اساسیترین داشته جوامع در جهان امروز سرمایههای انسانی هستند که درصورت تربیت صحیح و مجموعهای، میتوانند با همپوشانی، ضامن پیشرفت سریع و راهگشا برای سعادت جامعه شوند؛ البته گذشته از تأکیدهای مکتب الهی، تجربه نشان داده اگر تعلیم و تربیت جنبه آموزش علومی باشد که صرفاً جوابگوی ظاهری دنیا و مسائل صوری زندگی هستند و به اعتقادات معنوی و مقولههایی چون اخلاق انسانی، حقطلبی و عدالتخواهی نپردازند، قطعاً راه به سر منزل نافع نبرده و اینطور میشود که افراد فقط به منافع شخصی و دنیوی خود میاندیشند؛ حتی اگر برای رسیدن به این منافع، هزاران نفر هم به ناحق قربانی خواست و مطامع آنان شوند.
جای تأسف است اما واقعیت دارد که بگوییم برخی از تربیتشدگان مراکز آموزشی و بهاصطلاح نخبگانی ما متأسفانه افرادی را به جامعه تحویل دادهاند که به غیر از منافع شخصی نیندیشیده و حتی مهماتی چون وطندوستی و توجه به همنوعان برایشان پشیزی ارزش ندارد که این حالت قطعاً فاجعهای پنهان است که در موقعیتهایی آشکار مانند انفعال و عدم محکوم کردن بانیان شهادت و به خاک و خون کشاندن صدها دانشآموز در مدرسه شجره طیبه میناب، خود را نشان میدهد. این مهم واقعیتی است که به دلایل مختلف در این مجال محل طرح آن نیست.
در چند دهه گذشته آنچنان که باید، به مسئله بسیار مهم امور تربیتی و پرورش معنوی و حقطلبانه هدفمند در مراکز آموزشی و مدارس، پرداخته نشده و این جهتگیری به مراکز آموزش عالی نیز تسری یافته که گذشته از همه امتیازات و خوبیها، نقص و ضعفهایی عیان شده که در دهه گذشته شاهد بروز و ظهورهای تأسفبار و دردناک آنها بهخصوص در وقایع یکسال اخیر حتی در مدارس بوده و هستیم و کتمان بیمورد آن علاوهبر اینکه دردی را دوا نمیکند، مشکل را پیچیدهتر کرده و به دامنه ضرر و زیانها میافزاید.
البته دراینباره کسانی مقصرند که به دهها تذکر و دلسوزیهای آگاهانه بیتوجهی کرده و راهی را برگزیدند که جریان تربیتی نوجوانان و جوانان در برخی موارد، به ناکجاآباد کشیده شد.
گرچه وجود صدها هزار جوان ارزشمند و کارساز در عرصههای مختلف که موجب پیشرفتهای زیادی در کشورمان شدهاند قابل چشمپوشی نیست، اما شک نکنیم که باید در مسائل تربیتی برای بهتر شدن، گامهای اساسی و مهمتری برداشت و قطعاً بازآموزی و تکیه بر آموزههای امام شهیدمان مانند آنچه در تجمعات شبانه این مقطع تاریخی و سرنوشتساز میگذرد، چراغ راهی برای دستگاه تعلیم و تربیت است.