ماه رمضان؛ تمرینی برای جسم و سکوی پرتابی برای روان
مشاور و روانشناس خانواده گفت: روزهداری یک حس نشاط پایدار درونی به ارمغان میآورد که پزشکان آن را با لذتهای آنی و زودگذر مقایسه نمیکنند. این احساس موفقیت عمیق که پس از گذراندن روزهای دشوار رمضان و رسیدن به افطار و عید فطر در فرد شکل میگیرد، در واقع فعالکننده سروتونین در مغز است. این «نشاط معنوی» بر خلاف لذتهای کوتاهمدت دوپامینی، انرژی روانی فرد را به طور چشمگیری بالا میبرد.
ماه مبارک رمضان از راه رسید و با آن، فرصتی دوباره برای تزکیه نفس و خودسازی فراهم آمد. روزهداری، بهعنوان یکی از ارکان اصلی این ماه، همواره مورد توجه بوده و تأثیرات بیشمار آن بر سلامت جسمانی ما به کرات مورد تأکید قرار گرفته است. از فواید علمی بیشمار روزه میتوان به تنظیم قند خون، سمزدایی بدن و... اشاره کرد. این موارد جنبههای اثباتشده و بسیار مهمی هستند که جای هیچ تردیدی در اهمیت آنها باقی نمیگذارند.
اما اگر تنها به این جنبههای مادی بسنده کنیم، بخش بزرگی از حکمت این عبادت الهی را نادیده گرفتهایم. در بیشتر مواقع تمرکز رسانهها و عموم گفتوگوها بیشتر بر فواید جسمی روزه بوده و متأسفانه، کمتر به نقش محوری آن در سلامت روان پرداخته شده؛ در حالی که روزه میتواند قویترین ابزار برای تمرین اراده و تقویت ساختار روانی ما باشد. این ماه، فرصتی است تا علاوه بر سیر کردن جسم، به تغذیه و تقویت ریشههای روحی خود بپردازیم.
ما در این گزارش بهدنبال آن هستیم تا از فواید این روزهداری برای سلامت روان بگوییم، میخواهیم بدانیم که چگونه امتناع اختیاری از نیازهای اساسی، بهمرور زمان، قدرت خودکنترلی فرد را افزایش میدهد و او را برای مواجهه با چالشهای پیچیده زندگی آماده میسازد.
به همین منظور، در این گزارش با علیرضا کمندانی؛ کارشناس ارشد مشاوره اسلامی، مشاور و روانشناس خانواده در مرکز مشاوره سماح گفتوگو کردیم تا ببینیم چگونه تمرین روزه، ریشههای قدرت «نه» گفتن به امیال درونی را در ما تقویت میکند و این امر چگونه به سلامت روان و برقراری تعادل در روابط اجتماعی منجر میشود.
*درخصوص فواید روزه برای سلامت روح و روان بگویید؟
اگر به کانالهای مختلف نگاه کنیم، حتی کانالهای مذهبی، معمولاً بیشتر بر جنبههای فیزیولوژیکی روزه و آثار آن بر سلامت جسم و بهداشت بدن تمرکز میکنند و به جنبههای روانشناختی روزه کمتر پرداخته میشود. واقعاً وقتی فواید روزه را بررسی میکنیم، آثار روانشناختی آن بهمراتب بیشتر و عمیقتر از جنبههای فیزیولوژیکی آن است.
نخستین نکته این است که اساساً روانشناسان در علم روانشناسی همیشه بهدنبال سلامت روان و بهداشت روان انسانها هستند. هدف اصلی و پایهای تمام روانشناسان این است که انسانها را به تعادل برسانند و سلامت روان آنها را حفظ یا تقویت کنند.
در این زمینه، روشها، مکاتب و فنون مختلفی وجود دارد. اما تجربه نشان میدهد روزهداری میتواند در تحقق برخی از این اهداف روانشناختی نقش پررنگی داشته باشد.
* این اهداف روانشناختی چیست؟
یکی از شاخصههای مهم سلامت روان، «خودنظمجویی» است. روانشناسان معتقدند انسانها باید انگیزهای درونی داشته باشند که از درون آنها بجوشد و آنها را به سمت نظم و انسجام در کارها ببرد.
بهنظر میرسد روزهداری دقیقاً در همین زمینه تأثیر دارد؛ زیرا انسان از درون تصمیم میگیرد که از یکسری لذتها و نیازهای طبیعی مانند خوردن و آشامیدن چشمپوشی کند؛ البته روزهداری فقط امساک از خوردن و آشامیدن نیست و معنای عمیقتری دارد، اما حتی با همین جنبه ظاهری نیز ساختارمند و منظم است.
انسان باید در سحر بیدار شود، در زمان مشخصی افطار کند، تا هنگام افطار از خوردن پرهیز کند و این نظم روزانه کمکم باعث شکلگیری نوعی نظم درونی در او میشود؛ بنابراین روزهداری میتواند به شکل چشمگیری در ایجاد «خودنظمجویی» مؤثر باشد. همانطور که گفته شد، خودنظمجویی یکی از شاخصههای اصلی سلامت روان است. طبیعی است که فردی که این نظم درونی را پیدا میکند، در مسیر پیشرفت و موفقیتهای فردی و اجتماعی هم موفقتر خواهد بود، زیرا اساس هر پیشرفت و رشدی «نظم» است.
نکته دوم این است که روزهداری در انسان «خودکنترلی» (Self-Control) ایجاد میکند. در روانشناسی، خودکنترلی یکی از شاخصهای تعیین سلامت روان محسوب میشود. روانشناسان بر این باورند که اگر فردی توانایی کنترل خود را نداشته باشد، از سلامت روان کافی برخوردار نیست و باید برای تقویت این مهارت روی او کار شود تا به بهداشت روان برسد.
پس میبینیم که خودکنترلی نقش مهمی در سلامت روان دارد. روزهداری در واقع تجسم عینی و تمرینی عملی از همین «خودکنترلی» است.
در کشورهای خارجی یکسری آزمایشها و تحقیقات درخصوص این ویژگی انجام میشود، در یک محیط (شبیه به یک آزمایش) شیرینیها و شکلاتهای بسیار خوشمزه، خوشرنگ و لعاب روی میز چیده و سپس به بچهها گفته میشود که مربی آنها برای مدتی اتاق را ترک میکند و تا زمانی که برگردد، هر کودکی که به این شیرینیها دست نزند، جایزهای ویژه (مثلاً یک شیرینی دیگر) دریافت خواهد کرد.
در این آزمون، کودکان به دستههای مختلفی تقسیم میشوند:
دسته اول؛ برخی بچهها طاقت نمیآورند و فوراً به سراغ شیرینیها میروند. دسته دوم؛ برخی وسوسه میشوند، نزدیک شیرینیها میروند، کمی دور میشوند، اما در نهایت مغلوب وسوسه شده و شیرینی را برمیدارند و میخورند. دسته سوم؛ گروهی از بچهها هستند که اصلاً به شیرینیها نگاه نمیکنند و دائماً خود را از آنها دور نگه میدارند. این گروه در نهایت موفق میشوند. وقتی مربی برمیگردد، به این گروه سوم جایزه مضاعفی میدهد.
این جایزه مضاعف برای تشویق به «خودکنترلی» است؛ یعنی تشویق به اینکه شما توانستهاید بر تمایلات درونی خود غلبه کرده و دست به آن شیرینیها نزنید. در حقیقت، هدف این است که این ویژگی در وجود این بچهها تقویت شود و با آن آشنا شوند؛ چراکه خودکنترلی، مقدمهای بر سلامت روان انسان است و اگر در فردی وجود نداشته باشد، دچار مشکل خواهد شد.
* پس میتوان گفت که روزه کلهگنجشکی هم برای کودکان، مصداق تقویت خودکنترلی در آنهاست؟
بله؛ روزه کلهگنجشکی که برای بچهها توصیه میشود، از نظر رفتارشناسی و روانشناسی، کار بسیار مفید و پرفایدهای است؛ البته «من صرفاً از منظر روانشناختی صحبت میکنم». وقتی کودک چند ساعت طاقت میآورد و چیزی نمیخورد، در واقع قدرت مییابد و سطح خودکنترلی او بالا میرود. به همین دلیل، روزه کلهگنجشکی برای بچههایی که به سن تکلیف نرسیدهاند توصیه شده است.
شما نگاه کنید، بسیاری از آسیبهای اجتماعی، دعواها، پروندههای قضائی، انحرافات، خیانتهای جنسی و… وقتی ریشهیابی میشوند، درمییابید که توسط افرادی رخ داده که خودکنترلی خوبی نداشتهاند؛ یعنی نتوانستهاند هیجانات و تمایلات درونی خود را کنترل کنند. روزهداری با انسان کاری میکند که خودکنترلی او تقویت شود و قدرت بالاتری پیدا کند. کسی که در روزهداری خودکنترلی بالاتری کسب کند، در هر موقعیتی که لازم باشد، میتواند هیجانات و تمایلات درونی خود را مدیریت کند.
* عنوان میشود که روزهداری باعث ایجاد شادی و نشاط در فرد میشود، در این خصوص بفرمایید.
بله، مطلب بعدی که میخواهم در مورد روزهداری عرض کنم، این است که روزهداری باعث تفکیک بین لذتهای دوپامینی و نشاطهای سروتونینی میشود. ببینید، یک بخش از این موضوع مربوط به فیزیولوژی است که متخصصان فیزیولوژی مطرح میکنند، اما من هم از آنها وام میگیرم و صحبت روانشناختی خودم را ادامه میدهم. در مسئله لذتهای آنی و زودگذر دوپامینی، ممکن است نوعی اعتیاد بهوجود بیاید؛ کسی که دائماً دنبال لذتخواهی و لذتهای آنی باشد، در بلندمدت دچار مشکل میشود، زیرا پزشکان میگویند ترشح دوپامین در مغز این فرد به قدری زیاد میشود که آرامآرام او را به سمت اعتیاد میبرد و دیگر نمیتواند از لذتخواهی زودگذر دست بکشد.
روزهداری چه میکند؟ روزهداری نشاطی به انسان میدهد. پزشکان میگویند این نشاطها، نشاطهای معنادار و با دوام طولانیمدت هستند که مزه واقعی آنها قابل مقایسه با لذتهای زودگذر نیست. این نشاطها در فعالیتهای معنوی و معنادار اتفاق میافتند؛ مانند روزهداری که فردی اراده میکند یک ماه رمضان را روزه بگیرد و از صبح تا شب از خوردن و آشامیدن خودداری کند. وقتی زمان افطار یا عید فطر فرا میرسد، این انسان احساس موفقیت فوقالعادهای در درونش ایجاد میشود.
این احساس موفقیت، در ازای تلاشی که کرده، باعث «نشاط معنوی» میشود که همان «سروتونین» در مغز انسان را ترشح میکند. میگویند این نشاطها، «نشاطهای پایدار» هستند و به این سادگیها از ذهن و قلب و وجود انسان خارج نمیشوند. این نشاط لازمه سلامت روانی هر انسانی است؛ هر انسانی که دچار افت انرژی روانی باشد، ممکن است دچار افسردگی یا اختلالات متعددی شود اما همین نشاط معنوی که توسط روزهداری در انسان بهوجود میآید، انسان را از آن انرژی نجات داده و انرژی روانی او را فوقالعاده بالا میبرد. پس یکی از ثمرات روزهداری، همین «نشاطهای سروتونینی» به جای لذتهای دوپامینی است.
نکته جالبی که باید عرض کنم این است که ظاهراً دوپامین و سروتونین با هم رقابت دارند؛ یعنی هر چقدر تمایل انسان به لذتهای دوپامینی بالا برود، تمایل او به نشاط سروتونینی پایین میآید. و برعکس، هرچه تمایلات انسان به سمت سروتونینی شدن و دنبال کردن نشاطهای با دوام برود، جایگاه لذتهای آنی زودگذر در وجودش ضعیفتر میشود. این فرد به موفقیت، رشد، پختگی و تمایزیافتگی بالاتری نزدیکتر است.
نکته بعدی که به ذهنم میرسد این است که روزهداری باعث میشود انسان از جنبه اختیار، انتخاب و قدرت خود بیشتر استفاده کند. در روانشناسی بیان میشود که اگر فعالیتهای انسان از روی قدرت و انتخاب (choice) باشد، یعنی از روی قدرت و انتخاب صورت پذیرد، سلامت روان آن فرد تضمین میشود. اما اگر رفتارها از روی (Force) باشد، یعنی از روی اجبار و چاره نبودن، سلامت روان او دچار افت خواهد شد.
روزهداری جزو خالصترین عبادتها محسوب میشود؛ زیرا کسی که روزه است، دیگران هیچ نشانهای از روزهداری او نمیبینند، مگر آنکه در ظاهر مشاهده کنند غذا میخورد یا نمیخورد. برخلاف حالت عادی که فرد در یک مراسم یا جمع حضور دارد و شما میتوانید تشخیص دهید روزه است یا خیر، روزه گرفتن یک امر مخفی و پنهانی است که نشانگان ظاهری ندارد.
بنابراین روزهداری کاملاً با یک قدرت انتخابی شکل میگیرد؛ یعنی رفتاری که کاملاً تحت تسلط شخصی است که روزه میگیرد. وقتی فردی با قدرت انتخاب و آگاهی تصمیم به این رفتار میگیرد، این امر تضمینکننده سلامت روان اوست.
اگر بخواهم جمعبندی کنم، واژههایی مانند تابآوری، سازگاری، خودکنترلی، قدرتمندی در برابر امیال درونی و قدرت «نه» گفتن، مفاهیمی هستند که ما در روانشناسی درباره آنها بحث میکنیم. بهنظر میرسد انسانی که روزهدار است، این خصوصیات و مفاهیم را در وجود خود رقم میزند و بهدست میآورد، در نتیجه سلامت روان بهتری خواهد داشت.
قدرت «نه» گفتن باید از درون خود فرد آغاز شود؛ یعنی در وهله نخست، فرد باید به تمایلات درونی و خواستههای باطنی خود «نه» بگوید. کسی که در این مرحله تمرین نکرده باشد، قطعاً نمیتواند در برابر خواستههای نامعقول دیگران نیز قدرت «نه» گفتن داشته باشد. روزهداری این قدرت را از درون انسان شروع میکند تا فرد بتواند در برابر دیگران نیز موضعگیری کند و به سلامت روان خوبی دست یابد.
در نهایت، باید اذعان داشت که نکات ذکر شده تنها بخشی از منافع روزهداری برای سلامت روان است؛ چرا که این حوزه همچون اقیانوسی پهناور است که هرچه در آن کاوش کنیم، تنها ذرهای از آن را کشف کردهایم. (آب دریا را گر نتوان کشید، به قدر تشنگی باید چشید.)
* روزه تمرین معنوی روح و جسم
گفتوگو با این روانشناس نشان داد که کسب مهارتهایی همچون تابآوری، سازگاری و مهمتر از همه، قدرت قاطعانه «نه» گفتن به خواستههای درونی، ثمره مستقیم این تمرین معنوی است. این قدرت درونی که در طول 30 روز ماه رمضان تمرین میشود، فراتر از افطار و سحر باقی میماند و به یک ویژگی شخصیتی نهادینهشده تبدیل میشود. انسانی که آموخته بر عطش و گرسنگی خود غلبه کند، در مواجهه با فشارهای کاری، تعارضات خانوادگی یا وسوسههای مالی، از بنیه روانی قویتری برخوردار خواهد بود.
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که روزهداری علاوه بر اینکه جسم را تصفیه میکند، همزمان، روح و روان انسان را جلا میدهد. با نگاهی عمیقتر به این جنبه روانی، میتوانیم از فرصت ماه رمضان نهفقط برای ارتقای سلامت فیزیکی، بلکه بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت بر روی ثبات و آرامش درونی خود بهرهمند شویم.