دو بعد مشکلساز مساکن دولتی؛ ضعف نگاه فرهنگی و جزئینگری
در دنیای امروز رشد سریع و بیرویه شهرها بیش از هر زمان دیگری نهتنها معنای هویت شهری و کارکردهای مورد انتظار از آن را بهویژه در شهرهای بزرگ و مناطق پیرامون آنها تغییر داده بلکه برنامهریزی، کنترل و مدیریت توسعه شهر را به یکی از پیچیدهترین و پرچالشترین مباحث برنامهریزی شهری تبدیل کرده است. این درحالی است که زمینهای واقع در محدوده شهرها، بسترهای توسعه شهریاند.
این روزها در خصوص شهر همدان با بروز و ظهور کمبود مسکن به بهانه رفع این معضل، توسعه افقی شهر به یکی از موضوعات روز بدل شده است بهطوریکه طی ماههای اخیر بارها و بارها عدد و رقم مختلفی از 680 هکتار گرفته تا سه هزار هکتار برای توسعه شهری از سوی مدیران ارشد استانی و نمایندگان استان مطرح شده حال آنکه یقیناً توسعه شهری در شرایط ایدهآل مقید به معیار، شاخصها و استانداردهای خاصی است.
بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع برآن شدیم تا نشستی را با مدیرکل راه و شهرسازی استان، دکتر محمدرضا عراقچیان؛ عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا و دکتر مهران گومه؛ استادیار گروه شهرسازی و نیز عضو هیئتعلمی دانشگاه ترتیب دهیم که متأسفانه مدیرکل راه و شهرسازی و یا نماینده وی با وجود دعوت مکتوب و هماهنگی طبق معمول، از پاسخگویی به رسانه امتناع کرد و در جلسه حاضر نشد؛ پس نشست را با حضور دو کارشناس حوزه شهرسازی برگزار کردیم که در ادامه میخوانید:
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان در پاسخ به سؤالی با این مضمون که اگر شهر را یک موجود در نظر بگیریم بهطبع همچون دیگر موجودات هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی رشد خواهد داشت حال آنکه در برخی موارد این بزرگ شدن از مدیریت و استراتژی خاصی پیروی میکند و به سمتوسوی منافع ساکنان آن شهر میرود اما در مواردی نیز شاهدیم که این مدیریت حکمفرما نیست و حتی در مواردی مانند شهر همدان یک کمربند دور شهر کشیده شده و هرگونه پیشروی بیرون از این کمربند را خارج از محدوده قلمداد کرده و آن را حاشیهنشینی فرض میکنیم، از طرفی این مهم در نظر گرفته نمیشود که با سیل مهاجرت چه خواهیم کرد، این سؤالات مطرح میشوند که شهر قرار است به کدامین سمت توسعه یافته و چه خدماتی به آن داده شود؟ با توجه به آنچه در اخبار در خصوص اعداد و رقمهای اراضی اضافه شده به شهر منتشر شده، اصلاً استانداردی برای توسعه شهر وجود دارد؟ توسعه کمی و بزرگ شدن شهر از چه شاخصهایی پیروی میکند؟ عدم پیروی از این استاندارد و الزامات چه تبعاتی در پی خواهد داشت؟ گفت: آنچه مسلم است اینکه موضوع مسکن درگذشته یک موضوع عادی بوده اما در حال حاضر به دلایل مختلف به یک معضل برای اقشاری از جامعه و حتی به تعبیر بهتر کل جامعه بدل شده است.
محمدرضا عراقچیان افزود: نکته نخست اینکه هم در قانون اساسی و هم در شرع و فقه داشتن مسکن خوب و مناسب از ویژگیهای مثبت یک فرد و یا خانواده قلمداد میشود.
وی با بیان اینکه با بررسیهایی که در اخبار و احادیث داشتم هیچ کدام از مسکن بهعنوان وسیلهای برای درآمدزایی و سرمایهگذاری یاد نکردهاند بلکه آن را مأمنی برای رسیدن به آرامش میدانند تصریح کرد: از عنوان آن نیز میتوان به این مفهوم رسید که بنیان خانواده در مسکن شکل میگیرد.
وی با بیان اینکه حتی در احادیث یکی از پایههای خوشبختی خانواده را داشتن همسر نیکو، مرکب و مسکن عنوان کردهاند، گفت: بنابراین این موضوع در قانون اساسی نیز نمود پیدا کرده و یکی از وظایف دولتها بهوجود آوردن شرایط تأمین مسکن در جامعه است.
این استاد شهرسازی با تأکید بر اینکه دولتها در ایدهآلترین حالت نیز متولی تأمین مسکن برای تکتک افراد جامعه نیستند بلکه تنها تسهیلگری شرایط تأمین آن را بر عهده دارند ابراز کرد: این موضوع تابع زمان و مکان است، یعنی در یک شهر امکان دارد زمین به متقاضیان واگذار کرده و خودشان اقدام به ساخت کنند یا اینکه در شهر دیگر دولت خود اقدام به ساخت مسکن کرده و آنها را بهصورت موقت در اختیار مردم قرار دهد (مسکن استیجاری) و یا در یک شهر دیگر ممکن است به یک قشر از جامعه مسکن بهصورت رایگان داده شود.
عراقچیان با تأکید بر اینکه پس از انقلاب ما روشهای مختلفی را برای تأمین مسکن در شهرها تجربه کردیم، خاطرنشان کرد: نخستین جرقه مسکنسازی در زمان نمایندگی مرحوم آیتالله سیدهاشم رسولی محلاتی در بنیاد مسکن زده شد، بر اساس طرح ارائهشده مقرر شد افراد با دادن مبلغی اندک، طی بعد از گذشت یک سال در تهران صاحبخانه شوند؛ نتیجه این سیاست غلط، مهاجرت گسترده از روستا و شهرستانها به تهران بود و حتی این مهم را میتوان محرکی برای افزایش یکباره جمعیت شهر تهران قلمداد کرد در حالی که این سیاست برای تأمین مسکن فقرا و مستضعفان، از سوی بنیاد مسکن کلید خورد.
وی افزود: دولتهای مختلف در ادوار گوناگون تجربیاتی در تأمین مسکن داشتهاند که ازجمله آنها میتوان به مواردی همچون مسکن استیجاری، تملیکی، اجاره به شرط تملیک و مسکن مهر، مسکن اجتماعی و طرحهای اقدام ملی و نهضت ملی اشاره کرد.
این استاد معماری و شهرسازی با تأکید بر اینکه البته دراینبین با مواردی نیز مواجه شدیم که در آن دولت زمینها را در اختیار انبوهسازان قرار میداد تا چندین طبقه بسازند و به ازای فعالیتشان یک یا چند واحد را به آنها واگذار میکرد که مساکن ماده 48 سعیدیه از این دست خانهها است، تشریح کرد: پس میتوان گفت در ادوار مختلف، دولتها متناسب با دانش و بینششان و در واقع بر پایه سوادشان سعی کردند برای مسکن تدبیری بیاندیشند.
عراقچیان افزود: اینکه هریک از تدابیر اتخاذشده موفق یا ناموفق بوده جای بحث دارد اما اینکه آیا تحقیق میدانی غنی و قوی انجام شده و یا اینکه روند کار بهدرستی پیش رفته یا خیر؟ باید بگویم عملاً رویکردی که در آن دولتها زمینی را واگذار و یا خود اقدام به ساخت مسکن کرده موفق نبودهاند و حتی در طرحهایی که مسکن ساخته و آن را اجاره داده نیز شکست خوردهاند زیرا در ایران بخش نظارت بسیار ضعیف است.
وی با بیان اینکه مسئله اصلی این است که ما باید از یک تجزیه و تحلیل قوی و غنی در روند تولید مسکن و یا به تعبیر بهتر مسکن دولتی برخوردار باشیم اظهار کرد: متأسفانه طبق بررسیهایی که انجام دادم این مطالعه غنی را پیدا نکرده و ندیدم.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه بنده شخصاً در این زمینه یک تحقیق میدانی انجام داده و با یک گروه تحقیقاتی به بررسی خانههای ماده 48 سعیدیه و کم و کیف آن پرداختیم ابراز کرد: مشخص شد بعد از گذشت هفت سال از ساخت این 148 واحد، 12 درصد آنها بهصورت کامل تخریب و دوباره ساخته شدهاند حال آنکه این یعنی هدر دادن سرمایههای ملی زیرا ساختمانی که به طور میانگین در ایران باید 26 سال عمر کند (این عدد در اروپا 70 سال است) طی هفت سال تخریب شده و در بیش از 80 درصد آنها طبق بررسی میدانی و حضور تیم تحقیقاتی، شاهد تغییرات داخلی بودیم؛ این موضوع از چند جنبه قابل بحث است.
عراقچیان در ادامه افزود: نخست اینکه وقتی در 80 درصد از این خانهها تغییرات داخلی انجام شده بیانگر آن است که طراحیها مطابق ساکنان نبوده یعنی نقشهای کشیده شده که با الگوی زندگی ساکنان همخوانی نداشته است.
وی ادامه داد: از این 80 درصد نیز 30 درصد عنوان میکردند که اگر پول بیشتری داشتند بازهم نسبت به تغییر طراحی داخلی دست میزدند؛ این بدین مفهوم است که هنوز هم با وجود تغییرات این خانه مطابق میل و ساختار زندگی اجتماعی آنها نبوده است.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلی سینا همدان با تأکید بر اینکه در این خانهها افرادی با قومیتهای مختلف ساکن بودند اما هنوز فرهنگ زندگیشان منطبق با فرهنگ شهر و قومیت پیشین خود بود، پس دوام نیاورده و دست به تغییر زدند، ابراز کرد: آنچه عنوان شد بیانگر این است که مسکن قبل از آنکه یک موضوع کالبدی باشد یک مسئله فرهنگی و اجتماعی است.
عراقچیان با اشاره به جنبههای فرهنگی و اجتماعی مسکن گفت: همچنان که ظرف به مظروف خود شکل میدهد مسکن نیز کارکرد آدمسازی دارد.
این استاد دانشگاه با تأکید بر رابطه دوسویه هریک از حوزههای فرهنگ، اجتماع و فرد با مسکن تأکید کرد: مثال ساده این بحث رواج آشپزخانه اُپن، حذف سالن پذیرایی و ادغام سالن نشیمن و پذیرایی در خانههای ایرانی است حال آنکه پیش از آن در خانههای قدیمی ما آشپزخانههای بسته وجود داشت و در کنار آن نشیمن و پذیرایی مستقل از یکدیگر بودند که این محیط خانه را برای قرارهای فرهنگی و به تعبیر عامیانه میهمانیها فراهم میکرد اما در حال حاضر با حذف آشپزخانه و ادغام سالنهای نشیمن و پذیرایی، میهمانیها با غذاهای خانگی جای خود را به فستفودها و حضور در پارکها داده و رفت و آمد خانوادهها نیز کمرنگتر شده است.
عراقچیان ادامه داد: پس چنانکه مشاهده شد نتیجه این تغییرات نمایان شدن پدیده فرهنگی از مسکن بوده است.
وی با طرح این سؤال که این تغییرات بر بنیانهای خانواده اثرگذار خواهد بود یا خیر؟ عنوان کرد: در نهایت اینکه مسکن یک موضوع کاملاً فرهنگی است که امروزه بهغلط به موضوع سرمایهگذاری و اقتصادی و به تعبیر بهتر کالا تبدیل شده به طوری که با افرادی در جامعه مواجهیم که بهمراتب بیش از نیاز خود چندین واحد مسکن در اختیار دارند اما در مقابل افرادی را داریم که در حسرت یک اتاق هستند تا بتوانند زندگی تشکیل دهند.
دیگر کارشناس شهرسازی حاضر در نشست نیز در ادامه در پاسخ به سؤال مطرحشده عنوان کرد: به نظر بنده مسکن را نباید به شکل جزئی دید.
مهران گومه با بیان اینکه در حال حاضر یکی از ایراداتی که در خصوص مسکن و طرحهای ارائهشده در این باره وجود دارد عدم کلاننگری است تشریح کرد: تمام مسئولانی که در این حوزه دغدغه دارند مسکن را تنها در شهر مورد توجه قرار میدهند حال آنکه این نگاه کاملاً جزئی است زیرا اگر این نگاه در سطح بالاتر قرار گرفته و کلاننگرتر باشد، مسکن را در کنار سایر زیرساختها و مبانی که شهر را برای زندگی بهتر شهروندان فراهم میکند در نظر گرفته و شرایط را بهبود خواهد بخشید.
وی با تأکید بر اینکه متأسفانه همه مسئولان در برنامه و طرحهای خود تنها بهصورت بخشی در شهر، بهصورت خام و در مواقع شعارگونه و در بهترین حالت بنا به دانش خود مسکن را مورد توجه قرار میدهند پس به هدف اصلی خود که تأمین سکونتگاه مناسب برای ساکنان یک شهر است نمیرسند، خاطرنشان کرد: متأسفانه در مواردی شاهد آن بودیم که در دولتها (همچون طرح ملی مهر) بهصراحت عنوان میشد که برای ما تنها ساخت مسکن مورد توجه است نه شهرسازی.
این شهرساز با تأکید بر اینکه باید از یک زاویه بالاتر به مسئله مسکن نگاه کنیم، تشریح کرد: این نبود نگاه کلینگرانه به مسکن و طرحهای مرتبط با آن در همه شهرها بهویژه همدان، همچون طرح مسکن مهر باعث شده اراضی برای ارگانهای مختلف تملک شوند که تنها در تعداد محدودی از آنها شاهد موفقیت بودیم و مابقی همچون لکههایی هستند که بهزور همچون وصله و پینهای بر شهر تحمیل شدهاند.
گومه با اشاره به اینکه اغلب این طرحها حتی در طرحهای کلانشهری همچون طرح جامع نیز دیده نشدهاند و به یکباره حجمی از مسکن و زیربنا به شهر اضافه میشود، تشریح کرد: در حالی که به هیچ عنوان به دیگر زیرساختهای مورد نیاز شهری فکر نشده است.
وی با تأکید بر اینکه نتیجه این نوع نگرش جزئی در طرحهایی همچون مسکن مهر ایجاد زگیلهایی در شهر بود که از آنها در شهر همدان بهمراتب کمتر از دیگر شهرهای نزدیک به پایتخت قابل مشاهده است، گفت: در این خصوص وضعیت شهرهایی همچون کرج و تهران فاجعهبار است.
این شهرساز افزود: به عنوان مثال در شهر جدید پرند که با یک برنامه ازپیش تعیینشده مثلاً برای 150 هزار در نظر گرفته شده بود و مقرر شد یک شهر خوابگاهی برای گروه خاصی باشد که به یکباره در زمان دولت آقای احمدینژاد عنوان کردند این تعداد جمعیت پیشبینیشده اندک است و آن را به شهری 700 هزار نفری تبدیل کنید.
گومه با اشاره به اینکه بهیکباره جمعیتی برابر شهر همدان، به شهر پرند که زیرساخت آن برای 150 هزار نفر پیشبینیشده بود افزوده شد، گفت: در این بین تنها شرکتهای فعال در حوزه ساختوساز بودند که بهره لازم را بردند و حتی بنا به وسعت کار از شرکتهای خارجی نیز برای حضور در این فعالیت عمرانی دعوت بهعمل آمد.
وی با بیان اینکه به قول معروف این نوع نگاه جزئی برای شرکتهای فعال در حوزه ساختوساز نان داشت اما برای بسیاری از افرادی که در این شهر ساکن شده بودند آب نداشت، تصریح کرد: درواقع با نگاه جزئی سایر زیرساختهای مورد نیاز یک شهر در کنار انبوهی از مساکن ساختهشده بدون برنامه به معضل شهر تبدیل میشود.
وی با اشاره به اینکه در شهر همدان نیز اگر جزئینگری وجود داشته باشد با مشکل مواجه خواهیم شد، تشریح کرد: قبل از اینکه درباره چگونگی گسترش شهر همدان صحبت کنیم باید دید در بدو امر اصولاً با توجه به نرخ رشد جمعیتی منفی در این شهر، نیازمند مسکن جدید هستیم یا خیر؟
این عضو هیئتعلمی دانشگاه افزود: موضوع این است که بین شهرسازی و قدرت، یک رابطه وجود دارد حال آنکه شهرسازی از زمانی که بهعنوان یک علم مطرح شد کار کاملاً فنی بود اما از یک دوره به بعد در اختیار سیاستمدارن بهعنوان ابرازی برای قدرت قرار گرفت اما نکته این است که نگاه صرف به دو مقوله فنی و سیاسی در شهرسازی خطرناک محسوب میشود و در این بین باید حد وسطی وجود داشته باشد.
گومه با اشاره به اینکه در حال حاضر نیازمند شهرسازی تکنوکراتی هستیم که بتواند با سیاستمداران تعامل داشته و به آنها مشاوره لازم را بدهد تا تصمیمات غلطی درباره زندگی اهالی یک شهر گرفته نشود، اظهار کرد: متأسفانه در حال حاضر و حتی در گذشته نیز شاهد تصمیمسازان و سیاستمدارانی در این بخش بودهایم که کل زندگی مردم را تحت تأثیر خود قرار دادند.
وی در ادامه با ذکر مثالی توضیح داد: ما دهه 50 شاهد افزایش درآمدهای نفتی در کشور و در پی آن مهاجرت بیسابقه از روستاها به شهر برای اشتغال در کارخانجات مونتاژ که در اطراف شهرها مستقر میشوند بودیم و جمعیت شهرهایی همچون تهران به یکباره چندبرابر شد، پس نیاز فوری به مسکن پدیدار میشود و یا اینکه در دهه 60 با سیاستگذاری در خصوص عرضه کوپن و مواردی اینچنینی نیز بازهم شاهد موج دوم مهاجرت از روستا به شهر برای دریافت این مزیتها هستیم.
وی با بیان اینکه بنا به نیاز فوری در خصوص تأمین مسکن بدون اینکه طرح جامع شهری وجود داشته باشد دولتها رأساً بهصورت فوری با نگاهی از بالا به پایین بدون اینکه به عواقب فنی فکری شده باشد برای شهرها تصمیمگیری میکنند افزود: درواقع وضع موجود شهرهای امروز ما ماحصل همان نگاه جزئی و از بالا به پایین است.
ادامه این گفتوگو را در شمارههای بعدی روزنامه دنبال کنید.