حمله به میراث جهانی؛ تخلف علیه جامعه بینالمللی با قابلیت پیگرد قضائی
سپهرغرب، گروه گردشگری- شهره کرمی: یک کارشناس اقتصاد گردشگری، با اشاره به اینکه طبق مقررات یونسکو، آسیب زدن به آثار ثبتشده در میراث جهانی یونسکو در جریان درگیریهای نظامی، تعرض به اموال فرهنگی بشریت محسوب میشود، گفت: این تخلف میتواند بهعنوان جنایت جنگی مورد بررسی قرار گیرد و ایران با مستندسازی فنی و ارسال پرونده رسمی، قادر است موضوع را به نهادهای قضائی بینالمللی ارجاع دهد.
در چنین شرایطی، موضوع حفاظت از میراث فرهنگی نهتنها یک وظیفه داخلی، بلکه یک ضرورت جهانی است؛ زیرا آثار ثبتشده در فهرست جهانی یونسکو، بخشی از دارایی مشترک بشریت بهشمار میآیند. ازاینرو، هرگونه تهدید نسبت به آنها، واکنش و حساسیت جامعه بینالمللی را نیز برمیانگیزد. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم بسیاری از کشورها، بنا بر شرایط ژئوپلیتیک، با چالشهای مضاعفی در زمینه پاسداری از میراث خود مواجهاند و نیازمند برنامهریزی چندلایه در حوزه آموزش، مدیریت بحران، مستندسازی و بهرهگیری از ظرفیت نهادهای مردمی و تخصصی هستند.
در همین راستا و با توجه به نگرانیهای فزاینده درباره آسیبپذیری آثار تاریخی و ثبتشدهجهانی، با مرتضی خاکسار، کارشناس اقتصاد گردشگری، گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید:
*بر اساس استانداردهای یونسکو، حمله به آثار ثبتشده جهانی چه پیامدهای حقوقی دارد و ایران چگونه میتواند این موضوع را پیگیری کند؟
در کنوانسیون جهانی، کشورهایی که دارای پیشینه تاریخی غنی هستند، آثار ارزشمند خود را برای ثبت جهانی به یونسکو معرفی میکنند. پس از ثبت، این آثار تحت نظارت دورهای کارشناسان قرار میگیرند. اگر نیاز به مرمت یا حفاظت داشته باشند، یونسکو از محل بودجه جهانی به آنها کمک میکند، زیرا در دیدگاه این سازمان، میراث فرهنگی متعلق به تمامی بشریت است. ایران یکی از 191 کشور عضو این کنوانسیون بهشمار میرود.
یونسکو قوانینی شفاف دارد. اگر کشوری در جریان درگیریهای سیاسی یا نظامی به آثار ثبتشده جهانی آسیب وارد کند، این اقدام بهعنوان تخریب اموال متعلق به جامعه جهانی تلقی میشود و از منظر حقوق بینالملل، در ردیف جرائم جنگی قرار میگیرد.
در صورت تخریب، باید صورتجلسه و مستندات موضوع به یونسکو ارسال شود و سپس در مجامع بینالمللی، ازجمله مراجع قضائی مرتبط با دیوان بینالمللی دادگستری، مورد بررسی قرار گیرد. کشور متجاوز در نهایت با مسئولیتهای حقوقی سنگین، پیگیری قضائی و هزینههای گسترده مرمتی روبهرو خواهد شد؛ حتی اگر بخشی از خسارتها بهطور کامل جبرانپذیر نباشد.
کشورها باید در این خصوص رعایت لازم را داشته باشند. بهعنوان مثال، همانطور که تخریب یک کتابخانه عمومی در یک شهر، تجاوز به اموال عمومی محسوب میشود، تخریب یک اثر ثبتشده جهانی نیز بهعنوان تجاوز به دارایی فرهنگی بشریت تلقی میشود؛ با این تفاوت که بار حقوقی و جرم آن برای کشور متخاصم بهمراتب سنگینتر است.
در دوران جنگ تحمیلی، برخی از موزهها و بناهای تاریخی تخریب کشورمان تخریب شدند. حمله به این بناها نشان میدهد که کشور متجاوز هیچ برنامهریزی منسجمی ندارد و صرفاً بهصورت کور، میراث جهانی و ملی را هدف قرار میدهد.
در چنین مواردی، کارشناسان وزارت میراث فرهنگی به سرعت وارد عمل میشوند، میزان تخریب را با عکس، فیلم و گزارشهای تخصصی ثبت میکنند و برای پیگیری حقوقی و تشکیل پرونده به یونسکو گزارش میدهند. این اقدامات برای احقاق حقوق ایران در مراجع بینالمللی انجام میشود.
**ثبت جهانی تا چه اندازه توانسته به حفاظت عملی از آثار تاریخی کمک کند؟ آیا این عنوان یک سپر واقعی است یا بیشتر کارکرد نمادین دارد؟
وقتی از «سپر حفاظتی» صحبت میکنیم، منظور این نیست که ثبت جهانی صرفاً یک عنوان یا نشان نمادین باشد. هر اثری که در فهرست میراث جهانی ثبت میشود، از نگاه یونسکو بهعنوان بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی جهان شناخته میشود؛ آثاری که نماد فرهنگ، موضوع مطالعات تاریخی و جزو سرمایههای معنوی کشورها و در عین حال بشریت بهشمار میآیند.
زمانی که مهر و لوگوی ثبت جهانی یونسکو به یک بنای تاریخی اختصاص داده میشود، در واقع آن اثر وارد حوزهای از «خط قرمزهای بینالمللی» میشود؛ خط قرمزهایی که یک سازمان جهانی با جایگاه فراملی، بهعنوان مدعی منافع عمومی، موظف به حفاظت از آنهاست. این حفاظت صرفاً جنبه اسمی یا معنوی ندارد، بلکه پشتوانههای عملی و اجرایی مشخصی دارد.
یونسکو برای آثار ثبتشده جهانی سازوکارهای مشخصی تعریف کرده؛ از تخصیص بودجههای بینالمللی گرفته تا انجام بازدیدهای دورهای کارشناسی و اجرای مطالعات علمی در حوزههای مختلف حفاظت، مرمت و مدیریت اثر. این حمایتها هم جنبه حقوقی و معنوی دارند و هم ناظر بر نگهداری فیزیکی و حفاظت عملی از بناها هستند.
بنابراین نمیتوان گفت ثبت جهانی تنها یک سپر نمادین است. این آثار بهطور منظم پایش میشوند و در صورت نیاز به بازسازی یا اقدامات حفاظتی، خود سازمان یونسکو میتواند بودجه و حمایتهای لازم را برای نگهداری و احیای آنها اختصاص دهد.
ثبت جهانی یک اثر تاریخی، آن را در جایگاه «سپر حفاظتی بینالمللی» قرار میدهد. این سپر در زمان جنگ یا درگیریهای داخلی، حدود و خط قرمزهای مشخصی را برای کشورها تعیین میکند تا با درک تعلق این آثار به مالکیت معنوی جامعه جهانی، تلاش کنند کمترین آسیب ممکن به آنها وارد شود.
**مهمترین خلأهای ما در حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران چیست و چه نقشی برای نیروهای محلی و مردم در این میان تعریف میکنید؟
در حال حاضر آموزش جامعهای که در تعامل مستقیم با میراث فرهنگی هستند، مهمترین ابزار برای حفاظت مؤثر از آثار تاریخی است. این گروه باید آموزشهای مشخص و کاربردی در حوزه نگهداری و حفاظت از میراث فرهنگی دریافت کنند.
این روند تنها با همکاری شفاف و هماهنگ نهادهای دولتی ممکن است؛ نهادهایی مانند وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، ادارات کل استانی و همچنین سازمان برنامه و بودجه که نقش اصلی را در مدیریت و توزیع بودجه طرحهای ملی بر عهده دارد.
این نهادها باید بهطور فزاینده، برنامههای آموزشی را هم برای کارگزاران دولتی و هم برای مردم، سازمانهای مردمنهاد و جوامع محلی گسترش دهند. زیرا مردم باید بدانند در شرایط بحرانی چگونه از آثار تاریخی حفاظت کنند و اگر به هر دلیلی چه عمدی و چه غیرعمدی، آگاهانه یا ناآگاهانه، آسیبی به یک اثر وارد شد، بتوانند در سریعترین زمان ممکن واکنش نشان دهند و برای ترمیم، تثبیت و جلوگیری از تخریبهای بیشتر اقدام کنند.
«آموزش جامعه محلی» و «تدوین برنامههای پایهای در سطح دولت» از اساسیترین نیازها در این حوزه است؛ عواملی که اگر جدی گرفته شوند، میتوانند یکی از بزرگترین نقشها را در موفقیت نظام حفاظت از میراث فرهنگی ایفا کنند.
*در میدان روایت و افکار عمومی جهانی، چه اقداماتی برای بازنمایی دقیق حمله به مراکز تاریخی باید انجام شود؟
در مواجهه با حمله به مراکز تاریخی و فرهنگی، نخستین اقدام ضروری، تهیه فوری تصاویر، عکسها و فیلمهای مستند از صحنه حادثه است تا ابعاد تخریب بهصورت دقیق ثبت شود. این مستندسازی باید بلافاصله پس از وقوع حادثه و در قالب اسناد رسمی انجام گیرد و با دعوت از کارشناسان سازمانهای جهانی میراث فرهنگی و دریافت مجوزهای لازم، بررسی میدانی خسارتها در حضور آنان صورت پذیرد.
ثبت تصاویر، تهیه فیلمهای مستند از میزان و شدت آسیبها و تدوین گزارشهای تخصصی در حضور نمایندگان نهادهای بینالمللی میتواند به تشکیل پروندهای مستند درباره تخریب آثار تاریخی منجر شود. چنین پروندهای امکان طرح موضوع در مجامع و دادگاههای بینالمللی را فراهم میکند تا میزان خسارتها ارزیابی شده و درباره جریمه و مسئولیت کشورها یا طرفهایی که حقوق فرهنگی ملتها را نقض کردهاند تصمیمگیری شود.
در این چارچوب، ارائه گزارش و شکایت رسمی و ثبت شکایت در سازمانها و نهادهای جهانی و پیگیری آن از سوی دولت، بخشی از روند حقوقی دفاع از میراث فرهنگی در سطح بینالمللی بهشمار میآید.
*اگر بخواهیم از این وضعیت عبور کنیم، سه اقدام فوری و عملی برای تقویت حفاظت از میراث فرهنگی کشور در شرایط بحرانی چیست؟
در شرایط بحران، برنامهریزی برای تقویت حفاظت فیزیکی بناهای تاریخی از اهمیت ویژهای برخوردار است. ایجاد و تقویت سازوکارهای پدافند شهری، افزایش سطح حفاظت توسط نیروهای امنیتی و یگانهای تخصصی میراث فرهنگی، و تداوم مراقبتهای فیزیکی ازجمله اقدامهای اصلی بهشمار میآید. در کنار این اقدامات رسمی، آموزش جوامع محلی، گروههای داوطلب و سازمانهای مردمنهاد میتواند در شکلدهی زنجیرههای انسانی حمایتی نقش مؤثری ایفا کند.
در شرایط جنگ و بحران، معمولاً از سازمانهای جهادی و نهادهای امدادی درخواست میشود که برای حفاظت از میراث فرهنگی وارد عمل شوند. این الگو در بسیاری از نقاط درگیر با بحران دیده شده بهویژه در کشورهایی مانند ایران، لبنان، سوریه و عراق که در سالهای اخیر با جنگ و ناامنی مواجه بودهاند، تجربه اجرای آن وجود دارد.
بر همین اساس پیشنهاد میشود از سازمانهای جهانی، تشکلهای دولتی و نهادهای مردمی که توان حضور میدانی و انجام حفاظت فیزیکی دارند دعوت شود تا در کنار یگان حفاظت میراث فرهنگی فعالیت کنند و نقش پشتیبانی عملیاتی را بر عهده بگیرند.
در کنار این همکاریها، مشارکت نیروهای داوطلب و سازمانهای مردمنهاد نیز اهمیت بسیار دارد. با آموزش این گروهها میتوان در مواقع بحرانی زنجیرههای انسانی برای محافظت از آثار تاریخی تشکیل داد. نمونهای از چنین مشارکتی در پل قدیمی اهواز دیده شد؛ جایی که مردم با تشکیل حلقه انسانی در اطراف پل تلاش کردند از آن در برابر تهدید احتمالی محافظت کنند. این اقدامات مردمی، علاوه بر نقش حفاظتی، بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای جهانی دارد و میتواند توجه جامعه جهانی را به اهمیت صیانت از میراث فرهنگی جلب کند.
این فرآیند آموزشی، بهویژه در زمان جنگ، بهعنوان یکی از عمدهترین مسائل و عوامل اثرگذار شناخته میشود که میتواند با جلب توجه جامعه بینالمللی، میزان آسیب به میراث معنوی و فرهنگی را به حداقل برساند.
در واقع، انعکاس هوشمندانه فعالیتهای حفاظتی در رسانههای بینالمللی، ابزاری قدرتمند برای بازدارندگی و حفاظت از سرمایههای تمدنی است. این رویکرد نهتنها به کاهش تخریبهای فیزیکی کمک میکند، بلکه در نهایت، امنیت معنوی و فرهنگی را در سطح جامعه و کشور مستقر میسازد. با تکیه بر این آموزشها و مدیریت صحیح بحران، میتوان اطمینان یافت که هویت معنوی و ثبات فرهنگی جامعه، حتی در سختترین شرایط ناشی از جنگ، مصون باقی خواهد ماند.
*میراثی که زخم میخورد، اما فراموش نمیشود
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده، نگاه واقعبینانه و مسئولانه به میراث فرهنگی در بستر بحرانهای نوظهور است؛ میراثی که نهتنها حافظ تاریخ، بلکه ستون هویت ملی و بخشی جداییناپذیر از اقتصاد فرهنگی کشورهاست. حفاظت از این سرمایهها، صرفاً یک اقدام حفاظتی نیست؛ یک تصمیم راهبردی برای پاسداری از حافظه نسلهاست. تجربه نشان داده که هر زمان آموزش، مشارکت مردمی و مدیریت علمی بحران در کنار هم قرار گرفتهاند، توانستهاند سپری مؤثر در برابر آسیبها ایجاد کنند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری آشکار است که میراث فرهنگی، زبان مشترک و بستری برای گفتوگو میان ملتهاست. این گنجینه، فراتر از یک بنا یا محوطه، بخشی از روح جمعی ماست که نابودی آن، ضربهای جبرانناپذیر به هویت مشترکمان وارد میکند. از همین رو، صیانت از آن نیازمند همگرایی همهجانبه، از نهادهای تخصصی گرفته تا گروههای مردمی و جامعه جهانی است. آینده میراث ما نه در سایه نگرانی، بلکه در گروِ اقدام امروز ما شکل میگیرد؛ اقدامی که میتواند تضمین کند تاریخ، همچنان روایتگر زیباییها و دستاوردهای بشری باقی بماند و در برابر بحرانها ایستادگی کند.