کارشناس مسائل غرب آسیا:
قدرت نظامی ایران، تنها ضامن تفاهمنامه با امریکا
کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این پرسش که اگر تفاهمنامهای تنظیم و امضا شود، چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد، گفت: واقعیت این است که تضمین مؤثری جز قدرت، تسلیحات و توان نیروهای مسلح وجود ندارد. در جهان امروز، تضمین واقعی همان قدرت میدانی و بازدارندگی است و تضمین دیگری که بتوان به آن اتکا کرد، عملاً وجود ندارد.
روابط ایران و آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچگاه در مسیر عادی و پایدار دیپلماتیک قرار نگرفت و گفتوگوهای دو طرف نیز، در بیش از چهار دهه گذشته، عمدتاً نه بر پایه اعتمادسازی، بلکه در دل بحرانها، فشارها و پروندههای امنیتی شکل گرفته است. از بحران تسخیر لانه جاسوسی و بیانیههای الجزایر گرفته تا تماسهای پنهان دوران جنگ، مذاکرات محدود درباره عراق، گفتوگوهای محرمانه عمان، توافق هستهای برجام، خروج آمریکا از این توافق و دورهای تازه مذاکرات غیرمستقیم، یک خط ثابت در همه این مقاطع دیده میشود مذاکره میان تهران و واشنگتن همواره موضوعمحور، مقطعی و مشروط به ملاحظات امنیتی و منافع ملی ایران بوده است.
نخستین تجربه مهم گفتوگو میان ایران و آمریکا پس از انقلاب در جریان بحران سفارت آمریکا و با میانجیگری الجزایر رقم خورد تجربهای که به صدور بیانیههای الجزایر و آزادی گروگانها انجامید، اما همزمان، بیاعتمادی عمیق ایران نسبت به تعهدات آمریکا را نیز تثبیت کرد. در دهه 1360 و در میانه جنگ تحمیلی نیز تماسهایی پنهان و محدود، از جمله ماجرای مکفارلین، نشان داد که آمریکا حتی در شرایطی که رسماً در برابر جمهوری اسلامی قرار داشت، میکوشید از مسیرهای غیرعلنی و تاکتیکی با تهران وارد معامله شود؛ مسیری که نه به اعتماد انجامید و نه به رابطهای پایدار.
در دهههای بعد نیز الگوی تماس میان دو کشور تغییر بنیادین نکرد مذاکرات ایران و آمریکا درباره امنیت عراق در سالهای 1386 و 1387، از معدود نمونههای مذاکره مستقیم و رسمی پس از انقلاب بود؛ اما این مذاکرات نیز صرفاً به موضوع عراق محدود ماند و هیچگاه به گفتوگویی جامع درباره روابط دو کشور تبدیل نشد. پس از آن مذاکرات محرمانه عمان در اوایل دهه 1390 زمینهساز ورود پرونده هستهای به مرحلهای تازه شد مرحلهای که در نهایت با مذاکرات فشرده ایران و گروه 1+5، به توافق هستهای برجام در سال 1394 انجامید.
برجام، مهمترین و گستردهترین تجربه مذاکره رسمی ایران و آمریکا پس از انقلاب به شمار میرفت توافقی که با هدف حلوفصل پرونده هستهای، رفع تحریمها و تثبیت حقوق هستهای ایران شکل گرفت. با این حال، خروج یکجانبه دولت آمریکا از برجام در اردیبهشت 1397 و بازگشت سیاست فشار حداکثری، بار دیگر این پرسش اساسی را در فضای سیاسی ایران برجسته کرد که آیا میتوان به امضای آمریکا اعتماد کرد و آیا توافق بدون تضمین عینی و قابل راستیآزمایی، میتواند منافع ملت ایران را تأمین کند؟
از آن زمان به بعد، مسئله تضمین، راستیآزمایی رفع تحریمها و قابل اتکا نبودن تعهدات آمریکا به یکی از محورهای اصلی موضع ایران در مذاکرات تبدیل شد. مذاکرات وین در سالهای پس از خروج آمریکا از برجام، تلاشهایی برای احیای توافق بود، اما جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرد که گفتوگوها باید در چارچوب رفع تحریمها، بازگشت طرف مقابل به تعهدات و تأمین منافع واقعی ملت ایران دنبال شود، نه در قالب توافقی فراتر از حقوق مصرح ایران.
در سالهای اخیر نیز، با میانجیگری کشورهایی مانند عمان و قطر، تماسها و مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا ادامه یافته است؛ از تفاهمهای محدود برای تبادل زندانیان و آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران تا دورهای تازه مذاکرات غیرمستقیم درباره پرونده هستهای و تحریمها. اما تجربه تاریخی چهار دهه گذشته نشان میدهد که هرگاه آمریکا از ابزار فشار، تهدید، تحریم یا اقدام نظامی در کنار مذاکره استفاده کرده، سطح بیاعتمادی در ایران افزایش یافته و مطالبه برای اخذ تضمینهای عملی و حفظ قدرت بازدارندگی جدیتر شده است.
بر همین اساس، مذاکرات کنونی ایران و آمریکا را نمیتوان جدا از این پیشینه تاریخی فهم کرد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، مسئله اصلی امروز صرفاً امضا یا عدم امضای یک متن نیست، بلکه این است که آیا توافق احتمالی میتواند حقوق بنیادین ملت ایران، از جمله حق غنیسازی، رفع مؤثر و کامل تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و حفظ مؤلفههای قدرت و امنیت ملی را تضمین کند یا خیر. تجربه برجام و خروج آمریکا از آن، این واقعیت را پیش روی سیاستگذاران ایرانی قرار داده است که در مواجهه با واشنگتن، هر توافقی بدون تضمین معتبر، راستیآزمایی عینی و پشتوانه قدرت ملی، میتواند به نقطهای تازه برای اعمال فشار تبدیل شود.
در چنین فضایی، نسبت میان دیپلماسی، میدان و حضور اجتماعی مردم اهمیتی تعیینکننده یافته است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که قدرت چانهزنی دیپلماتیک ایران، زمانی افزایش مییابد که پشتوانه میدانی، توان دفاعی، انسجام اجتماعی و تابآوری عمومی در کنار هم قرار گیرد. از این رو، پرسش اصلی در وضعیت کنونی آن است که ایران چگونه میتواند ضمن پیگیری مسیر دیپلماسی، از تکرار تجربه بدعهدی آمریکا جلوگیری کند و همزمان، سرمایه اجتماعی و قدرت بازدارندگی خود را نیز حفظ نماید.
در همین زمینه، دکتر قنادباشی، تحلیلگر و کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ما با اشاره به روند مذاکرات اخیر و مفاد مطرحشده در تفاهمنامه احتمالی، تأکید کرد که مذاکره با آمریکا باید با درک دقیق از سابقه بدعهدی واشنگتن، شناخت موقعیت قدرت ایران و توجه به خواستههای اصلی مردم و منافع ملی دنبال شود.
دکتر جعفر قنادباشی، با اشاره به روند مذاکرات و مفاد تفاهمنامه مطرحشده، اظهار کرد: آنچه امروز در عرصه مذاکرات در حال وقوع است بهویژه با توجه به مفادی که برای این تفاهمنامه مطرح میشود مسئلهای بسیار مهم و پیچیده است. مذاکرات با افتوخیزهای فراوان ادامه یافته و در همین حال، آمریکاییها همزمان با روند مذاکره، حملاتی را علیه ایران انجام دادهاند اقدامی که بهنظر من در تاریخ دیپلماسی و مذاکرات بینالمللی، امری استثنایی و کمسابقه است اینکه طرف مقابل هم حمله کند و هم دوباره خواستار ادامه مذاکرات شود، خود نشاندهنده پیچیدگی شرایط موجود است.
وی با اشاره به اینکه به نظر میرسد بخشی از این رفتار آمریکاییها به این مسئله بازمیگردد که آنان علاقهمندند ایران را در شرایطی مبهم و دشوار برای تصمیمگیری قرار دهند افزود: البته بخش مهمتر ماجرا این است که باید واقعاً به این واقعیت توجه داشته باشیم که آمریکاییها در وضعیت ضعف قرار دارند. آنان نه در عرصه نظامی و نه در عرصه سیاسی، برگ برنده مؤثری برای ارائه ندارند بنابراین تلاش میکنند با حداقل امتیازدهی، همه چیز را به دست آورند.
این کارشناس سیاسی با تاکید بر اینکه امریکا برای پنهان کردن ضعفهای خود به دنبال فریب ماست ادامه داد: آنان برای رسیدن به خواستههایشان باید در میدان سیاسی یا نظامی برگ برندهای داشته باشند در حالی که چنین چیزی در اختیار ندارند و دستشان خالی است. در مقابل، دست جمهوری اسلامی ایران از جهات مختلف پُر است.
قنادباشی با اشاره به اظهارات وزیر امور خارجه درباره اخبار منتشرشده پیرامون مفاد تفاهمنامه گفت: همانگونه که آقای وزیر امورخارجه نیز مطرح کردهاند آنچه تاکنون در رسانهها منتشر شده، الزاماً دقیق و قابل اتکا نیست زیرا تغییرات متعددی در این چهارده بند صورت گرفته است برداشت ایشان این است که باید هرگونه اظهارنظر قطعی را به زمان اعلام رسمی موکول کرد.
وی تصریح کرد: با این حال، آنچه مسلم است این است که ما باید بر خواستههای اصلی و منافع ملی خود تکیه کنیم. هرگونه موافقتنامهای که در آن خواستههای اصلی مردم، منافع ملی ایران و مطالبات جمهوری اسلامی لحاظ نشده باشد، طبعاً از سوی مردم پذیرفته نخواهد شد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با برشمردن مهمترین مطالبات ایران در هر توافق احتمالی بیان کرد: نخستین مسئله، حق غنیسازی هستهای است. غنیسازی اورانیوم حق مسلم ماست و حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز باید در این زمینه به ایران کمک کند. مسئله دوم، برداشته شدن کامل تحریمهاست که یکی دیگر از حقوق و خواستههای جدی ما محسوب میشود.
وی ادامه داد: مسئله سوم، حق ایران در تنگه هرمز است. تنگه هرمز در محدوده سرزمینی و آبهای ساحلی ما قرار دارد و بخشی از موقعیت جغرافیایی و قانونی ماست. بنابراین طبیعی است که ما خواهان اعمال مدیریت و مقرراتگذاری خود در این منطقه باشیم. مسئله چهارم نیز آزادی پولهای بلوکهشده ایران است که آن هم از حقوق مسلم کشور ما به شمار میرود.
قنادباشی تأکید کرد: به نظر من این چهار مطالبه، خواستههای اصلی و بنیادین ایران است و اگر هر موافقتنامهای فاقد این موارد باشد، طبیعتاً مورد تأیید مردم قرار نخواهد گرفت.
*دو مرحلهای شدن توافق یک خطر است
وی با انتقاد از دو مرحلهای شدن روند مذاکرات گفت: اتفاقی که رخ داده این است که مذاکرات را به دو مرحله تقسیم کردهاند به این معنا که ابتدا مرحلهای اعلام شود و سپس رسیدگی به برخی مسائل به بعد از شصت روز موکول شود. این موضوع به نظر من میتواند مشکلساز باشد زیرا آمریکاییها استاد زیر میز زدن هستند و تجربه نشان داده که حتی بهترین توافقنامهها نیز وقتی طرف مقابل آمریکا باشد، محل بیاعتمادی است.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: ما به آمریکا بیاعتمادیم، زیرا طرف مقابل ما آمریکاست و بهویژه با شخصی مانند ترامپ مواجه بودهایم که بسیاری از توافقها، معاهدات و ساختارهای بینالمللی را لغو، نقض یا منحل کرده است. خود ترامپ نیز کسی بود که برجام را زیر پا گذاشت. بنابراین مهمترین نکته در هر توافق احتمالی، توجه به سابقه بدعهدی آمریکا و ضرورت تضمین عملی برای تحقق حقوق ملت ایران است.
قنادباشی در پاسخ به این پرسش که اگر تفاهمنامهای تنظیم و امضا شود، چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد، گفت: واقعیت این است که تضمین مؤثری جز قدرت، تسلیحات و توان نیروهای مسلح وجود ندارد. در جهان امروز، تضمین واقعی همان قدرت میدانی و بازدارندگی است و تضمین دیگری که بتوان به آن اتکا کرد، عملاً وجود ندارد.
وی افزود: رفتار آمریکاییها قابل پیشبینی است. بسیاری از کارشناسان نیز بر این باورند که اگر توافقی امضا شود، ممکن است آمریکاییها پس از مدتی، مثلاً بعد از دو ماه، فرصت بازسازی و تصمیمگیری دوباره پیدا کنند و بار دیگر احتمال حمله به ایران مطرح شود. بنابراین باید این واقعیت را در نظر داشته باشیم که ما همچنان در شرایط جنگی قرار داریم و امضای یک موافقتنامه نباید موجب سستی، غفلت یا کاهش آمادگی شود.
این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اذعان برخی کارشناسان غیرایرانی مبنی بر ضرورت ادامه روند مقاومت ایران تا رسیدن آمریکا به این جمعبندی که دیگر کاری از پیش نمیبرد از یکسو و فشارهایی که به ایران و جامعه وارد میشود از سوی دیگر، آیا میتوان نقطه مشترکی برای کاهش نگرانی مردم یافت، اظهار کرد: به نظر من مهمترین مسئله این است که مردم شرایط امروز جهان را بهدرستی بشناسند و بدانند سختیهایی که ممکن است از جهات مختلف وارد شود، بخشی از مسیر رسیدن به دوران آرامش و امنیت پایدار است.
*مقاومت همهجانبه تنها راه پیروزی
وی ادامه داد: اگر مردم تابآوری خود را در برابر برخی فشارهای اقتصادی حفظ کنند و اگر نیروهای نظامی ما آمادگی خود را ـ که البته حفظ آن بهصورت 24 ساعته بسیار دشوار است ـ ادامه دهند، به نظر من این تنها راهی است که میتواند مسائل را به سرانجام برساند. دیپلماتها زمانی میتوانند با قدرت در میز مذاکره سخن بگویند که مطمئن باشند پشت سر آنان مردمی ایستادهاند که تحمل فشارها را دارند و این ایستادگی نیز در سطح بینالمللی منعکس خواهد شد.
قنادباشی با اشاره به واکنش ایران در برابر تهدیدهای اخیر آمریکا گفت: نمونه روشن این موضوع آن بود که وقتی آقای ترامپ چند روز پیش تهدید کرد سپاه، نیروهای مسلح و مردم بلافاصله واکنش نشان دادند و اعلام کردند که پاسخ ایران، منطقه را برای متجاوزان به جهنم تبدیل خواهد کرد. همین واکنش قاطع موجب عقبنشینی فوری طرف مقابل شد. این مسئله بسیار قابل توجه است زیرا آمریکا با وجود همه تسلیحات و امکانات خود میداند که در صورت درگیری با ایران با چه عواقب بلندمدتی روبهرو خواهد شد.
وی با تأکید بر اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران افزود: تنگه هرمز در اختیار ماست و این تنگه یک اهرم بسیار مهم برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. بنابراین ایران ابزارهای مهمی برای بازدارندگی و اعمال فشار در اختیار دارد.
این کارشناس سیاسی با انتقاد از برخی دوگانهسازیها در فضای سیاسی و رسانهای گفت: برخی تلاش کردهاند میدان را در برابر دیپلماسی قرار دهند برخی کوشیدهاند خیابان و حضور مردم را در برابر دیپلماسی تعریف کنند و برخی نیز تلاش کردهاند میان موشک و زندگی مردم، رفاه و اقتصاد آنان دوگانهسازی کنند گویی مسئله این است که یا باید موشک داشت یا زندگی مردم را سامان داد. در حالی که واقعیت چنین نیست.
وی تصریح کرد: مردم ما میدانند که همین موشکها و همین توان دفاعی، ضمانت امنیتی است که میتواند زمینهساز شکلگیری اقتصاد باثبات در آینده نزدیک باشد. اگر از این ظرفیت بزرگ مردمی و توانمندی دفاعی کشور بهرهبرداری نشود، طبیعتاً باید پیوسته در انتظار تهاجمات آمریکا باشیم بهویژه تا زمانی که فردی مانند ترامپ و جریان سیاسی همراه او در قدرت حضور دارند.
*با امضای توافق هم سیاست خصمانه امریکا نسبت به ایران از بین نمیرود
قنادباشی ادامه داد: ترامپ و همفکران او کسانی نیستند که ایران را رها کنند یا صرف امضای یک توافقنامه مانع تهاجمات و سیاستهای خصمانه آنان علیه ایران شود. تنها چیزی که میتواند مانع آنان شود، قدرت، ایستادگی و اتخاذ سیاستهای صحیح در کنار آمادگی مستمر است. در غیر این صورت، هرگونه عقبنشینی یا ضعف، میتواند آنان را به حمله و فشار بیشتر تشویق کند.
وی با بیان اینکه تجربه نشان داده هر زمان ایران ایستادگی کرده طرف مقابل عقبنشینی کرده است، گفت: ما بارها دیدهایم که هر دفعه با قدرت ایستادهایم و موضع قاطع اتخاذ کردهایم، آنان عقب نشستهاند. نمونه آن را در یمن نیز میتوان مشاهده کرد. حدود یک سال و نیم پیش آمریکاییها به یمن حمله کردند، اما یمنیها نیز منافع و مواضع آنان را مورد هدف قرار دادند و در نهایت آمریکاییها ناچار به پذیرش آتشبس شدند و از ادامه آن روند عقب نشستند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: بنابراین نقطه مشترک میان نگرانیهای مردم و ضرورت ادامه مقاومت، فهم درست شرایط است. مردم باید بدانند که تحمل برخی فشارها در شرایط کنونی، اگر با مدیریت صحیح، صداقت مسئولان، پشتیبانی اجتماعی و آمادگی دفاعی همراه شود، میتواند به امنیت پایدار منتهی شود. از سوی دیگر، مسئولان نیز باید بدانند که سرمایه اصلی کشور، اعتماد، تابآوری و حضور مردم است و این سرمایه نباید با بیتدبیری، ابهام یا کمتوجهی آسیب ببیند.
قنادباشی در ادامه با اشاره به نقش رسانهها و مسئولان در مدیریت افکار عمومی اظهار کرد: واقعیت این است که مسیر روشن است؛ اما مسئله مهم این است که هم رسانهها و هم مسئولان باید نگرانیهای موجود در جامعه را دقیق، صریح و مسئولانه بشنوند. نباید نگرانیهای مردم نادیده گرفته شود، اما در عین حال نباید این نگرانیها بهگونهای بزرگنمایی شود که روحیه عمومی جامعه آسیب ببیند.
وی افزود: یکی از مشکلات مهم ما برخی مسئولان و برخی رسانهها هستند که به دلایل مختلف، گاهی در هیئت خیرخواهی ظاهر میشوند، اما دائماً از دشواریهای مقاومت، هزینههای ایستادگی و سختیهای مقابله با بیگانه سخن میگویند و به این موضوعات ضریب میدهند. نتیجه طبیعی چنین رویکردی، ایجاد نگرانی و تضعیف روحیه در جامعه است. البته برخی از این رفتارها ممکن است ناشی از ترس باشد و درباره برخی جریانها نیز میتوان حدس زد که از مسیرهایی تغذیه میشوند که چندان علاقهمند به رسیدن مردم ایران به خواستههای خود نیستند.
این کارشناس سیاسی با تأکید بر حضور مردم در صحنه گفت: واقعیت این است که مردم تا پای جان ایستادهاند. من خودم با چشم دیدهام کسانی را که ساعتها در خیابان میایستند، بدون آنکه الزاماً کسی صدای آنان را بشنود یا از آنان تقدیر کند. این حضور نشاندهنده آن است که مردم واقعاً از جان و دل برای نمایش قدرت، توانمندی و اراده ملی خود ایستادهاند.
قنادباشی در پاسخ به این پرسش که با توجه به این شرایط، بهعنوان پرسش پایانی، به نظر شما چگونه میتوان مسیر توافق، میدان دیپلماسی و حضور خیابانی مردم را همراه و همافزا نگه داشت؟ گفت: اگر توافقی که امضا میشود یا متنی که درباره آن تصمیمگیری و تصویب صورت میگیرد، منطبق با خواستههای اصلی مردم و منطبق با مطالبات رهبر معظم انقلاب باشد، مسلماً مسیر همسویی دیپلماسی، میدان و خیابان فراهم خواهد شد. اما اگر تفاهمنامهای که تنظیم یا امضا میشود، دارای بندهایی باشد که با منافع ملی ما و خواستههای رهبری مغایرت داشته باشد، طبیعی است که جدایی و فاصله از همین نقطه آغاز میشود.
وی افزود: این جدایی زمانی آغاز میشود که برخی بهجای نگاه به منافع ملت ایران، به شروط تحمیلی آمریکاییها نگاه کنند و بخواهند همان شروط را در متن تفاهمنامه بگنجانند. حداقل انتظار این است که در هر توافقنامهای، اصلیترین خواستههای ملت ایران بهروشنی درج شده باشد؛ نه اینکه خواستههای آمریکاییها مبنای تنظیم متن قرار گیرد.
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: آمریکاییها تلاش میکنند با ایجاد رعب و ترس، با عملیات روانی و با تغییر بندهای توافقنامه، متن نهایی را منطبق با خواست خود تنظیم کنند و حتی زمینه را برای فشارها یا حملات بعدی فراهم سازند. بنابراین همراهی دیپلماسی، میدان و خیابان تنها زمانی ممکن است که خواستههای مردم و مطالبات روشن رهبر معظم انقلاب در متن توافق حذف نشود.
قنادباشی تصریح کرد: این خواستهها نباید به شروط دور از دسترس، ابهامآمیز یا زمانبندیهایی که معلوم نیست چه زمانی محقق میشوند، منوط شود. اگر حقوق ملت ایران و شروط اساسی کشور در متن توافقنامه بهصورت روشن، قطعی و قابل تحقق لحاظ شود، زمینه همراهی عمومی و همافزایی میان دیپلماسی، میدان و مردم فراهم است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مسئله اصلی از جایی آغاز میشود که خدای نکرده، توافقنامهای تنظیم شود که در آن خواستههای مردم و مطالبات رهبری لحاظ نشده باشد. در چنین شرایطی، طبیعی است که فاصله میان دیپلماسی، میدان و خیابان شکل بگیرد اما اگر متن توافق بر پایه منافع ملی، حقوق مسلم ملت ایران و اصول اعلامشده کشور باشد، این سه عرصه میتوانند در کنار یکدیگر عمل کنند و پشتوانه قدرت ملی باشند.
روابط ایران و آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچگاه در مسیر عادی و پایدار دیپلماتیک قرار نگرفت و گفتوگوهای دو طرف نیز، در بیش از چهار دهه گذشته، عمدتاً نه بر پایه اعتمادسازی، بلکه در دل بحرانها، فشارها و پروندههای امنیتی شکل گرفته است. از بحران تسخیر لانه جاسوسی و بیانیههای الجزایر گرفته تا تماسهای پنهان دوران جنگ، مذاکرات محدود درباره عراق، گفتوگوهای محرمانه عمان، توافق هستهای برجام، خروج آمریکا از این توافق و دورهای تازه مذاکرات غیرمستقیم، یک خط ثابت در همه این مقاطع دیده میشود مذاکره میان تهران و واشنگتن همواره موضوعمحور، مقطعی و مشروط به ملاحظات امنیتی و منافع ملی ایران بوده است.
نخستین تجربه مهم گفتوگو میان ایران و آمریکا پس از انقلاب در جریان بحران سفارت آمریکا و با میانجیگری الجزایر رقم خورد تجربهای که به صدور بیانیههای الجزایر و آزادی گروگانها انجامید، اما همزمان، بیاعتمادی عمیق ایران نسبت به تعهدات آمریکا را نیز تثبیت کرد. در دهه 1360 و در میانه جنگ تحمیلی نیز تماسهایی پنهان و محدود، از جمله ماجرای مکفارلین، نشان داد که آمریکا حتی در شرایطی که رسماً در برابر جمهوری اسلامی قرار داشت، میکوشید از مسیرهای غیرعلنی و تاکتیکی با تهران وارد معامله شود؛ مسیری که نه به اعتماد انجامید و نه به رابطهای پایدار.
در دهههای بعد نیز الگوی تماس میان دو کشور تغییر بنیادین نکرد مذاکرات ایران و آمریکا درباره امنیت عراق در سالهای 1386 و 1387، از معدود نمونههای مذاکره مستقیم و رسمی پس از انقلاب بود؛ اما این مذاکرات نیز صرفاً به موضوع عراق محدود ماند و هیچگاه به گفتوگویی جامع درباره روابط دو کشور تبدیل نشد. پس از آن مذاکرات محرمانه عمان در اوایل دهه 1390 زمینهساز ورود پرونده هستهای به مرحلهای تازه شد مرحلهای که در نهایت با مذاکرات فشرده ایران و گروه 1+5، به توافق هستهای برجام در سال 1394 انجامید.
برجام، مهمترین و گستردهترین تجربه مذاکره رسمی ایران و آمریکا پس از انقلاب به شمار میرفت توافقی که با هدف حلوفصل پرونده هستهای، رفع تحریمها و تثبیت حقوق هستهای ایران شکل گرفت. با این حال، خروج یکجانبه دولت آمریکا از برجام در اردیبهشت 1397 و بازگشت سیاست فشار حداکثری، بار دیگر این پرسش اساسی را در فضای سیاسی ایران برجسته کرد که آیا میتوان به امضای آمریکا اعتماد کرد و آیا توافق بدون تضمین عینی و قابل راستیآزمایی، میتواند منافع ملت ایران را تأمین کند؟
از آن زمان به بعد، مسئله تضمین، راستیآزمایی رفع تحریمها و قابل اتکا نبودن تعهدات آمریکا به یکی از محورهای اصلی موضع ایران در مذاکرات تبدیل شد. مذاکرات وین در سالهای پس از خروج آمریکا از برجام، تلاشهایی برای احیای توافق بود، اما جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرد که گفتوگوها باید در چارچوب رفع تحریمها، بازگشت طرف مقابل به تعهدات و تأمین منافع واقعی ملت ایران دنبال شود، نه در قالب توافقی فراتر از حقوق مصرح ایران.
در سالهای اخیر نیز، با میانجیگری کشورهایی مانند عمان و قطر، تماسها و مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا ادامه یافته است؛ از تفاهمهای محدود برای تبادل زندانیان و آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران تا دورهای تازه مذاکرات غیرمستقیم درباره پرونده هستهای و تحریمها. اما تجربه تاریخی چهار دهه گذشته نشان میدهد که هرگاه آمریکا از ابزار فشار، تهدید، تحریم یا اقدام نظامی در کنار مذاکره استفاده کرده، سطح بیاعتمادی در ایران افزایش یافته و مطالبه برای اخذ تضمینهای عملی و حفظ قدرت بازدارندگی جدیتر شده است.
بر همین اساس، مذاکرات کنونی ایران و آمریکا را نمیتوان جدا از این پیشینه تاریخی فهم کرد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، مسئله اصلی امروز صرفاً امضا یا عدم امضای یک متن نیست، بلکه این است که آیا توافق احتمالی میتواند حقوق بنیادین ملت ایران، از جمله حق غنیسازی، رفع مؤثر و کامل تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و حفظ مؤلفههای قدرت و امنیت ملی را تضمین کند یا خیر. تجربه برجام و خروج آمریکا از آن، این واقعیت را پیش روی سیاستگذاران ایرانی قرار داده است که در مواجهه با واشنگتن، هر توافقی بدون تضمین معتبر، راستیآزمایی عینی و پشتوانه قدرت ملی، میتواند به نقطهای تازه برای اعمال فشار تبدیل شود.
در چنین فضایی، نسبت میان دیپلماسی، میدان و حضور اجتماعی مردم اهمیتی تعیینکننده یافته است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که قدرت چانهزنی دیپلماتیک ایران، زمانی افزایش مییابد که پشتوانه میدانی، توان دفاعی، انسجام اجتماعی و تابآوری عمومی در کنار هم قرار گیرد. از این رو، پرسش اصلی در وضعیت کنونی آن است که ایران چگونه میتواند ضمن پیگیری مسیر دیپلماسی، از تکرار تجربه بدعهدی آمریکا جلوگیری کند و همزمان، سرمایه اجتماعی و قدرت بازدارندگی خود را نیز حفظ نماید.
در همین زمینه، دکتر قنادباشی، تحلیلگر و کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ما با اشاره به روند مذاکرات اخیر و مفاد مطرحشده در تفاهمنامه احتمالی، تأکید کرد که مذاکره با آمریکا باید با درک دقیق از سابقه بدعهدی واشنگتن، شناخت موقعیت قدرت ایران و توجه به خواستههای اصلی مردم و منافع ملی دنبال شود.
دکتر جعفر قنادباشی، با اشاره به روند مذاکرات و مفاد تفاهمنامه مطرحشده، اظهار کرد: آنچه امروز در عرصه مذاکرات در حال وقوع است بهویژه با توجه به مفادی که برای این تفاهمنامه مطرح میشود مسئلهای بسیار مهم و پیچیده است. مذاکرات با افتوخیزهای فراوان ادامه یافته و در همین حال، آمریکاییها همزمان با روند مذاکره، حملاتی را علیه ایران انجام دادهاند اقدامی که بهنظر من در تاریخ دیپلماسی و مذاکرات بینالمللی، امری استثنایی و کمسابقه است اینکه طرف مقابل هم حمله کند و هم دوباره خواستار ادامه مذاکرات شود، خود نشاندهنده پیچیدگی شرایط موجود است.
وی با اشاره به اینکه به نظر میرسد بخشی از این رفتار آمریکاییها به این مسئله بازمیگردد که آنان علاقهمندند ایران را در شرایطی مبهم و دشوار برای تصمیمگیری قرار دهند افزود: البته بخش مهمتر ماجرا این است که باید واقعاً به این واقعیت توجه داشته باشیم که آمریکاییها در وضعیت ضعف قرار دارند. آنان نه در عرصه نظامی و نه در عرصه سیاسی، برگ برنده مؤثری برای ارائه ندارند بنابراین تلاش میکنند با حداقل امتیازدهی، همه چیز را به دست آورند.
این کارشناس سیاسی با تاکید بر اینکه امریکا برای پنهان کردن ضعفهای خود به دنبال فریب ماست ادامه داد: آنان برای رسیدن به خواستههایشان باید در میدان سیاسی یا نظامی برگ برندهای داشته باشند در حالی که چنین چیزی در اختیار ندارند و دستشان خالی است. در مقابل، دست جمهوری اسلامی ایران از جهات مختلف پُر است.
قنادباشی با اشاره به اظهارات وزیر امور خارجه درباره اخبار منتشرشده پیرامون مفاد تفاهمنامه گفت: همانگونه که آقای وزیر امورخارجه نیز مطرح کردهاند آنچه تاکنون در رسانهها منتشر شده، الزاماً دقیق و قابل اتکا نیست زیرا تغییرات متعددی در این چهارده بند صورت گرفته است برداشت ایشان این است که باید هرگونه اظهارنظر قطعی را به زمان اعلام رسمی موکول کرد.
وی تصریح کرد: با این حال، آنچه مسلم است این است که ما باید بر خواستههای اصلی و منافع ملی خود تکیه کنیم. هرگونه موافقتنامهای که در آن خواستههای اصلی مردم، منافع ملی ایران و مطالبات جمهوری اسلامی لحاظ نشده باشد، طبعاً از سوی مردم پذیرفته نخواهد شد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با برشمردن مهمترین مطالبات ایران در هر توافق احتمالی بیان کرد: نخستین مسئله، حق غنیسازی هستهای است. غنیسازی اورانیوم حق مسلم ماست و حتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز باید در این زمینه به ایران کمک کند. مسئله دوم، برداشته شدن کامل تحریمهاست که یکی دیگر از حقوق و خواستههای جدی ما محسوب میشود.
وی ادامه داد: مسئله سوم، حق ایران در تنگه هرمز است. تنگه هرمز در محدوده سرزمینی و آبهای ساحلی ما قرار دارد و بخشی از موقعیت جغرافیایی و قانونی ماست. بنابراین طبیعی است که ما خواهان اعمال مدیریت و مقرراتگذاری خود در این منطقه باشیم. مسئله چهارم نیز آزادی پولهای بلوکهشده ایران است که آن هم از حقوق مسلم کشور ما به شمار میرود.
قنادباشی تأکید کرد: به نظر من این چهار مطالبه، خواستههای اصلی و بنیادین ایران است و اگر هر موافقتنامهای فاقد این موارد باشد، طبیعتاً مورد تأیید مردم قرار نخواهد گرفت.
*دو مرحلهای شدن توافق یک خطر است
وی با انتقاد از دو مرحلهای شدن روند مذاکرات گفت: اتفاقی که رخ داده این است که مذاکرات را به دو مرحله تقسیم کردهاند به این معنا که ابتدا مرحلهای اعلام شود و سپس رسیدگی به برخی مسائل به بعد از شصت روز موکول شود. این موضوع به نظر من میتواند مشکلساز باشد زیرا آمریکاییها استاد زیر میز زدن هستند و تجربه نشان داده که حتی بهترین توافقنامهها نیز وقتی طرف مقابل آمریکا باشد، محل بیاعتمادی است.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: ما به آمریکا بیاعتمادیم، زیرا طرف مقابل ما آمریکاست و بهویژه با شخصی مانند ترامپ مواجه بودهایم که بسیاری از توافقها، معاهدات و ساختارهای بینالمللی را لغو، نقض یا منحل کرده است. خود ترامپ نیز کسی بود که برجام را زیر پا گذاشت. بنابراین مهمترین نکته در هر توافق احتمالی، توجه به سابقه بدعهدی آمریکا و ضرورت تضمین عملی برای تحقق حقوق ملت ایران است.
قنادباشی در پاسخ به این پرسش که اگر تفاهمنامهای تنظیم و امضا شود، چه تضمینی برای اجرای آن وجود دارد، گفت: واقعیت این است که تضمین مؤثری جز قدرت، تسلیحات و توان نیروهای مسلح وجود ندارد. در جهان امروز، تضمین واقعی همان قدرت میدانی و بازدارندگی است و تضمین دیگری که بتوان به آن اتکا کرد، عملاً وجود ندارد.
وی افزود: رفتار آمریکاییها قابل پیشبینی است. بسیاری از کارشناسان نیز بر این باورند که اگر توافقی امضا شود، ممکن است آمریکاییها پس از مدتی، مثلاً بعد از دو ماه، فرصت بازسازی و تصمیمگیری دوباره پیدا کنند و بار دیگر احتمال حمله به ایران مطرح شود. بنابراین باید این واقعیت را در نظر داشته باشیم که ما همچنان در شرایط جنگی قرار داریم و امضای یک موافقتنامه نباید موجب سستی، غفلت یا کاهش آمادگی شود.
این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اذعان برخی کارشناسان غیرایرانی مبنی بر ضرورت ادامه روند مقاومت ایران تا رسیدن آمریکا به این جمعبندی که دیگر کاری از پیش نمیبرد از یکسو و فشارهایی که به ایران و جامعه وارد میشود از سوی دیگر، آیا میتوان نقطه مشترکی برای کاهش نگرانی مردم یافت، اظهار کرد: به نظر من مهمترین مسئله این است که مردم شرایط امروز جهان را بهدرستی بشناسند و بدانند سختیهایی که ممکن است از جهات مختلف وارد شود، بخشی از مسیر رسیدن به دوران آرامش و امنیت پایدار است.
*مقاومت همهجانبه تنها راه پیروزی
وی ادامه داد: اگر مردم تابآوری خود را در برابر برخی فشارهای اقتصادی حفظ کنند و اگر نیروهای نظامی ما آمادگی خود را ـ که البته حفظ آن بهصورت 24 ساعته بسیار دشوار است ـ ادامه دهند، به نظر من این تنها راهی است که میتواند مسائل را به سرانجام برساند. دیپلماتها زمانی میتوانند با قدرت در میز مذاکره سخن بگویند که مطمئن باشند پشت سر آنان مردمی ایستادهاند که تحمل فشارها را دارند و این ایستادگی نیز در سطح بینالمللی منعکس خواهد شد.
قنادباشی با اشاره به واکنش ایران در برابر تهدیدهای اخیر آمریکا گفت: نمونه روشن این موضوع آن بود که وقتی آقای ترامپ چند روز پیش تهدید کرد سپاه، نیروهای مسلح و مردم بلافاصله واکنش نشان دادند و اعلام کردند که پاسخ ایران، منطقه را برای متجاوزان به جهنم تبدیل خواهد کرد. همین واکنش قاطع موجب عقبنشینی فوری طرف مقابل شد. این مسئله بسیار قابل توجه است زیرا آمریکا با وجود همه تسلیحات و امکانات خود میداند که در صورت درگیری با ایران با چه عواقب بلندمدتی روبهرو خواهد شد.
وی با تأکید بر اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران افزود: تنگه هرمز در اختیار ماست و این تنگه یک اهرم بسیار مهم برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. بنابراین ایران ابزارهای مهمی برای بازدارندگی و اعمال فشار در اختیار دارد.
این کارشناس سیاسی با انتقاد از برخی دوگانهسازیها در فضای سیاسی و رسانهای گفت: برخی تلاش کردهاند میدان را در برابر دیپلماسی قرار دهند برخی کوشیدهاند خیابان و حضور مردم را در برابر دیپلماسی تعریف کنند و برخی نیز تلاش کردهاند میان موشک و زندگی مردم، رفاه و اقتصاد آنان دوگانهسازی کنند گویی مسئله این است که یا باید موشک داشت یا زندگی مردم را سامان داد. در حالی که واقعیت چنین نیست.
وی تصریح کرد: مردم ما میدانند که همین موشکها و همین توان دفاعی، ضمانت امنیتی است که میتواند زمینهساز شکلگیری اقتصاد باثبات در آینده نزدیک باشد. اگر از این ظرفیت بزرگ مردمی و توانمندی دفاعی کشور بهرهبرداری نشود، طبیعتاً باید پیوسته در انتظار تهاجمات آمریکا باشیم بهویژه تا زمانی که فردی مانند ترامپ و جریان سیاسی همراه او در قدرت حضور دارند.
*با امضای توافق هم سیاست خصمانه امریکا نسبت به ایران از بین نمیرود
قنادباشی ادامه داد: ترامپ و همفکران او کسانی نیستند که ایران را رها کنند یا صرف امضای یک توافقنامه مانع تهاجمات و سیاستهای خصمانه آنان علیه ایران شود. تنها چیزی که میتواند مانع آنان شود، قدرت، ایستادگی و اتخاذ سیاستهای صحیح در کنار آمادگی مستمر است. در غیر این صورت، هرگونه عقبنشینی یا ضعف، میتواند آنان را به حمله و فشار بیشتر تشویق کند.
وی با بیان اینکه تجربه نشان داده هر زمان ایران ایستادگی کرده طرف مقابل عقبنشینی کرده است، گفت: ما بارها دیدهایم که هر دفعه با قدرت ایستادهایم و موضع قاطع اتخاذ کردهایم، آنان عقب نشستهاند. نمونه آن را در یمن نیز میتوان مشاهده کرد. حدود یک سال و نیم پیش آمریکاییها به یمن حمله کردند، اما یمنیها نیز منافع و مواضع آنان را مورد هدف قرار دادند و در نهایت آمریکاییها ناچار به پذیرش آتشبس شدند و از ادامه آن روند عقب نشستند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: بنابراین نقطه مشترک میان نگرانیهای مردم و ضرورت ادامه مقاومت، فهم درست شرایط است. مردم باید بدانند که تحمل برخی فشارها در شرایط کنونی، اگر با مدیریت صحیح، صداقت مسئولان، پشتیبانی اجتماعی و آمادگی دفاعی همراه شود، میتواند به امنیت پایدار منتهی شود. از سوی دیگر، مسئولان نیز باید بدانند که سرمایه اصلی کشور، اعتماد، تابآوری و حضور مردم است و این سرمایه نباید با بیتدبیری، ابهام یا کمتوجهی آسیب ببیند.
قنادباشی در ادامه با اشاره به نقش رسانهها و مسئولان در مدیریت افکار عمومی اظهار کرد: واقعیت این است که مسیر روشن است؛ اما مسئله مهم این است که هم رسانهها و هم مسئولان باید نگرانیهای موجود در جامعه را دقیق، صریح و مسئولانه بشنوند. نباید نگرانیهای مردم نادیده گرفته شود، اما در عین حال نباید این نگرانیها بهگونهای بزرگنمایی شود که روحیه عمومی جامعه آسیب ببیند.
وی افزود: یکی از مشکلات مهم ما برخی مسئولان و برخی رسانهها هستند که به دلایل مختلف، گاهی در هیئت خیرخواهی ظاهر میشوند، اما دائماً از دشواریهای مقاومت، هزینههای ایستادگی و سختیهای مقابله با بیگانه سخن میگویند و به این موضوعات ضریب میدهند. نتیجه طبیعی چنین رویکردی، ایجاد نگرانی و تضعیف روحیه در جامعه است. البته برخی از این رفتارها ممکن است ناشی از ترس باشد و درباره برخی جریانها نیز میتوان حدس زد که از مسیرهایی تغذیه میشوند که چندان علاقهمند به رسیدن مردم ایران به خواستههای خود نیستند.
این کارشناس سیاسی با تأکید بر حضور مردم در صحنه گفت: واقعیت این است که مردم تا پای جان ایستادهاند. من خودم با چشم دیدهام کسانی را که ساعتها در خیابان میایستند، بدون آنکه الزاماً کسی صدای آنان را بشنود یا از آنان تقدیر کند. این حضور نشاندهنده آن است که مردم واقعاً از جان و دل برای نمایش قدرت، توانمندی و اراده ملی خود ایستادهاند.
قنادباشی در پاسخ به این پرسش که با توجه به این شرایط، بهعنوان پرسش پایانی، به نظر شما چگونه میتوان مسیر توافق، میدان دیپلماسی و حضور خیابانی مردم را همراه و همافزا نگه داشت؟ گفت: اگر توافقی که امضا میشود یا متنی که درباره آن تصمیمگیری و تصویب صورت میگیرد، منطبق با خواستههای اصلی مردم و منطبق با مطالبات رهبر معظم انقلاب باشد، مسلماً مسیر همسویی دیپلماسی، میدان و خیابان فراهم خواهد شد. اما اگر تفاهمنامهای که تنظیم یا امضا میشود، دارای بندهایی باشد که با منافع ملی ما و خواستههای رهبری مغایرت داشته باشد، طبیعی است که جدایی و فاصله از همین نقطه آغاز میشود.
وی افزود: این جدایی زمانی آغاز میشود که برخی بهجای نگاه به منافع ملت ایران، به شروط تحمیلی آمریکاییها نگاه کنند و بخواهند همان شروط را در متن تفاهمنامه بگنجانند. حداقل انتظار این است که در هر توافقنامهای، اصلیترین خواستههای ملت ایران بهروشنی درج شده باشد؛ نه اینکه خواستههای آمریکاییها مبنای تنظیم متن قرار گیرد.
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: آمریکاییها تلاش میکنند با ایجاد رعب و ترس، با عملیات روانی و با تغییر بندهای توافقنامه، متن نهایی را منطبق با خواست خود تنظیم کنند و حتی زمینه را برای فشارها یا حملات بعدی فراهم سازند. بنابراین همراهی دیپلماسی، میدان و خیابان تنها زمانی ممکن است که خواستههای مردم و مطالبات روشن رهبر معظم انقلاب در متن توافق حذف نشود.
قنادباشی تصریح کرد: این خواستهها نباید به شروط دور از دسترس، ابهامآمیز یا زمانبندیهایی که معلوم نیست چه زمانی محقق میشوند، منوط شود. اگر حقوق ملت ایران و شروط اساسی کشور در متن توافقنامه بهصورت روشن، قطعی و قابل تحقق لحاظ شود، زمینه همراهی عمومی و همافزایی میان دیپلماسی، میدان و مردم فراهم است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مسئله اصلی از جایی آغاز میشود که خدای نکرده، توافقنامهای تنظیم شود که در آن خواستههای مردم و مطالبات رهبری لحاظ نشده باشد. در چنین شرایطی، طبیعی است که فاصله میان دیپلماسی، میدان و خیابان شکل بگیرد اما اگر متن توافق بر پایه منافع ملی، حقوق مسلم ملت ایران و اصول اعلامشده کشور باشد، این سه عرصه میتوانند در کنار یکدیگر عمل کنند و پشتوانه قدرت ملی باشند.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.