تلاش مهمتر از موقعیت است
روایت دختر پرچمدار ایران در تکواندو
یک قهرمان جهان تکواندو مطرح کرد: تلاش بسیار مهمتر از موقعیت یا جایی است که در آن قرار داریم. تلاش من و آن خودباوری که داشتم، موجب شد بتوانم سالهای متمادی دور از خانواده تمرین کنم. من فقط به یک دلیل و یک هدف توانستم این رنج را برای خودم تحمل کنم و در این مسیر ادامه دهم،و آن هدف نیز رویای المپیک بود.
در یکی از روزهای سال 1380، در شهر همدان، دخترکی متولد شد که در خانوادهاش «زینب» نام گرفت. شاید در آن روزها هیچیک از اعضای خانواده گمان نمیکردند که زینب کوچک، روزی بتواند افتخار قهرمانی جهان را برای خانواده و میهن ایران به ارمغان آورد و به فردی برجسته در کشور تبدیل شود.
سالها سپری شد و زینب در هفتسالگی، به پاس علاقهای که به ورزش تکواندو داشت و جذابیتهایی که رنگهای کمربند تکواندو برای او پدید آورده بود با تشویقهای پدرش تکواندو را در باشگاه فردوسی و زیر نظر استاد سمیه باقری آغاز کرد.
در این شماره از سرویس ورزشی، به دنبال معرفی یکی از قهرمانان ملی شهرستان همدان هستیم در این گفتوگو به ارائه تصویری از خستگی ناپذیر این بانوی جوان همدانی میپردازیم. زینب اسدی از همان آغاز نشان داد که این ورزش برای او فراتر از یک سرگرمی ساده است او با اشتیاقی کمنظیر، هر روز به تمرین میپرداخت و کمربند به کمربند پیشرفت میکرد.
پدرش که نخستین مشوق او بود، همواره باور داشت که دخترش روزی افتخاری بزرگ برای خانواده خواهد بود. استاد سمیه باقری نیز از همان روزهای نخست، استعداد و پشتکار زینب را به خوبی درک کرد و راهنماییهایش را در مسیر ورزش حرفهای در اختیار او نهاد. امروز زینب نهتنها به یک قهرمان ملی تبدیل شده، بلکه نامش در سطح جهانی نیز شنیده میشود. این مسیر پر از فراز و نشیب بود، اما ارادهای پولادین و عشقی بیپایان به میهن، او را به این جایگاه رساند.
در ادامه، گفتوگوی مفصلتری با زینب اسدی، قهرمان تکواندو میخوانید که در آن از خاطرات آغازین، سختیهای مسیر و رویاهای بزرگترش میگوید. این مصاحبه، داستانی از تلاش، امید و عشق به پرچم ایران است.
*خانم اسدیمنش در ابتدا بفرمایید ورزش تکواندو را چگونه و از کجا شروع کردید؟
من تکواندو را در شهر همدان، در باشگاه فردوسی و با استاد سمیه باقری شروع کردم و همواره قدردان ایشان هستم. بسیاری از چیزهای مهم را از ایشان آموختم.
*نگاه شما به این ورزش از همان ابتدا چگونه بود؟
ورزش تکواندو برای من از همان ابتدا بسیار فراتر از یک ورزش یا سرگرمی بود. من از همان کودکی به دنبال کسب مقام بودم؛ از مقام استانی و کشوری تا آسیایی و جهانی. خدا را شکر، این موضوع باعث شد که در مسیر حرفهای قرار بگیرم و بتوانم این ورزش را به صورت حرفهای ادامه دهم.
*چه افرادی بیشترین تأثیر را در مسیر ورزشی شما داشتند؟
مهمترین و مؤثرترین افراد حمایتگر همیشه خانواده هستند. برای من نیز همینطور بود. پدر و مادرم بسیار مرا تشویق کردند و پس از آن، اساتیدی که طی سالها از ایشان یادگرفتهام و قدردان آنها بودهام در نهایت به نظر من هر انسانی که در مسیر ورزش حرفهای قرار میگیرد، مشوقی دارد و به نظر من اول خانواده، یعنی پدر و مادر هستند تمام تلاشمان را میکنیم تا تنها یک لبخند روی صورت آن دو نفر بیاوریم که الحمدلله این موفقیت حاصل شد به عبارت دیگر در ورزش قهرمانی بسیار مهم است که پدر و مادر مشوق باشند.
*از حمایتهای خانواده و نقش آنها در پیشرفت خود بفرمایید.
خدا را شکر، خانوادهام خانوادهای بودند که با ورزش آشنایی داشتند و بسیار مرا در این مسیر کمک کردند و باعث پیشرفت من شدند. خانوادهام ورزشکار نبودند، اما کاملاً رفتار حرفهای با من داشتند و مشوق اصلی من پدر و مادرم بودند تا همین لحظه. خداوند کمک کند که من با گرفتن نشان المپیک جهانی، این دو نفر را جبران کنم.
*شما در ورزش تکواندو کدام سبک را برای فعالیت انتخاب کردهاید؟
تکواندو دو سبک دارد به نامهای پومسه و کیوروگی. پومسه به صورت فرمی اجرا میشود و مبارزه تنبهتن ندارد، اما کیوروگی بخش حرفهای و تخصصی من است که مبارزه است. من بالغ بر هفده سال است که در این رشته فعالیت میکنم و خدا را شاکرم.
*درباره کسب نخستین نشان طلای خودتان بفرمایید؟ این افتخار بزرگ چه تأثیری بر انگیزه شما گذاشت؟
نخستین نشان طلای من در سال 1401 و طلای ارتشهای جهان بود. واقعاً آن حسی که پرچم ایران بالا رفت و به اهتزاز درآمد، با هیچ حسی در دنیا قابل مقایسه نیست و واقعاً یکی از بهترین لحظات زندگی من بود. در آن لحظه از خدا میخواهم که آن لحظه را بارها و بارها نه تنها برای من، بلکه برای تمام ورزشکارانی که در این رشته زحمت میکشند تا پرچم عزیز ایران را بالا ببرند، تکرار شود. واقعاً چون حس بینظیری است که به ایرانی بودن، پرچم و کشورت بسیار افتخار میکنی. همین اتفاق باعث شد که حس و انگیزهٔ جنگیدن من برای مقامهای مهمتر صد برابر شود.
* وضعیت امکانات و زیرساخت ورزشی در استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در واقع کمبود امکانات در هر مرحله و مکانی میتواند به شدت روی روند مسیر قهرمانی تأثیر بگذارد، بهویژه برای فردی که به صورت حرفهای کار میکند. من یک مدت واقعاً تحت تأثیر نبود امکانات مجبور شدم دور از خانواده زندگی کنم و همین الان هم در این شرایط هستم اما امیدوارم مسئولان به این فکر کنند که هر ورزشکاری در شهرستان خودش بتواند پیشرفت کند و این دوری از خانواده و فشارهایی که به اندازه کافی برای یک ورزشکار حرفهای هست را بتوانند با گذاشتن امکانات و تجهیزاتی که به درد ما ورزشکاران حرفهای میخورد به حداقل برسانند.
*خیلی از جوانان حضور در شهرستان را مانعی برای کسب عناوین قهرمانی و حضور در مسابقات مهم ورزشی میدانند. آیا این ذهنیت درست است؟ تلاش شما مهمتر بود یا جایی که در آن سکونت داشتید؟
به نظر من تلاش بسیار مهمتر از موقعیت یا جایی است که در آن قرار داریم. من نیز از جمله کسانی بودم که امکانات تکواندوی همدان و تجهیزات موجود در همدان برای دستیابی به قهرمانی جهان، آسیا یا حتی المپیک بهطور کافی فراهم نبود اما تلاش من و آن خودباوری که داشتم، موجب شد بتوانم سالهای متمادی دور از خانواده تمرین کنم. من تنها و فقط به یک دلیل و یک هدف توانستم این رنج را برای خودم تحمل کنم و در این مسیر ادامه دهم و آن هدف نیز رویای المپیک بود. واقعاً غیر از این نمیشد زیرا باید هدفی بسیار بزرگتر از آن چیزی باشد که تصور میکنی تا بتوانی در شرایطی که بسیار سخت است و دور از خانواده به سر میبری، هم ورزش قهرمانی انجام دهی و هم رویایی داشته باشی.
*رویای المپیک از چه زمانی در ذهن شما شکل گرفت؟
من از همان کودکی بسیار به طلای المپیک فکر میکردم و همیشه میگفتم شاید خیلیها در این مسیر چون کمسن بودم مرا جدی نمیگرفتند، اما من به این باور داشتم که به تیم ملی میرسم، نشان ملی میگیرم و مهمتر از همه به المپیک میرسم. خدا را شکر، من هر روز در این مسیر پیشرفت میکنم و امیدوارم به لطف خدا نشان المپیک را برای کشورم ایران به دست بیاورم.
در یکی از روزهای سال 1380، در شهر همدان، دخترکی متولد شد که در خانوادهاش «زینب» نام گرفت. شاید در آن روزها هیچیک از اعضای خانواده گمان نمیکردند که زینب کوچک، روزی بتواند افتخار قهرمانی جهان را برای خانواده و میهن ایران به ارمغان آورد و به فردی برجسته در کشور تبدیل شود.
سالها سپری شد و زینب در هفتسالگی، به پاس علاقهای که به ورزش تکواندو داشت و جذابیتهایی که رنگهای کمربند تکواندو برای او پدید آورده بود با تشویقهای پدرش تکواندو را در باشگاه فردوسی و زیر نظر استاد سمیه باقری آغاز کرد.
در این شماره از سرویس ورزشی، به دنبال معرفی یکی از قهرمانان ملی شهرستان همدان هستیم در این گفتوگو به ارائه تصویری از خستگی ناپذیر این بانوی جوان همدانی میپردازیم. زینب اسدی از همان آغاز نشان داد که این ورزش برای او فراتر از یک سرگرمی ساده است او با اشتیاقی کمنظیر، هر روز به تمرین میپرداخت و کمربند به کمربند پیشرفت میکرد.
پدرش که نخستین مشوق او بود، همواره باور داشت که دخترش روزی افتخاری بزرگ برای خانواده خواهد بود. استاد سمیه باقری نیز از همان روزهای نخست، استعداد و پشتکار زینب را به خوبی درک کرد و راهنماییهایش را در مسیر ورزش حرفهای در اختیار او نهاد. امروز زینب نهتنها به یک قهرمان ملی تبدیل شده، بلکه نامش در سطح جهانی نیز شنیده میشود. این مسیر پر از فراز و نشیب بود، اما ارادهای پولادین و عشقی بیپایان به میهن، او را به این جایگاه رساند.
در ادامه، گفتوگوی مفصلتری با زینب اسدی، قهرمان تکواندو میخوانید که در آن از خاطرات آغازین، سختیهای مسیر و رویاهای بزرگترش میگوید. این مصاحبه، داستانی از تلاش، امید و عشق به پرچم ایران است.
*خانم اسدیمنش در ابتدا بفرمایید ورزش تکواندو را چگونه و از کجا شروع کردید؟
من تکواندو را در شهر همدان، در باشگاه فردوسی و با استاد سمیه باقری شروع کردم و همواره قدردان ایشان هستم. بسیاری از چیزهای مهم را از ایشان آموختم.
*نگاه شما به این ورزش از همان ابتدا چگونه بود؟
ورزش تکواندو برای من از همان ابتدا بسیار فراتر از یک ورزش یا سرگرمی بود. من از همان کودکی به دنبال کسب مقام بودم؛ از مقام استانی و کشوری تا آسیایی و جهانی. خدا را شکر، این موضوع باعث شد که در مسیر حرفهای قرار بگیرم و بتوانم این ورزش را به صورت حرفهای ادامه دهم.
*چه افرادی بیشترین تأثیر را در مسیر ورزشی شما داشتند؟
مهمترین و مؤثرترین افراد حمایتگر همیشه خانواده هستند. برای من نیز همینطور بود. پدر و مادرم بسیار مرا تشویق کردند و پس از آن، اساتیدی که طی سالها از ایشان یادگرفتهام و قدردان آنها بودهام در نهایت به نظر من هر انسانی که در مسیر ورزش حرفهای قرار میگیرد، مشوقی دارد و به نظر من اول خانواده، یعنی پدر و مادر هستند تمام تلاشمان را میکنیم تا تنها یک لبخند روی صورت آن دو نفر بیاوریم که الحمدلله این موفقیت حاصل شد به عبارت دیگر در ورزش قهرمانی بسیار مهم است که پدر و مادر مشوق باشند.
*از حمایتهای خانواده و نقش آنها در پیشرفت خود بفرمایید.
خدا را شکر، خانوادهام خانوادهای بودند که با ورزش آشنایی داشتند و بسیار مرا در این مسیر کمک کردند و باعث پیشرفت من شدند. خانوادهام ورزشکار نبودند، اما کاملاً رفتار حرفهای با من داشتند و مشوق اصلی من پدر و مادرم بودند تا همین لحظه. خداوند کمک کند که من با گرفتن نشان المپیک جهانی، این دو نفر را جبران کنم.
*شما در ورزش تکواندو کدام سبک را برای فعالیت انتخاب کردهاید؟
تکواندو دو سبک دارد به نامهای پومسه و کیوروگی. پومسه به صورت فرمی اجرا میشود و مبارزه تنبهتن ندارد، اما کیوروگی بخش حرفهای و تخصصی من است که مبارزه است. من بالغ بر هفده سال است که در این رشته فعالیت میکنم و خدا را شاکرم.
*درباره کسب نخستین نشان طلای خودتان بفرمایید؟ این افتخار بزرگ چه تأثیری بر انگیزه شما گذاشت؟
نخستین نشان طلای من در سال 1401 و طلای ارتشهای جهان بود. واقعاً آن حسی که پرچم ایران بالا رفت و به اهتزاز درآمد، با هیچ حسی در دنیا قابل مقایسه نیست و واقعاً یکی از بهترین لحظات زندگی من بود. در آن لحظه از خدا میخواهم که آن لحظه را بارها و بارها نه تنها برای من، بلکه برای تمام ورزشکارانی که در این رشته زحمت میکشند تا پرچم عزیز ایران را بالا ببرند، تکرار شود. واقعاً چون حس بینظیری است که به ایرانی بودن، پرچم و کشورت بسیار افتخار میکنی. همین اتفاق باعث شد که حس و انگیزهٔ جنگیدن من برای مقامهای مهمتر صد برابر شود.
* وضعیت امکانات و زیرساخت ورزشی در استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
در واقع کمبود امکانات در هر مرحله و مکانی میتواند به شدت روی روند مسیر قهرمانی تأثیر بگذارد، بهویژه برای فردی که به صورت حرفهای کار میکند. من یک مدت واقعاً تحت تأثیر نبود امکانات مجبور شدم دور از خانواده زندگی کنم و همین الان هم در این شرایط هستم اما امیدوارم مسئولان به این فکر کنند که هر ورزشکاری در شهرستان خودش بتواند پیشرفت کند و این دوری از خانواده و فشارهایی که به اندازه کافی برای یک ورزشکار حرفهای هست را بتوانند با گذاشتن امکانات و تجهیزاتی که به درد ما ورزشکاران حرفهای میخورد به حداقل برسانند.
*خیلی از جوانان حضور در شهرستان را مانعی برای کسب عناوین قهرمانی و حضور در مسابقات مهم ورزشی میدانند. آیا این ذهنیت درست است؟ تلاش شما مهمتر بود یا جایی که در آن سکونت داشتید؟
به نظر من تلاش بسیار مهمتر از موقعیت یا جایی است که در آن قرار داریم. من نیز از جمله کسانی بودم که امکانات تکواندوی همدان و تجهیزات موجود در همدان برای دستیابی به قهرمانی جهان، آسیا یا حتی المپیک بهطور کافی فراهم نبود اما تلاش من و آن خودباوری که داشتم، موجب شد بتوانم سالهای متمادی دور از خانواده تمرین کنم. من تنها و فقط به یک دلیل و یک هدف توانستم این رنج را برای خودم تحمل کنم و در این مسیر ادامه دهم و آن هدف نیز رویای المپیک بود. واقعاً غیر از این نمیشد زیرا باید هدفی بسیار بزرگتر از آن چیزی باشد که تصور میکنی تا بتوانی در شرایطی که بسیار سخت است و دور از خانواده به سر میبری، هم ورزش قهرمانی انجام دهی و هم رویایی داشته باشی.
*رویای المپیک از چه زمانی در ذهن شما شکل گرفت؟
من از همان کودکی بسیار به طلای المپیک فکر میکردم و همیشه میگفتم شاید خیلیها در این مسیر چون کمسن بودم مرا جدی نمیگرفتند، اما من به این باور داشتم که به تیم ملی میرسم، نشان ملی میگیرم و مهمتر از همه به المپیک میرسم. خدا را شکر، من هر روز در این مسیر پیشرفت میکنم و امیدوارم به لطف خدا نشان المپیک را برای کشورم ایران به دست بیاورم.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.