تقویت بنیه معرفتی و مهارتی، یگانه راه تبدیل هیئتهای مذهبی به قرارگاه جنگ ترکیبی
نخستین کارکرد هیئتهای مذهبی، بازتولید حافظه دینی و تاریخی جامعه شیعی است؛ پرداختن به واقعه عاشورا در هیئتها، صرفاً روایت یک حادثه تاریخی نیست، بلکه به زبان اشک، حماسه، مرثیه، خطابه و مشارکت جمعی، به حافظه فعال جامعه تبدیل میشود. هیئتها یادآور میشوند که مفاهیمی مانند عدالت، وفاداری، آزادگی، ایثار، ظلمستیزی و مسئولیت اجتماعی، مفاهیمی انتزاعی و کتابخانهای نیستند، بلکه میتوانند در زندگی روزمره مردم معنا پیدا کنند. در این معنا، هیئت یک کلاس درس عمومی است، کلاسی که الزاماً دیوار و تخته ندارد، اما از کودکی تا پیری، نسلهای مختلف را با زبان نماد، عاطفه و تجربه جمعی، آموزش میدهد.
کارکرد دوم هیئتها، تولید همبستگی اجتماعی است. انسان امروز بهویژه در شهرهای بزرگ بیش از همیشه در معرض تنهایی، پراکندگی و گسست روابط محلی قرار دارد. هیئتها میتوانند این گسست را تاحدی ترمیم کنند؛ در یک هیئت افراد با طبقات اجتماعی متفاوت، سطح تحصیلات مختلف، سنین متنوع و مشاغل گوناگون، کنار هم مینشینند، خدمت میکنند، هزینه میدهند، نذر میکنند، مسئولیت میپذیرند و در یک تجربه مشترک سهیم میشوند. همین تجربه مشترک، نوعی سرمایه اجتماعی میسازد؛ سرمایهای مبتنی بر اعتماد، آشنایی، همکاری و احساس تعلق. جامعهای که از این شبکههای اعتماد محروم شود، در لحظههای بحران، بسیار آسیبپذیرتر خواهد بود.
سومین کارکرد مهم هیئت، تربیت عاطفی و اخلاقی است؛ هیئت، عاطفه دینی را سازمان میدهد. اشک در هیئت اگر درست فهم شود، صرفاً تخلیه احساسات نیست، تمرین رقت قلب، همدلی با مظلوم، حساسیت نسبت به رنج انسان و اعتراض به بیعدالتی است. جامعهای که توان گریستن بر مظلوم را از دست بدهد، ممکن است بهتدریج نسبت به ظلم، فقر، تبعیض و رنج دیگران بیحس شود. از این منظر هیئت میتواند مدرسهای برای زنده نگه داشتن قلب جامعه باشد؛ البته به شرط آنکه عاطفه دینی با معرفت، اخلاق، عقلانیت و مسئولیت اجتماعی، همراه شود.
چهارمین کارکرد هیئتها، تربیت نیروی داوطلب و مسئولیتپذیر است. بسیاری از نوجوانان و جوانان نخستین تجربههای جدی کار جمعی، نظم، تقسیم وظیفه، مدیریت زمان، تأمین مالی، ارتباط با مردم، رسانه، اجرا، تدارکات و حل مسئله را در هیئت میآموزند. کسی که در نوجوانی یاد میگیرد برای یک مجلس صندلی بچیند، صوت آماده کند، چای بدهد، نظم جمع را حفظ، پوستر طراحی و یا برای نیازمندان بسته معیشتی آماده کند، درحال تمرین نوعی زیست اجتماعی است. هیئت اگر درست هدایت شود، میتواند مدرسه غیر رسمی مدیریت مردمی و کنش داوطلبانه باشد.
پنجمین کارکرد، امداد اجتماعی و مواسات است؛ در سالهای اخیر بهویژه در بحرانهایی مانند کرونا، سیل، زلزله یا مشکلات معیشتی، بخشی از هیئتها نشان دادند که ظرفیت تبدیل شدن به شبکههای کمکرسان محلی را دارند. این ظرفیت از آنجا میآید که هیئتها معمولاً به مردم نزدیکاند، افراد نیازمند محله را بهتر میشناسند، اعتماد عمومی بیشتری در دریافت نذورات دارند و میتوانند در زمان کوتاه، نیرو و امکانات مردمی را بسیج کنند. از این جهت هیئت فقط محل برگزاری آیین نیست، میتواند حلقه واسط میان خیرین، مردم و نیازهای واقعی جامعه باشد.
ششمین کارکرد هیئتها، حفظ پیوند نسلها است؛ در بسیاری از خانوادههای ایرانی، حضور در هیئت بخشی از خاطره مشترک خانوادگی است. پدر، مادر، فرزند، پدربزرگ و مادربزرگ، هریک به شکلی با این فضا ارتباط میگیرند. هیئتها درصورتی که زبان نسل جدید را بفهمند، میتوانند میان سنت و آینده، آشتی برقرار کنند. مسئله امروز این نیست که هیئت فقط شکلهای گذشته را تکرار کند، مسئله این است که حقیقت عاشورا، اخلاق اهل بیت علیهم السلام و فرهنگ خدمت را با زبان امروز، رسانه امروز و پرسشهای نسل امروز، بازخوانی کند.
درواقع باید گفت طی قرنها، هیئتهای مذهبی یکی از ستونهای کنشگری فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی جامعه ما بودهاند؛ بسیاری از تحولات بزرگ در جمع نورانی هیئتها رقم خورده، اما در این میان یک نکته مهم آن است که زمانی هیئتها توانستهاند در پیشانی حرکتهای بزرگ نقشآفرینی کنند که خود بهلحاظ عِده و عُده، سرمایه کافی داشتهاند. اخیراً یکی از مسئولان گفته بود «هیئتها قرارگاه عملیات نرم در جنگ ترکیبی هستند.» فارغ از اینکه نیت این مقام مسئول از چنین ادعایی چه بوده و دقیقاً کدام و چند درصد از هیئتها را در این اندازه دیده است، باید گفت قطعاً هیئتها از چنین ظرفیتی برخوردار هستند، اما به شرطها و شروطها؛ به عبارت دیگر میتوان از هیئتهای مذهبی بهعنوان «قرارگاه عملیات نرم در جنگ ترکیبی» سخن گفت، اما نه صرفاً به این دلیل که هیئتها جمعیت دارند یا شعارهای انقلابی تولید میکنند، بلکه زمانی این ادعا معتبر است که هیئت بتواند در میدان جنگ شناختی، عاطفی، رسانهای و اجتماعی، نقش فعال ایفا کند.
جنگ ترکیبی، طبق تعریف رایج در ادبیات امنیتی، ترکیبی از ابزارهای نظامی و غیر نظامی، آشکار و پنهان، ازجمله عملیات روانی، دستکاری اطلاعات، فشار اقتصادی، حملات سایبری و تضعیف اعتماد اجتماعی است؛ بنابراین هیئتی را میتوان قرارگاه عملیات نرم دانست که بتواند در برابر ناامیدسازی، تحریف واقعیت، تخریب هویت دینی و ملی، شکستن پیوند مردم با یکدیگر و فرسایش اعتماد عمومی، نقش ایجابی و ترمیمگر داشته باشد. یعنی هم معنا تولید کند، هم امید بسازد، هم شبکه اجتماعی فعال داشته باشد و هم در بزنگاهها مردم را از انفعال به کنش مسئولانه برساند.
الزام چنین ادعایی آن است که هیئت از سطح مناسک صرف عبور کند، بیآنکه از اصالت آیینی خود فاصله بگیرد. هیئتِ قرارگاهی باید چند ویژگی روشن داشته باشد؛ نخست، بنیه معرفتی. یعنی سخنران، مداح و مدیر هیئت فقط احساسات را تحریک نکنند، بلکه قدرت تحلیل دینی، اجتماعی و رسانهای به مخاطب بدهند.
دوم، شبکه انسانی منظم؛ یعنی نیروهای داوطلب، جوانان، بانوان، خیرین، فعالان رسانهای و معتمدان محلی در قالبی روشن و قابل فراخوان، سازمان یابند.
سوم، رسانهمندی و روایتسازی؛ یعنی هیئت بتواند از دل مناسک، روایت درست، امیدبخش و عقلانی تولید و در برابر شایعه، تحریف و جنگ روانی، مخاطب را واکسینه کند.
چهارم، خدمت اجتماعی؛ زیرا عملیات نرم فقط سخنرانی نیست، وقتی هیئت در بحرانها، فقر، تنهایی، آسیبهای اجتماعی و امدادرسانی محلی حاضر میشود، اعتماد میسازد و اعتماد مهمترین زیرساخت مقاومت اجتماعی است. پژوهشهای مربوط به سرمایه اجتماعی و تابآوری بحران نیز بر نقش شبکههای دینی و محلی در بسیج داوطلبانه و ترمیم همبستگی اجتماعی، تأکید دارند.
درواقع باید گفت هیئت وقتی قرارگاه عملیات نرم است که بتواند ایمان را به بصیرت، عاطفه را به همبستگی، مناسک را به خدمت و شور دینی را به کنش عاقلانه و امیدآفرین اجتماعی تبدیل کند و این امر محقق نمیشود، مگر اینکه مسئولان از رویکرد گزارشمحوری و زیبا سخن گفتن، دست برداشته و برای تقویت بنیه معرفتی و مهارتی، اندیشیده و برنامهریزی کنند.