راهکارهای نجات ادبیات کودک و نوجوان ایران؛ از نوآوری تا آگاهی والدین
سپهرغرب، گروه فرهنگی- صبا اسدی؛ یک نویسنده و شاعر ادبیات کودک و نوجوان مطرح کرد: برای ارتقای ادبیات کودک و نوجوان، شاعران باید از تکرار تجربههای گذشته پرهیز کنند و با تکیه بر پژوهش، آثاری نوآورانه و متناسب با دنیای واقعی کودکان امروز خلق کنند. در عین حال، آگاهسازی والدین و تشویق آنان به مطالعه نیز نقش مهمی در ایجاد علاقه کودکان به ادبیات دارد.
کمال شفیعی مشعوف، نویسنده، شاعر و پژوهشگر برجسته حوزه ادبیات کودک و نوجوان، در گفتوگو با سپهرغرب مسیر حرفهای و ریشههای فرهنگی خود را تشریح کرد. او متولد شهریورماه 1347 در محله آبانبار شهرستان اسدآباد استان همدان است، دوران تحصیل خود را تا پایان دبیرستان در این شهر گذراند و سپس برای ادامه تحصیل در رشتههای روانشناسی و ادبیات فارسی راهی تهران شد.
ورود او به دنیای کلمات با تجربههای دوران کودکی پیوند خورده و ارتباطش با داستان و شعر از 6 سالگی و با خرید نخستین کتاب قصه در مقطع کودکستان شکل گرفته است. کتاب قصه غول نخستین هدیه ماندگار دوران کودکستان او بوده و کلیله و دمنه نیز اولین خریدی است که در هشتسالگی به دلیل جذابیت نامش انجام داده است. این مسیر مطالعاتی در نوجوانی با آثار کلاسیکی همچون گلستان و بوستان سعدی ادامه یافته است.
شفیعی مشعوف سابقهای طولانی در نشریات ادبی کودک و نوجوان ازجمله رشد، کیان بچهها، سلام بچهها، شاهد و دوست در کارنامه حرفهای خود دارد. از 9سالگی هنگام تماشای برنامههای کودک به خلق داستان در ذهن میپرداخته و از 11سالگی نوشتن را به طور جدی آغاز کرده است. تشویقهای معلم ادبیات دوران راهنمایی پس از خواندن نخستین سرودههایش در کلاس، انگیزهای برای ادامه این راه بوده و امروز در 58سالگی، در حالی که به عنوان چهره اثرگذار ادبیات کودک و نوجوان کشور شناخته شده است، روایت مسیر پرفرازونشیب این حوزه برای ما رروایت خواهد کرد.
وی که پیش از این در حوزههای شعر بزرگسالان و نقد ادبی فعالیت داشت، با مشاهده خلأهای موجود در ادبیات کودک و نوجوان و همچنین نیاز به نگاههای تازه در شعر خردسالان و نوجوانان، وارد این عرصه شد. استقبال گسترده از نخستین مجموعههای چاپشده و تشویق بزرگان ادبیات کودک، زمینه تمرکز بیشتر او بر این حوزه را فراهم کرد.
این هنرمند بهرهمندی از محضر استادان برجسته در حوزههای مختلف را از عوامل اصلی موفقیت خود میداند. در این میان، چهرههایی چون پروفسور خائفی و پروفسور عباس خادمی در حوزه زبانشناسی و نیز استادانی همچون دکتر کیانوش هاشمیان و پروفسور جمشید افشان در حوزه روانشناسی، از تأثیرگذارترین شخصیتها بر اندیشه و نگاه او بودهاند.
در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد.
این نویسنده، پیشینه تاریخی و فرهنگی استان همدان را بهعنوان نخستین پایتخت ایران و خاستگاه اصلی ادبیات کودک و نوجوان، عاملی تعیینکننده در شکلگیری نگاه شاعرانه خود برشمرد و با اشاره به فعالیتهای اجرایی خود در صداوسیما و راهاندازی حوزه هنری همدان، از دغدغهاش برای ثبت تاریخ ادبی غرب کشور اینگونه سخن گفت: این فعالیتها و پژوهشها منجر به تألیف مجموعهای مفصل در این زمینه شده و جلد نخست آن نیز به چاپ رسیده است.
کمال شفیعی مشعوف همچنین الگوبرداری از چهرههای شاخصی همچون عبدالله کوثری، دکتر تقی پورنامداریان و زنده یاد پرویز اذکایی را در تقویت هویت فرهنگی و تمدنی آثارش مؤثر دانست.
وی تأکید کرد: در کنار یادگیری از این بزرگان، همواره تلاش کردهام با مطالعه آثار همه صاحبنامان عرصه ادبیات، به زبان و بیانی مستقل در شعر دست یابم.
وی در ادامه، با تشریح دیدگاههای خود، بر جداییناپذیر بودن پژوهش و هنر در مسیر ادبی تأکید کرد و با بیان اینکه سرزمین ادبیات، تاریخ و فلسفه از یکدیگر قابل تفکیک نیستند، خاطرنشان کرد: فعالیتهای پژوهشیام در بیش از 20 سال گذشته در پژوهشکده «کیشآو» که نام آن برگرفته از نام باستانی اسدآباد است، متمرکز بوده است. در این پژوهشکده، دورههایی در حوزههای زبانشناسی، فلسفه، تاریخ و ادبیات تطبیقی برای دانشجویان برگزار میکنیم و معتقدیم ادبیات و پژوهش دو بال یک پرندهاند و نمیتوان یکی را از دیگری جدا کرد.
این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت دانش پژوهشی برای هر شاعر توانمند، عنوان کرد: شاعر موفق باید پژوهشگری آگاه در حوزه زبان باشد؛ در غیر این صورت از ایجاد اثرگذاری عمیق بازخواهد ماند.
شفیعی مشعوف در این باره با اشاره به بیت معروف حافظ «استاد سخن سعدیست پیش همه کس / اما دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو»، گفت: شاعر با ارجاع به مطالعه آثار پیشینیان، از جمله سعدی و خواجو، نشان میدهد که شعر او حاصل پژوهش و جستوجو است.
وی درباره چالشهای مسیر حرفهای خود نیز به سه مانع اصلی اشاره کرد و توضیح داد: کمبود برنامههایی که شاعران و نویسندگان را به تعامل مستقیم با کودکان و نوجوانان دعوت کند؛ دشواریهای چاپ و توزیع کتابهای باکیفیت و مناسب؛ و درکنکردن نقش کتاب از سوی برخی خانوادهها در تأمین بهداشت روانی کودکان، از مهمترین چالشهای این حوزه است که با آنها روبهرو بودهام.
وی همچنین سه حلقه کلیدی «خانواده»، «آموزشوپرورش» و «رسانه» را دارای نقشی تعیینکننده در شکوفایی استعدادهای کودکان دانست و تأکید کرد: ضعف در هر یک از این بخشها، مانعی جدی برای نویسندگان و پژوهشگران این حوزه خواهد بود.
این نویسنده و شاعر، مهمترین چالش و خلأ کنونی ادبیات کودک و نوجوان را «فاصله اطلاعاتی و شکاف نسلها» دانست و توضیح داد: از آنجا که شاعران معمولاً چندین سال از کودکان و نوجوانان بزرگترند، بهطور طبیعی فاصلهای با دنیای ذهنی نسل جدید شکل میگیرد. چالش دیگر، آگاهی اندک برخی شاعران و نویسندگان از حوزههای تخصصی مرتبط با کودک است؛ ازجمله بهداشت روان، جامعهشناسی کودک و نوجوان، فلسفه کودک و زبانشناسی کودک.
شفیعی مشعوف همچنین نبود آموزش کافی برای والدین و کمبود آثار باکیفیتِ پاسخگو به نیازهای روانی و فکری نسل امروز را از چالشهای جدی این حوزه برشمرد.
وی در ادامه این گفتوگو، یکی دیگر از مشکلات جدی ادبیات کودک و نوجوان را نبود نگاه تازه به دین و مسائل انسانی از سوی شاعران دانست و افزود: امروز کمتر شاهد تجربههای نو و تکنیکهای جدید در شعر هستیم و بسیاری از شاعران در حال تکرار تجربههای گذشته خود هستند. به گفته او، خلق آثاری که برای نوجوانان امروز همخوانی و جذابیت داشته باشد، به تلاش و پژوهش بیشتری نیاز دارد؛ اما متأسفانه این موضوع کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
وی با تأکید بر فاصله معنادار میان دنیای کودکان گذشته و امروز، به تفاوتهای تکنولوژیک و محیطی اشاره کرد و توضیح داد: در حالی که کودکان دهههای پیش با سادهترین وسایل بازی میکردند و تنها به یک کانال تلویزیونی دسترسی داشتند، کودکان امروز با تبلت، ماهواره، اینترنت و انبوهی از رسانهها سروکار دارند.
این نویسنده افزود: این تغییرات باعث شده است کودکان امروز با پرسشهای اساسیتری روبهرو شوند و توصیفهای سنتی و کلیشهای دیگر پاسخگوی نیازهای ذهنی آنها نباشد. بنابراین شاعر و نویسنده امروز باید فضاهای نوآورانهتری را تجربه کند و از طریق پژوهش، آثارش را با دنیای واقعی کودک امروز همسو سازد.
شفیعی مشعوف در ادامه، دلایل کاهش علاقه کودکان به مجلات ادبی را در مقایسه با دوران طلایی دهه 60 بررسی کرد و گفت: در گذشته به دلیل کمبود رسانه و محدود بودن تعداد ناشران، تقاضا برای مجلات کودک بسیار بالا بود؛ اما امروز با گسترش رسانههای دیجیتال، اپلیکیشنها و سکوهای چندرسانهای، توجه کودکان پراکنده شده است. نشریات کلاسیک دیگر بهتنهایی نمیتوانند پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی کودکانی باشند که ابزارهای پیشرفتهای مانند تبلت و گوشی هوشمند در اختیار دارند.
وی معتقد است: این چالشها ریشه در ساختار جامعه، خانواده و نظام آموزشی دارند، نه در خود کودکان. برای بازگرداندن کتاب به سبد خرید خانواده، به یک کار فرهنگی بنیادین نیاز داریم که در آن آموزش والدین و معلمان در اولویت قرار گیرد. اگر والدین خود اهل مطالعه باشند و به فرهنگ عمومی و شناخت دنیای کودکان توجه کنند، کودکان نیز مشتاقانه به سمت ادبیات خواهند رفت.
وی پدیده دوری کودکان از ادبیات را نه نشانه ناتوانی ذاتی آنها، بلکه نتیجه ناتوانی والدین و نظام تربیتی در فراهمکردن زمینههای بالندگی دانست و گفت: همانقدر که غذای فاسد برای بدن مضر است، بیتوجهی به کالاهای فرهنگی نیز برای ذهن کودک زیانآور است.
این هنرمند افزود: همانگونه که خمیر مجسمه در دست کودکان مختلف به شکلهای گوناگون درمیآید و «گناه از خمیر نیست»، بلکه به توانایی و هدایت بازمیگردد، کودکان نیز همگی استعداد یادگیری دارند. بنابراین بیعلاقگی برخی کودکان به مطالعه، بازتاب ناتوانی در ایجاد بستر مناسب برای رشد و شکوفایی استعدادهای آنان در خانواده و آموزش است.
شفیعی مشعوف سه اقدام عملی را برای بهبود وضعیت فعلی اینگونه پیشنهاد کرد: نخست، آموزش والدین و معلمان درباره نیازهای روانی و تربیتی کودکان در هر مقطع سنی و نحوه برخورد صحیح با آنان؛ دوم، اصلاح ساختار آموزشوپرورش بهگونهای که بهجای نمرهدادن صرف به محفوظات، به تفاوتهای فردی، استعدادها و ویژگیهای روانشناختی هر کودک توجه کند و از یکسانسازی دانشآموزان بپرهیزد؛ و سوم، تحول در رسانهها، بهویژه صداوسیما، تا برنامههای کودک و نوجوان بر پایه پژوهشهای علمی و با رویکردی نوآورانه، نه صرفاً سرگرمکننده، تولید شوند. جذب متخصصان زبده در این حوزهها میتواند زمینهساز تربیت نسلی متعالی در آینده باشد.
وی همچنین آینده ادبیات کودک و نوجوان ایران را در صورت تداوم رویکردهای کنونی، با وجود استعدادهای بالقوه، همراه با چالشهای ساختاری و نوعی عقبماندگی نسبی توصیف کرد.
وی با اشاره به تجربه ژاپن و سوئیس تأکید کرد که موفقیت این کشورها در عرصههای مختلف جهانی، حاصل سرمایهگذاری سنگین و هوشمندانه بر کودکان و نوجوانان است. به گفته او، در ژاپن تولید برنامههای هدفمند برای کودکان، حتی به پیشرفت در عرصههای غیرمنتظرهای مانند فوتبال نیز منجر شده است.
این شاعر گفت: بدون تغییر رویکرد در ارزشگذاری نسبت به تربیت کودک، همچنان با چالشهای جدی در پرورش نسل آینده مواجه خواهیم بود.
شفیعی مشعوف بر ضرورت تسلط علمی و مهارتی مربیان بر فرایند آموزش کودکان تأکید کرد و بیان داشت: مربیان باید به دانشهای گوناگون مجهز باشند تا بتوانند با اعتمادبهنفس و کارایی لازم به پرورش کودکان بپردازند. امیدوارم با اصلاح این رویکردها، فضای آموزشی مطلوبتری شکل گیرد.
وی در پایان افزود: آرزو میکنم خورشید دانایی و خردورزی بر کشور بتابد و فضای آموزشی بهگونهای توسعه یابد که کودکان ایرانی به نسلهایی بالنده، خردمند و شایسته تبدیل شوند تا بتوانند درخور نام و عظمت ایران اسلامی، نقشی اثرگذار در آینده این سرزمین ایفا کنند.