بازخوانی منظومه اقتصادی رهبر شهید، نسخه شفابخش اقتصاد
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان، با بیان اینکه در عصر جنگ اقتصادی امروز، تکیه بر فرمولهای رایج و تئوریهای کلاسیک دانشگاهی، نهتنها پاسخگوی نیازهای کشور نیست، بلکه میتواند منجر به تکرار چالشهای ساختاری شود گفت: بازخوانی منظومه اقتصادی رهبر شهید تنها نسخه شفابخشی است که میتواند با تغییر نقش دولت از یک بازیگر مستقیم به یک تسهیلگر کلان، مسیر را برای ظهور یک اقتصاد مردمی و مقاوم هموار کند؛ مسیری که در آن استقلال ملی، نه در نظریههای وارداتی، بلکه در عملیاتی کردن منویات راهبردی رهبری نهفته است.
در دنیای پیچیده امروز، اقتصاد دیگر فقط یک حوزه تخصصی برای مدیریت منابع نیست، بلکه به یکی از مهمترین عرصههای حفظ استقلال و حاکمیت ملی تبدیل شده است. رهبر شهید (ره) با نگاهی عمیق و راهبردی، این واقعیت را بهخوبی درک کرده بودند و باور داشتند که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی امکانپذیر نیست. محور اصلی دیدگاه اقتصادی ایشان بر مفهوم اقتصاد مقاومتی استوار بود؛ رویکردی که نه به معنای انزوا و نه صرفاً دفاع در برابر فشارها، بلکه به معنای بازتعریف ساختار تولید، استفاده حداکثری از ظرفیتهای داخلی و عبور از اقتصاد رانتی به سمت اقتصادی پویا، دانشبنیان و متکی بر تخصص بومی است.
با توجه به شرایط پیچیده اقتصادی امروز کشور، از جمله فشار تحریمها، نوسانات ارزی و چالشهای تورمی، بازگشت به آموزههای اقتصادی رهبر شهید بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. نگاه ایشان به اقتصاد، نگاهی جامع بود که در آن «عدالت اجتماعی» و «توزیع عادلانه ثروت» در کنار «رشد اقتصادی» قرار میگرفت تا ثمرات توسعه به همه اقشار جامعه برسد. بهعبارت دیگر، در شرایطی که اقتصاد ایران با چالشهایی مانند تحریمهای گسترده و جنگ اقتصادی روبهرو است، بازخوانی دیدگاههای راهبردی رهبر شهید در حوزه اقتصاد اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اقتصاددان و عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا، در گفتوگو با سپهرغرب به بررسی این منظومه فکری پرداخته است که در ادامه میخوانید؛
* تبیین منظومه فکری از طریق «نامگذاری سالها»
مصطفی بنیاسدی با اشاره به رویکرد متدولوژیک (روشمند) رهبر شهید در تبیین مبانی اقتصادی گفت: نامگذاری سالها با کلیدواژههای اقتصادی که از سال 1387 آغاز شد، صرفاً یک اقدام نمادین نبود، بلکه ابزاری برای تبیین تدریجی یک منظومه فکری بهشمار میرفت.
وی در توضیح این موضوع افزود: ایشان با انتخاب شعار هر سال، در واقع یکی از ارکان اصلی دیدگاه اقتصادی خود را بهصورت عملیاتی مطرح میکردند. به این ترتیب، مفاهیمی مانند تولید، سرمایهگذاری و اقتصاد دانشبنیان نه بهصورت پراکنده، بلکه بهعنوان اجزای یک زنجیره فکری منسجم در جامعه و بدنه اجرایی کشور تعریف شدند.
وی ادامه داد: در واقع این نامگذاریها نقشه راهی برای حرکت بهسوی اقتصادی مستقل و پویا بود؛ نقشهای که در هر سال یکی از محورهای آن بهطور ویژه مورد تأکید قرار میگرفت.
*اقتصاد دانشبنیان و نهادسازی در زیستبوم نوآوری
این اقتصاددان با تأکید بر نقش رهبر شهید در گذار از اقتصاد سنتی به اقتصاد دانشمحور و اهمیت نهادسازی در این مسیر گفت: دیدگاه ایشان صرفاً به توصیه محدود نمیشد، بلکه به حمایتهای عملی و شکلگیری نهادهای اثرگذار انجامید.
بنیاسدی با اشاره به تأسیس بنیاد ملی نخبگان و تحلیل دوران ریاست دکتر ستاری در این نهاد، افزود: به گفته دکتر ستاری، اگر حمایتهای مستقیم و راهبردی مقام معظم رهبری در حوزه نخبگان و نوآوران نبود، زیستبوم نوآوری فعلی در کشور شکل نمیگرفت. ایشان بهخوبی میدانستند که در دنیای امروز، قدرت اقتصادی در گروی تسلط بر دانش و فناوری است؛ از اینرو، حمایت از نخبگان را نه یک امر فرهنگی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای ایستادگی کشور در برابر فشارهای جهانی میدانستند.
*تفاوت بنیادین اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی
وی در بخش دیگری از تحلیل خود، به یکی از رایجترین برداشتهای نادرست از این سیاستها اشاره و بر مرزبندی میان اقتصاد مقاومتی و اقتصاد ریاضتی تأکید کرد: اقتصاد مقاومتی به معنای محدود کردن مصرف، سیاستهای انقباضی یا سختگیریهای مالی نیست، بلکه راهبردی برای افزایش تابآوری اقتصاد در برابر تحریمهای ظالمانه است.
وی با تبیین بندهای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی افزود: دیدگاه ایشان بر «اقتصادی پویا، درونزا و در عین حال بروننگر» استوار بود؛ یعنی ما باید بر اساس ظرفیتها و توانمندیهای داخلی خود حرکت کنیم، اما از جریان تجاری، فناوری و سرمایهگذاری بینالمللی نیز غافل نشویم تا بتوانیم با خلق زنجیره ارزش بر پایه مزیتهای نسبی، در بازارهای جهانی حضور داشته باشیم.
این استاد دانشگاه به ضرورت تغییر ساختار اقتصادی از حالت تکمحصولی اشاره کرد و گفت: یکی از تأکیدات جدی ایشان، خروج از وابستگی به نفت خام بود. در سیاستهای ابلاغی، بر توسعه صنایع بالادستی و پاییندستی نفت، گاز و پتروشیمی و ایجاد زنجیرههای ارزش در حوزه انرژی تأکید شده است تا کشور از صادرکننده مواد خام به تولیدکننده محصولات صنعتی و دانشبنیان با ارزش افزوده بالا تبدیل شود. همچنین موضوع امنیت غذایی نیز بهعنوان یکی از ارکان استقلال ملی، جایگاه ویژهای در این منظومه فکری دارد.
* نقد غلبه دولت در اقتصاد و ترویج «اقتصاد مردمی»
بنیاسدی در پاسخ به چالشهای مربوط به دولتی بودن اقتصاد، رویکرد رهبر شهید را بر پایه مردمی شدن اقتصاد توصیف کرد و با استناد به اصل 44 قانون اساسی گفت: دیدگاه ایشان بر توزیع عادلانهتر ثروت و منابع اقتصادی میان بخشهای دولتی، خصوصی و بهویژه تعاونیها استوار بود.
وی در توضیح این رویکرد بیان کرد: یکی از راهبردهای اصلی در نگاه رهبر شهید، کاهش تصدیگری دولت در اقتصاد بود. از دید ایشان، دولت نباید یک بازیگر مستقیم، کارفرمای بزرگ اقتصادی یا رقیب بخش خصوصی باشد؛ بلکه باید نقش آن به سیاستگذاری کلان، ریلگذاری و تسهیلگری تغییر کند تا زمینه رشد برای بخش خصوصی، گروههای مردمی و تعاونیها فراهم شود. در واقع، هدف نهایی رسیدن به اقتصادی مردمی بود که ثروت و تولید در لایههای مختلف جامعه توزیع شود.
وی برای نشان دادن کارآمدی این مدل، به تجربه موفق ایران در حوزه دفاعی و امنیتی اشاره کرد و افزود: هر جا در ایران رویکرد مردمی بهکار گرفته شده، نتایج و برکات زیادی برای کشور داشته است. برای نمونه، در دوران جنگ تحمیلی، وقتی دفاع مردمی شد، با وجود همه محدودیتها، پیروزیهای بزرگی به دست آمد. همین الگو باید در اقتصاد هم اجرا شود؛ یعنی اقتصاد از یک ساختار متمرکز دولتی به یک ساختار مردمی و گسترده تبدیل شود.
*بحران تئوریهای کلاسیک در شرایط جنگ اقتصادی
این استاد دانشگاه همچنین به نقد جدی رویکرد برخی سیاستگذاران اقتصادی کشور پرداخت و گفت: تکیه بر تئوریهای رایج اقتصادی در متون دانشگاهی، در شرایط فعلی ایران نهتنها مفید نیست، بلکه میتواند آسیبزا هم باشد.
بنیاسدی با بیان اینکه تئوریهای کلاسیک بر فرضهایی مانند «بازارهای کارآمد و رقابتی» و «تجارت آزاد» استوارند، تصریح کرد: در شرایط جنگ اقتصادی و تحریمهای سنگین، این فرضها عملاً از بین میروند. وقتی بازارها کارآمد نیستند و نظام بانکی ما از شبکه جهانی جدا شده است، نمیتوان با فرمولهای معمول اقتصادی کشور را اداره کرد. کسانی که در چنین شرایطی با تئوریهای بازار آزاد تصمیم میگیرند، در واقع از ابزاری استفاده میکنند که برای شرایط تحریم کارایی ندارد.
*ضرورت اعتقاد سیاستگذاران به اقتصاد مقاومتی
وی با بیان اینکه مشکل امروز کشور نه در نبود سیاستهای درست، بلکه در نداشتن باور یا درک کافی از این مسیر از سوی سیاستگذاران است، تأکید کرد: امروز وزرا و مسئولان اقتصادی باید عمیقاً درک کنند که راه برونرفت از بنبستهای فعلی، نه در نظریههای متعارف اقتصادی، بلکه در اجرای دقیق و باورمندانه سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی است.
او افزود: تا زمانی که سیاستگذاران خود را ملزم به اجرای این سیاستها ندانند و بخواهند با رویکردهای سنتی و ناکارآمد پیش بروند، چالشهای اقتصادی همچنان تکرار خواهد شد. به گفته وی، ضروری است نگاه سیاستگذاران از «مدیریت بحرانهای کوتاهمدت» به «سیاستگذاری راهبردی بر پایه اقتصاد مقاومتی» تغییر کند.
معالوصف، نمیتوان منظومه فکری رهبر شهید در حوزه اقتصاد را صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا راهکارهای مقطعی برای عبور از بحران دانست، بلکه این منظومه را باید مبنایی برای تغییر در حکمرانی اقتصادی تلقی کرد. واقعیت آن است که در شرایط جنگ اقتصادی امروز، الگوهای کلاسیک مدیریتی که بر پایه وابستگی به بازارهای جهانی یا مدلهای وارداتی شکل گرفتهاند، دیگر کارایی لازم را ندارند.
بر این اساس، راه نجات کشور در پذیرش این واقعیت نهفته است که استقلال سیاسی بدون خودکفایی هوشمند، دستیافتنی نیست. از این رو، گذار از اقتصاد رانتی به سمت اقتصاد مقاومتی و دانشبنیان، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اساسی برای حفظ منافع ملی است. تنها در صورتی که الگوی تولید متکی بر تخصص بومی جایگزین مصرف وابسته به واردات شود، ایران میتواند از مرحله بقا عبور کند و به مسیر پیشرفت وارد شود و بر منابع و سرنوشت اقتصادی خود تسلط بیشتری داشته باشد.
در دنیای پیچیده امروز، اقتصاد دیگر فقط یک حوزه تخصصی برای مدیریت منابع نیست، بلکه به یکی از مهمترین عرصههای حفظ استقلال و حاکمیت ملی تبدیل شده است. رهبر شهید (ره) با نگاهی عمیق و راهبردی، این واقعیت را بهخوبی درک کرده بودند و باور داشتند که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی امکانپذیر نیست. محور اصلی دیدگاه اقتصادی ایشان بر مفهوم اقتصاد مقاومتی استوار بود؛ رویکردی که نه به معنای انزوا و نه صرفاً دفاع در برابر فشارها، بلکه به معنای بازتعریف ساختار تولید، استفاده حداکثری از ظرفیتهای داخلی و عبور از اقتصاد رانتی به سمت اقتصادی پویا، دانشبنیان و متکی بر تخصص بومی است.
با توجه به شرایط پیچیده اقتصادی امروز کشور، از جمله فشار تحریمها، نوسانات ارزی و چالشهای تورمی، بازگشت به آموزههای اقتصادی رهبر شهید بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. نگاه ایشان به اقتصاد، نگاهی جامع بود که در آن «عدالت اجتماعی» و «توزیع عادلانه ثروت» در کنار «رشد اقتصادی» قرار میگرفت تا ثمرات توسعه به همه اقشار جامعه برسد. بهعبارت دیگر، در شرایطی که اقتصاد ایران با چالشهایی مانند تحریمهای گسترده و جنگ اقتصادی روبهرو است، بازخوانی دیدگاههای راهبردی رهبر شهید در حوزه اقتصاد اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اقتصاددان و عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا، در گفتوگو با سپهرغرب به بررسی این منظومه فکری پرداخته است که در ادامه میخوانید؛
* تبیین منظومه فکری از طریق «نامگذاری سالها»
مصطفی بنیاسدی با اشاره به رویکرد متدولوژیک (روشمند) رهبر شهید در تبیین مبانی اقتصادی گفت: نامگذاری سالها با کلیدواژههای اقتصادی که از سال 1387 آغاز شد، صرفاً یک اقدام نمادین نبود، بلکه ابزاری برای تبیین تدریجی یک منظومه فکری بهشمار میرفت.
وی در توضیح این موضوع افزود: ایشان با انتخاب شعار هر سال، در واقع یکی از ارکان اصلی دیدگاه اقتصادی خود را بهصورت عملیاتی مطرح میکردند. به این ترتیب، مفاهیمی مانند تولید، سرمایهگذاری و اقتصاد دانشبنیان نه بهصورت پراکنده، بلکه بهعنوان اجزای یک زنجیره فکری منسجم در جامعه و بدنه اجرایی کشور تعریف شدند.
وی ادامه داد: در واقع این نامگذاریها نقشه راهی برای حرکت بهسوی اقتصادی مستقل و پویا بود؛ نقشهای که در هر سال یکی از محورهای آن بهطور ویژه مورد تأکید قرار میگرفت.
*اقتصاد دانشبنیان و نهادسازی در زیستبوم نوآوری
این اقتصاددان با تأکید بر نقش رهبر شهید در گذار از اقتصاد سنتی به اقتصاد دانشمحور و اهمیت نهادسازی در این مسیر گفت: دیدگاه ایشان صرفاً به توصیه محدود نمیشد، بلکه به حمایتهای عملی و شکلگیری نهادهای اثرگذار انجامید.
بنیاسدی با اشاره به تأسیس بنیاد ملی نخبگان و تحلیل دوران ریاست دکتر ستاری در این نهاد، افزود: به گفته دکتر ستاری، اگر حمایتهای مستقیم و راهبردی مقام معظم رهبری در حوزه نخبگان و نوآوران نبود، زیستبوم نوآوری فعلی در کشور شکل نمیگرفت. ایشان بهخوبی میدانستند که در دنیای امروز، قدرت اقتصادی در گروی تسلط بر دانش و فناوری است؛ از اینرو، حمایت از نخبگان را نه یک امر فرهنگی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای ایستادگی کشور در برابر فشارهای جهانی میدانستند.
*تفاوت بنیادین اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی
وی در بخش دیگری از تحلیل خود، به یکی از رایجترین برداشتهای نادرست از این سیاستها اشاره و بر مرزبندی میان اقتصاد مقاومتی و اقتصاد ریاضتی تأکید کرد: اقتصاد مقاومتی به معنای محدود کردن مصرف، سیاستهای انقباضی یا سختگیریهای مالی نیست، بلکه راهبردی برای افزایش تابآوری اقتصاد در برابر تحریمهای ظالمانه است.
وی با تبیین بندهای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی افزود: دیدگاه ایشان بر «اقتصادی پویا، درونزا و در عین حال بروننگر» استوار بود؛ یعنی ما باید بر اساس ظرفیتها و توانمندیهای داخلی خود حرکت کنیم، اما از جریان تجاری، فناوری و سرمایهگذاری بینالمللی نیز غافل نشویم تا بتوانیم با خلق زنجیره ارزش بر پایه مزیتهای نسبی، در بازارهای جهانی حضور داشته باشیم.
این استاد دانشگاه به ضرورت تغییر ساختار اقتصادی از حالت تکمحصولی اشاره کرد و گفت: یکی از تأکیدات جدی ایشان، خروج از وابستگی به نفت خام بود. در سیاستهای ابلاغی، بر توسعه صنایع بالادستی و پاییندستی نفت، گاز و پتروشیمی و ایجاد زنجیرههای ارزش در حوزه انرژی تأکید شده است تا کشور از صادرکننده مواد خام به تولیدکننده محصولات صنعتی و دانشبنیان با ارزش افزوده بالا تبدیل شود. همچنین موضوع امنیت غذایی نیز بهعنوان یکی از ارکان استقلال ملی، جایگاه ویژهای در این منظومه فکری دارد.
* نقد غلبه دولت در اقتصاد و ترویج «اقتصاد مردمی»
بنیاسدی در پاسخ به چالشهای مربوط به دولتی بودن اقتصاد، رویکرد رهبر شهید را بر پایه مردمی شدن اقتصاد توصیف کرد و با استناد به اصل 44 قانون اساسی گفت: دیدگاه ایشان بر توزیع عادلانهتر ثروت و منابع اقتصادی میان بخشهای دولتی، خصوصی و بهویژه تعاونیها استوار بود.
وی در توضیح این رویکرد بیان کرد: یکی از راهبردهای اصلی در نگاه رهبر شهید، کاهش تصدیگری دولت در اقتصاد بود. از دید ایشان، دولت نباید یک بازیگر مستقیم، کارفرمای بزرگ اقتصادی یا رقیب بخش خصوصی باشد؛ بلکه باید نقش آن به سیاستگذاری کلان، ریلگذاری و تسهیلگری تغییر کند تا زمینه رشد برای بخش خصوصی، گروههای مردمی و تعاونیها فراهم شود. در واقع، هدف نهایی رسیدن به اقتصادی مردمی بود که ثروت و تولید در لایههای مختلف جامعه توزیع شود.
وی برای نشان دادن کارآمدی این مدل، به تجربه موفق ایران در حوزه دفاعی و امنیتی اشاره کرد و افزود: هر جا در ایران رویکرد مردمی بهکار گرفته شده، نتایج و برکات زیادی برای کشور داشته است. برای نمونه، در دوران جنگ تحمیلی، وقتی دفاع مردمی شد، با وجود همه محدودیتها، پیروزیهای بزرگی به دست آمد. همین الگو باید در اقتصاد هم اجرا شود؛ یعنی اقتصاد از یک ساختار متمرکز دولتی به یک ساختار مردمی و گسترده تبدیل شود.
*بحران تئوریهای کلاسیک در شرایط جنگ اقتصادی
این استاد دانشگاه همچنین به نقد جدی رویکرد برخی سیاستگذاران اقتصادی کشور پرداخت و گفت: تکیه بر تئوریهای رایج اقتصادی در متون دانشگاهی، در شرایط فعلی ایران نهتنها مفید نیست، بلکه میتواند آسیبزا هم باشد.
بنیاسدی با بیان اینکه تئوریهای کلاسیک بر فرضهایی مانند «بازارهای کارآمد و رقابتی» و «تجارت آزاد» استوارند، تصریح کرد: در شرایط جنگ اقتصادی و تحریمهای سنگین، این فرضها عملاً از بین میروند. وقتی بازارها کارآمد نیستند و نظام بانکی ما از شبکه جهانی جدا شده است، نمیتوان با فرمولهای معمول اقتصادی کشور را اداره کرد. کسانی که در چنین شرایطی با تئوریهای بازار آزاد تصمیم میگیرند، در واقع از ابزاری استفاده میکنند که برای شرایط تحریم کارایی ندارد.
*ضرورت اعتقاد سیاستگذاران به اقتصاد مقاومتی
وی با بیان اینکه مشکل امروز کشور نه در نبود سیاستهای درست، بلکه در نداشتن باور یا درک کافی از این مسیر از سوی سیاستگذاران است، تأکید کرد: امروز وزرا و مسئولان اقتصادی باید عمیقاً درک کنند که راه برونرفت از بنبستهای فعلی، نه در نظریههای متعارف اقتصادی، بلکه در اجرای دقیق و باورمندانه سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاومتی است.
او افزود: تا زمانی که سیاستگذاران خود را ملزم به اجرای این سیاستها ندانند و بخواهند با رویکردهای سنتی و ناکارآمد پیش بروند، چالشهای اقتصادی همچنان تکرار خواهد شد. به گفته وی، ضروری است نگاه سیاستگذاران از «مدیریت بحرانهای کوتاهمدت» به «سیاستگذاری راهبردی بر پایه اقتصاد مقاومتی» تغییر کند.
معالوصف، نمیتوان منظومه فکری رهبر شهید در حوزه اقتصاد را صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا راهکارهای مقطعی برای عبور از بحران دانست، بلکه این منظومه را باید مبنایی برای تغییر در حکمرانی اقتصادی تلقی کرد. واقعیت آن است که در شرایط جنگ اقتصادی امروز، الگوهای کلاسیک مدیریتی که بر پایه وابستگی به بازارهای جهانی یا مدلهای وارداتی شکل گرفتهاند، دیگر کارایی لازم را ندارند.
بر این اساس، راه نجات کشور در پذیرش این واقعیت نهفته است که استقلال سیاسی بدون خودکفایی هوشمند، دستیافتنی نیست. از این رو، گذار از اقتصاد رانتی به سمت اقتصاد مقاومتی و دانشبنیان، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اساسی برای حفظ منافع ملی است. تنها در صورتی که الگوی تولید متکی بر تخصص بومی جایگزین مصرف وابسته به واردات شود، ایران میتواند از مرحله بقا عبور کند و به مسیر پیشرفت وارد شود و بر منابع و سرنوشت اقتصادی خود تسلط بیشتری داشته باشد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.