وظیفه را انجام بده، نتیجه را به خدا بسپار
سپهرغرب، گروه ورزشی- صبا اسدی: یک قهرمان ملی گفت: باور دارم نباید ایستاد؛ با تلاش، ارزشگذاری به تخصص و حفظ هدف، در نهایت فرد به آنچه میخواهد حتماً میرسد. جمله «تو مأمور به وظیفهای، نه نتیجه» همیشه در ذهنم ماندگار است من هم وظایفم را دقیق انجام میدهم و نتیجه را به خدا میسپرم.
حمیدرضا زورآوند، قهرمان ملی دوومیدانی و از افتخارات دیار اکباتان است. او چهار سال نخست زندگی را در روستای گنبد سپری کرد و سپس به همراه والدین راهی شهر همدان شد و در محله انبار نفت ساکن شد.
نخستین جرقه اشتیاق او به ورزش و بزرگترین الگوی او، آقای فخرایی، دبیر ورزش پایه پنجم دبستان مدرسه شهادت بود؛ آموزگاری که با منش نیکو و تشویقهای مدبرانه، حمیدرضا را به وادی تندرستی سوق داد و بذر علاقه به دوومیدانی را در جان او کاشت. پس از آن در مقطع سوم راهنمایی، آقای پناهی راهنمای مسیر او شد. هرچند حمیدرضا در فاصله سالهای دبستان تا اواسط راهنمایی بهمدت دو سال از میادین ورزشی فاصله گرفت، اما تشویقهای دوباره آقای پناهی در سال سوم راهنمایی، شورِ ورزش را در او برافروخت و از همان نقطه، حرکتِ بیوقفه و پرتلاش وی برای دستیابی به سکوهای قهرمانی آغاز شد.
او که در رشته پیادهروی استقامت فعالیت دارد، علاوه بر عناوین ملی، در سال 2016 موفق به کسب سهمیه المپیک ریو شد. وی بهعنوان جوانی از تبار همدان که مظهر فعل خواستن بود، در این آوردگاه جهانی حضور یافت و نام ایران را طنینانداز کرد. در رشته پیادهروی استقامت که مسافتهای استاندارد آن 20 و 50 کیلومتر است، حمیدرضا زورآوند تخصص خود را در ماده 20 کیلومتر به اثبات رساند. وی در المپیک 2016 ریو، عملکردی ستودنی بر جای گذاشت و مسافت مذکور را در زمان یک ساعت و 22 دقیقه و 48 ثانیه پیمود؛ سرعتی در پیادهروی که حتی از توانِ دویدنِ بسیاری از افراد عادی نیز فراتر است. این دستاورد مایه فخر میهن است و ما به داشتن چنین قهرمانی میبالیم.
در این شماره از سرویس ورزشی، با حمیدرضا زورآوند به گفتوگو پرداختهایم تا از مرارتهای تمرین در خیابانها و جادههای همدان تا رسیدن به شکوه رقابتهای المپیک ریو برایمان روایت کند. در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد.
* در ابتدا بفرمایید آیا حضور شما در رشته دوومیدانی، بهدلیل علاقه شخصی بود یا اینکه استعدادِ این ورزش در شما شناسایی شده بود؟
واقعیت این است که چند دلیل برای این انتخاب وجود داشت؛ یکی از آنها انفرادی بودن این رشته بود. از سوی دیگر، جوّ حاکم بر هیئت دوومیدانی استان در آن زمان بسیار مناسب بود. آقای حبیبی، رئیس هیئت، فضای خوبی در استان ایجاد کرده بود که باعث جذب بچهها به این رشته میشد؛ بهطوریکه بسیاری از ورزشکارانِ سایر رشتهها نیز به دوومیدانی روی میآوردند. ما در کنار تمرینات دوومیدانی، بدنسازی هم انجام میدادیم. بهنظرم محیطِ دوومیدانی در آن دوران، واقعاً شرایطی مطلوبتر و حرفهایتر داشت.
* از نظر شما، سختکوشی لازم برای این رشته چقدر با ویژگیهای اخلاقی مردم همدان، نظیر صبر و استقامت، گره خورده است؟ همچنین، شرایط آب و هوایی همدان چقدر در تصمیمگیری و موفقیت شما در این رشته نقش داشته است؟
بدیهی است که هر رشته ورزشی ویژگیهای خاص خود را دارد. در ورزشهای استقامتی، معمولاً ورزشکارانی که در ارتفاعِ بالاتر از سطح دریا زندگی میکنند موفقترند؛ چراکه کمبود اکسیژن در این مناطق، بدن را به استقامت بیشتر عادت میدهد. مردم همدان نیز دقیقاً از همین ویژگی برخوردارند؛ یعنی روحیه سختکوشی و استقامتپذیری در آنها بسیار بالاست. این موضوع لزوماً تنها به اقلیم جغرافیایی مربوط نیست، اما قطعاً از آن تأثیر میپذیرد.
اگر بخواهم کلی بگویم، بسیاری از ورزشکاران استقامتی دنیا از مناطق مرتفع هستند. در ایران هم همینطور است؛ بهترین ورزشکاران استقامتی ما اغلب از مناطق مرتفع کشورند. در حالی که رشتههای سرعتی بیشتر در مناطق ساحلی و نزدیک سطح دریا بهتر رشد میکنند. این ویژگیِ اقلیمی استان ما، تأثیر مستقیمی بر توانمندیهای مردم شهر دارد و نمود آن را میتوان در درخشش ورزشکاران همدانی در رشتههای استقامتی مانند دوومیدانی، دوچرخهسواری و کوهنوردی بهوضوح مشاهده کرد.
* آیا در حال حاضر هم برای تمرینات خود از آبوهوا و فضای همین شهر استفاده میکنید؟
بله، در بسیاری از مواقع که به اردوی تیم ملی دعوت میشوم، درخواست میکنم که تمریناتم را در همدان پیگیری کنم؛ چرا که تمرین در اینجا برای من آرامش خاصی دارد. در حال حاضر نیز بیشترِ تمرینات من در شهر همدان انجام میشود. برای این انتخاب دلایل زیادی دارم که یکی از آنها، مناسب بودنِ فضای تمرینی است. ما مسیرها و محلههایی را که شرایط بهتری برای تمرینات استقامتی دارند انتخاب میکنیم و خوشبختانه از این نظر مشکلی نداریم.
* شما در سال 2016 برای نخستینبار در تاریخ همدان موفق به کسب سهمیه المپیک در رشته دوومیدانی شدید و عملکرد درخشانی داشتید. زمانی که بهعنوان یک جوان همدانی در خط آغاز مسابقات المپیک ایستادید، چه حسی نسبت به کشور و شهرتان داشتید؟ آن تجربه تا چه حد نگاه شما را به ورزش حرفهای تغییر داد؟
طبیعتاً آرزوی هر ورزشکاری حضور در آوردگاه بزرگی همچون المپیک است و این هدف، از ابتدای ورودم به دنیای ورزش، دغدغه اصلی من بود. این افتخار بزرگی بود که توانستم بهعنوان نفر اول، این مسیر را هموار کنم تا الگویی برای سایر ورزشکاران استان باشم. حضور در مسابقاتی که پرچم کشورت در آن به اهتزاز درمیآید، حتی در جایگاه یک شرکتکننده، غرورآفرین است. هرگاه خاطرات آن دوران را مرور میکنم، همان حس افتخار برایم زنده میشود و گمان نمیکنم این احساس از بین برود.
*در لحظهای که در جایگاه آرزوی بسیاری از ورزشکاران ایستاده بودید، آیا نکته یا خاطرهی خاصی در ذهنتان تداعی شد؟
مسابقات ورزشی همواره با استرس همراه است، اما وقوع یک اتفاق مثبت در زندگی، چه ورزشی و چه غیرورزشی، تلخی سختیهای گذشته را به شیرینی تبدیل میکند. شاید در لحظه مسابقه بهدلیل تمرکز بالا نتوان به همه این موارد فکر کرد، اما پس از آن، وقتی انسان به حجم سختیها، دوریها و تلاشها فکر میکند، ارزشِ واقعیِ مسیر را درک میکند. ورزش حرفهای، همانند یک هندوانه دربسته است؛ یعنی وقتی وارد این مسیر میشوید، هیچ تضمینی برای موفقیت قطعی وجود ندارد. اما وقتی تلاشها به ثمر مینشیند و نتیجه شیرین میشود، انسان از انتخابی که کرده غرق در لذت میشود. این موفقیت برای من بسیار لذتبخش بود و بابتِ آن خداوند را شاکرم.
* از تلاشهایتان بفرمایید؛ اینکه چگونه یک نوجوان در شهرستان تا این حد پشتکار به خرج داده در حالی که ممکن است برخی موفقیت را تنها به شانس و اقبال نسبت دهند، اما قطعاً شانس نیز با تلاش بهدست میآید؛ میزان تلاش شما در این موفقیت چقدر نقش داشت؟ جوانی در یکی از شهرستانهای کشور چگونه توانست خود را به بزرگترین رویداد ورزشی دنیا برساند؟
شاید من یکی از سختترین مسیرهای موفقیت را طی کردهام. در سال 1394، زمانی که در همدان مشغول به کار بودم، به دلیل تعدیل نیرو بیکار شدم. در آن دوران بسیاری باور نداشتند که بتوانم سهمیه المپیک بگیرم، چرا که کسب این سهمیه مستلزم جابهجایی رکورد ایران بود. مسابقات در ژاپن برگزار میشد و سفرِ طولانی، پروازهای متعدد و مسیرِ توکیو تا محل مسابقه با قطار، خستگی زیادی بر من تحمیل کرد. با این حال، به تمریناتم اعتماد داشتم؛ در همان شرایط، رکورد ایران را جابهجا کردم و به سهمیه رسیدم. باور دارم که نباید ایستاد؛ با تلاش، ارزشگذاری به تخصص و تمرکز بر هدف، انسان قطعاً به آنچه میخواهد دست مییابد.
* شما هدف خود را انتخاب کرده بودید و تحت هیچ شرایطی عقبنشینی نکردید. بفرمایید که به خاطر تمرینات، چقدر از تفریحات، استراحت و زمان گذراندن با دوستانتان چشمپوشی کردید؟ چه عاملی باعث شد ناامید نشوید؟
من برای خودم محدودیتهای زیادی گذاشته بودم. زمانی که فضای مجازی تازه در حال گسترش بود و دوستانم تا دیروقت بیدار میماندند، من ساعت 9:30 شب گوشی را کنار میگذاشتم و استراحت میکردم تا برای تمرینِ صبحِ زود آماده باشم. حتی در مهمانیها نیز گاهی مجبور بودم عذرخواهی کنم و زودتر به خانه برگردم. از بسیاری مراسمها و لذتهای معمولِ دوران جوانی گذشتم، چون هدف بزرگی داشتم. باورهای قلبیام نیز بسیار کمکم کرد؛ در سختیها و شادیها، از خداوند یاری میجستم. جملهای که همیشه در ذهنم مانده، این است: «تو مأمور به وظیفهای، نه نتیجه.» من هم همواره وظایفم را به دقت انجام میدادم و نتیجه را به خدا میسپردم.
* برنامهریزی شما در چارچوب ورزشی و برای رسیدن به نتیجه بود. تشویق خانواده، بهویژه پدر و مادر، در امیدوار شدن شما و در تعیین هدفتان چه نقشی داشت؟
خانواده وقتی میبیند فرزندش در مسیری سخت و نتیجهمحور قدم گذاشته، او را تشویق میکند که کوتاه نیاید و تلاشش را ادامه دهد. در مسیرِ ورزش حرفهای، همواره چالشهایی همچون مصدومیتها، کمبود امکانات، مشکلات تغذیه و حتی خلأهای علمی وجود دارد؛ اما آنچه به نتیجه میانجامد، پشتکارِ ورزشکار و حمایتِ خانواده است. نقش مربی در امور تخصصی انکارناپذیر است، اما خانواده با محبت، ایجاد انگیزه و تأمینِ آرامش، پشتوانه اصلی ورزشکار است. پدر و مادر من نیز با تجربه، رفتار و کلامشان تکیهگاه بزرگی برایم بودند؛ آنها نه تنها در ورزش، بلکه در تحصیل و تصمیمگیریهای زندگی نیز مرا راهنمایی کردند. این همراهی و حمایت، بیتردید در موفقیت من بسیار اثرگذار بوده است.
* بسیاری از نوجوانان همدانی شما را الگوی خود قرار دادهاند؛ از نظر شما، یک قهرمان برای اینکه در قلب مردم شهرش ماندگار شود، علاوه بر نشان و عنوان قهرمانی، باید چه ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی داشته باشد؟
این نگاه، لطف شماست. از بزرگان ورزش آموختهام که زندگی ورزشکار نباید فقط به تمرین و مسابقه محدود شود، بلکه باید ابعادِ انسانی و اجتماعیِ پررنگی داشته باشد.
منش، اخلاق و صمیمیت میان پیشکسوتان و جوانترها، محبت و انگیزه ایجاد میکند و دیگران را به این مسیر علاقهمند میسازد. در اردوها و جمعهای ورزشی، گاهی یک رفتار شایسته یا یک خاطره کوتاه، بیش از هر مقام قهرمانی در ذهن میماند؛ بنابراین، آنچه یک ورزشکار را در یاد مردم ماندگار میکند فقط نشان و نشان نیست، بلکه اخلاق، محبت، تأثیرگذاری و شخصیت اوست. این ویژگیها او را به چهرهای ماندگار تبدیل میکنند.
* در حال حاضر به چه فعالیتی مشغول هستید و در چه سطح از آمادگی قرار دارید؟ آیا همچنان اهداف ورزشی خاصی را دنبال میکنید؟»
پاسخ: «بله، همچنان به صورت حرفهای در ورزش فعالیت میکنم. تا سال گذشته در اکثر رقابتهای قهرمانی کشور و مسابقات باشگاهی، مقام نخست را کسب کردم. در حال حاضر، به دلیل برخی شرایطِ موجود، اعزام به مسابقات برونمرزی وضعیتِ مشخصی ندارد. با این حال، همیشه گفتهام که وظیفه من حفظِ آمادگی است. هنوز هم با جدیت تمرین میکنم و بدنم در شرایط مطلوبی قرار دارد. اگرچه برنامهریزی برای مسابقات، به تصمیمات فدراسیون و رایزنیهای هیئتهای استانی بستگی دارد، اما وظیفه اصلی من تمرینِ مستمر است. شکر خدا، این روند را همچنان ادامه میدهم.
* ظرفیتهای استان همدان را برای پرورش قهرمانان جدید چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا زیرساختهای موجود در شأنِ یک قهرمان المپیکی است؟
مشکل اصلی ورزش استان، بیش از آنکه کمبود امکانات باشد، ضعف مدیریتی و نگاه غیرتخصصی است. هرچند زیرساختهایی وجود دارد، اما از ظرفیتها و امکانات موجود بهدرستی استفاده نمیشود و شرایط اقتصادی نیز این مسئله را تشدید کرده است. در مقابل، تجربه افراد موفق و متخصص، ازجمله قهرمانان و چهرههای ورزشی، میتواند به رشد ورزش کمک کند؛ اما متأسفانه این مشورتپذیری و بهرهگیری از دانش آنان جدی گرفته نمیشود. در هیئتها و حتی در اداره کل ورزش و جوانان، اراده کافی برای استفاده از مربیان، مشاوران و قهرمانان سابق دیده نمیشود. این در حالی است که استان ظرفیت بالایی در رشتههایی مانند کشتی و جودو دارد. نبود نماینده در المپیک از سال 2016 به بعد، نشانهای روشن از افت ورزش در استان است.
ورزش حرفهای فقط به سالن و تجهیزات وابسته نیست، بلکه علم تمرین، تغذیه، بدنسازی و مشاوره تخصصی نیز نقش مهمی دارند. اگر این نگاه در مدیریت و هیئتها تقویت شود، استان میتواند مسیر رشد و موفقیت را دوباره پیدا کند. استفاده از جوانان مستعد، مربیان باتجربه، برنامهریزی دقیق و حمایت واقعی، میتواند این مسیر را سریعتر کند و انگیزه ورزشکاران را بالا ببرد؛ در غیر این صورت، ظرفیتها همچنان بدون استفاده میمانند و نتیجهای متفاوت بهدست نمیآید.
* توصیه کلیدی شما برای برونرفت از این وضعیت، بهرهگیری از مشورت و تجربه متخصصان است؟
قطعاً همینطور است. در ورزش حرفهای، استفاده از مشاوران متخصص و سپردنِ مدیریت به افرادِ کارکشته، یک ضرورت است. متأسفانه در برخی هیئتها شاهد هستیم که حضور طولانیمدتِ افرادِ غیرمتخصص، نهتنها مانعِ رشد شده، بلکه ورزش استان را دچار عقبگرد کرده است.
خروجیِ این ضعفِ مدیریتی، سرخوردگیِ استعدادها و مهاجرتِ آنهاست؛ بهطوریکه ورزشکاران پس از رسیدن به بلوغِ ورزشی، ترجیح میدهند برای استانهای دیگر مسابقه بدهند؛ بنابراین، ریشه اصلی مشکلات را باید در ساختارِ مدیریت جستوجو کرد. برای تغییرِ این روند، اعمالِ استانداردهای تخصصی، نظارتِ دقیق و پایبندی به اصولِ اخلاقی در مدیریتِ ورزشِ استان، امری حیاتی و اجتنابناپذیر است.
*در پایان اگر بخواهید در یک جمله به جوانانی که فکر میکنند چون اهل شهرستان هستند، دیگر نمیتوانند به المپیک یا مسابقات مهم و مقامهای بزرگ برسند، توصیهای کنید، چه میفرمایید؟
این نگاه، نگاه درستی نیست. چیزی که همیشه به دوستانم میگویم این است که تلاش خودتان را بکنید. اگر نتیجه نگرفتید، دستکم دچار سرخوردگی نمیشوید؛ چون میدانید که تلاش کردهاید. پشیمانی واقعی زمانی است که انسان تلاش نکند. حتی اگر نتیجه هم نگیرید، مهم این است که بگویید وظیفهام را انجام دادم. حالا اینکه در مسابقات ورودی قبول شوید یا نه، یا به تیم اعزام شوید یا نه، دیگر به سیستم اداری کشور یا سیستم اداری ورزش برمیگردد اما آنچه در اختیار خودتان است، تلاش کردن و انجام وظیفه است. بهنظر من، انسان باید مسئولیت خودش را انجام بدهد و بقیه امور را به نتیجه بسپارد.