از ویلاسازی در بالادست تا فقر خاک در پاییندست
سپهرغرب، گروه زیست بوم- طاهره ترابی مهوش: تخریب سرزمین در ایران دیگر صرفاً یک مسئله محیطزیستی نیست؛ بحرانی است که از دل تصمیمهای کوتاهمدت، ضعف حکمرانی منابع طبیعی و نادیدهگرفتن دانش تخصصی سر برآورده و اکنون پیامدهای آن در فقر روستاها، نابودی مراتع، کاهش حاصلخیزی خاک و افول جایگاه منطقهای ایران در دیپلماسی زیستمحیطی دیده میشود. مدیرکل پیشین امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، از چرخهای معیوب سخن میگوید که اگر مهار نشود، بخشی از سرمایه زیستی کشور را به نقطه بازگشتناپذیر خواهد رساند.
این پدیده زمانی رخ میدهد که تعادل اکولوژیکی (بومشناختی) خاک در اثر تغییرات اقلیمی یا مداخلات انسانی (مانند سوءمدیریت آبی و کشاورزی تخریبی) بههم بخورد و زمین، قابلیت تولید و بازدهی خود را از دست بدهد. در واقع، بیابانزایی فرآیندی است که در آن، لایههای حاصلخیز خاک که حاصل هزاران سال تکامل طبیعی هستند، در مدت زمانی کوتاه نابود شده و سرزمین به مرحلهای از تخریب میرسد که بازگشت به حالت اولیه، در مقیاس زمانی انسانی غیرممکن میشود. این بحران نهتنها یک مسئله محیطزیستی، بلکه یک تهدید جدی برای امنیت غذایی، پایداری اقتصادی و تابآوری ملی است.
بر این اساس با توجه به اهمیت موضوع برآن شدیم تا در این زمینه با مدیرکل پیشین امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و دانشآموخته دکتری مدیریت بیابان گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
وحید جعفریان در تحلیلی درباره وضعیت مدیریت سرزمین هشدار داد که ایران همزمان با یک بحران محیطزیستی و کاهش جایگاه بینالمللی در زمینه تخریب سرزمین روبهرو است.
او با توضیح زنجیرهای از تخریب که از ویلاسازیهای غیرقانونی در مناطق بالادست آغاز میشود و در پاییندست به فقر شدید و نابودی زیستگاههای عشایری میانجامد، گفت: سوءمدیریت داخلی و کمبود دانش در سطوح تصمیمگیری باعث شده ساختارهای ملی در این حوزه تضعیف شوند و ایران در کنوانسیون مقابله با بیابانزایی به حاشیه رانده شود. در چنین شرایطی پیشتازیهای علمی ایران بهتدریج جای خود را به رقبای منطقهای داده و تابآوری کشور در برابر بحرانهای زیستمحیطی بهشدت کاهش یافته است.
مدیر پیشین امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بر ضرورت تفکیک میان دو مفهوم «بیابان» و «بیابانزایی» تأکید کرد و گفت: بیابان یک پدیده طبیعی است و ظرفیتها و قابلیتهای خاص خود را دارد، اما بیابانزایی نتیجه مستقیم سوءمدیریت منابع طبیعی در مناطق خشک و نیمهخشک است.
جعفریان افزود: تخریب سرزمین زمانی رخ میدهد که بهرهبرداری نامتناسب از آب و خاک، زمین را از چرخه تولید خارج کرده و آن را وارد مسیر تخریب کند.
*فلج شدن ساختارهای مدیریتی و ناکارآمدی کارگروه
وی تصریح کرد: این کارگروه که در سال 1385 با هدف ایجاد ساختاری منسجم برای پیگیری تعهداتِ کنوانسیون مقابله با بیابانزایی تشکیل شد و آییننامه اجرایی آن نیز به تصویب هیئت دولت رسید، اکنون عملاً غیرفعال است.
او با انتقاد از اینکه موضوع بیابانزایی در برنامههای وزارتخانهها جایگاهی ندارد، افزود: ما زمانی از فعالان جدی این کنوانسیون در سطح جهانی بودیم و موفق شدیم منابع و پروژههای منطقهای، ازجمله پروژههای مقابله با گرد و غبار را به کشور جذب کنیم؛ اما متأسفانه در سالهای اخیر، ارتباط رسمی ما با این نهادها دچار اختلال شده است.
*افول دیپلماسی زیستمحیطی ایران در غرب آسیا
مدیرکل پیشین امور بیابان با مقایسهای تلخ، وضعیت کنونی ایران را در برابر کشورهای منطقهاینگونه توصیف کرد: ایران زمانی پیشگام معرفی شاخصهای تخریب سرزمین به جهان بود و اساتید برجسته دانشگاه تهران در این عرصه پیشرو بودند، اما اکنون این جایگاه را به کشورهایی مثل ترکیه و عربستان واگذار کردهایم.
جعفریان تأکید کرد: مسائلی مانند طوفانهای گرد و غبار، خشکسالیهای منطقهای و مدیریت آبهای مرزی، موضوعات محلی نیستند و نیازمند دیپلماسی زیستمحیطی فعالاند؛ ظرفیتی که متأسفانه در سالهای اخیر در ساختار دولت نادیده گرفته شده و منجر به انزوای ایران در این حوزه شده است.
*پیوند ناگسستنی فقر و تخریب سرزمین
او در ادامه به پیامدهای اجتماعی-اقتصادی بیابانزایی پرداخت و گفت: تخریب سرزمین، آغازگر یک چرخه معیوب است.
او با بیان اینکه با از دست رفتن حاصلخیزی خاک، بهرهوری اراضی (از مراتع و جنگلها گرفته تا زمینهای کشاورزی) کاهش مییابد، اظهار کرد: این کاهش تولید، فقر را در مناطق آسیبدیده افزایش میدهد و در نهایت، فقرِ بیشتر، مردم را مجبور میکند برای بقا، به تخریبِ باقیماندهی منابع روی بیاورند.
این مدیر پیشین حوزه منابع طبیعی افزود: این رابطه متقابل بین فقر و تخریب، بیابانزایی را به یک بحران انسانی و اجتماعی تبدیل کرده که راه خروج از آن تنها از مسیر مدیریت پایدار سرزمین میگذرد.
جعفریان در تحلیلی جامع و انتقادی از وضعیت مدیریت سرزمین در ایران عنوان کرد: آنچه مسلم است، کشور با یک «چرخه معیوب تخریب» روبهروست که اگر ادامه یابد، خسارات جبرانناپذیری به زیرساختهای زیستی کشور وارد خواهد کرد.
وی با تأکید بر اینکه مقابله با بیابانزایی نباید نگاهی تشریفاتی یا احساسی داشته باشد، تصریح کرد: این موضوع یکی از ارکان اصلی تابآوری و استقلال ملی است.
*زنجیره تخریب؛ از ویلاسازی در بالادست تا فقر در پاییندست
این دانشآموخته دکترای مدیریت مناطق بیابانی در تشریح ابعاد اجتماعی- اکولوژیکی تخریب سرزمین، به تغییر کاربریهای غیرقانونی در مناطق حساس اشاره کرد و گفت: گسترش تخریب سرزمین را میتوان در یک مثال عینی مشاهده کرد؛ وقتی گستره وسیعی از اراضی بالادست، از باغ و طبیعت به ویلاسازی تبدیل میشود، نهتنها پوشش گیاهی از بین میرود، بلکه بخش قابلتوجهی از زیستگاههای عشایر و مراتع کشور را نیز از دست میدهیم. این اتفاق، چرخه معیوبی در جابهجایی دامهای عشایر ایجاد کرده و تعادل اکولوژیکی منطقه را بهم میزند.
جعفریان با اشاره به بحران توزیع منابع آب افزود: این تغییر کاربریها، منجر به نوعی بیعدالتی زیستمحیطی شده است. آبی که پیش از این در پاییندست برای کشاورزی بهکار گرفته میشد، اکنون در بالادست صرفاً برای پر کردن استخرهای ویلاها و آبیاری درختانی برای زیبایی منظر، مصرف میشود، این سوءمدیریت، فقر جدی را در پاییندست ایجاد کرده و در نهایت منجر به ناکارآمد شدن کل فرایند تولید در منطقه میشود.
*آستانه تخریب و فاجعه بازگشتناپذیری خاک
وی در بخش دیگری از تحلیل خود، ضمن اشاره به مفهوم علمی آستانه تخریب، نسبت به تخریب خاک در مناطق شیبدار هشدار داد گفت: در تعریف بیابانزایی، زمانی که تخریب از یک حد آستانهای عبور کند، شرایط دیگر به حالت قبل باز نمیگردد.
وی ادامه داد: باید درک کنیم که تشکیل تنها یک سانتیمتر مکعب از خاک حاصلخیز، ممکن است صدها سال زمان ببرد؛ اما همین ثروت ملی، تنها با یک بار شخم زدن در یک عرصه شیبدار برای کاشت بذر گندم، بهراحتی از بین میرود.
این دانش آموخته دکتری مدیریت مناطق بیابانی با انتقاد شدید از رویکردهای کوتاهمدت در کشاورزی، افزود: بسیاری از کشاورزان با این امید که شاید امسال محصول گندم به لحاظ درآمدی مناسب باشد، گیاهان چندصدساله مراتع را نابود میکنند حال آنکه این یک معامله شکستخورده است؛ زیرا بازدهی اندک و موقتی یک فصل، به بهای تخریب یک مرتع چندصدساله تمام میشود که هرگز باز نمیگردد. در واقع، کشاورزی مبتنی بر تولید صرف، بدون رویکرد پایداری، خود به تیغی در جهت تشدید بیابانزایی تبدیل شده است.
*نقد خلأ مدیریتی و ضرورت بومیسازی الگوی LDN
جعفریان با اشاره به فاصله گرفتن تصمیمگیران از دانش تخصصی، از فقدان یک سیستم پایش نتیجهمحور در کشور انتقاد کرد وی با بیان اینکه در حال حاضر کمترین بهرهوری از پتانسیلهای علمی در مدیریت سرزمین صورت میگیرد، تشریح کرد:ما در حال حاضر با حدس و گمان یا ارجاع به گزارشهای ده سال پیش پیش میرویم، در حالی که هیچ شاخص نتیجهمحوری برای پایش سالانه تخریب سرزمین نداریم.
وی با اشاره به الگوی جهانی «خنثیسازی تخریب سرزمین» (LDN)، گفت: این الگو بر پایه سامانههای ماهوارهای و اطلاعات جغرافیایی (GIS) است و میتواند میزان دقیق تخریب را بهصورت سالانه اندازهگیری کند.
او که در گذشته مسئولیت دبیرخانه ملی این کارگروه را بر عهده داشته و شاهد فعالیتهای گسترده بینالمللی در این حوزه بوده است، خاطرنشان کرد: باید این روشها را بومی و ملی کنیم؛ چراکه با وجود اساتید برجسته در این زمینه، متأسفانه این دانش هنوز در لایههای تصمیمگیرنده جاری نشده است.
این فعال محیط زیست با اشاره به هشتمین گزارش کشوری درباره تخریب سرزمین، ابراز نگرانی کرد و افزود: این گزارشها احتمالاً به کنوانسیون مقابله با بیابانزایی ارائه نشدهاند که این موضوع قطعاً ناشی از برخی ملاحظات بوده است.
*راهکارهای جایگزین؛ از کشاورزی حفاظتی تا مدیریت ارگانیک
جعفریان برای خروج از این بحران، بر تغییر رویکرد وزارت جهاد کشاورزی و سازمانهای متولی تأکید کرد و هشدار داد: اگر مدیریت کشاورزی اصلاح نشود، این بخش بهعنوان متهم ردیف اول بیابانزایی شناخته خواهد شد.
او ترویج «کشاورزی حفاظتی» را یکی از راهحلهای اصلی برای مقابله با بیایانزایی دانست و گفت: اجرای کشاورزی «بدون شخم» در عرصههای آسیبپذیر بسیار ضروری است، این روش به حفظ حاصلخیزی خاک و جلوگیری از فرسایش آن کمک شایانی میکند.
جعفریان با بیان اینکه کشت متناوب و استفاده از چندین گونه گیاهی در کنار هم، تنها راه حفظ مواد مغذی و ساختار خاک است که از طریق اجرای تغییر الگوی کشت میسر میشود اذعان کرد: بهروزرسانی روشهای آبیاری و تغذیه مناسب خاک از دیگر الزاماتی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به مصرف گسترده سموم و کودهای شیمیایی، خواستار جایگزینی آنها با روشهای ارگانیک و بیولوژیک شد و افزود: این امر از تخریب میکروبیولوژی خاک جلوگیری میکند.
وی با اشاره به آمارهای نگرانکننده فرسایش خاک در ایران گفت: در بسیاری از اراضی شیبدار کشور، شخم زمین در جهت شیب انجام میشود که یک خطای اساسی است و باعث شسته شدن سریع خاک و از بین رفتن حاصلخیزی زمین میشود.
او تأکید کرد: دولت باید مقابله با بیابانزایی را در اولویت اصلی برنامههای خود قرار دهد و افزود: مدیریت پایدار سرزمین، زیربنای بسیاری از مفاهیم کلیدی کشور ازجمله استقلال و پایداری است.
این فعال محیط زیستی در پایان خاطرنشان کرد: نمیتوان با چند شعار درباره مقابله با تخریب سرزمین از کنار این مسئله گذشت. این موضوع بسیار جدی است و نیازمند رویکردی علمی، دادهمحور و عملیاتی است تا از نابودی تدریجی خاکهای کشور جلوگیری شود.