دستاندازی به طبیعت؛ مرگ بیصدای نوزادان حیات وحش
سپهرغرب، گروه زیستبوم- طاهره ترابیمهوش؛ به گفته یک دانشآموخته دکتری اکولوژی و مدیریت حیاتوحش، در فصل زادآوری، برخی طبیعتگردان بهدلیل رفتارهای غیرمسئولانه و حضور در مناطق امن، تصور میکنند با جدا کردن بچه کل یا بز از مادرش در حال نجات او هستند؛ اما در واقع این کار حکم مرگ حیوان را امضا میکند، چراکه «بوی انسان» روی بدن نوزاد باعث میشود مادر دیگر فرزندش را نپذیرد و او را رها کند؛ موضوعی که در نهایت به مرگ تدریجی این نوزاد منجر میشود.
طبیعت منطقه «لشکردر» در ملایر، در فصل بهار، فراتر از یک تابلوی چشمنواز از رنگها و رایحهها، «کارگاهی برای بقا» است. در این برهه حساس از سال، زیستبومهای کوهستانی و دشتهای این منطقه وارد حیاتیترین مرحله زیستشناختی خود میشوند؛ فصلی که در آن زنجیره حیات گونههای شاخصی همچون «کَل و بز وحشی» و «قوچ و میش» از طریق زادآوری و تولد نسلهای جدید، تداوم مییابد، اما در عین حال، این دوران، حساسترین پنجره زمانی برای حیات وحش لشکردر است؛ جایی که کوچکترین اختلالات محیطی یا مداخلات انسانی، میتواند پیامدهایی جبرانناپذیر در سطح جمعیت این گونههای ارزشمند داشته باشد.
متأسفانه در سالهای اخیر، رشد بیرویه و بیضابطه «طبیعتگردیهای غیرمسئولانه» و پدیده «گردشگری انبوه»، فشار بیسابقهای را بر زیستگاههای بکر لشکردر وارد کرده است. بسیاری از گردشگران و کوهنوردانی که جذب زیباییهای این منطقه میشوند، با وجود انگیزههای مثبت، از پیچیدگیهای رفتاری حیات وحش در فصل زادآوری بیاطلاعاند. از باورهای نادرست درباره رها کردن نوزادان کل و بز توسط مادرشان گرفته تا تخریب ناخواسته لانههای پرندگان، تمام این موارد نمونههایی از دخالتهایی هستند که با نیت «کمک» یا «کشف طبیعت» انجام میشوند. اما در واقعیت، این اقدامات منجر به قطع پیوند میان مادر و فرزند و در نهایت، مرگ تدریجی نوزادان حیات وحش در منطقه میشود.
حضور انسان در مناطق حفاظتشده لشکردر، بهویژه در «مناطق امن» و «مراکز زادآوری»، نباید بهصورت بیضابطه و تصادفی صورت گیرد؛ چراکه هر حرکت نامناسب در این مقطع حساس، فراتر از آسیب به یک نوزاد یا یک لانه، میتواند کل ظرفیت زادآوری جمعیت حیات وحش در این زیستگاه را به خطر بیندازد. از این رو، گذار از «گردشگری مصرفکننده» به سمت «طبیعتگردی مسئولانه» و جایگزینی هیجانات لحظهای با آگاهیهای علمی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای تضمین حق زندگی نسلهای آینده حیات وحش در کوهسارهای ملایر است.
بر این اساس در این شماره از روزنامه با دانشآموخته دکتری اکولوژی (بومشناسی) و مدیریت حیات وحش گفتوگویی ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید:
عبدالله سالاری، با تأکید بر اهمیت حفظ آرامش در زیستگاهها و رعایت دستورالعملهای طبیعتگردی مسئولانه، ابعاد حفاظتی و رفتارهای صحیح در مواجهه با طبیعت را تشریح کرد.
وی منطقه «لشکردر» ملایر را یکی از زیستگاههای ارزشمند کشور دانست و گفت: گونههای شاخصی چون کل، بز، قوچ و میش، نماد حیات وحش آن هستند؛ بنابراین شناخت دقیق ویژگیهای بومی منطقه، پیشنیاز هرگونه فعالیت حفاظتی و طبیعتگردی در این منطقه است.
*پدیده «نوزادان پنهان» و اشتباهات رایج گردشگران
این کارشناس حیاتوحش با ورود به مبحث تخصصی فصل زادآوری، نسبت به یک باور اشتباه در میان طبیعتگردان هشدار داد و گفت: بسیاری از افراد با مشاهده نوزادان حیاتوحش در تنهایی، تصور میکنند این حیوانات رها شدهاند؛ در حالی که برخلاف تصور عمومی، وقتی نوزاد کل یا بز در گوشهای تنها دیده میشود، به معنای رها شدن توسط مادر نیست. در واقع، مادر برای گشتزنی، پایش منطقه و تأمین غذا، نوزاد را در مکانی امن پنهان میکند و بهطور موقت از او فاصله میگیرد.
سالاری در ادامه تأکید کرد: طبیعتگردان و بهویژه کوهنوردان باید در این فصل بسیار با احتیاط عمل کنند. آنها نباید به هیچ وجه به این نوزادان نزدیک شوند یا به آنها دست بزنند، زیرا باعث انتقال بوی انسان به بدن حیوان میشود؛ مسئلهای که میتواند به فاجعه منجر شود، چراکه در بسیاری از موارد، مادر بهدلیل استشمام بوی انسان، از پذیرش مجدد فرزند خود و شیر دادن به او خودداری میکند و این امر در نهایت به مرگ نوزاد میانجامد.
*هوشمندی پرندگان و مکانیسم دفاعی «کبک»
وی به تنوع زیستی پرندگان در منطقه ملایر اشاره کرد و گفت: کبک یکی از گونههای فراوان این ناحیه است که در فصل زادآوری رفتار جالبی بروز میدهد؛ بهطوریکه کبکها برای محافظت از لانه و تخمهای خود، رفتارهای حفاظتی هوشمندانهای دارند. برای مثال، پرنده مادر ممکن است با دیدن انسان، تظاهر به شکستگی بال یا آسیبدیدگی کند تا توجه فرد را از لانه دور کرده و به سمت خود جلب کند.
وی با هشدار به طبیعتگردان خاطرنشان کرد: در صورت مواجهه با چنین صحنههایی، افراد باید آگاه باشند که این یک رفتار غریزی برای دور کردن خطر از لانه است. در این شرایط، افراد باید بدون نزدیک شدن به لانه یا لمس کردن تخمها، سریعاً مسیر عبور خود را تغییر دهند تا کمترین استرس به پرنده وارد شود و اختلالی در روند زادآوری ایجاد نشود.
*ضرورت تخلیه مناطق امن در فصل زادآوری
مدیرعامل انجمن ترویج حفاظت و مدیریت پایدار حیات وحش، با توضیح مفاهیم پهنهبندی در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست، بر لزوم احترام به «زونهای امن» تأکید کرد و افزود: مناطق امن، مأمن اصلی حیات وحش برای زایش و پرورش نوزادان هستند. در این فصل حساس، تردد انسان در مناطق امن باید به حداقل برسد یا کاملاً متوقف شود.
سالاری با بیان اینکه هدف از این محدودیتها، جلوگیری از بروز مشکل در چرخه طبیعی زیستبوم است، تشریح کرد: ما باید به حیات وحش اجازه دهیم روال طبیعی زندگی خود را طی کند. بنابراین، طبیعتگردی مسئولانه ایجاب میکند که در این فصل، حضور خود را در قلب زیستگاهها محدود کنیم تا سلامت و بقای نسلهای جدید حیات وحش تضمین شود.
وی با اشاره به این نکته که در سالهای اخیر بحث «حفاظت مشارکتی» در مناطق مختلف کشور بسیار مورد توجه قرار گرفته است، تصریح کرد: در این الگو، دولت دیگر تنها بازیگر میدان نیست، بلکه مردم به عنوان رکن اصلی در امر حفاظت دخیل میشوند.
وی با بیان اینکه مشارکت مردمی باعث ایجاد حس مالکیت و مسئولیتپذیری در جامعه محلی میشود، تصریح کرد: مدلهای حفاظتی باید به گونهای طراحی شوند که مردم نه تنها مانع فعالیتهای حفاظتی نباشند، بلکه خود فعالانه در این مسیر گام بردارند و در کنار دولت برای بقای گونهها تلاش کنند.
*الگوی «یوز-نام»؛ تجربه موفق حفاظت مردمی در جاده ابریشم
این فعال محیط زیست با اشاره به خبرهای اخیر مربوط به مشاهده چهار قلاده یوزپلنگ در منطقه «یوز-نام» (در محدوده جاده ابریشم)، آن را بهعنوان یک «حفاظتگاه مردمی» معرفی کرد و توضیح داد که در این مدل، مردم منطقه به طور مستقیم در تأمین هزینههای حفاظتی مشارکت دارند.
سالاری ادامه داد: در منطقه یوز-نام، ما با الگویی روبهرو هستیم که در آن هزینههای لازم برای حفاظت از محیط زیست توسط مردم پرداخت میشود و در مقابل، آنها میتوانند از ظرفیتهای گردشگری منطقه به گونهای بهرهبرداری کنند که هیچ آسیبی به طبیعت وارد نشود.
وی خاطرنشان کرد: در این مدل، بهرهبرداریها کاملاً غیرتخریبی است؛ به گونهای که گردشگران تنها با فعالیتهایی نظیر عکاسی از حیات وحش یا گشتوگذارهای کنترلشده در منطقه حضور مییابند و هیچگونه برداشت یا تخریبی از منابع طبیعی صورت نمیگیرد. این مدل یکی از موفقترین تجربهها در زمینه پیوند دادن منافع اقتصادی محدود با اهداف حفاظتی بلندمدت است.
*مدل «قرقهای اختصاصی»؛ تجربه منصورآباد رفسنجان
وی در ادامه تحلیل خود، به مدل دوم یعنی «قرقهای اختصاصی» پرداخت و منطقه «منصورآباد رفسنجان» را بهعنوان یکی از برجستهترین نمونههای این رویکرد در ایران معرفی کرد و گفت: در قرقهای اختصاصی، مانند منصورآباد، افرادی اقدام به مدیریت مناطق میکنند تا از جمعیتهای حیات وحش بهصورت «پایدار» بهرهبرداری کنند.
این بومشناس ادامه داد: در این سیستم، درآمد حاصل از مدیریت بهینه و بهرهبرداریهای قانونی از منطقه، مستقیماً صرف هزینههای حفاظت و تقویت حیات وحش در همان منطقه میشود.
سالاری با اشاره به اینکه در حال حاضر تقریباً هفت تا هشت قرق اختصاصی با مدلهای حفاظتی مختلف در سطح کشور فعال هستند، تأکید کرد: مدل منصورآباد در رفسنجان، بهدلیل توازن میان بهرهبرداری پایدار و ارتقای کیفیت زیستگاه، یکی از موفقترین نمونهها در سطح ملی است. این مدل ثابت میکند که اگر مدیریت علمی و بهرهبرداری پایدار در کنار هم باشند، میتوان حیات وحش را بدون فشار آوردن به بودجههای دولتی، احیا و حفاظت کرد.
وی تأکید کرد: برای موفقیت در حفاظت از حیات وحش، بهویژه در فصول حساس مانند زادآوری، باید ترکیبی از آموزشهای محیط زیستی، مدیریت علمی ظرفیت برد (شناختن حدِ توانِ طبیعت و وضع قوانینِ هوشمندانه) و مدلهای مشارکتی (مانند یوز-نام و منصورآباد) را بهکار گرفت.
وی اظهار کرد: ایجاد توازن میان نیازهای اقتصادی جامعه محلی و ضرورتهای بیولوژیکی حیات وحش، تنها راه رسیدن به یک حفاظت پایدار و اثرگذار در زیستبومهای ایران است.
کارشناس حیات وحش در پاسخ به این پرسش که آیا بستن کامل مناطق در فصل زادآوری راهکار مناسبی است یا باید مسیرهای جایگزین تعریف کرد؟ گفت: در نظام محیط زیست، پهنهها به دستههای مختلفی تقسیم میشوند؛ ازجمله «زون امن»، «زون تفرج گسترده» و «زون تفرج متمرکز». در هر یک از این مناطق، میزان و نحوه ورود انسان یا انجام فعالیتهایی نظیر طبیعتگردی بهطور متفاوتی تعریف شده است.
سالاری در ادامه توضیح داد: با توجه به حساسیت «زون امن»، به هیچ وجه نباید طبیعتگردی یا گردشگری در آن برقرار باشد؛ زیرا این مناطق تنها مأمن و پناهگاه حیات وحش هستند و اساساً جایی است که انسان نباید در آن حضور داشته باشد. در مقابل، در زونهای تفرج گسترده و متمرکز، ورود انسان با رعایت استانداردهای زیستمحیطی مجاز است.
*ظرفیت برد معیار عددی برای مدیریت توازن
وی در پاسخ به چالش ایجاد توازن میان استقبال گسترده گردشگران و ضرورتهای حفاظتی، مفهوم «ظرفیت برد» را کلید حل این مسئله دانست و خاطرنشان کرد: آنچه مسلم است اینکه در توصیفهای کلی مانند «تعداد زیاد» یا «متوسط» در مدیریت محیط زیست هیچ معنا و مفهومی ندارد، بلکه همه کارها باید با اتکا به پژوهشهای علمی انجام شود.
وی در ادامه توضیح داد: ما باید بر اساس مؤلفههای علمی، برای هر منطقه یک «ظرفیت برد» مشخص تعیین کنیم. برای مثال، طی پژوهشهای علمی مشخص میشود که در یک ساعت، تنها پنج نفر میتوانند از نقطه A تا نقطه B در یک مسیر تفرجی عبور کنند؛ اگر تعداد افراد از این عدد فراتر رود، زیستبوم آسیب میبیند.
این کارشناس حیات وحش تأکید کرد: تمامی اقدامات در زمینه گردشگری و حیات وحش باید بر مبنای پژوهشهای علمی باشد تا اعداد و ارقام دقیق استخراج شده و سپس از طریق مدیران اجرایی، مدیریت علمی در مناطق پیادهسازی شود.
*نقش رسانهها و هشدار در مورد «گردشگری انبوه»
سالاری نقش رسانهها در حوزه محیط زیست را همچون شمشیر دو لبه توصیف کرد و گفت: رسانههای اجتماعی گاهی با معرفی مناطق بکر، باعث هجوم ناگهانی و بیرویه مردم به آن نقاط میشوند، حال آنکه این گردشگری انبوه بسیار آسیبزننده است و میتواند به سرعت زیستبومها را از تعادل خارج کنند.
وی در ادامه به نقش مثبت رسانهها در ارتقای فرهنگ، آموزش و اطلاعرسانی نیز اشاره کرد و افزود: رسانهها میتوانند با آگاه کردن مردم نسبت به موضوعاتی که در زندگی روزمره با آنها سروکار ندارند، شکاف میان «دیدگاههای تخصصی محیط زیستی» و «دیدگاههای عامه مردم» را پُر کنند.
وی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: هدف نهایی ما این است که مفاهیمی که برای متخصصان محیط زیست بدیهی است را به زبان ساده به مردم منتقل کنیم تا همگی با یک دیدگاه مشترک، به سمت هدف اصلی یعنی حفاظت پایدار از مناطق حرکت کنیم.