زنان و مادران، سرمایه اجتماعی فعال و محور اصلی انسجام جامعه هستند
سپهرغرب، گروه ریحانه آفرینش- صبا اسدی: یک پژوهشگر حوزه خانواده گفت: مادران بهعنوان مربیان اصلی، ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی مثل احترام به بزرگترها و کمکهای متقابل را به فرزندان خود منتقل میکنند. این کار در واقع پایهگذاری سرمایه اجتماعی برای آینده جامعه است.
نقش زنان در تربیت نسل آینده و شکلدهی به شخصیت افراد جامعه غیرقابلانکار است. بخش بزرگی از رفتارها، ارزشها و کنشهای نسل بعدی، نتیجه مستقیم آموزهها و الگوهای رفتاری است که مادران در خانواده به آنها منتقل کردهاند. فراتر از تربیت، بانوان در برقراری و پایداری پیوندهای عاطفی و روابط خانوادگی نقش محوری دارند. حتی در حوزه اقتصاد، زنان با فعالیتهای کوچک خانگی و مدیریت هوشمندانه هزینهها، نوعی «اقتصاد مراقبت» را پیش میبرند که به پایداری معیشت خانواده کمک میکند.
با این حال، متأسفانه فرهنگهای غلط و باورهای نادرست، گاهی فرصتهای رشد را از خانمها میگیرد. زنان دارای شخصیتی چندبعدی هستند که به آنها اجازه میدهد همزمان با ایفای نقش کامل در خانواده، در عرصههای اجتماعی نیز تأثیرگذار باشند اما دریغ که گاهی شرایط موجود اجازه نمیدهد این ظرفیت عظیم به عرصه ظهور برسد.
در این باره، به گفتوگو پرداختیم با پژوهشگر حوزه خانواده، مادرانگی و فعال اجتماعی که سالها در این زمینه تحقیق و فعالیت کرده است. وی که خود نیز یک مادر است، با نگاهی علمی و تجربی به بررسی نقش مادرانگی بهعنوان یک سرمایه اجتماعی فعال میپردازد و معتقد است ریشه اصلی فعالیتهای اجتماعی زنان ایرانی در مادرانگی نهفته و بیشترین نقشآفرینی آنها در بستر خانواده شکل میگیرد. در این گفتوگو زنان بهعنوان سرمایه اجتماعی فعال مورد بررسی قرار گرفته و بهدنبال راهکارهایی برای بهرهمندی بیشتر جامعه از توانمندیهای زنان خواهیم بود.
دکتر فریبا قدرتی با اشاره به اینکه زنان تولیدکننده اصلی سرمایه اجتماعیِ پیونددهنده هستند، گفت: در فرهنگ ما، حفظ شبکه خویشاوندی یا همان صله رحم بر عهده زنان و بهویژه مادران است. آنها با مدیریت مهمانیها، بازدیدها و حتی مراقبت از سالمندان و کودکان، باعث میشوند ارتباطات خانگی قطع نشود.
او همچنین تأکید کرد: در گذشته و در خانوادههای بزرگ، این زنان بودند که با جابجا کردن اخبار و اطلاعات بین فامیل، باعث تقویت اعتماد و همبستگی و انسجام درونی اعضا خانواده میشدند.
* انتقال ارزشها؛ تربیت نسل آینده بهعنوان سرمایه اجتماعی
این پژوهشگر خانواده، انتقال نسلی را یکی دیگر از کارهای مهم زنان دانست و گفت: مادران بهعنوان مربیان اصلی، ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی مثل احترام به بزرگترها و کمکهای متقابل را به فرزندان خود منتقل میکنند. این کار در واقع پایهگذاری سرمایه اجتماعی برای آینده جامعه است.
قدرتی با بیان نقش حمایتی زنان گفت: حمایتهای عاطفی و عملی مادران در زمان بیماری یا مشکلات مالی، خانواده را به یک پناهگاه امن تبدیل میکند. یک مادر ایدهآل با ایجاد احساس امنیت، باعث میشود تابآوری و صبر خانواده در برابر مشکلات بالا برود. همچنین زنان بهدلیل روحیه انعطافپذیری، نقش میانجیگر را در خانواده و فامیل ایفا میکنند و با درک عمیق از احساسات، اختلافات را حل کرده و به حفظ آرامش کمک میکنند.
وی نقش زنان در اقتصاد را پنهان اما حیاتی و ضروری دانست و اظهار کرد: اگرچه نقش زنان در اقتصاد کلان کمتر دیده میشود، اما آنها در سطح خرد بسیار فعال هستند. تشکیل صندوقهای قرضالحسنه خانگی و محلی که بر پایه اعتماد متقابل مدیریت میشود، یکی از نمونههای بارز تولید سرمایه اجتماعی توسط زنان است.
این فعال اجتماعی به اهمیت توانمندسازی اقتصادی جامعه به کمک کسبوکارهای خانگی مانند تولید و فروش صنایع دستی، غذا و پوشاک در شبکههای دوستانه و همسایگی اشاره کرد.
قدرتی در ادامه از اقتصاد مراقبت گفت و تأکید کرد: زنان بدون دریافت مزد، از کودکان، سالمندان و بیماران مراقبت میکنند. این خدمات متقابل و کارهای انساندوستانه که در قالب همسایگی و فامیلی انجام میشود، در واقع ستون فقرات سرمایه اجتماعی کشور است.
او به حضور زنان در تشکلهای مذهبی، فرهنگی و گروههای خیریه اشاره کرد و گفت: زنان با شرکت فعال در هیئتها و جلسات قرآن، شبکههای قوی برای همکاری ایجاد میکنند. این فعالیتها باعث میشود زنان بهعنوان پل عمل کنند و باعث پیوند بین گروههای مختلف مردم و محلات شوند. این حضور فعال، همیشه در محلهها و همسایگیها باعث ایجاد همدلی و همکاریهای جمعی شده است.
این پژوهشگر خانواده به نقشهای نادیده اما حیاتی زنان در جامعه پرداخت و گفت: فعالیت زنان فقط به خانه محدود نمیشود و آنها در محله و همسایگی هم بسیار فعال هستند.
قدرتی با بیان مثالهایی از این فعالیتها گفت: حضور در انجمن اولیا و مربیان، تعامل با مدرسه فرزندان و حتی نیازسنجی برای کودکان در پارکها یک نمونه عینی از نقش حیاتی زنان در جامعه است، من به چشم خودم دیدهام که وقتی یک همسایه همسرش بیمار بود، زنان دیگر دور هم جمع شدند و در کارهای خانه مثل پاک کردن لوبیا به او کمک کردند. این کارهای خیرخواهانه و حضور پررنگ در همسایگی، نشاندهنده نقش مؤثر زنان در ایجاد پیوندهای اجتماعی است.
وی با تأکید کرد بر این واقعیت که زنان در بحرانهای سخت مثل سیل، زلزله و حتی دوران کرونا، مرکز اصلی تابآوری جامعه بودند گفت: آنها هستند که روحیه اعضای خانواده را حفظ و با بسیج کردن دیگران، به بازسازی جامعه کمک میکنند. زنان ایرانی مثل یک چسب نامرئی و قوی عمل میکنند؛ از خانه گرفته تا کوچه و محله، آنها هوای همه را دارند و با ایجاد اعتماد، باعث میشوند جامعه قوی و همدل باقی بماند.
* موانع ساختاری، قانونی و فرهنگی سد راه زنان
با وجود ظرفیت عظیم ذکرشده در وجود زنان، این فعال اجتماعی به موانع جدی هم اشاره کرد و گفت: سیاستها و قوانینی وجود دارد که دست و پای زنان را میبندد. برای مثال تبعیض در مدیریت؛ بسیاری از پستهای مدیریتی فقط به آقایان اختصاص داده میشود و حتی اگر حق با یک زن باشد، اجازه ارتقا به او داده نمیشود. کمبود امکانات؛ نبود مهدکودکهای کافی برای مادران شاغل، مشکلات مربوط به مرخصی زایمان و نبود تسهیلات بانکی و آموزشی مخصوص زنان کارآفرین ازجمله این موانع است.
قدرتی علاوه بر قانون، موانع ذهنی و فرهنگی را هم بیان کرد و گفت: از کودکی به ما یاد دادهاند که نقش زن فقط در خانه است. با اینکه با افتخار اعلام میکنم که شغل من مادری است، اما معتقدم نباید این موضوع باعث شود زنان از رشد فکری و خردورزی عقب بمانند.
او تأکید کرد: حیف است که یک زن ظرفیت و انرژی خودش را نشناسد. زنان باید بتوانند تصمیمگیرنده زندگی خود باشند و در کنار مادری، برای توسعه فکری خودشان هم تلاش کنند؛ چراکه رشد یک زن در نهایت باعث رشد و پیشرفت کل خانواده میشود.
این پژوهشگر حوزه خانواده به تأثیرات شگفتانگیز حضور زنان در مدیریتهای کلان کشور پرداخت و گفت: سدهای قانونی و ذهنی نباید جلوی رود پر از انرژی تواناییهای زنان را بگیرد. حضور مادرانه زنان، شهر را زیباتر و فساد را کمتر میکند.
* خودشناسی؛ کلید حضور موفق زنان
قدرتی با تأکید بر اهمیت خودشناسی گفت: حیف است زنی ظرفیت و انرژی خودش را نشناسد. وقتی یک زن خودش را بشناسد، میتواند علاوه بر تربیت فرزندان، در جامعه هم حضور فعالی داشته باشد.
او اشاره کرد که شعارهایی مثل «زن فقط کارش بچهداری است» نباید باعث شود زنان تواناییهای رهبری خود را نادیده بگیرند، چراکه ما زنان موفق بسیاری داریم که کارهای بزرگی انجام دادهاند.
این فعال اجتماعی با ابراز اینکه ورود خالصانه و شفاف زنان به عرصه فعالیتهای اجتماعی، کیفیت اداره کشور و شهر را بالا میبرد و گفت: زنان نگاه دقیق و ریزبینی دارند و بهدلیل شبکههای ارتباطی گسترده، میتوانند مشکلات را از زاویههای مختلف ببینند. این مشارکت باعث میشود تصمیمگیریها بهتر و همهجانبهتر شود و نوعی «حکمرانی انسانمحور» شکل بگیرد.
قدرتی یکی دیگر از فواید حضور زنان را افزایش شفافیت و کاهش احتمال فساد دانست و گفت: زنان بهدلیل حساسیتهای اخلاقی بیشتری که دارند، میتوانند بهعنوان مطالبهگرانی شفاف عمل کنند و اتفاقات بهتری را در مسائل اجتماعی رقم بزنند.
او در پایان گفتوگو به تأثیر حضور مادرانه در سطح شهر اشاره کرد و گفت: حضور مادران در اجتماع، شهر و کشور ما را زیباتر میکند. زنان با دغدغههای متفاوت و ایدههای نوی خود، راهحلهای خلاقانهای ارائه میدهند که شاید در یک نگاه تکبعدی و مردانه هرگز به آنها فکر نشود. همچنین قرار گرفتن نگاه زنانه و مردانه در کنار هم، میتواند جامعهای بسیار زیبا، غنی و پربار بسازد.
در این گفتوگو دریافتیم که زنان در ساختار جامعه نقشی بسیار حیاتی ایفا میکنند و به تعبیر دکتر قدرتی، مادران مربیان اصلی ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی هستند. آنها مفاهیمی همچون احترام به بزرگترها را به نسلهای آینده و فرزندان خود منتقل میکنند. در واقع مادران همان کسانی هستند که وظیفه انتقال تربیت صحیح و ارزشهای بنیادین را به نسلی که آینده کشور را میسازد، بر عهده دارند. بانوان در شکلدهی به شخصیت افراد جامعه تأثیری مستقیم دارند و بخش بسیار بزرگی از ارزشها، رفتارها و کنشهای نسل بعدی، حاصل یادگیری از مادران است.
با این حال، متأسفانه برخی باورها و فرهنگهای نادرست، فرصت رشد را از زنان سلب میکند. فرهنگ حاکم در برخی حوزهها باعث میشود شخصیت چندبعدی بانوان نادیده گرفته شده و نقش آنها محدود شود.
علاوه بر این، زنان نقش حمایتی بسیار پررنگی در زمان بیماریها، مشکلات و بحرانهای مختلف ایفا میکنند. نقش مادران در دوران بحران بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود؛ چراکه آنها قادرند همزمان فضای خانوادهای را که چندین نفر را دربر میگیرد آرام کرده و از اعضای آن حمایت کنند. این توانمندی به آنها اجازه میدهد که نهتنها در کلام، بلکه بهصورت عملی نیز قدرت و جایگاه خود را در مدیریت بحران نشان دهند. بهطور خلاصه، پویایی یک جامعه در گروی به رسمیت شناختن تواناییهای چندگانه زنان است تا بتوانند وظایف تربیتی و حمایتی خود را به بهترین شکل انجام دهند. تقویت جایگاه زنان و رفع محدودیتهای فرهنگی، مستقیماً به رشد و سلامت روانی نسلهای آینده منجر خواهد شد، زیرا مادر آگاه، زیربنای یک ملت آگاه است.