محله؛ نهاد دوم تأمین نیازهای انسان پس از خانواده
سپهرغرب، گروه اجتماعی- صبا اسدی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی گفت: پس از خانواده که نخستین واحد شکلدهنده زندگی اجتماعی بهشمار میرود، محله در ساختار شهر نزدیکترین محیط به زندگی انسان است که با منطقی مشابه خانواده، نیازهای او و تعاملات اجتماعیاش را در سطح جامعه تأمین میکند.
با گسترش شهرنشینی و پیچیدگی روابط اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی شهری و سرمایه اجتماعی به موضوعی حیاتی بدل شده است. توسعه پایدار امروز، فراتر از پروژههای عمرانی، نیازمند توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و انسانی است. تجربیات جهانی نشان میدهند که تقویت ارتباطات محلی، ایجاد حس تعلق و گسترش مسئولیتپذیری اجتماعی، به افزایش اعتماد عمومی و کاهش آسیبهای شهری کمک میکند؛ امری که با مشارکت نهادهای مردمی و گروههای داوطلب تسهیل میشود.
در ایران نیز متخصصان بر ضرورت بازخوانی هویت محلی و بهرهگیری از الگوهای بومی در کنار دانش مدرن تأکید دارند تا از طریق تقویت ظرفیتهای اجتماعی محلات، پیوندهای انسانی استحکام یافته و کیفیت زندگی شهروندان بهبود یابد.
در همین راستا با عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی درخصوص بررسی ابعاد مختلف جایگاه محله در زندگی شهری، نقش نهادهای اجتماعی در تقویت ارتباطات مردمی، اهمیت مشارکت شهروندان و الزامات سیاستگذاری، به گفتوگو پرداختهایم که در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد.
دکتر محمدرضا قائمینیک با اشاره به جایگاه محله در ساماندهی زندگی شهری، تأکید کرد: محله نزدیکترین نهاد اجتماعی به خانواده است و میتواند بسیاری از نیازهای فرهنگی، اجتماعی و انسانی شهروندان را در فضایی مبتنی بر همدلی و همسایگی برطرف کند.
** محله همان امتداد طبیعی خانواده در زندگی شهری است
وی در پاسخ به این پرسش که چرا محله میتواند یکی از مهمترین کانونهای حل مسائل اجتماعی باشد، گفت: زندگی شهری به دلیل آنکه بر نوعی مدنیت استوار است، به ارتباطات فرهنگی و اجتماعی نزدیک میان انسانها نیاز دارد. اگر خانواده را نخستین واحد شکلدهنده زندگی اجتماعی انسان بدانیم، یعنی اولین نهادی که انسان ناگزیر است رفع نیازهای خود را بهصورت جمعی در آن دنبال کند، در این صورت روشن میشود که انسان برای تأمین نیازهای خود به مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی و دیگر ابعاد زندگی نیاز دارد.
به گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه 200 سوره آلعمران اشاره کردهاند که تفکیک و استقلال کامل این ابعاد از یکدیگر، میتواند زندگی انسان را با بحران هویت مواجه کند.
قائمینیک ادامه داد: پس از خانه و خانواده، نزدیکترین نهادی که میتواند در زندگی شهری نیازهای انسان را با همان منطق خانواده برطرف کند، محله است. انسان به محض خروج از خانه با افرادی خارج از خانواده تعامل پیدا میکند و محله نزدیکترین محیطی است که میتواند روابطی شبیه روابط خانوادگی ایجاد کند.
وی افزود: اگر به تاریخ جامعه ایرانی، بهویژه پس از ظهور اسلام، نگاه کنیم، میبینیم که محلهها همواره با مسجد پیوند داشتهاند. این موضوع نشان میدهد که محله مسجدمحور تا چه اندازه میتواند به فضای خانه و خانواده نزدیک باشد و نیازهای اجتماعی افراد در بیرون از خانه را تأمین کند.
** همسایگی؛ عنصر متمایزکننده محله از سایر ساختارهای شهری
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی درباره نقش همسایگی در ارتقای کیفیت زندگی شهری گفت: محله نزدیکترین نهاد اجتماعی به خانواده است و مفهوم همسایگی فقط به خانهها محدود نمیشود؛ بلکه همسایگیِ خانه با مدرسه، مسجد، بازار و سایر مراکز اجتماعی نیز در همین چارچوب معنا مییابد.
قائمینیک توضیح داد: ما مراکز مختلفی مانند بازار، مسجد و مدرسه داریم، اما زمانی که اینها در ساختار محله قرار میگیرند، وارد شبکه همسایگی میشوند. وقتی میگوییم «مسجدِ محله ما»، «مدرسه محله ما» یا «بازار محله ما»، در واقع این نهادها به همسایگان ما تبدیل میشوند و همین همسایگی، امکان همافزایی و تولید سرمایه اجتماعی را فراهم میکند.
به گفته وی، نیاز انسان به دادوستد در بازار، آموزش در مدرسه، اشتغال در ادارات و دیگر نیازهای اجتماعی، همگی در محله قابل تأمین هستند؛ اما آنچه محله را از ساختارهای غیرمحلهمحور متمایز میکند، همین ویژگیِ همسایگی و اخلاقِ اجتماعیِ برآمده از آن است.
وی تصریح کرد: در شهری که محلهمحور نباشد، بازار، مدرسه و اداره وجود دارد، اما روابط از مسیر «همسایگی» عبور نمیکند؛ به همین دلیل، همدلی و اخلاق اجتماعی که در این مفهوم نهفته است، از بین میرود.
*نقش مسجد، مدرسه و گروههای داوطلب در تقویت پیوندهای محله
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی درباره نقش این نهادها در تحکیم پیوندهای محلی گفت: انسان برای رفع نیازهای خود در خانواده، بازار، مدرسه و محیط کار، همواره طبق نوعی «دستگاه محاسباتی» عمل میکند؛ اما این محاسبات همیشه با درصدی از خطا، غفلت یا اشتباه همراه است.
قائمینیک افزود: انسان هرچقدر هم تلاش کند پدر، کارمند یا کاسب خوبی باشد، باز هم ممکن است در محاسباتش دچار خطا شود. نقش همسایگی و نیروهای داوطلب دقیقاً در همینجا نمایان میشود؛ یعنی جایی که آنها کاستیهای ناشی از این خطاهای انسانی را جبران میکنند.
وی با ذکر مثالی گفت: ممکن است فردی تمام تلاش خود را برای تأمین مخارج خانواده انجام دهد، اما در پایان ماه بهدلیل اشتباهی در محاسبات مالی بدهکار شود. در چنین شرایطی، گروههای داوطلب و همسایگان به یاری او میآیند تا با جبران آن خطا، مانع از اختلال در زندگیاش شوند.
وی ادامه داد: یا ممکن است فردی تمام اقدامات ایمنی را انجام داده باشد، اما باز هم حادثهای مثل آتشسوزی رخ دهد. در چنین شرایطی، نیروهای داوطلب میتوانند خسارتهای ناشی از این حوادث یا خطاهای احتمالی را جبران کنند.
*مدرسه؛ نهادی آموزشی که به حمایت اجتماعی نیاز دارد
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی درباره نقش مدرسه گفت: وظیفه اصلی مدرسه، آموزش و شکوفایی استعدادهای دانشآموزان است؛ اما در عمل، برخی دانشآموزان به دلایل مختلفی از جمله مشکلات خانوادگی، فقر، طلاق والدین یا ضعفهای درسی، در روند تحصیل خود دچار مشکل میشوند.
قائمینیک افزود: در چنین شرایطی، گروههای جهادی و داوطلب میتوانند با برگزاری کلاسهای تقویتی و حمایتی، این خلأ را پر کنند. امروزه نمونههای موفقی از این اقدامات را در مساجد و برخی تجمعات مردمی شاهد هستیم.
به گفته وی، این اقدامات نشان میدهد که نیروهای داوطلب میتوانند اختلالهای سیستم زندگی شهری را جبران کرده و افراد را به مسیر عادی زندگی بازگردانند.
*مشارکت جوانان؛ سرمایهگذاری برای آینده
وی درباره راهکارهای مشارکت جوانان و نوجوانان در فعالیتهای محلهمحور اظهار کرد: در جهان مدرن، بهویژه در فرهنگ غرب، تلقی رایجی از «جوانی» وجود دارد که آن را عمدتاً با سرگرمی و هیجان تعریف میکند. در این نگاه، نیروی سرشار جوانی صرفِ هیجان، ورزش و سرگرمیهای گوناگون میشود و اصطلاحِ «جوان باید جوانی کند» نیز بر همین مبنا شکل گرفته است.
عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی افزود: اما در نگاه دینی، جوانی سرمایهای است که باید برای دوران پیری ذخیره شود. این نیرو باید به سرمایهای تبدیل شود که در سالهای بعدی زندگی به کار انسان بیاید.
قائمینیک تصریح کرد: این سرمایهگذاری از طریق خودسازی، تزکیه نفس، تقویت جسم و روح و همچنین خدمت به دیگران محقق میشود. اگر جوانی با همین توان و نیرو به مردم و محلهاش خدمت کند، در آینده نیز همان جامعه و محله، پشتوانه او خواهند بود.
وی با اشاره به توصیههای امام خمینی (ره) افزود: «ایشان همواره جوانان را به خودسازی در دوران جوانی توصیه میکردند تا ثمرهاش را در سالهای بعد مشاهده کنند.»
*شهر باید محل زندگی باشد، نه محل سوداگری
وی در پاسخ به این پرسش که مدیریت شهری و رسانهها چگونه میتوانند محلههای موفق را معرفی و الگوهای برتر را گسترش دهند، گفت: نخستین گام، تغییر نگاه مسئولان شهری است؛ اینکه شهر را «محل زندگی» بدانند، نه «محل سوداگری و کسب منفعت».
این استاد دانشگاه توضیح داد: در یک نگاه، شهر محلی برای ثروتاندوزی است؛ اما در دیدگاه مدنیت اسلامی، شهر محل رشد انسان است؛ جایی که تقسیم کار، همکاری و تعامل اجتماعی، زمینه تعالی انسان را فراهم میکند.
قائمینیک تأکید کرد: یکی از مهمترین آسیبهای شهرهای امروزی ما، نگاه سوداگرانه برنامهریزان است؛ بهطوریکه زمین که باید بستری برای ساخت خانه و زندگی باشد، به ابزاری برای کسب سود تبدیل شده است.
وی ادامه داد: خرید و فروش زمین، رانتخواری، افزایش مصنوعی قیمتها و تبدیل مسکن به کالایی سرمایهای، شهر را از مکانی برای زندگی به عرصه رقابت، تنش و حتی نوعی غارتگری اقتصادی تبدیل کرده است.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی افزود: از بین رفتن اعتماد اجتماعی، نتیجه مستقیم همین رویکرد است؛ وقتی اعتماد در شهر از میان برود، امنیت نیز برای تمام شهروندان سلب خواهد شد.
*اولویت سیاستگذاری باید زندگی مردم باشد
قائمینیک تصریح کرد: اگر مسئولان بهجای سود کوتاهمدت، نگاهی بلندمدت داشته باشند و بهجای پیگیری سودهای کلان، به شکلگیری محلات، افزایش اعتماد عمومی و تقویت روابط صمیمانه میان مردم توجه کنند، در نتیجه شهری امنتر، آرامتر و مهربانتر خواهیم داشت.
وی افزود: هنگام تصویب پروژههای شهری نیز نباید صرفاً به کارهای عمرانی و کالبدی بسنده کرد؛ بلکه پروژههای فرهنگی و مرتبط با کیفیت زندگی مردم باید در اولویت قرار گیرند و سپس پیوستهای عمرانی، اقتصادی و سایر ابعاد برای آنها تدوین شود.
** محلهمحوری نیازمند اصلاح همزمان فرد و ساختار است
وی تأکید کرد: در ادبیات علوم اجتماعی، بخشی از وظایف بر عهده افراد و بخشی بر عهده ساختارهاست؛ به همین دلیل هیچکدام بهتنهایی برای رسیدن به اهداف کافی نیستند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی گفت: افراد باید بیاموزند که چگونه در خانواده و محله زندگی کنند و مسئولیتهای اجتماعی خود را بشناسند، اما همزمان سیاستهای کلان نیز باید محلهمحور باشند. اگر سیاستهای شهری خود باعث تخریب محله شود، صرفِ توصیه به مردم برای محلهمحوری تأثیر چندانی نخواهد داشت.
قائمینیک در پایان خاطرنشان کرد: رابطه فرد و جامعه رابطهای دوسویه است؛ بنابراین تحقق شهر مطلوب تنها زمانی ممکن است که هم سیاستهای شهری بر محور محله تنظیم شوند و هم شهروندان برای داشتن زندگی محلهمحور تربیت شوند.