گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:99586

اعتراض حق مردم است؛ اغتشاش پروژه دشمن

زهره پوروهابی
اعتراض حق مردم است؛ اغتشاش پروژه دشمن

آنچه در روزهای اخیر در برخی نقاط کشور رخ داد، پدیده‌ای تک‌علتی یا صرفاً احساسی نبود؛ بلکه برآیندِ هم‌زمانِ فشارهای واقعی معیشتی، کاستی‌های مزمن حکمرانی اقتصادی، ضعف مجاری نهادمند اعتراض و فعال‌ شدن پروژه‌های بیرونی برای بهره‌برداری از این وضعیت است. هر تحلیل منصفانه و مسئولانه باید این چهار سطح را از یکدیگر تفکیک کند؛ چراکه تقلیل ماجرا به «صرفاً اعتراض مردمی» یا بالعکس «تماماً توطئه خارجی»، هر دو به خطای تحلیلی می‌انجامند و درنهایت، به زیان منافع ملی و مطالبات واقعی جامعه تمام می‌شوند. در این میان برای تبیین آنچه در پیش‌ رو داریم، به نظر می‌رسد باید به این محورها توجه کرد:
1. ریشه اجتماعی-اقتصادی اعتراض‌ها؛ واقعیتی که نمی‌توان انکار کرد
نخست باید با صراحت گفت اعتراض مردم به وضعیت اقتصادی، مشروع و قابل فهم است. تورم مزمن، بی‌ثباتی بازار ارز، کاهش قدرت خرید و فرسایش امید اجتماعی، واقعیت‌های انکارناپذیر زندگی روزمره مردم‌ هستند. وقتی هزینه‌های زندگی از توان درآمد پیشی گرفته و افق آینده مبهم می‌شود، جامعه به‌طور طبیعی وارد فاز اعتراض شده و این اعتراض نه نشانه بی‌وفایی به کشور بوده و نه دلیلی بر گسست اجتماعی، بلکه نشانه حساسیت جامعه نسبت به سرنوشت خود است.
مشکل از جایی آغاز می‌شود که حکمرانی اقتصادی نتوانسته است میان فشارهای بیرونی، محدودیت‌های ساختاری و مطالبات داخلی، توازن ایجاد کند. تصمیم‌های دیرهنگام، سیاست‌های ناپایدار، پیام‌های متناقض و ضعف در اقناع افکار عمومی، شکاف میان دولت و جامعه را عمیق‌تر کرده است. در چنین شرایطی اعتراض نه‌تنها قابل پیش‌بینی، بلکه اجتناب‌ناپذیر است؛ بنابراین هرگونه مواجهه امنیتی صرف با این سطح از نارضایتی، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه آن را به لایه‌های خطرناک‌تری منتقل می‌کند.
2. مرز باریک اعتراض و اغتشاش؛ جایی که نگاه‌ها باید دقیق شوند
بااین‌حال، اعتراض و اغتشاش یکسان نیستند و آمیختن این دو، هم به مردم ظلم می‌کند و هم به امنیت کشور. اعتراض، کنشی اجتماعی با هدف اصلاح و اغتشاش، کنشی تخریبی با هدف بی‌ثبات‌سازی است. اعتراض می‌خواهد شنیده شود؛ اغتشاش می‌خواهد فضا را بشکند. اعتراض به دنبال مطالبه و حل مشکلی مشخص است، اغتشاش از ابهام و هیجان تغذیه می‌کند.
در ناآرامی‌های اخیر، شواهد نشان می‌دهد که در کنار بدنه محدود اما واقعی معترض، هسته‌هایی فعال شدند که مأموریت آن‌ها تغییر ماهیت صحنه بود. این هسته‌ها نه سخنگوی مردم‌ هستند و نه نماینده مطالبات اقتصادی؛ بلکه با شعارهای ساختارشکن، تخریب اموال عمومی و ایجاد ناامنی، عملاً اعتراض را از مسیر اصلاح به مسیر تقابل سوق می‌دهند. این همان نقطه‌ای است که باید با صراحت ایستاد و گفت: این راه، راه مردم نیست.
3. پروژه بیرونی و جنگ ترکیبی: چرا زمان‌بندی مهم است؟
تحلیل دقیق ناآرامی‌ها بدون توجه به بستر منطقه‌ای و بین‌المللی، ناقص خواهد بود. رخدادهای اخیر در زمانی درحال روی دادن هستند که دشمنان ایران پس از ناکامی در تقابل مستقیم و شکست در پروژه‌های نظامی و امنیتی، به‌ویژه در جنگ 12 روزه که مردم شکست‌ناپذیر و مقتدر میدان‌داری کردند، به‌طور آشکار بر جنگ ترکیبی تمرکز کرده‌اند. جنگی که در آن اقتصاد، رسانه، روان جامعه و خیابان به‌هم گره می‌خورند؛ در این الگو هدف نه اشغال سرزمینی، بلکه فرسایش اعتماد، تضعیف انسجام اجتماعی و القای ناتوانی حکمرانی است. اعتراض‌های اقتصادی بهترین بستر برای این پروژه‌ هستند؛ همان‌طور که در بسیاری از کشورهایی آسیای غربی، امپریالیسم با همین شیوه عمل کرده‌ است. به عبارت دیگر، چون اعتراضات اقتصادی ریشه واقعی دارند و به‌راحتی می‌توان بر موج آن‌ها سوار شد، بیشتر مورد طمع دشمن قرار می‌گیرند؛ آنچه خطرناک است، نه خود اعتراض، بلکه ربوده‌ شدن آن توسط بازیگران بیرونی و شبکه‌های داخلی وابسته بوده، فرآیندی که در آن مطالبه مردم به ابزار فشار دشمن تبدیل می‌شود.
4. مسئولیت حاکمیت؛ اصلاح، اقناع و اقتدار توأمان
در چنین شرایطی، مسئولیت حاکمیت دوگانه اما تفکیک‌ناپذیر است؛ از یک‌سو اصلاح اقتصادی و پاسخ‌گویی واقعی و از سوی دیگر، حفظ اقتدار و امنیت عمومی است که هرکدام بدون دیگری، ناقص و ناکارآمد خواهند بود. اصلاح اقتصادی صرفاً با صدور بیانیه یا وعده‌های کلی محقق نمی‌شود؛ جامعه نیازمند نشانه‌های ملموس است تصمیم‌های شفاف، سیاست‌های قابل پیش‌بینی و مسئولانی که مسئولیت می‌پذیرند، نه آنکه آن را به گذشته یا دیگران حواله می‌دهند. اقناع افکار عمومی، بخشی از حکمرانی است، اگر مردم ندانند چرا تصمیمی گرفته شده و چه افقی پیش‌ رو است، حتی تصمیم درست نیز با بی‌اعتمادی مواجه می‌شود.
درعین‌حال، اقتدار در برخورد با اغتشاشگران سازمان‌یافته، مطالبه‌ای مردمی است. جامعه‌ای که امنیت نداشته باشد، نه سرمایه‌گذاری می‌بیند و نه رشد اقتصادی. تساهل در برابر شبکه‌های تخریب، پیام ضعف مخابره می‌کند و هزینه آن را شهروندان عادی می‌پردازند؛ همان مردمی که به‌سادگی باور کرده بودند با این شیوه اعتراض، مشکلاتشان حل خواهد شد. درواقع باید به این اصل مهم توجه کرد که تفکیک میان معترض و آشوبگر، نه‌تنها ممکن، بلکه هم ازنظر اخلاقی و هم از منظر امنیت ملی، ضروری است.
5. اقتصاد ناامن، اعتراض ناامن‌تر، پیامدهای خیابانِ ملتهب
یکی از خطاهای رایج در تحلیل اعتراض‌های خیابانی، نادیده‌ گرفتن پیامدهای اقتصادی ناامنی است؛ هر موج ناامنی، حتی محدود و کوتاه‌مدت، اثر مستقیم بر بازار ارز، قیمت کالاها و انتظارات تورمی دارد. سرمایه، ذاتاً گریزان است و با نخستین نشانه بی‌ثباتی، عقب نشسته یا خارج می‌شود و بدین ترتیب نتیجه روشن خواهد بود؛ فشار بیشتر بر همان مردمی که برای بهبود معیشت به خیابان آمده‌اند. به بیان دیگر، ناامنی اقتصادی و ناامنی خیابانی یکدیگر را تشدید می‌کنند. این همان پارادوکسی است که اغتشاشگران آگاهانه به آن دامن می‌زنند و فهم این چرخه معیوب و تبیین آن برای مردم از سوی نخبگان، حیاتی است.
6. نقش مغفول احزاب و نخبگان، فرصت‌هایی که سوخت
نمی‌توان از این وضعیت سخن گفت و از نقش احزاب و نخبگان سیاسی عبور کرد؛ یکی از ضعف‌های ساختاری سیاست در ایران، فقدان نهادهای واسط کارآمد میان مردم و حاکمیت است. احزاب به‌جای آنکه کانال انتقال مطالبات، تربیت مدیران و تنظیم گفت‌وگوی اجتماعی باشند، در بسیاری از مقاطع به ابزار رقابت‌های کوتاه‌مدت و لابی‌گری تقلیل یافته‌اند؛ اگر احزاب و جریان‌های سیاسی به وظیفه تاریخی خود عمل کرده بودند، امروز هم مدیران کارآمدتری در سطوح مختلف داشتیم و هم از سازوکارهای امن، شفاف و مستمر برای بیان اعتراض بهره‌مند بودیم. در غیاب این نهادها، خیابان به تریبون بدل می‌شود، تریبونی که دشمن بهتر از هرکس دیگر بلد است چگونه آن را مصادره کند. این نقد، نفی کلی فعالیت سیاسی نیست، بلکه دعوت به بازتعریف کنشگری سیاسی است. سیاست اگر نتواند رنج مردم را به برنامه تبدیل کند، دیر یا زود به حاشیه رانده می‌شود و میدان را به افراط و آشوب می‌سپارد.
7. راه باریک عبور از بحران
ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده است که بی‌دقتی تحلیلی می‌تواند هزینه‌های سنگین بسازد. اعتراض مردم نه تهدید، بلکه هشدار است؛ هشداری که اگر شنیده نشود، دیگران آن را مصادره می‌کنند. اغتشاش اما تهدیدی واقعی است؛ تهدیدی علیه امنیت، اقتصاد و انسجام ملی.
راه عبور از این وضعیت نه انکار مشکلات و نه رهاسازی خیابان است؛ راه، ترکیبی از اصلاح واقعی، گفت‌وگوی صادقانه، بازسازی اعتماد و اقتدار هوشمندانه است. مردم ایران نشان داده‌اند که هم مطالبه‌گر هستند و هم وطن‌دوست. آن‌ها اصلاح می‌خواهند و نه فروپاشی؛ عدالت می‌خواهند و نه هرج‌ومرج.
درنهایت باید با صدای بلند گفت اعتراض حق مردم است، اما اغتشاش، خیانت به همان حق بوده و تاریخ میان این دو تمایزی روشن و بی‌رحمانه قائل خواهد شد.

ارسال نظر

سوال: کوچک‌ترین قاره؟ Ostoralia

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار