گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101367

دلگرمی و همراهی خانواده در سایه تلاش فردی؛ عامل اصلی رشد و تعالی زنان ایرانی

دلگرمی و همراهی خانواده در سایه تلاش فردی؛ عامل اصلی رشد و تعالی زنان ایرانی

سپهرغرب، گروه ریحانه آفرینش- صبا اسدی: یک سیاست‌پژوه حوزه زنان و خانواده گفت: همراهی همسر یکی از کلیدی‌ترین عوامل رشد زنان است. خانم‌ها ذاتاً حمایت‌گری را دوست دارند و در سایه حمایت شدن رشد می‌کنند. وقتی زن می‌بیند شریک زندگی، پدر، مادر و سایر اعضای خانواده او را حمایت و هدایت می‌کنند، استعدادهایش را بهتر می‌شناسد و در مسیر رشد، بروز و تعالی آن‌ها تلاش می‌کند و به حمایت‌ها دلگرم است.

در ادبیات رایج و فرهنگ عمومی کشور ما، گاهی نوعی تعارض میان اشتغال بیرون از منزل و نقش‌آفرینی زنان در خانواده دیده می‌شود. متأسفانه این باور اشتباه وجود دارد که حضور زن در اجتماع با مسئولیت‌های خانوادگی‌اش در تقابل است. هرچند قطعاً اولویت هر بانویی نقش‌های درون‌خانه است، اما این به معنای ناتوانی زنان در جمع میان این دو ساحت نیست. پرداختن به فعالیت‌های اجتماعی لزوماً به معنای فراموشی یا کم‌کاری در رسالت‌های اصلی همچون مادری، همسری و مدیریت خانه نیست؛ کما اینکه تجربه‌های موفق بسیاری در این زمینه داشته‌ایم.

همان‌طور که باید از تفکر محدودیتِ محضِ زن در خانه دوری کرد، باید با این باور غلط نیز مقابله نمود که ارزش و خودشناسی زن تنها در گروِ فراموشی نقش‌های خانوادگی است. واقعیت این است که طبق فرمایش رهبر شهیدمان، مدیریت خانه بر عهده بانوان است؛ مسئولیتی خطیر که نیازمند توانمندی‌های بالایی است. با این حال، بسیاری از زنان می‌توانند با برنامه‌ریزی، نظم و اولویت‌بندی، هم در تدبیر منزل فعال باشند و هم در عرصه‌های اجتماعی بدرخشند؛ البته ثمر دادن این تلاش مضاعف، نیازمند مشارکت، همدلی و حمایت همه‌جانبه اعضای خانواده است تا زن شاهد اثرگذاری حمایت‌های آن‌ها در مسیر رشد خود باشد.

باید پذیرفت که نمی‌توان برای تمام زنان ایرانی یک الگوی ثابت تجویز کرد؛ چراکه شرایط زندگی، روحیات و ظرفیت‌های هر خانواده با دیگری متفاوت است. ما می‌توانیم با شناسایی و گفت‌وگو با نمونه‌های موفق، نکات ارزشمند همراهی این دو مسیر را استخراج کنیم. با این حال، نباید فراموش کرد که لزوماً زن موفق کسی نیست که فعالیت بیرونی دارد. بسیاری از بانوان توانمند، با فداکاری و ازخودگذشتگی، به‌طور دائمی یا مقطعی از اشتغال بیرون صرف‌نظر می‌کنند تا تمام تمرکز خود را وقف مدیریت کانون خانواده کنند.

در همین راستا، با دکتر فاطمه محمدی، جامعه‌شناس، سیاست‌پژوه حوزه زنان و خانواده و از بانوان موفقی که در هر دو عرصه خانوادگی و اجتماعی خوش درخشیده‌، به گفت‌وگو پرداختیم. وی در پاسخ به پنج پرسش کلیدی، از تجربیات زندگی حرفه‌ای خود و چگونگی حرکت در این دو مسیر به‌ظاهر دشوار سخن می‌گویند.

* آیا می‌توانیم بگوییم میان مسئولیت‌های خانوادگی و اشتغال زنان تعارض وجود دارد؟ به‌نظر شما، چه عواملی می‌توانند این رابطه را از حالت تعارض به سمت هم‌افزایی تغییر دهند؟

خیر، نمی‌توانیم این‌طور بگوییم. به‌عنوان زنی که در همین جامعه تحصیلات دانشگاهی‌اش را تا مقاطع بالا ادامه داده و اکنون در چند حوزه مختلف مشغول به فعالیت است، این مسیر را کاملاً درک کرده‌ام. همزمان، مادر و همسر هستم و تمام نقش‌های لازم یک زن در خانواده را انجام می‌دهم. معتقدم امروزه در نظام مقدس جمهوری اسلامی، زنان بسیاری شبیه به من هستند؛ از اعضای هیئت‌علمی و دانشمندان شرکت‌های دانش‌بنیان گرفته تا پزشکان، کادر درمان و مهندسانی که در جای‌جای این کشور مشغول به فعالیت‌اند.

اینکه در عرف چه چیزی پذیرفته شده یا نشده، موضوعی است که صرفاً مختص زنان نیست؛ ما در مورد جوانان، نوجوانان، کودکان، مسائل تربیتی و آسیب‌های اجتماعی هم با چنین نگاه‌های عرفی مواجه هستیم؛ بنابراین نمی‌توان گفت که عرف‌زدگی یا نگاه‌های سنتی فقط مانع کارکرد اجتماعی زنان شده؛ این نگاه درستی نیست و باید اصلاح شود. اگر عرف مانعی نفوذناپذیر بود، این حجم از زنان نمی‌توانستند اشتغال و فعالیت اجتماعی داشته باشند. پس ما بر عرف غلبه کرده‌ایم و زنان توانسته‌اند به جایگاه‌های مهمی دست یابند؛ البته می‌پذیرم که هنوز حق مطلب ادا نشده و زنان به آن جایگاهی که شایسته آن هستند، نرسیده‌اند. با وجود اینکه در سال‌های اخیر مشارکت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان رشد چشمگیری داشته، اما باید برای تقویت این مسیر تلاش بیشتری کنیم؛ هرچند بخشی از این تلاش به خودِ خانم‌ها برمی‌گردد.

به باور شخصی من، مهم‌ترین رسالت و وظیفه یک زن، در خانه و خانواده؛ تربیت نسل، همسرداری و مدیریت امور منزل است. همان‌طور که رهبر شهیدمان در سخنرانی روز زن تأکید کردند، نباید فکر کنیم مدیریت منزل کاری ساده و پیش‌پا افتاده است؛ اتفاقاً کار به‌شدت سختی است که هم در دین اسلام و هم در گفتمان انقلاب اسلامی، بر عهده زنان نهاده شده. زنی که بتواند مدیریت خانه را به دست بگیرد و در کنار آن حضور اجتماعی‌اش را حفظ کند، قطعاً بر عرف و نگاه‌های تحمیلی غلبه خواهد کرد.

طبیعتاً زنان نسبت به آقایان سختی‌های بیشتری را متحمل می‌شوند، چراکه مسئولیت آقایان در منزل کمتر است، اما این موضوع مانع پیشرفت زن نیست؛ بلکه فقط فشار بیشتری به او وارد می‌کند. برای مثال، من همزمان که مدیریت منزل را بر عهده دارم و در شرایط کنونی مانند دوران جنگ یا آموزش مجازی باید به امور تحصیلی فرزندم رسیدگی کنم، امور بیرون از منزل را هم پیش می‌برم. معتقدم بخش بزرگی از مدیریت این تعارض‌ها و چالش‌ها بر عهده خود خانم‌ها و توانمندی آن‌هاست.

**در تجربه‌های موفق، خانواده دقیقاً از چه مسیرهایی به یک «سرمایه شغلی» برای زنان تبدیل می‌شود؟

ما در تمام این سال‌ها مرتکب اشتباه بزرگی شده‌ایم و آن این است که شغل خانه‌داری را به رسمیت نشناخته و به آن اهمیت نداده‌ایم. در تبیین این واقعیت که خانه‌داری یکی از مهم‌ترین، سخت‌ترین و طاقت‌فرساترین کارهای دنیاست، بسیار کم‌کاری کرده‌ایم. در پیشه خانه‌داری، شما با کارفرمایی روبه‌رو هستید که هرگز نمی‌تواند به شما مرخصی بدهد؛ این یک شغل تمام‌وقت است که در آن به عزیزترین افراد زندگی‌تان، خدمت می‌کنید. در محیط‌های کاری و اجتماعی هرگز با چنین تعبیری روبه‌رو نیستید؛ آنجا کارفرمایان افرادی معمولی هستند که ممکن است حتی با آن‌ها چالش داشته باشید، اما در کانون خانواده، رویکرد و معنای کار کاملاً متفاوت است.

متأسفانه ما ارزش و جایگاه خانه‌داری را تخریب و تضعیف کرده‌ایم؛ تا جایی که امروز یک زن، دیگر به چشم یک شغل به آن نگاه نمی‌کند و تصور می‌کند اگر صرفاً به خانه‌داری بپردازد، از جامعه عقب مانده در حالی که اصلاً این‌طور نیست. بانوانی که فداکاری می‌کنند و وارد نظام اجتماعی نمی‌شوند، انسان‌هایی بزرگ و صبورند که گرم نگه داشتن کانون خانواده و تربیت نسل را اولویت قرار داده‌اند؛ امری که برای نظام اسلامی به‌شدت حائز اهمیت و پرکاربرد است.

در این مسیر، همراهی همسر یکی از کلیدی‌ترین عوامل رشد زنان است. خانم‌ها ذاتاً حمایت‌ شدن را دوست دارند و در سایه آن رشد می‌کنند. وقتی زن می‌بیند شریک زندگی، پدر، مادر و سایر اعضای خانواده او را حمایت و هدایت می‌کنند، استعدادهایش را بهتر می‌شناسد و در مسیر شکوفایی آن‌ها تلاش می‌کند و به حمایت‌ها دلگرم است. معتقدم اگر حمایت‌های همسرم در رسیدگی به امور خانه و نگهداری از فرزندمان نبود، پیمودن مسیر تحصیل و دستیابی به مدارج علمی و دانشگاهی برای من سخت می‌شد. آنچه در فضای دانشگاهی به‌دست آورده‌ام، بیش از آنکه حاصل توانمندی شخصی من باشد، نتیجه یک همدلی خانوادگی است؛ بنابراین هیچ‌گاه موفقیت‌ها را حاصل اعمال فردی خودم نمی‌دانم، اما می‌خواهم بگویم وقتی از نظر روحی و ذهنی در منزل تأمین باشید، با فراغ بال بیشتری در نظام اجتماعی خدمت می‌کنید.

نکته دیگر اینکه، ما به‌اشتباه تصور می‌کنیم حضور در نظام اجتماعی حتماً مستلزم خروج از منزل است. گویا فکر می‌کنیم اگر کاری در منزل تعریف شود، دیگر شغل محسوب نمی‌شود. در حالی که بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته به سمت مشاغل خانگی حرکت کرده‌اند. ما باید سیاست‌گذاری‌ها را به گونه‌ای اصلاح کنیم که بسیاری از مشاغل، ازجمله کارهای پژوهشی و علمی، به‌صورت دورکاری تعریف شوند. چه اشکالی دارد که یک زن در منزل باشد، به امور خانواده برسد و همزمان کار علمی یا اقتصادی‌اش را هم پیش ببرد؟ بسیاری از مشاغل اساساً نیازی به حضور فیزیکی ندارند. در آینده ایران، باید مسیر را طوری تعریف کنیم که افراد حتی با انجام کار در منزل، احساس مفید بودن داشته باشند. اگر چنین بستری فراهم شود، قطعاً استقبال زنان از اشتغال و میزان مشارکت آن‌ها افزایش چشمگیری خواهد یافت.

*اگر بخواهیم این تجربه‌ها را صورت‌بندی کنیم، چه مدل‌هایی از «زندگی ترکیبی» قابل شناسایی است که بتوان آن‌ها را به دیگران هم توصیه کرد؟

باید نکته‌ای را به شما بگویم؛ ما نمی‌توانیم برای همه حوزه‌ها یک نسخه کلی بپیچیم. نمی‌توانیم بگوییم و تضمین کنیم که اگر یک خانم امروز در جایگاه مطلوب و بالایی ایستاده و مدل خاصی دارد، خانم دیگری هم اگر استقامت کند و تلاش شبانه‌روزی داشته باشد، دقیقاً به همان نقطه می‌رسد؛ اصلاً این‌طور نیست. زندگی شخصی، به‌ویژه در بستر زندگی متأهلی، برای هر فرد کاملاً منحصربه‌فرد است. من صرفاً می‌توانم تجربه‌های زیسته خود را بازگو کنم تا شاید برای دیگران مفید باشد؛ اما اینکه بنشینم و از یک شهر برای تمامی بانوان کشور نسخه‌ای واحد بپیچم، یک گام اشتباه در سیاست‌گذاری است. من تمام این سال‌ها تلاش کرده‌ام بگویم که نباید دست به چنین کاری زد.

واقعیت این است که زندگی در کلان‌شهرها با زندگی در شهرستان‌ها متفاوت است و هرکدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. همچنین، زنان شاغل چالش‌های متفاوتی نسبت به زنان خانه‌دار دارند و حتی در صنف‌های مختلف نیز شرایط یکسان نیست؛ شرایط زندگی یک پرستار با یک پزشک، یا یک معلم با یک مهندس تفاوت‌های بنیادینی دارد. وقتی تمام این تفاوت‌ها را کنار هم می‌چینید، متوجه می‌شوید که نمی‌توان یک نسخه تمام‌وکمال برای همه صادر کرد.

با این حال، برخی مطالبات و نیازها میان ما زنان شاغل مشترک است که باید بر آن‌ها تمرکز کنیم. برای مثال، حتماً باید بر موضوع ساعت کار شناور تأکید داشته باشیم و از طریق مجلس برای آن مصوبه‌ای قانونی بگیریم. همچنین، برقراری بیمه برای زنان خانه‌دار موضوعی بسیار حیاتی است که به‌شدت بر نرخ زاد و ولد، کیفیت زندگی، کاهش آمار طلاق و بسیاری از مسائل دیگر تأثیر مثبت خواهد داشت. یکی دیگر از اقدامات مشترک می‌تواند تلاش برای مصوب کردن حضور کسانی که دوره‌های کارآموزی می‌گذرانند خصوصاً دانشجویان رشته‌های پزشکی در نزدیک‌ترین مکان به محل سکونت همسرشان باشد. این‌ها مواردی است که می‌توان به‌عنوان اقدام و اتفاق مشترک به آن‌ها نگاه کرد، اما فراتر از این ضرورت‌های قانونی، تصمیم‌گیری کلی و یکسان برای تمامی مسائل شخصی زندگی زنان، کار درستی نیست.

*نقش همسر و ساختار خانواده در این هم‌افزایی چقدر تعیین‌کننده است و چه الگوهایی از مشارکت موفق در خانواده‌های ایرانی دیده‌اید؟

باید بگویم من تمام داشته‌های زندگی‌ام را مدیون همسرم هستم و در هر جایگاهی که امروز ایستاده‌ام، قطعاً حاصل حمایت‌ها، نگاه و توجه خاص ایشان بوده است. اگر همراهی او نبود، شاید من هرگز به این نقطه نمی‌رسیدم. معتقدم یکی از عوامل بسیار تعیین‌کننده در این مسیر، سپاسگزاری و قدرشناسی متقابل است. ما باید یاد بگیریم که از یکدیگر تشکر کنیم؛ چراکه هیچ‌کس، اعم از پدر، مادر، همسر، خانواده یا دوستان، وظیفه‌ای برای خدمت‌رسانی به ما ندارند. هیچ‌کس موظف به کمک کردن نیست، پس قدرشناسی یکی از بهترین راه‌هایی است که به خانم‌ها کمک می‌کند تا خانواده را در مسیر اهدافشان با خود همراه کنند.

از سوی دیگر، من انگیزه زیادی برای ادامه تحصیل و اشتغال داشتم و همسرم با مشاهده این اشتیاق، احساس می‌کرد که نباید مانع حرکت من شود. او معتقد بود که من می‌توانم در اجتماع هم مفید و اثرگذار باشم؛ در بسیاری از مراحل، مشوق و حامی من برای حرکت به سمت جلو بود. در کنار این حمایت، مدیریت صحیح امور منزل نیز بسیار حیاتی است؛ به این معنا که زن باید نشان دهد حضور اجتماعی او لطمه‌ای به کار خانه، تربیت فرزند و زندگی شخصی‌اش وارد نمی‌کند. این موضوع برای تمامی خانواده‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه اگر خانواده احساس کند زن تمام توان و توجه خود را معطوف به کار بیرون کرده و از کانون زندگی غافل شده، طبیعتاً آن روحیه همراهی و همدلی‌اش را از دست می‌دهد؛ بنابراین، داشتن برنامه‌ریزی دقیق برای اینکه هر مسئولیتی در جای درست خود انجام شود و هیچ‌کس از همسر تا فرزند آسیب نبیند، به تداوم این مسیر کمک می‌کند.

همچنین، نقش خانواده درجه یک در این موفقیت بسیار پررنگ است. هرچند شاید ساکنان کلان‌شهرها کمی از این موهبت دور یا محروم باشند، اما حمایت خانواده یک مبنای اساسی در این حرکت است. در کنار همه این‌ها، خود فرد نیز باید نکته‌سنج باشد؛ یعنی نباید صرفاً به کمک دیگران تکیه کند. باید توانمندی‌های خود را بشناسد، به خود متکی باشد و هرگز امید را از دست ندهد. رسیدن به هر جایگاهی بدون تحمل سختی ممکن نیست؛ نباید تصور کنیم موفقیت‌ها بادآورده هستند و بدون تقلا و تلاش به‌دست می‌آیند. زنی که مسئولیت مادری را می‌پذیرد، قطعاً فردی تلاش‌گر است و همین استمرار در تلاش، یکی از اصلی‌ترین راه‌های موفقیت است. بر این باورم که تمامی زنان ایرانی آن‌قدر صبور، مهربان و درستکار هستند که همگی به عالی‌ترین درجات و رتبه‌های رفیع دست خواهند یافت.

* سه اقدام عملی که یک زن بتواند حمایت و پشتیبانی خانواده را برای طی کردن مسیر موفقیت در اجتماع و اشتغال خود جذب کند، چیست؟

ابتدا یک خانم باید استعدادها و حوزه‌های علاقه‌مندی خود را بشناسد؛ اینکه دقیقاً دوست دارد در چه زمینه‌ای فعالیت کند. سپس باید نقطه هدف و آینده خود را ترسیم نماید؛ یعنی بداند که به‌دنبال چیست؟ قصد دارد به کجا برسد و در چه جایگاهی بایستد؟ در مرحله بعد، باید امکانات و توانمندی‌های خود را بسنجد که آیا انجام چنین کاری برایش مقدور است یا خیر. او باید هزینه فایده این مسیر را ارزیابی کند؛ یعنی بررسی کند که با ورود به این عرصه، چه چیزهایی را به‌دست می‌آورد و در مقابل، چه چیزهایی را از دست می‌دهد و آیا این مسیر اصلاً ارزش ورود دارد؟

به‌ویژه برای بانوان متأهل و دارای فرزند، توجه به کیفیت زندگی بسیار حائز اهمیت است. فرد باید بسنجد که آیا این فعالیت به کیفیت زندگی او، خودش یا اعضای خانواده‌اش لطمه‌ای وارد می‌کند یا خیر؟ این مسائل بسیار حیاتی هستند. ما نباید این‌طور فکر کنیم که صرفاً باید کار کنیم و اهمیت ندارد که اعضای خانواده آسیب ببینند؛ این نگاه که فقط به‌دنبال نقش‌آفرینی اجتماعی باشیم و به قیمت صدمه دیدن خانواده تمام شود، درست نیست و باید مدیریت شود. اگر بانوان این ملاحظات را در نظر بگیرند، قطعاً می‌توانند بدون چالش‌های جدی، مسیر شغلی، خوب و آینده‌دار داشته باشند. در چنین حالتی، وقتی خانواده مشاهده کند که او در مسیر درستی قرار گرفته، قطعاً مشارکت، همدلی و حمایت لازم را از او خواهد داشت.

به نظر من، خانواده ایرانی خانواده‌ای بسیار فهمیده است. با وجود حرف‌هایی که گاهی می‌شنویم، معتقدم خانواده‌های ایرانی بسیار حمایتگر و با درک‌ بالا هستند. آن‌ها جایگاه زن را می‌فهمند و دوست دارند او در خانه خوشحال باشد؛ بنابراین، برای رسیدن به موفقیت، حتماً همراهی‌اش می‌کنند، به شرط آنکه زن به اصول و اولویت‌های خانواده پایبند باشد.

من همیشه گفته‌ام که هیچ‌چیز برای من پررنگ‌تر و مهم‌تر از همسر و خانواده‌ام نبوده و با هر فرصتی که پیش بیاید، نخستین کارم این است که خود را به خانه برسانم. بانوانی که این‌گونه اولویت‌بندی می‌کنند، حتماً به موفقیت می‌رسند و خانواده نیز در تمام مسیر آن‌ها را همراهی خواهند کرد.

ارسال نظر

سوال: پایتخت فرانسه؟ Paris

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار