شرح حال بیمار، نخستین گام کلیدی در تشخیص صرع
یک متخصص بیماریهای مغز و اعصاب گفت: تشخیص قطعی صرع عمدتاً بر اساس شرح حال دقیق و کامل از خود بیمار یا اطرافیانی که شاهد حمله بودهاند، است؛ زیرا این شرح حال، نقش محوری در تأیید وقوع حمله دارد. هرچند نوار مغزی (EEG) بهعنوان ابزار تکمیلی برای تأیید بهکار میرود، اما مثبت تلقی نمیشود، چراکه احتمال طبیعی بودن نوار مغزی در فواصل زمانی بین حملات، بهویژه پس از بهبودی نسبی بیمار، بالاست.
فرض کنید در یک مهمانی نشستهاید و ناگهان فردی نزدیک شما شروع به لرزش شدید و از دست دادن هوشیاری میکند. در این لحظه این سؤال در ذهن شما شکل میگیرد که آیا این فرد دچار تشنج ناشی از صرع شده است؟
صرع در واقع یک اختلال مغزی است که باعث میشود ارتباطات الکتریکی مغز برای لحظاتی از مسیر عادی خارج شده و بهصورت ناگهانی، فرد دچار تشنج شود. تشنج شبیه یک «اتصالی برق» در مغز است.
اگر فردی در مهمانی دچار چنین حالتی شد، مهمترین نکته این است که وحشت نکنید. اگر فرد روی زمین افتاد، او را حرکت ندهید یا سعی نکنید چیزی در دهانش بگذارید؛ این کار خطرناک است. کاری که باید انجام دهید این است که محیط اطراف او را از اشیای تیز و سخت خالی کنید تا به خودش آسیب نزند. سر او را با یک شیء نرم (مثل یک لباس تا شده) حمایت کنید و اجازه دهید تشنج بهطور طبیعی تمام شود. معمولاً این حالت چند دقیقه طول میکشد. بعد از تمام شدن تشنج، فرد ممکن است گیج یا خوابآلود باشد؛ او را در حالت ایمن (به پهلو خوابیده) نگه دارید و تا به هوش آمدن کامل تنها نگذارید. این اقدامات اولیه میتواند از آسیب جدی جلوگیری کند.
بیماری صرع (Epilepsy) یک اختلال شایع در مغز است که باعث میشود فعالیت الکتریکی مغز بهطور موقت و غیرعادی مختل شود. این اختلال ناگهانی، منجر به بروز تشنج میشود. تشنج در واقع مانند یک «نقص فنی برق» در مغز است. در حالت عادی، سلولهای مغزی (نورونها) با هم پیامهای الکتریکی میفرستند تا بدن بتواند فکر کند، حرکت کند و احساس داشته باشد. در فرد مبتلا به صرع، گروهی از این سلولها ناگهان و بهصورت غیرقابل کنترلی شروع به شلیک سریع پیامهای الکتریکی میکنند.
صرع یک بیماری مزمن است، اما با درمان مناسب (معمولاً دارویی)، بسیاری از افراد میتوانند آن را کنترل کرده و زندگی کاملاً عادی داشته باشند. با این حال، تشنجهای کنترل نشده میتوانند خطراتی به همراه داشته باشند، ازجمله آسیب فیزیکی در اثر افتادن، یا اختلال در تمرکز و عملکرد روزمره که نیاز به مدیریت دقیق پزشکی و پرهیز از محرکها دارد.
به همین منظور با دکتر مهردخت مزده؛ متخصص بیماریهای مغز و اعصاب (نورولوژی) و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید؛
**در ابتدا تعریفی از بیماری صرع بفرمایید؟
در این اختلال، اتفاقاتی در مغز رخ میدهد که به آن «تخلیه نورونی» میگویند. این تخلیه در سطح مغز و زیرقشر مغز اتفاق میافتد و درنهایت منجر به ایجاد همان حالتی میشود که مردم عادی آن را به اسم تشنج میشناسند.
**عوامل ایجادکننده آن چیست؟
علتهای متفاوتی برای بروز صرع وجود دارد.
صرع ثانویه: این نوع ممکن است ناشی از کمبود برخی املاح و ویتامینها باشد، مثلاً کمبود ویتامین B6، یا کمبود سدیم و پتاسیم حتی در افراد سالم. همچنین، نوسانات قند خون (افزایش یا کاهش) میتواند عاملی باشد. پس بحث الکترولیتها مطرح است. عامل دیگر، بیماریهای زمینهای است، مانند بیماریهایی که فرد دچار هپاتیک آنسفالوپاتی میشود؛ یعنی کاهش سطح هوشیاری در سطح مغز که ناشی از درگیری کبد یا کلیه است.
صرع با منشأ ژنتیکی: یک بعد دیگر آن است که منشأ آن نامعلوم است و بیشتر بهواسطه ژنها رخ میدهد. ژنهایی که حتی ممکن است از هفت نسل قبل به فرد رسیده باشند.
**بیماری چطور تشخیص داده میشود؟
در رابطه با این بیماری، شایعترین و راحتترین روش تشخیص، گرفتن شرح حال از بیمار است. شرح حال معمولاً توسط خود بیمار، بستگانش، یا کسانی که او را در زمان حمله دیدهاند، ارائه میشود. در این حالت، مشاهده میشود که فرد دچار تشنج شده، بدن او خشک میشود، بعد شروع به دست و پا زدن میکند، سپس سطح هوشیاریاش کاهش یافته و بعد از 6 تا 20 ثانیه به هوش میآید و میگوید که متوجه چیزی نشده؛ بنابراین، شرح حال در درجه اول اهمیت قرار دارد.
برای تأیید، نوار مغزی نیز انجام میشود؛ البته نوار مغزی طبیعی، ردکننده حمله تشنجی نیست؛ زیرا ممکن است فرد در فواصل بین حملات تشنجی، نوار مغزی طبیعی داشته باشد، بهخصوص زمانی که به ما مراجعه میکند و تشنجش تمام شده و به حالت سلامت بازگشته است. با این حال، شرح حال حرف نخست را میزند.
در کارهای تشخیصی، ما نوار مغزی را انجام میدهیم و درخواست آزمایشاتی مانند قند خون، ترکیبات الکترولیتی مثل سدیم و پتاسیم و همچنین بررسی وضعیت کبد و کلیه را داریم تا زمانی که میخواهیم دارو تجویز کنیم، دستمان باز باشد و بدانیم آیا مجاز به تجویز داروهایی مانند فنیتوئین (دیلانتین) هستیم یا خیر.
*علائم هشدار در منزل و اقدامات لازم
افراد در محیط خانه باید در صورت مشاهده علائم زیر نگران شده و به پزشک مراجعه کنند؛
ممکن است فرد یک دفعه در حالی که نشسته، روی صندلی خوابیده یا دراز کشیده، صدایی از او شنیده شود. بدن او حالتی پیدا میکند که انگار در حال پل زدن است، یعنی از پشت قوس برمیدارد، بعد چشمانش به بالا میرود، دهانش پر از کف میشود و ممکن است ادرارش را رها کند. این زنگ خطری است که باید فوراً مورد توجه قرار گیرد.
اقدامات هنگام وقوع تشنج:
•باید اطرافیان را دور کرد و چیزهای تیز را از اطراف سر دور نگه داشت تا به بیمار برخورد نکند.
•به هیچ وجه نباید بیمار را بیدار کرد.
•باید احتیاط کرد؛ زیرا اگر بیمار روی زمین بیفتد و دست و پا بزند، ممکن است دست یا پایش بشکند.
•اگر زبان فرد بیرون مانده است، با یک گاز استریل باید خیلی آرام آن را به داخل دهان هدایت کرد. به هیچ وجه نباید دست یا چیزی را لای دندانهای بیمار گذاشت، چون انگشت فردی که میخواهد کمک کند ممکن است بهشدت آسیب ببیند یا حتی انگشتش قطع شود، زیرا نیروی عضلانی در این حالت بسیار زیاد است.
** آیا درمان قطعی برای صرع وجود دارد یا صرفاً کنترل میشود؟
در بیشتر موارد، صرع به جای درمان قطعی، قابل کنترل است. اگر منظور از درمان قطعی، رفع کامل بیماری باشد، در شرایط خاصی میتوان به آن دست یافت. بهعنوان مثال، اگر فردی که دچار تشنج شده، بیماریهای ساختار مغزی نداشته باشد، زمینه فامیلی (وراثت از والدین) نداشته باشد، ضربه مغزی شدید (مانند آنچه در کودکی رخ میدهد) نداشته باشد و علت تشنج او مشخص نباشد (مثلاً تشنج ناشی از مشکلات شناخته شدهای مانند ضربه یا عفونت نباشد)، پس از گذشت چهار سال بدون هیچگونه تشنج، میتوان با نظر پزشک، دارو را بهتدریج کاهش داد و در نهایت قطع کرد.
*روشهای درمانی غیر از دارو درمانی
*علاوه بر دارودرمانی، روشهای دیگری نیز برای کنترل صرع وجود دارد:
-جراحی: در مواردی که علت تشنج مشخص باشد (مثلاً یک ضایعه یا کانون مشخص در مغز وجود داشته باشد) و بتوان محل دقیق آن را در یک نیمکره مغز مشخص کرد، جراحی میتواند یک گزینه درمانی باشد.
-تحریک عصب واگ: در این روش، دستگاهی شبیه به پیسمیکر قلبی در زیر پوست بیمار (معمولاً در ناحیه قفسه سینه) کاشته میشود. این دستگاه با تحریک عصب واگ، تعداد و شدت تشنجات را کاهش میدهد.
*چه زمانی کار بیمار به جراحی کشیده میشود؟
بیمارانی که شرایط خاصی دارند، ممکن است کاندید جراحی شوند. این شرایط شامل موارد زیر است:
-بیمار نباید عقبماندگی ذهنی داشته باشد.
-صرع بیمار باید به درمان مقاوم باشد؛ یعنی با وجود مصرف سه نوع داروی ضد تشنج مختلف، در دوز حداکثری و به مدت سه تا شش ماه، تشنجات او کنترل نشده باشد.
-دچار تشنجات مکرر و شدید باشد.
-کانون (منبع) ضایعه در مغز به طور دقیق مشخص باشد تا جراحان بدانند کدام بخش از مغز باید برداشته یا دستکاری شود. در غیر این صورت، جراحی بیفایده خواهد بود.
*بزرگترین چالشها و نحوه کنار آمدن با آنها در این افراد چیست؟
بزرگترین چالش افراد مبتلا به صرع، در واقع یک مسئله چندوجهی است که به خود بیمار، خانواده او و پزشک بستگی دارد. این سه ضلع باید با هم همکاری کنند تا فرد بتواند با بیماری خود کنار بیاید.
نقش حمایتی خانواده بسیار مهم است، نباید به بیمار القا شود که بهدلیل ابتلا به صرع، دیگر ارزشی ندارد یا قادر به انجام هیچ کاری نیست.
واقعیتهای تاریخی و مشاهیر نشان میدهد که بسیاری از افراد موفق در طول تاریخ، ازجمله اسکندر مقدونی، نویسندگان برجستهای مانند آگاتا کریستی و الیور تویست، مبتلا به صرع بودهاند و زندگیهای بسیار موفقی را تجربه کردهاند؛ بنابراین، صرع مانعی برای داشتن یک زندگی پربار و موفق نیست. نباید فرد مبتلا به صرع، صرفاً دست روی دست بگذارد و تصور کند که دیگر قادر به هیچ کاری نیست.
*رژیم غذایی، استقلال و مدیریت جنبههای روانی صرع
*آیا رژیمهای غذایی خاصی وجود دارد که بتواند کمککننده باشد؟
بله، رژیمهای غذایی خاصی وجود دارند که میتوانند به کنترل تشنج کمک کنند، بهویژه در کودکان. این رژیمها اغلب تخصصی بوده و باید تحت نظارت دقیق پزشک تنظیم شوند. معروفترین آنها رژیم کتوژنیک است. در این رژیم، میزان چربی دریافتی بسیار بالا، میزان پروتئین در حد کافی و میزان قند (کربوهیدرات) بهشدت پایین است. این رژیم بدن را وادار میکند تا بهجای قند، از چربی برای تأمین انرژی استفاده کند. از این رژیم برای درمان صرعهای مقاوم به درمان در کودکان استفاده میشود.
این نوع رژیم با تأثیر بر سطح برخی انتقالدهندههای عصبی و گیرندههای مغزی، میتواند به مهار تشنج کمک کند.
*مسائل مربوط به استقلال و رانندگی
* یکی از بزرگترین نگرانیها مربوط به کارهایی است که نیاز به تمرکز بالا دارند، مانند رانندگی یا ادامه تحصیل در دانشگاه. چه توصیهای برای حفظ ایمنی در این زمینهها دارید؟
ببینید، معمولاً بر اساس مطالعات انجامشده در کشورهای خارجی که ایران نیز از این قاعده تبعیت میکند، این بازه زمانی بین 6 ماه تا یک سال متغیر است. برخی کشورها توصیه میکنند فرد 6 ماه رانندگی نکند، برخی دیگر تا یک سال. ما به افرادی که قصد رانندگی دارند، توصیه میکنیم تا یک سال رانندگی بینشهری و یا درونشهری برای جابجایی مسافر را انجام ندهند. اما پس از گذشت یک سال، خودشان میتوانند رانندگی شخصی را انجام دهند، البته با رعایت کامل احتیاط و مصرف منظم داروها. برای مثال، اگر فردی نانوا است، به بیماران توصیه میکنیم که در طول مدت یک سال اول کاملاً از آب، ارتفاع، آتش و رانندگی بر حذر بمانند تا از بروز خطراتی نظیر سوختگی یا غرق شدن جلوگیری شود.
*تأثیرات روانی و مدیریت اضطراب و افسردگی
*بیماری صرع قطعاً میتواند بر سلامت روان فرد، شامل اضطراب یا افسردگی، تأثیر بگذارد. این موارد را چگونه میشود مدیریت کرد؟
-آگاهیبخشی؛ نخستین و مهمترین گام، آگاهسازی کامل خود بیمار و اطرافیان او در مورد ماهیت بیماری است.
-فعالیتهای عادی زندگی: باید به بیمار اطمینان داده شود که صرع مانعی برای انجام فعالیتهای اساسی زندگی نیست. بیمار میتواند ازدواج کند، شغل مناسب پیدا کند، فرزند بیاورد و دوره شیردهی را نیز بگذراند. هیچکدام از این مراحل به طور مطلق تحت تأثیر بیماری قرار نمیگیرند؛ تنها نیاز به آگاهی و مراقبت دارند.
-حمایت روانشناختی: برای کنار آمدن با این موارد، استفاده از مشاورههای روانشناسی بالینی توصیه میشود. پزشک معالج نیز باید گفتوگوهای لازم را با بیمار و خانواده او داشته باشد تا نگرانیها برطرف شده و بیمار بتواند با آگاهی کامل به زندگی عادی خود ادامه دهد.
* اگر توصیهای برای افرادی که بهتازگی مبتلا شدهاند یا این خبر ناگوار را شنیدهاند، دارید، لطفاً بفرمایید که باید چه اقداماتی انجام دهند؟
واقعیت این است که بیماری یک امر فراگیر در زندگی است؛ هیچکس در این دنیای خاکی متولد نشده که جهان را به شکلی بینقص و کاملاً آرام به پایان برساند؛ بنابراین، مسئله نخست، پذیرش این حقیقت است. ما انسان هستیم و همانطور که در قرآن هم آمده، انسان برای رنج و زحمت آفریده شده است. حالا یکی ممکن است بیماری خاصی (مثل اماس) بگیرد، یکی سردرد، یکی فرزندش را از دست بدهد، یا هزاران مشکل و مسئله دیگر پیش بیاید. نخستین گام این است که با این قضیه پذیرش پیدا کنیم.
وقتی پذیرش پیدا کردیم و فهمیدیم که خداوند در تمام این مسیر با ماست و ما را میبیند؛ فقط کافی است یک کلمه به دل خودمان بگوییم که «او میبیند» همین برای کنار آمدن بهتر با موضوع کافی است.
بعد از آن، فرد شروع میکند به مشورت با پزشک. نکته مهم اینجاست که بهتر است بیمار دائم پزشک عوض نکند؛ یعنی مدام از این دکتر به آن دکتر مراجعه نکند. من بیمارانی داشتم که تا به من رسیدند، چندین پزشک عوض کرده بودند. از آنجایی که در زمینه درمان و مدیریت بیماری، دیدگاهها ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشند، بهتر است که ما به یک پزشک اصلی وفادار باشیم و او را رها نکنیم، مگر اینکه خدای ناکرده هیچ پاسخی از درمان گرفته نشود یا مشکلی اساسی پیش آید.
باید صبور باشیم، داروها مرتب مصرف شوند، و افراد اکیداً باید از مصرف سیگار، الکل، و مواد مخدر دوری کنند. این افراد (بیماران) بسیار آسیبپذیر هستند؛ گاهی ما بیمار 16 سالهای داریم که در حال مصرف الکل است.
همچنین، در مورد بازیهای کامپیوتری و موبایل، منظورمان این نیست که اصلاً نباید انجام دهند، اما باید تعدیل کنند؛ مثلاً اگر قرار است دو ساعت با کامپیوتر کار کند، نیم ساعت آن را استراحت کند، یا اگر با موبایل کار میکند، زمان استفاده را از دو ساعت به نیم ساعت تا 45 دقیقه کاهش دهد. به این ترتیب، فرد میتواند بیماری را بهخوبی تحت کنترل خود درآورد و انشاءالله پس از دو تا چهار سال، داروها کم شده و زندگی عادی خود را پی بگیرد.
موضوع دیگر اینکه، در زمینه ازدواج نباید دروغ گفت. حتماً باید طرف مقابل را بیاورند تا با پزشک معالج صحبت کند و پرسشها انجام شود تا در آینده منجر به طلاق یا درگیری نشود.
فرض کنید در یک مهمانی نشستهاید و ناگهان فردی نزدیک شما شروع به لرزش شدید و از دست دادن هوشیاری میکند. در این لحظه این سؤال در ذهن شما شکل میگیرد که آیا این فرد دچار تشنج ناشی از صرع شده است؟
صرع در واقع یک اختلال مغزی است که باعث میشود ارتباطات الکتریکی مغز برای لحظاتی از مسیر عادی خارج شده و بهصورت ناگهانی، فرد دچار تشنج شود. تشنج شبیه یک «اتصالی برق» در مغز است.
اگر فردی در مهمانی دچار چنین حالتی شد، مهمترین نکته این است که وحشت نکنید. اگر فرد روی زمین افتاد، او را حرکت ندهید یا سعی نکنید چیزی در دهانش بگذارید؛ این کار خطرناک است. کاری که باید انجام دهید این است که محیط اطراف او را از اشیای تیز و سخت خالی کنید تا به خودش آسیب نزند. سر او را با یک شیء نرم (مثل یک لباس تا شده) حمایت کنید و اجازه دهید تشنج بهطور طبیعی تمام شود. معمولاً این حالت چند دقیقه طول میکشد. بعد از تمام شدن تشنج، فرد ممکن است گیج یا خوابآلود باشد؛ او را در حالت ایمن (به پهلو خوابیده) نگه دارید و تا به هوش آمدن کامل تنها نگذارید. این اقدامات اولیه میتواند از آسیب جدی جلوگیری کند.
بیماری صرع (Epilepsy) یک اختلال شایع در مغز است که باعث میشود فعالیت الکتریکی مغز بهطور موقت و غیرعادی مختل شود. این اختلال ناگهانی، منجر به بروز تشنج میشود. تشنج در واقع مانند یک «نقص فنی برق» در مغز است. در حالت عادی، سلولهای مغزی (نورونها) با هم پیامهای الکتریکی میفرستند تا بدن بتواند فکر کند، حرکت کند و احساس داشته باشد. در فرد مبتلا به صرع، گروهی از این سلولها ناگهان و بهصورت غیرقابل کنترلی شروع به شلیک سریع پیامهای الکتریکی میکنند.
صرع یک بیماری مزمن است، اما با درمان مناسب (معمولاً دارویی)، بسیاری از افراد میتوانند آن را کنترل کرده و زندگی کاملاً عادی داشته باشند. با این حال، تشنجهای کنترل نشده میتوانند خطراتی به همراه داشته باشند، ازجمله آسیب فیزیکی در اثر افتادن، یا اختلال در تمرکز و عملکرد روزمره که نیاز به مدیریت دقیق پزشکی و پرهیز از محرکها دارد.
به همین منظور با دکتر مهردخت مزده؛ متخصص بیماریهای مغز و اعصاب (نورولوژی) و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید؛
**در ابتدا تعریفی از بیماری صرع بفرمایید؟
در این اختلال، اتفاقاتی در مغز رخ میدهد که به آن «تخلیه نورونی» میگویند. این تخلیه در سطح مغز و زیرقشر مغز اتفاق میافتد و درنهایت منجر به ایجاد همان حالتی میشود که مردم عادی آن را به اسم تشنج میشناسند.
**عوامل ایجادکننده آن چیست؟
علتهای متفاوتی برای بروز صرع وجود دارد.
صرع ثانویه: این نوع ممکن است ناشی از کمبود برخی املاح و ویتامینها باشد، مثلاً کمبود ویتامین B6، یا کمبود سدیم و پتاسیم حتی در افراد سالم. همچنین، نوسانات قند خون (افزایش یا کاهش) میتواند عاملی باشد. پس بحث الکترولیتها مطرح است. عامل دیگر، بیماریهای زمینهای است، مانند بیماریهایی که فرد دچار هپاتیک آنسفالوپاتی میشود؛ یعنی کاهش سطح هوشیاری در سطح مغز که ناشی از درگیری کبد یا کلیه است.
صرع با منشأ ژنتیکی: یک بعد دیگر آن است که منشأ آن نامعلوم است و بیشتر بهواسطه ژنها رخ میدهد. ژنهایی که حتی ممکن است از هفت نسل قبل به فرد رسیده باشند.
**بیماری چطور تشخیص داده میشود؟
در رابطه با این بیماری، شایعترین و راحتترین روش تشخیص، گرفتن شرح حال از بیمار است. شرح حال معمولاً توسط خود بیمار، بستگانش، یا کسانی که او را در زمان حمله دیدهاند، ارائه میشود. در این حالت، مشاهده میشود که فرد دچار تشنج شده، بدن او خشک میشود، بعد شروع به دست و پا زدن میکند، سپس سطح هوشیاریاش کاهش یافته و بعد از 6 تا 20 ثانیه به هوش میآید و میگوید که متوجه چیزی نشده؛ بنابراین، شرح حال در درجه اول اهمیت قرار دارد.
برای تأیید، نوار مغزی نیز انجام میشود؛ البته نوار مغزی طبیعی، ردکننده حمله تشنجی نیست؛ زیرا ممکن است فرد در فواصل بین حملات تشنجی، نوار مغزی طبیعی داشته باشد، بهخصوص زمانی که به ما مراجعه میکند و تشنجش تمام شده و به حالت سلامت بازگشته است. با این حال، شرح حال حرف نخست را میزند.
در کارهای تشخیصی، ما نوار مغزی را انجام میدهیم و درخواست آزمایشاتی مانند قند خون، ترکیبات الکترولیتی مثل سدیم و پتاسیم و همچنین بررسی وضعیت کبد و کلیه را داریم تا زمانی که میخواهیم دارو تجویز کنیم، دستمان باز باشد و بدانیم آیا مجاز به تجویز داروهایی مانند فنیتوئین (دیلانتین) هستیم یا خیر.
*علائم هشدار در منزل و اقدامات لازم
افراد در محیط خانه باید در صورت مشاهده علائم زیر نگران شده و به پزشک مراجعه کنند؛
ممکن است فرد یک دفعه در حالی که نشسته، روی صندلی خوابیده یا دراز کشیده، صدایی از او شنیده شود. بدن او حالتی پیدا میکند که انگار در حال پل زدن است، یعنی از پشت قوس برمیدارد، بعد چشمانش به بالا میرود، دهانش پر از کف میشود و ممکن است ادرارش را رها کند. این زنگ خطری است که باید فوراً مورد توجه قرار گیرد.
اقدامات هنگام وقوع تشنج:
•باید اطرافیان را دور کرد و چیزهای تیز را از اطراف سر دور نگه داشت تا به بیمار برخورد نکند.
•به هیچ وجه نباید بیمار را بیدار کرد.
•باید احتیاط کرد؛ زیرا اگر بیمار روی زمین بیفتد و دست و پا بزند، ممکن است دست یا پایش بشکند.
•اگر زبان فرد بیرون مانده است، با یک گاز استریل باید خیلی آرام آن را به داخل دهان هدایت کرد. به هیچ وجه نباید دست یا چیزی را لای دندانهای بیمار گذاشت، چون انگشت فردی که میخواهد کمک کند ممکن است بهشدت آسیب ببیند یا حتی انگشتش قطع شود، زیرا نیروی عضلانی در این حالت بسیار زیاد است.
** آیا درمان قطعی برای صرع وجود دارد یا صرفاً کنترل میشود؟
در بیشتر موارد، صرع به جای درمان قطعی، قابل کنترل است. اگر منظور از درمان قطعی، رفع کامل بیماری باشد، در شرایط خاصی میتوان به آن دست یافت. بهعنوان مثال، اگر فردی که دچار تشنج شده، بیماریهای ساختار مغزی نداشته باشد، زمینه فامیلی (وراثت از والدین) نداشته باشد، ضربه مغزی شدید (مانند آنچه در کودکی رخ میدهد) نداشته باشد و علت تشنج او مشخص نباشد (مثلاً تشنج ناشی از مشکلات شناخته شدهای مانند ضربه یا عفونت نباشد)، پس از گذشت چهار سال بدون هیچگونه تشنج، میتوان با نظر پزشک، دارو را بهتدریج کاهش داد و در نهایت قطع کرد.
*روشهای درمانی غیر از دارو درمانی
*علاوه بر دارودرمانی، روشهای دیگری نیز برای کنترل صرع وجود دارد:
-جراحی: در مواردی که علت تشنج مشخص باشد (مثلاً یک ضایعه یا کانون مشخص در مغز وجود داشته باشد) و بتوان محل دقیق آن را در یک نیمکره مغز مشخص کرد، جراحی میتواند یک گزینه درمانی باشد.
-تحریک عصب واگ: در این روش، دستگاهی شبیه به پیسمیکر قلبی در زیر پوست بیمار (معمولاً در ناحیه قفسه سینه) کاشته میشود. این دستگاه با تحریک عصب واگ، تعداد و شدت تشنجات را کاهش میدهد.
*چه زمانی کار بیمار به جراحی کشیده میشود؟
بیمارانی که شرایط خاصی دارند، ممکن است کاندید جراحی شوند. این شرایط شامل موارد زیر است:
-بیمار نباید عقبماندگی ذهنی داشته باشد.
-صرع بیمار باید به درمان مقاوم باشد؛ یعنی با وجود مصرف سه نوع داروی ضد تشنج مختلف، در دوز حداکثری و به مدت سه تا شش ماه، تشنجات او کنترل نشده باشد.
-دچار تشنجات مکرر و شدید باشد.
-کانون (منبع) ضایعه در مغز به طور دقیق مشخص باشد تا جراحان بدانند کدام بخش از مغز باید برداشته یا دستکاری شود. در غیر این صورت، جراحی بیفایده خواهد بود.
*بزرگترین چالشها و نحوه کنار آمدن با آنها در این افراد چیست؟
بزرگترین چالش افراد مبتلا به صرع، در واقع یک مسئله چندوجهی است که به خود بیمار، خانواده او و پزشک بستگی دارد. این سه ضلع باید با هم همکاری کنند تا فرد بتواند با بیماری خود کنار بیاید.
نقش حمایتی خانواده بسیار مهم است، نباید به بیمار القا شود که بهدلیل ابتلا به صرع، دیگر ارزشی ندارد یا قادر به انجام هیچ کاری نیست.
واقعیتهای تاریخی و مشاهیر نشان میدهد که بسیاری از افراد موفق در طول تاریخ، ازجمله اسکندر مقدونی، نویسندگان برجستهای مانند آگاتا کریستی و الیور تویست، مبتلا به صرع بودهاند و زندگیهای بسیار موفقی را تجربه کردهاند؛ بنابراین، صرع مانعی برای داشتن یک زندگی پربار و موفق نیست. نباید فرد مبتلا به صرع، صرفاً دست روی دست بگذارد و تصور کند که دیگر قادر به هیچ کاری نیست.
*رژیم غذایی، استقلال و مدیریت جنبههای روانی صرع
*آیا رژیمهای غذایی خاصی وجود دارد که بتواند کمککننده باشد؟
بله، رژیمهای غذایی خاصی وجود دارند که میتوانند به کنترل تشنج کمک کنند، بهویژه در کودکان. این رژیمها اغلب تخصصی بوده و باید تحت نظارت دقیق پزشک تنظیم شوند. معروفترین آنها رژیم کتوژنیک است. در این رژیم، میزان چربی دریافتی بسیار بالا، میزان پروتئین در حد کافی و میزان قند (کربوهیدرات) بهشدت پایین است. این رژیم بدن را وادار میکند تا بهجای قند، از چربی برای تأمین انرژی استفاده کند. از این رژیم برای درمان صرعهای مقاوم به درمان در کودکان استفاده میشود.
این نوع رژیم با تأثیر بر سطح برخی انتقالدهندههای عصبی و گیرندههای مغزی، میتواند به مهار تشنج کمک کند.
*مسائل مربوط به استقلال و رانندگی
* یکی از بزرگترین نگرانیها مربوط به کارهایی است که نیاز به تمرکز بالا دارند، مانند رانندگی یا ادامه تحصیل در دانشگاه. چه توصیهای برای حفظ ایمنی در این زمینهها دارید؟
ببینید، معمولاً بر اساس مطالعات انجامشده در کشورهای خارجی که ایران نیز از این قاعده تبعیت میکند، این بازه زمانی بین 6 ماه تا یک سال متغیر است. برخی کشورها توصیه میکنند فرد 6 ماه رانندگی نکند، برخی دیگر تا یک سال. ما به افرادی که قصد رانندگی دارند، توصیه میکنیم تا یک سال رانندگی بینشهری و یا درونشهری برای جابجایی مسافر را انجام ندهند. اما پس از گذشت یک سال، خودشان میتوانند رانندگی شخصی را انجام دهند، البته با رعایت کامل احتیاط و مصرف منظم داروها. برای مثال، اگر فردی نانوا است، به بیماران توصیه میکنیم که در طول مدت یک سال اول کاملاً از آب، ارتفاع، آتش و رانندگی بر حذر بمانند تا از بروز خطراتی نظیر سوختگی یا غرق شدن جلوگیری شود.
*تأثیرات روانی و مدیریت اضطراب و افسردگی
*بیماری صرع قطعاً میتواند بر سلامت روان فرد، شامل اضطراب یا افسردگی، تأثیر بگذارد. این موارد را چگونه میشود مدیریت کرد؟
-آگاهیبخشی؛ نخستین و مهمترین گام، آگاهسازی کامل خود بیمار و اطرافیان او در مورد ماهیت بیماری است.
-فعالیتهای عادی زندگی: باید به بیمار اطمینان داده شود که صرع مانعی برای انجام فعالیتهای اساسی زندگی نیست. بیمار میتواند ازدواج کند، شغل مناسب پیدا کند، فرزند بیاورد و دوره شیردهی را نیز بگذراند. هیچکدام از این مراحل به طور مطلق تحت تأثیر بیماری قرار نمیگیرند؛ تنها نیاز به آگاهی و مراقبت دارند.
-حمایت روانشناختی: برای کنار آمدن با این موارد، استفاده از مشاورههای روانشناسی بالینی توصیه میشود. پزشک معالج نیز باید گفتوگوهای لازم را با بیمار و خانواده او داشته باشد تا نگرانیها برطرف شده و بیمار بتواند با آگاهی کامل به زندگی عادی خود ادامه دهد.
* اگر توصیهای برای افرادی که بهتازگی مبتلا شدهاند یا این خبر ناگوار را شنیدهاند، دارید، لطفاً بفرمایید که باید چه اقداماتی انجام دهند؟
واقعیت این است که بیماری یک امر فراگیر در زندگی است؛ هیچکس در این دنیای خاکی متولد نشده که جهان را به شکلی بینقص و کاملاً آرام به پایان برساند؛ بنابراین، مسئله نخست، پذیرش این حقیقت است. ما انسان هستیم و همانطور که در قرآن هم آمده، انسان برای رنج و زحمت آفریده شده است. حالا یکی ممکن است بیماری خاصی (مثل اماس) بگیرد، یکی سردرد، یکی فرزندش را از دست بدهد، یا هزاران مشکل و مسئله دیگر پیش بیاید. نخستین گام این است که با این قضیه پذیرش پیدا کنیم.
وقتی پذیرش پیدا کردیم و فهمیدیم که خداوند در تمام این مسیر با ماست و ما را میبیند؛ فقط کافی است یک کلمه به دل خودمان بگوییم که «او میبیند» همین برای کنار آمدن بهتر با موضوع کافی است.
بعد از آن، فرد شروع میکند به مشورت با پزشک. نکته مهم اینجاست که بهتر است بیمار دائم پزشک عوض نکند؛ یعنی مدام از این دکتر به آن دکتر مراجعه نکند. من بیمارانی داشتم که تا به من رسیدند، چندین پزشک عوض کرده بودند. از آنجایی که در زمینه درمان و مدیریت بیماری، دیدگاهها ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشند، بهتر است که ما به یک پزشک اصلی وفادار باشیم و او را رها نکنیم، مگر اینکه خدای ناکرده هیچ پاسخی از درمان گرفته نشود یا مشکلی اساسی پیش آید.
باید صبور باشیم، داروها مرتب مصرف شوند، و افراد اکیداً باید از مصرف سیگار، الکل، و مواد مخدر دوری کنند. این افراد (بیماران) بسیار آسیبپذیر هستند؛ گاهی ما بیمار 16 سالهای داریم که در حال مصرف الکل است.
همچنین، در مورد بازیهای کامپیوتری و موبایل، منظورمان این نیست که اصلاً نباید انجام دهند، اما باید تعدیل کنند؛ مثلاً اگر قرار است دو ساعت با کامپیوتر کار کند، نیم ساعت آن را استراحت کند، یا اگر با موبایل کار میکند، زمان استفاده را از دو ساعت به نیم ساعت تا 45 دقیقه کاهش دهد. به این ترتیب، فرد میتواند بیماری را بهخوبی تحت کنترل خود درآورد و انشاءالله پس از دو تا چهار سال، داروها کم شده و زندگی عادی خود را پی بگیرد.
موضوع دیگر اینکه، در زمینه ازدواج نباید دروغ گفت. حتماً باید طرف مقابل را بیاورند تا با پزشک معالج صحبت کند و پرسشها انجام شود تا در آینده منجر به طلاق یا درگیری نشود.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.