناشناخته میماند.
وی ابراز کرد: در استانهای چندفرهنگی، توجه یکجانبه به زبان فارسی و غفلت از زبانهای دیگر مانند ترکی، نهتنها بیعدالتی فرهنگی است، بلکه باعث محرومیت جامعه از گنجینههای ادبی این زبانها میشود؛ بسیاری از شاعران و نویسندگان ترکزبان آثار ارزشمندی خلق میکنند که تنها در حلقههای محدود دوستان و انجمنهای محلی قابل دسترس است و عموم مردم از آنها بیخبر هستند.
* تجربه موفق انجمنهای ادبی محلی
این شاعر ادامه داد: برای نمونه، انجمن ادبی روستای قاباقتپه از سال 1370 تاکنون فعال است و شاعران فارسیزبان و ترکزبان از روستاهای اطراف در آن گِرد هم میآیند تا آثار خود را بخوانند و مورد نقد و بررسی قرار دهند؛ این انجمنها نشان میدهند که ظرفیت زیادی برای رشد ادبیات به همه زبانها وجود دارد، اما نیازمند حمایت و بازتاب گستردهتر در رسانههای ملی است.
* درخواست فتحالله اوجی، شاعر پیشکسوت
وی گفت: امیدواریم مسئولان رسانهای و فرهنگی با درک تنوع زبانی و فرهنگی کشور، فضاهایی عادلانه و مستقل برای معرفی و گسترش ادبیات همه زبانها فراهم کنند تا استعدادها شکوفا شوند و آثار شاعران و نویسندگان به گوش عموم مردم برسد.
این شاعر و معلم بازنشسته اذعان کرد: بنده وقتی به مرکز استان منتقل شدم، انجمن ادبی «نسیم الوند» را تشکیل دادم که از سال 1392 زیر نظر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند؛ انجمنهای ادبی از ایندست، نمونههای ارزشمندی هستند که فضایی چندزبانه (شامل لری، ترکی، کردی و فارسی) برای نقد و رشد شاعران جوان فراهم میکنند.
اوجی گفت: این انجمنها میتوانند نقش مهمی در ارتقای جوانان داشته باشند، اما تعداد و گستردگی آنها در سطح استان، کافی نیست؛ برای اثرگذاری بیشتر، نیاز به این است که چنین فضاهایی در مناطق مختلف استان توسعه یابند و حمایت نهادهای فرهنگی از آنها افزایش پیدا کند. همچنین ارتباط این انجمنها با رسانهها (مثل صداوسیما)، باعث تقویت و معرفی آثار شاعران به جامعه میشود.
وی افزود: درکل انجمنهای موجود ظرفیت زیادی دارند، اما برای پوشش دادن به همه استعدادهای جوانان، باید گسترش یابند و حمایت بیشتری دریافت کنند؛ بنده عضو خانه شعر و ادب استان همدان هم هستم که پُلی است بین انجمنهای ادبی محلی و نهادهای فرهنگی مانند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی. این خانه چندین انجمن ادبی فعال در شهر و شهرستانهای استان را زیر پرچم مشترک جمع کرده است که هر هفته جلسات منظم شعرخوانی، نقد و بررسی آثار و شبهای شعر برگزار میکنند.
عضو خانه شعر و ادب استان همدان ادامه داد: فضایهایی مانند «مجتمع شهیدآوینی» و «مجتمع بوعلی سینا»، بهعنوان مراکز فرهنگی اصلی، در تمام روزهای هفته چندین جلسه ادبی را بهصورت رایگان و بدون هیچ هزینهای، برگزار میکنند؛ علاقهمندان ازجمله جوانان، اهل فن و شاعران نوپا، میتوانند بدون محدودیت سنی یا جنسیت، در این جلسات مشارکت کنند.
وی عنوان کرد: در این فضاها آثار شعری به زبانهای فارسی، ترکی و کردی مطرح میشود و با حضور اساتید، نقدگران و دوستان علاقهمند، مورد بررسی و تشویق قرار میگیرد؛ این فضای باز و دوستداشتنی، نشاندهنده ظرفیت خوب برای رشد ادبیات محلی و ملی است. بااینحال، نیاز به حمایت بیشتر از سوی نهادهای فرهنگی و بازگشت فعالیتهای منظم پس از تعطیلات موقت، احساس میشود؛ امید است که این مراکز بهعنوان قلب فرهنگی استان، بتوانند در آینده گسترش یابند و به جوانان و استعدادهای ادبی، فرصتی عادلانه برای رشد و نمایش آثارشان بدهند.
اوجی در انتهای مصاحبه گفت: معمولاً شعرا برای «مادر» بسیار شعر گفتهاند و واقعاً جا دارد بازهم برای این فرشته آسمانی شعر گفته شود، اما پدرها در این زمینه مظلوم واقع شدهاند؛ به همین دلیل بنده در اجابت درخواست شما برای خواندن شعری از کتاب لبخند خورشید، شعری با موضوع پدرمیخوانم:
«پدر»
«در شب تیره ما نور سحر بود، پدر
مهر تابان و درخشنده گهر بود، پدر
مثل کوهی که زمین تکیهگهش میسازد،
مأمن ما به شب خوف و خطر بود، پدر
با نگاهش دل و جانم سحرآذین میشد،
هم چراغ دل و هم نور بصر بود، پدر
روز و شب را به صفا، آینهباران میکرد
خانه را روشنیِ شمس و قمر بود، پدر
آنچه دیدیم در آیینه، به خشتی میدید
صاحب تجربه و اهل نظر بود، پدر
تن به دریای خطر داد پی کشتی ما،
پیش شمشیر بلا سینهسپر بود، پدر
ای دریغ از کف ما میرود و میدانیم،
سرو بستانِ دل و آب ثمر بود، پدر
تا بگوید همه زین راه گذر میگذرند
با دلی خسته مهیای سفر بود، پدر
نور علم و ادب از روشنی او داریم
در تن خسته ما روح هنر بود، پدر
مادر از مهر و وفا شمع شبافروزم شد
جانبرافروخته پروانه پدر بود، پدر
حیف و صد حیف که تا بود نمیدانستیم،
بهتر از گوهر و گنجینه زر بود، پدر
در کویر غم و تنهایی بیهمنفسی
اوجی از لطف و صفا سایه سر بود، پدر»