گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101274
در میزگرد بررسی ویژگی‌های حکمرانی امام شهید (ره) مطرح شد:

مکتب امام خامنه‌ای ایران را زنده‌ نگاه‌ می‌دارد

مکتب امام خامنه‌ای ایران را زنده‌ نگاه‌ می‌دارد

سپهرغرب، گروه - زهره پوروهابی :

 در میزگرد بررسی ویژگی‌های حکمرانی امام شهید (ره) با حضور اساتید دانشگاه مطرح شد: از آنجائیکه نظام حکمرانی آیت الله خامنه‌ای منبعث از کتاب خدا و سنت پیامبراعظم و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام بود و معظم‌له با نگاهی روبه جلو و آینده محور سازوکار حاکمیتی را در جامعه استوار نمود لذا باید به این حقیقت اذعان کرد که مکتب خامنه‌ای زنده بوده و برای همیشه ایران را زنده نگاه می‌دارد
بیش از هفت روز است که از آغاز جنگ می‌گذرد، امام امت و تعدادی از فرماندهان عالی نظامی شهید شدند، هشت کشور زیر آتش موشک‌های ایران هستند و منافع سیاسی و نفتی آمریکا در منطقه کاملا زیر ضربه فرزندان ایران است اما 84 سال پیش درست شهریور 1320 متفقین به ایران حمله کردند و در طی 4 روز ایران به اشغال آنان درآمد شاه با خفت‌بارترین حالت از کشور تبعید و نفت ایران 37 سال برای آمریکا و انگلیس استخراج شد و طی سال‌ها ملت ایران خون داد و خاری کشید تا بتواند روی پای خود بایستند و نقت را از چنگ دشمن دربیاورد.

اما درست سال 1357 امام خمینی(ره) برای نجات ایران قیام کرد، مردی که توانست با تقویت روحیه جهاد و توحید، ملت را به خودباوری برساند و خلف صالح او نیز در 36 سال و 9ماه رهبری، ملت را از پیچ‌های هراس‌انگیز عبور داد و در طول این سال‌ها انواع تهمت‌ها و خطرات را به جان خرید تا پایه‌های حکمرانی اسلامی ایران با استحکام و اتقان شکل گرفته، استوار بالا بیاید اینک و در عاشورایی‌ترین روزها امام این امت که سال‌ها در راه عقائدش جهاد کرده بود به دست بدترین انسان‌های بشریت به شهادت رسیده است اما همچنان جمهوری اسلامی ایران محکم و مقتدر به پیش می‌رود چنانکه دوست و دشمن از این راست‌قامتی در حیرت فرو رفته‌اند در واقع شجره طیبه‌ای که خمینی کبیر کاشت را خامنه‌ای عزیز چنان پرورش داد که اینک به اذن‌الله هیچ تبری بر او کارساز نیست.

اکنون ما کوچکترین محبان ایشان به رسم وظیفه و در اندازه وسع اندک خود و نه در حد بزرگی ایشان تلاش کرده‌ایم در میزگردی با حضور اساتید، دکتر روح الله سهرابی استاد رشته مدیریت و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی، دکتر رضا سلیمانی استاد رشته روابط بین‌الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی،گوشه‌هایی از شیوه حکمرانی او که پاره قلبمان بود را مرور کنیم

* لطفا در ابتدا تعریفی از حکمرانی و ابعاد آن ارائه بفرمایید.

دکتر سهرابی: پرداختن به تبیین این ابعاد حکمرانی که هم فوری و هم ضروری است، در شرایط فعلی که کشور درگیر جنگ شناختی شده و دانش‌آموزان و دانشجویان تحت سیطره رسانه‌های دشمن قرار دارند، حیاتی است. همان‌طور که پس از شهادت سردار سلیمانی ابعاد اندیشه ایشان آشکار شد، پرداختن به این میراث پس از شهادت رهبری نیز برای تثبیت دیدگاه‌ها و روش‌ها ضروری است. حکمرانی در سطح دانشگاه، یک حوزه میان‌رشته‌ای است که به‌طور خلاصه به دانشِ قاعده‌گذاری، نظارت، اعمال قدرت و اقتدار میان ذی‌نفعان برای دستیابی به یک هدف مشخص اطلاق می‌شود. به بیان ساده‌تر، حکمرانی یعنی شیوه‌ اعمال قدرت و اقتدار برای اینکه یک سازمان بتواند به اهداف از پیش تعیین‌شده خود برسد. حکمرانی وقتی در حوزه‌های مختلف تعریف می‌شود، ویژگی‌ها و الزمات خاص خود را می‌یابد؛ مثلاً حکمرانی در حوزه مدیریت، در سطح خرد تعریف می‌شود اما قواعدی که استخراج می‌شود با ساحت‌های دیگر با هم مرتبط هستند که برآیندشان می‌شود حکمرانی؛ چه حکمرانی توانمند چه حکمرانی ناتوان.

دکتر سلیمانی: واژه حکمرانی یک مفهوم نسبتاً جدید است که ریشه در رشته‌هایی مانند علوم اجتماعی، مدیریت و علوم سیاسی دارد. به‌طور کلی، حکمرانی خوب به علم اقدام عمومی اشاره دارد؛ اما این اقدام عمومی صرفاً به معنای اعمال قدرت از بالا به پایین نیست. بلکه تأکید آن بر جلب مشارکت نهادهای مدنی و قانونی و تنظیم سازوکارهایی است که از طریق مشارکت دادن این نهادها و تکثر موجود در جامعه، بهترین مدل مدیریتی را ارائه دهد. این رویکرد به‌نوعی از سیاست‌زدگی صرف فاصله گرفته و رویکردی مدیریتی‌تر می‌یابد که می‌توان آن را بلوغی در گذار از اعمال قدرت به اعمال مدیریت دانست. هدف، اتخاذ یک رویکرد کارکردی و کنش‌گرایانه نسبت به اعمال قدرت است که رضایتمندی عمومی را دربر داشته باشد.

* یکی از ویژگی‌های کلیدی در حکمرانی، تدوین خط‌مشی‌های کشور است. ما شاهد هستیم که امام شهید در برهه‌های مختلف اقدام به تعیین سیاست‌ها و ترسیم خطوط کلی نموده‌اند؛ از سند چشم‌انداز 20 ساله نظام گرفته تا اسناد راهبردی دیگر. نکته قابل توجه این است که این سیاست‌گذاری‌ها همواره با همکاری نخبگان کشور انجام شده است. بنابراین، پرسش اصلی اینجاست: چه عواملی در نگرش این نخبگان، این رویکرد همکاری را شکل داده است؟ همچنین، آن سنت‌های رفتاری که بر اساس ابلاغیه ایشان در جامعه پیاده‌سازی شد، چه بود و میزان تأثیرگذاری و اهمیت آن‌ها چقدر بوده است؟

سهرابی: پیش از پاسخ به پرسش شما، لازم است مثالی عینی برای مقایسه «حکمرانی خوب/سالم» در مقابل «حکمرانی ناخوب» ارائه شود. اگر با دقت بررسی کنیم می‌بینیم بعد از لطف الهی و مقاومت مردم در برابر تجاوزات دشمن، به‌ویژه در جنگ تحمیلی و حتی در روزهای اخیر، این توان موشکی و نظامی کشور است که توانسته بازدارندگی ایجاد کند که مصداق حکمرانی خوب و موفق است. همین امر امروز اجازه داده که ما بدون ترس با قدرت‌های اتمی دنیا مقابله کنیم. این مصداق حکمرانی موفق در حوزه نظامی است. اگر این حوزه را با وضعیتی مانند اوکراین مقایسه کنیم، تفاوت آشکار می‌شود. حال که حوزه نظامی را بررسی کردیم، بیایید آن را با حکمرانی اقتصادی مقایسه کنیم. در حوزه اقتصاد، ما شاهد حکمرانی کارآمدی نبوده‌ایم. این در حالی است که در برخی علوم، به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌ایم. متأسفانه، در فضای مجازی نیز با مشکلات متعددی در زمینه‌های قانون‌گذاری، سیاست‌گذاری و اجرای قوانین روبه‌رو هستیم که نیازمند بازنگری جدی است. این مثال‌ها را مطرح کردم تا مفهوم مورد نظر برای مخاطبان ملموس‌تر شود.

اما برای توضیح بیشتر، باید به بحث حدود اختیارات رهبری در جمهوری اسلامی بازگردیم. در گذشته، انتقاداتی نسبت به دامنه اختیارات رهبری، به‌ویژه در موضوعاتی مانند سیاست خارجی و جنگ مطرح می‌شد. اما نکته کلیدی این است که در این نظام، وظیفه اصلی رهبری، ترسیم چشم‌انداز و سیاست‌گذاری کلان است. در مقابل، اجرای این سیاست‌ها بر عهده قوه مجریه، وضع قوانین بر عهده قوه مقننه، و رسیدگی قضائی بر عهده قوه قضائیه است؛ قوایی که هر سه مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند. به‌نظر می‌رسد در این ساختار، عملکرد امام شهید در این بخش بسیار موفق بوده است. به‌عنوان مثال، «چشم‌انداز 20 ساله» که هدف آن قرار دادن ایران تا سال 1404 در زمره کشورهای برتر منطقه در حوزه‌های علم و فناوری بود، به‌خوبی نشان‌دهنده نقش محوری رهبری در تعیین مسیر کلی و سیاست‌های کلان کشور است.

رهبری در حوزه‌هایی مانند آب، محیط زیست، و دریامحوری، با کمک کارشناسان و مجمع تشخیص مصلحت، در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته‌اند. ایشان اطلاعات لازم برای سیاست‌گذاری را جمع‌آوری و سپس سیاست کلی را ابلاغ کرده‌اند.

با این حال، شاید جدی‌ترین اشکال در بخش اجرایی نمایان شد. سیاست‌ها در سطح کلان طراحی و ابلاغ شده‌اند، اما ساز و کار و فناوری لازم برای عملیاتی شدن آن‌ها در عمل، ضعف‌هایی داشته است. این ضعف به‌ویژه در عملکرد دولت‌ها مشاهده می‌شود؛ دولت‌هایی که دیدگاه‌های متفاوتی داشتند. به‌عنوان مثال، برخی دولت‌ها با نگاهی غرب‌گرایانه، این سیاست‌ها را در عمل به حاشیه برده و جدی نگرفتند. در مقابل، دولت شهید رئیسی (با وجود عمر کوتاه سه ساله خود) تعهد و جدیت بیشتری در پیگیری این سیاست‌ها نشان داد.

*جامعیت و متقن بودن دو ویژگی بارز حکمرانی امام شهید

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حکمرانی ایشان، جامعیت بود. رهبر انقلاب علاوه بر تنظیم اسناد، با بصیرت عمیق در مسائل سیاسی، کشور را در 37 یا 38 سال گذشته از خطرات جدی نجات دادند. این جامعیت فقط در سیاست نبود؛ ایشان در زمینه‌های علمی، عرفان، فلسفه و مرجعیت دینی نیز جایگاه والایی داشتند. این دانش گسترده در تذکرات ایشان به سیاست‌های کلان کشور نیز دیده می‌شد، که گاهی از سطح دیدگاه معاونین وزرا نیز بالاتر بود. فقدان ایشان تأثیر بزرگی بر ساختار کشور خواهد داشت و امیدواریم خداوند جایگزینی شایسته نصیب کند.

مستندات غیررسمی (مانند گفت‌وگو با نخبگان نانو، ورزشکاران، کارگردانان و اهالی فرهنگ و نظامی) نیز نشان‌دهنده همین رویکرد حکمرانی جامع بود که به جا افتادن الگوی حکمرانی خوب کمک کرد.

در نهایت، به‌نظر می‌رسد سیاست‌های کلان در حوزه‌های مختلف از دقت لازم برخوردار بودند، اما مشکل اصلی در اجرا و عملیاتی کردن آن‌ها بوده است. اینجاست که باید بین نقش رهبری در تعیین سیاست‌ها (بر اساس اختیارات قانونی) و وظایف اجرایی تفکیک قائل شویم. طبق قانون اساسی، ما نباید انتظار داشته باشیم رهبری وظایف سایر قوا را انجام دهند. اشتباه رایج این است که وظایف رهبری در نظام جمهوری اسلامی (که مبتنی بر مردم‌سالاری دینی است) با وظایف یک قاضی یا مجری اشتباه گرفته شود. رهبری بارها تأکید کرده‌ بودند که ورودشان به امور اجرایی محدود به اختیارات قانونی‌شان است.

سلیمانی: وظایف رهبری امام شهید در اصل 110 قانون اساسی به وضوح مشخص شده و همیشه قابل لمس و اجرا بود. در واقع، ایشان هم وظایف رسمی داشتند و هم وظایف غیررسمی. اجازه دهید ابتدا به وظایف غیررسمی ایشان بپردازیم و سپس وظایف رسمی را بررسی کنیم. در بخش وظایف غیررسمی، ما دو گروه را داریم: گروه اول نخبگان هستند و گروه دوم مردم.

در بعد مردمی، تلاش اصلی ایشان امت‌سازی و فرهنگ‌سازی، چه در داخل و چه در خارج از مرزها بود. دیدارها و سخنرانی‌های عمومی همچون یک «کارگاه آموزشی» برای مردم عمل می‌کرد تا نقش خود را در حکمرانی دریابند. نظام حکمرانی نهایتاً توسط مردم به سرانجام می‌رسد؛ بدون حضور مردم متبحرترین نخبگان اجرایی نیز قادر به پیشبرد امور نیستند. از این رو، صحبت مستقیم با مردم، ترویج مطالبه‌محوری و خارج کردن این نقش‌آفرینی از انحصار احزاب و جریانات سیاسی، در چارچوب کلان امت‌سازی ایشان قرار داشت.

در حوزه نخبگان، به‌ویژه نخبگان اجرایی، چند نکته اصلی وجود داشت. اولین و مهم‌ترین آن‌ها، تأکید بر ظرفیت‌های داخلی بود (اصل استقلال). خط قرمز اصلی رهبری، تکیه بر توانایی‌ها و ظرفیت‌هایی بود که در داخل کشور استفاده نشده بودند. ایشان معتقد بودند که باید سختی‌ها و هزینه‌های بیشتری را برای رسیدن به خودکفایی اقتصادی، فنی و سیاسی بپذیریم. حساسیت ایشان به مسئله استقلال بسیار بالا بود و این اصل به عنوان یک راهنما در تمام سطوح حکمرانی اثرگذار بود. موفقیت‌هایی مانند آنچه در وزارت دفاع، قرارگاه خاتم و غنی‌سازی هسته‌ای به دست آمد، نمونه‌های این نوع حکمرانی مستقلانه هستند؛ به‌طوری که طبق گزارش‌های بین‌المللی، سرعت رشد علمی ایران در برخی سال‌ها 11 برابر میانگین جهانی بود.

*قانون‌گرایی میراث مکتب امام خامنه‌ای است

یکی دیگر از وظایف غیر رسمی ایشان مدیریت بحران و اجماع‌سازی بود. در مواجهه با فتنه‌های مختلف اعتقاد ایشان بر جذب حداکثری و دفع حداقلی بود. تلاش می‌شد با اجماع‌سازی میان نخبگان و جریانات سیاسی، کشور از وضعیت بحرانی عبور کند. حتی در مواردی برخی از افراد سفارش می‌کردند با تشخیص مصلحت، از اعمال حکم حکومتی استفاده شود تا یک جریان سیاسی که به نفع نظام بود در صحنه باقی بماند اما امام شهید ما هیچگاه چنین مشی را نپذیرفت و فقط این حکم حکومتی صرفاً در شرایط بحران لاینحل و جایی که قانون مستقیماً ورود نمی‌کرد، به‌کار گرفته شد. این میراث نشان می‌دهد که قانون، فصل‌الخطاب است و قانون‌گرایی، ثبات و امنیت ملی را فارغ از سلیقه‌های سیاسی حاکم تضمین می‌کند. به این ترتیب، می‌توان گفت که «میراث خامنه‌ای از خود ایشان مهم‌تر است» اشاره به همین دارد؛ امام شهید از خود میراثی به یادگار گذاشتند که تا مدت‌ها می‌توان با آن کشور را اداره کرد. یکی از آن‌ها قانون‌گرایی بود.

*دیپلماسی عمومی و برون‌گرایی مبتنی بر قدرت

یکی از اقدامات مهم در سیاست خارجی، اجرای یک دیپلماسی عمومی قوی بود. این دیپلماسی فعالانه با مردم عادی کشورهای دیگر (مانند جوانان اروپا و آمریکا، دانشجویان و فعالان سیاسی) در موضوعاتی مثل فلسطین و اسلام واقعی در ارتباط بود. این روش، یک رویکرد «برون‌گرایی با اتکا به قدرت درونی» بود؛ به این معنا که تعامل مؤثر در سطح بین‌المللی تنها زمانی ممکن است که کشور ابتدا در داخل قوی و مستحکم باشد و سعی نکند قدرت خود را از خارج قرض بگیرد. خط قرمز رهبری، نپذیرفتن این مسیر بود، چه در زمینه برنامه هسته‌ای و چه در کل سیاست خارجی کشور.

بخش وظایف رسمی را هم می‌توانیم اینگونه تشریح کنیم؛ عملکرد رهبری در زمینه‌های مختلف نشان‌دهنده تعهد کامل به وظایف تعریف‌شده در اصل 110 قانون اساسی بود که پس از مشورت با نهادهای تخصصی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، ابلاغ و اجرا می‌شد. این رویکرد، مصداق همان حکمرانی مبتنی بر مشورت و نظارت است که از اعمال قدرت صرفاً از بالا به پایین پرهیز می‌کند. نظارت بر اجرای صحیح سیاست‌های کلی، تذکرات مستمر به مسئولان در جلسات خصوصی و عمومی و مدیریت جدی نیروهای مسلح به‌عنوان فرمانده کل قوا (حتی پیش از رهبری در دوران دفاع مقدس)، بخشی از این عملکرد مدیریتی است. در مواردی که معضلات نظام از طریق روش‌های عادی قابل حل نبود، استفاده از حکم حکومتی از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت می‌گرفت؛ البته، این امر هرگز به معنای دخالت‌های غیرضروری در کار نهادها نبود؛ اصل بر آن بود که نهادها باید به بلوغ لازم برای حل مشکلات خود بر اساس قانون برسند و نیازی به ورود مستقیم شخص اول مملکت نباشد.

*تمام تلاش جبهه صهیونیستی این بود که با حذف رهبری امت اسلامی، این ساختار از بین برود و در نتیجه این شجره طیبه نابود شود؛ اما اکنون بسیاری از افراد حتی در سطح بین‌الملل، اظهار تعجب می‌کنند که با شهادت رهبر، جمهوری اسلامی به کار خود ادامه می‌دهد و کشور کاملاً مستحکم از خود دفاع می‌کند؛ آیا می‌توان این ادامه حیات مقتدرانه را منبعث از شیوه حکمرانی امام شهید دانست؟

دکتر سهرابی: اگر کمی دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که با یک مکتب مواجه هستیم: مکتب امام خامنه‌ای. همانطور که ایشان در زمان شهادت حاج قاسم فرمودند، مکتب سلیمانی وجود دارد و حالا باید مکتب خامنه‌ای را نیز بررسی کنیم. من معتقدم که مکتب امام شهید نزدیک‌ترین مکتب به مکتب علوی است. در این استراتژی، حکمرانی عالی بر پایه اسلام و تشیع شکل می‌گیرد. در این رویکرد، آرمان‌ها اهمیت زیادی دارند، اما این آرمان‌گرایی هرگز نباید از توجه به واقعیت‌ها و شرایط زمان و مکان جدا شود. همچنین با ایجاد ساختارهای نهادی، این آرمان‌ها تثبیت می‌شوند و افراد در این چارچوب‌ها پرورش می‌یابند، تا حتی با رفتن یک امام یا رهبر، مکتب دچار آسیب نشود؛ همان‌طور که بعد از شهادت حضرت علی (ع) نیز با وجود فشار رسانه‌ای شدید، مکتب پابرجا ماند.

تفاوت اصلی ایران با کشورهای دیگری که پس از سال 2001 و رویداد 11 سپتامبر تحت تأثیر سیاست‌های غرب دچار بی‌ثباتی شدند (مانند لیبی، سوریه، عراق و افغانستان) در همین ساختار است. آمریکا برنامه‌ریزی کرد تا در قالب طرح خاورمیانه بزرگ، بسیاری از کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. در این کشورها، با حمله آمریکا و حذف نفر اول، کل نظام از هم پاشید، زیرا ساختارها به شدت به فرد وابسته بودند. اما در ایران این اتفاق نمی‌افتد، زیرا فرد اول کشور، یعنی حکمران، شخصیتی با تدبیر و مهذب است. همزمان، ما در ایران با کشوری با نهادهای مستقر مواجه هستیم. ایران مانند سوریه نیست که با رفتن یک نفر، کل نظام فرو بریزد. امروز در میان مردم، کنجکاوی نسبت به مظلومیت رهبر انقلاب افزایش یافته است. به عبارت دیگر، شهادت ایشان باعث شده که مردم بیشتر از قبل به سمت ایشان جذب شوند. این همان تصویری است که امام خامنه‌ای ترسیم کردند: جمهوری اسلامی یک نظام مظلوم و در عین حال مقتدر است. اقتدار در برابر قدرت‌های برتر جهانی کاملاً مشهود است و مظلومیت نیز به‌تدریج در حال شکوفایی است.

ایشان به‌درستی جانشین خلف امام خمینی (ره) بودند و مسیر عملیاتی‌سازی انقلاب اسلامی را که امام (ره) پایه‌گذاری کرده بودند، با موفقیت پیش بردند. در حالی که عمر حکمرانی امام محدود بود، رهبر فعلی توانستند انقلاب اسلامی را که پس از هزار و چندصد سال به یک حکومت شیعی رسیده، به عملیاتی شدن مسیر «جامعه اسلامی و تمدن اسلامی» نزدیک کنند.

نهایتاً، این رویکرد بر اساس اصل «شکستی در کار نیست» شکل گرفته؛ بر اساس آرمان احدی‌الحسنین، ما یا پیروز می‌شویم یا اگر شهید شویم، باز هم پیروزیم. شهادت ایشان در سن بالا، در بهترین زمان و با شکوه، بهترین نتیجه‌ای برای مسیری است که بر مبنای این اصل طراحی شده بود.

شهادت رهبر معظم انقلاب هرچند از منظر ما ضایعه‌ای بزرگ و فقدان یک وجود ارزشمند است، اما خود ایشان در سعادت کامل به سر می‌برند. ایشان نظامی را پایه‌گذاری کردند که امید است سالیان سال پابرجا بماند؛ البته تداوم این نظام نیازمند آگاهی و همراهی مردم و توکل به خداوند است؛ زیرا اگر مردم همراهی نکنند، کاری از دست ولی خدا نیز برنمی‌آید، همان‌طور که در ماجرای حکمیت، حضرت امیرالمؤمنین (ع) نیز مجبور به پذیرش امری شدند که تحمیل‌شده بود و شاگرد این مسیر (رهبر شهید) نیز به طریق اولی از این قاعده مستثنی نیست.

دکتر سلیمانی: در پاسخ به پرسش شما در مورد مدیریت چندلایه و حکمرانی حضرت آقا، باید ریشه‌یابی عمیقی انجام دهیم که ما را به حدیث شریف «ثقلین» بازمی‌گرداند؛ یادگاری از پیامبر اعظم (ص) که مورد اجماع است. این مکتب، مباحث قرآنی و مباحث اهل بیت (ع) را به‌طور همزمان دنبال می‌کرد که برگرفته از نگاه فقهی ایشان در حکمرانی بود.

این چند روز در میان مردم پرسشی مطرح بود که چرا رهبری باوجود تهدید‌ها همچنان در حسینیه ماندند؟ اینکه چرا ایشان توصیه‌های حفاظتی را نادیده گرفتند و محل کار خود را ترک نکردند به‌نظر می‌رسد ناشی از باور عمیق فقهی ایشان بوده؛ آن‌گونه که ظاهراً به محافظین فرموده بودند «اگر ولی فقیه وارد سطح حفاظت غیرعادی شود، اما همزمان مردم را به زندگی عادی دعوت کند، این خود باعث سلب ولایت می‌شود.» مدل مدیریتی ایشان این بود که تداوم ولایت بر امت، در گرو زندگی همچون مردم عادی است. ایشان مانند مردم عادی در مسجد که محلی عمومی با کارکردهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی است، حضور یافتند و در همان محل به شهادت رسیدند. این نه یک تاکتیک سیاسی برای کسب کاریزما، بلکه برگرفته از باور قلبی به مکتب، باور دینی و فقهی بود.

*مکتب خامنه‌ای؛ تلاقی قرآن، سنت و عقل

مکتب خامنه‌ای همان مکتب قرآن و اهل بیت (ع) است که با هم گره خورده‌اند. مبنای آن اصول چهارگانه قرآن، سنت، عقل و اجماع است. سنت در اینجا شامل سنت رفتاری پیامبر اعظم و ائمه اطهار (ع) است؛ سخنرانی‌های تاریخی ایشان (چه در نماز جمعه‌ها و چه در تحلیل وقایعی چون جنگ احد یا مسئله سلب خلافت پس از پیامبر) نشان می‌دهد که ایشان از تاریخ الهام می‌گرفتند و الهام‌بخش بودند. ایشان نه‌تنها باور فکری و قلبی داشتند بلکه التزام عملی نیز نشان می‌دادند؛ این التزام عملی در تطبیق سنت و رفتار ائمه و پیامبر (ص) با زندگی مدرن امروزشان مشهود است، علاوه بر این ایشان تجسم عقلانیت بودند و به‌شدت بر نقش عقل و اجتهاد در حکمرانی باور داشتند.

درنهایت، نکته‌ای که در ادامه پرسش شما مطرح شد، این است که امت بدون امام ممکن است صاحب امام شود (با ظهور)، اما امام بدون امت کاری از دستش برنمی‌آید. همان‌طور که حضرت علی (ع) در 25 سال خانه‌نشینی، با وجود صلاحیت معرفتی مسلّم، به‌دلیل آگاهی نداشتن یا لجاجت امت، نتوانستند قدرت را در دست بگیرند. امروزه معادله تغییر کرده؛ امت تشکیل شده و هر رهبری که روی کار بیاید، باید بتواند توقعات این امت را برآورده کند و خود را با سطحی که مکتب خامنه‌ای به شکل عمومی تعریف کرده، همسو نماید.

به‌عنوان یک مصداق عینی، همین الآن شاهد اظهارات وزیر جنگ رژیم اسرائیل بودم که اعلام کرد: «هر رهبری که در ایران برای ادامه طرح نابودی اسرائیل و تهدید آمریکا منصوب شود هدف قطعی برای حذف خواهد بود، فرقی نمی‌کند»؛ این اظهارات تأکیدی است بر آنچه حضرت امام (ره) فرمودند: رژیم صهیونیستی یک «غده سرطانی» و منشأ تمام ناامنی‌های منطقه و جهان است و حامیان آن نیز مستحق همین دیدگاه هستند. این موضع صرفاً مختص امام (ره) یا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (امام شهید) نیست بلکه هر کس که پس از ایشان به رهبری برسد، موظف به پیگیری این راهبرد است، چراکه امت‌سازی و بیان مکتب پیش‌تر انجام شده است. مکتب ما بر اساس قاعده «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» (نساء: 141) استوار است که خداوند هرگز راه سلطه‌ای را برای کافران بر مسلمانان قرار نداده و ائمه نیز همین مسیر را دنبال می‌کردند. از آنجا که مکتب ما مکتب عاشورا است، هر رهبری که در این تراز بیاید باید همین حرکت آیت‌الله خامنه‌ای را ادامه دهد زیرا ملت به کمتر از سبک رهبری خامنه‌ای راضی نمی‌شود

*تنظیم‌گری روابط قوا، رویکرد پدرانه و حفظ انسجام

*یکی از کلیدواژه‌های اصلی در مبحث حکمرانی، تنظیم‌گری و تنظیم روابط بین قوا است. زمانی که مشی حضرت آقا را بررسی می‌کنیم، متوجه توجه خاص ایشان به روابط قوا و استقلال آن‌ها می‌شویم، ایشان هرگز از این خط قرمز عدول نکرده و دائماً بر آن تذکر می‌دهند، لطفاً این جنبه از حکمرانی امام شهید را تشریح بفرمایید؟

دکتر سهرابی: این رویکرد، مدل حکمرانی پدر خیرخواه است؛ چه در دوره حضرت امام و چه در دوره زمامداری امام شهید (مقام معظم رهبری). ایشان بین نهادها و قوا که به تعبیر ما فرزندان خود هستند، ضمن به رسمیت شناختن استقلالشان بر اساس قانون، کمک می‌کنند تا اختلافات با رویکردی پدرانه حل شود. این رویکرد مانع از آن می‌شود که قوا به جان هم بیفتند و انسجام نظام توسط دعواهای بیجا ضربه ببیند. این سعه صدر ایشان، ریشه در حدیثی دارد که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: «از ابزار ریاست، سعه صدر است.» ایشان سال‌ها افرادی با دیدگاه‌های منتقد و گاهی مخالف را در کنار خود نگه می‌داشتند؛ آنقدر دریا دل بودند که آن افراد در عظمت ایشان ذوب شده یا کنار می‌رفتند.

توصیه‌های ایشان در این زمینه مشخص بود در وهله نخست استقلال قوا مورد تأکید ایشان بود؛ بدین ترتیب که هر نهاد کار خود را انجام دهد و در کار دیگری دخالت نکند. اگر اختلافی هم هست دوست داشتند اختلافات در درون نظام حل شود و به رسانه‌ها، نامه‌های سرگشاده یا فضاهای عمومی کشیده نشود. برخی افراد با «کم‌ظرفیتی» و بزرگنمایی مسائل غیر اولویت‌دار و کوچک‌نمایی اولویت‌ها، این فضا را مخدوش می‌کردند و اختلافات شخصی را به رسانه‌های خارجی می‌کشاندند. رهبری تلاش می‌کردند با توسعه دیدگاه‌ها، به طرفین یادآوری کنند که یک کیان بزرگ‌تر به نام جمهوری اسلامی وجود دارد و این دعواها ممکن است به آن لطمه بزند و باید به این شیوه حل شود. این رویکرد، در بحث تنظیم‌گری روابط بین قوا، به رسمیت شناختن استقلال آن‌ها، توصیه به دید بلندمدت و آرمان‌گرایانه در راستای کیان نظام و تأکید بر کمک به دولت، یک الگوی جالب و مثال‌زدنی بود. به‌نظر من، ایشان وظیفه تنظیم‌گری را با دو شرط اساسی به نحو احسن به سرانجام رساندند؛ نخست، حفظ نظام که از اوجب واجبات است و دوم، حفظ و جذب حداکثری با رویکردی پدرانه.

دکتر سلیمانی: برای پاسخ به شائبه‌هایی که درباره حمایت رهبر شهید از برخی قوا و اصل تنظیم‌گری در حکمرانی مطرح می‌شود، مهم است که به اصول اساسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران توجه کنیم. در نظام ما، که نیمه‌ریاستی و نیمه‌پارلمانی است، برخلاف نظام‌های کاملاً ریاستی، قدرت تنها در اختیار رئیس‌جمهور نیست و مصوبات مجلس نیز اعتبار دارند. در بسیاری از کشورها، مانند فرانسه، رئیس‌جمهور حق انحلال پارلمان را دارد، اما در ایران حتی رهبر نیز اختیارات مجلس را تضعیف نمی‌کند و آن را منحل نمی‌سازد.

اگر قوانین اساسی کشورها را با ایران مقایسه کنیم، متوجه تفاوت اساسی هستیم. همان‌طور که امام راحل فرمودند، «مجلس در رأس امور است». اگر بخواهیم جلوی فساد را بگیریم و حکمرانی را اصلاح کنیم، باید مجلس قوی داشته باشیم، مجلسی که اصل 90 قانون اساسی (نظارت) را به‌درستی اجرا کند. البته قانون همه‌چیز را شفاف بیان کرده، اما به لحاظ عرفی و عملکردی، مردم باید با چه سازوکارها و شناختی افراد را انتخاب کنند؛ این دیگر کاری از دست هیچ قانون‌گذار یا رهبری در دنیا برنمی‌آید.

در خصوص نقش رهبری در تأیید یا عدم تأیید کنش‌های قوا، یک سنت حسنه و نانوشته شکل گرفته بود به‌خصوص در مورد انتصاب وزرای کلیدی مانند وزارت اطلاعات، امور خارجه، نفت و کشور. در این موارد، از حکیم سیاسی، یعنی حضرت آقا، نظرخواهی می‌شد. ایشان هیچ‌گاه دخالت مستقیم نکردند، بلکه نظر کارشناسی خود را بر اساس تجربه اجرایی و سیاسی‌شان ارائه می‌دادند؛ این یک مشورت حکیمانه است که در هر کجای دنیا می‌تواند اتفاق بیفتد و قانون خاصی ندارد.

نکته‌ای که باید بر آن تأکید کرد، حساسیت شدید حضرت آقا روی این تنظیم‌گری‌ها بود، ایشان به‌عنوان یک حکیم فرزانه و سیاسی، حساسیت ویژه‌ای داشتند که در عزل و نصب‌های مقامات اجرایی و نمایندگان مجلس ورود نکنند. بارها در سخنرانی‌ها فرمودند که کار مجلس و یا قوه قضائیه مشخص است؛ اما متأسفانه در برخی استان‌ها و شهرها (مخصوصاً شهرهای کوچک)، مداخلات نمایندگان در امور اجرایی، به‌عنوان یک آسیب مشاهده شده است.

*سنت رهبر شهید حمایت از همه دولت‌ها و همه طیف‌ها بود

اگر قوه اجرایی یا یک نماینده مجلس، منافع یا خواسته‌هایی داشته باشد که محقق نشود، ممکن است این موضوع را در کنش رفتاری خود در مجلس یا علیه یک وزیر دخالت دهد. این وضعیت بیشتر نشان‌دهنده ایراد در عملکرد آن نماینده است، نه کم‌کاری یا عدم مداخله رهبری اما من با شما موافقم؛ ایشان نسبت به قوه مجریه به‌دلیل قرارگیری در «پیشانی تحولات» و «میدان عمل»، همواره حساسیت ویژه‌ای داشتند. حتی گاهی اوقات، فشارهای انتقادی که در شرایط حساس کشور (تحریمی، امنیتی، اجتماعی) بر دولت وارد می‌شد، با فرمان ایشان تعدیل می‌گردید. حضرت آقا اجازه می‌دادند دولت‌ها کارشان را ادامه دهند، همان‌طور که دولت‌ها در دوره امام (ره) تا دقیقه نود حمایت می‌شدند. دلیل این بود که اعتقاد داشتند دولت در متن ماجرا قرار دارد و تحت فشارهای بودجه‌ای، سیاسی و اجتماعی مختلف است. از این جهت، در نگاه کلان، ایشان سعی می‌کردند قوای دیگر را مدیریت کنند؛ البته ضمن رعایت تفکیک قوا، در جایی که قرار بود یک جریان سیاسی علیه دولت اقدام کند، آن را تعدیل می‌کردند تا استقلال قوه مجریه حفظ شود.

یکی از نکات مهم در سنت رفتاری ایشان، این بود که دولت بعد از گرفتن رأی اعتماد، باید سریعاً کار خود را آغاز می‌کرد. اگر وزیری تخصص و تعهد کافی داشت و می‌توانست به سرعت به مشکلات معیشتی مردم رسیدگی کند، تشکیل سریع دولت برای ایشان بسیار اهمیت داشت. همچنین، ایشان به شدت مخالف این بودند که ملاحظات سیاسی و حزبی در روند استیضاح‌ها دخالت کند.

*تشکیل شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا راهبردی برای هم‌افزایی

یکی از سنت‌های خوبی که ایشان به راه انداختند، تشکیل شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا بود. این شورا برای آن بود که سران قوا در جلسات منظم و هم‌ارز، معضلات اساسی معیشتی و اقتصادی کشور را حل کنند. در واقع، امام خامنه‌ای (حفظه الله) ضمن رعایت تفکیک قوا، با این کار تضمین کردند که تصمیمات موازی گرفته نشود و با هماهنگی کامل، مشکلات با تسهیل و تأثیر بیشتری حل شوند.

*از این زاویه، بهتر است نگاه و راهبرد ایشان در روابط بین‌الملل، به ویژه در مورد برجام، را بررسی کنیم؛ چون هنوز در ذهن بسیاری از مردم درباره نظر ایشان در این باره ابهاماتی وجود دارد.

دکتر سلیمانی: در نگاه ایشان، دو موضوع در اینجا مطرح بود؛ نخست، سنت کلی حکمرانی‌شان که احترام کامل به رأی مردم بود و دوم، چالش‌های خاصی مانند برجام.

ایشان معتقد بودند که به دولت‌ها، فارغ از گرایش سیاسی‌شان، باید اجازه داده شود که بر اساس رأی مردم کار کنند. برای مثال، یک دولت با شعار مشخصی روی کار می‌آید؛ مثل اینکه «همزمان با چرخیدن سانتریفیوژها، معیشت مردم هم تأمین شود». این یعنی مذاکره باید نتیجه اقتصادی مشخص و ملموسی (مانند لغو تحریم‌ها) برای مردم داشته باشد و مردم نیز به این شعار رأی می‌دهند.

رهبری هرگز به انتخاب مردم بی‌احترامی نکردند و حتی احکام را تنفیذ کردند. نمونه بارز آن، احترام امام خمینی (ره) به رأی مردم بود که بنی‌صدر را با وجود پیش‌بینی آینده نامطلوب ایشان، تنفیذ کردند. در سنت رفتاری امامین انقلاب، از تنفیذ به‌عنوان ابزاری برای وتو استفاده نشد و همواره حق مردم در اعمال حاکمیت به رسمیت شناخته شد. بر همین اساس، ایشان در سخنرانی مشهد (احتمالا در اوایل سال 94) نظرات خود را درباره مذاکرات روشن کردند، اما متأسفانه بسیاری از آنچه در رسانه‌ها اعلام شد، رعایت نشد. رهبری هیچگاه عقلانیتی که از جمهوریت ناشی می‌شود را نادیده نگرفتند، حتی اگر تشخیص می‌دادند که آن تصمیم اشتباه است. یکی از وظایف مهم ایشان، ایجاد تعادل بین جمهوریت و اسلامیت نظام بود. به این معنا که جامعه باید هم بعد جمهوریت خود را حفظ کند و هم نقش اسلامیت را به خوبی نمایان کند تا هیچ یک تضعیف نشود.

دلیل اینکه ایشان به احترام رأی مردم، حتی وقتی اشتباهی رخ می‌داد (و نخبگان در انتقال پیام درست به مردم موفق نبودند) آن را می‌پذیرفتند، به یک اصل قرآنی برمی‌گشت: خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خودشان بخواهند؛ بنابراین، تا زمانی که اکثریت جامعه به آن سطح از بصیرت مورد نظر نرسد، باید اشتباهات شکل‌گرفته را پذیرفت و با آن کنار آمد.

در اوج مذاکرات، متأسفانه خیانتی رخ داد و ضربه بزرگی وارد گردید. امروز، سطح آگاهی مردم به جایی رسیده که حتی حامیان سرسخت مذاکره نیز متوجه شده‌اند که آمریکا اصلاً قصد مذاکره جدی نداشته است. یکی از نشریات آمریکایی نیز اعتراف کرد که آن‌ها از مذاکرات تنها به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده‌اند. در حال حاضر، افکار عمومی در جهان به این درک رسیده‌اند که مذاکره کنار رفته و جنگ به عنوان راهکار نهایی برجسته شده است. این حقیقت تلخ نهایتاً با فداکاری و خون خود ایشان اثبات شد، گویی نیاز بود تا این حقیقت آشکار گردد.

چقدر مجاهدت در این سال‌ها انجام شد تا گفته شود آمریکا دشمن اول و آخر ما و غیرقابل اعتماد است، همان‌طور که امام (ره) فرمودند: «شیطان اکبر» است و نمی‌توان به آن اعتماد کرد. هرچه در کلام گفته شد، باور نکردند و نهایتاً با خون خودشان این پیام تثبیت شد. سنت کلی این بود که این اشتباه (اعتماد به دشمن) باید اتفاق می‌افتاد تا درس عبرت شود اما این بار، تیم مذاکره‌کننده بر اساس آنچه گفته می‌شود، دیگر خیانت نکردند و نیروهای مسلح ما کاملاً آماده بودند و غافلگیر نشدند. دشمن نتوانست از شکاف‌های اجتماعی که پس از حوادث دی‌ماه (اشاره به وقایع داخلی) به وجود آمده بود، برای نفوذ استفاده کند. همچنین، تلاش دونالد ترامپ برای هک کردن گوشی‌های شهروندان و کمک به عملیات آن‌ها در ساعات اولیه پس از حمله موشکی (پس از ترور سردار سلیمانی) بی‌اثر ماند، زیرا یاری خداوند شامل حال ما شد.

این ترور ناجوانمردانه، در واقع تبدیل به یک تجدید بیعت حماسی با ولایت، نظام جمهوری اسلامی و آرمان‌های انقلاب شد؛ البته ما باید هوشیار باشیم در مورد کسانی که هنوز خود را به خواب زده‌اند. 160 دختربچه معصوم در مدرسه مورد اصابت قرار گرفتند؛ تصاویری که در ماهواره‌ها کاملاً مشخص است که غیرنظامی هستند. منطقه‌ای که گویا دوبار یا سه‌بار (طبق برخی اظهارات) مورد اصابت قرار گرفت.

در مورد مذاکرات، به‌نظر من تجربه‌ ما از دوران آقای خاتمی آموزنده است. ما ابتدا تعلیق داوطلبانه را پذیرفتیم و پروتکل الحاقی را پذیرفتیم. همچنین، به مدت هشت سال صحبت از گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، اما در پایان به «محور شرارت» تبدیل شدیم. حتی در اواخر دولت دوم آقای خاتمی، خود مجبور شد سانتریفیوژهای مهر و موم شده را باز کند. یادمان باشد که حضرت آقا تأکید داشتند که دولت، همان دولتی که درباره گفت‌وگو صحبت می‌کرد، باید پیام مذاکرات را به درستی منتقل کند. آن‌ها این بار می‌گفتند «تعلیق صفر درصد اورانیوم» را قبول نمی‌کنیم، زیرا ما تجربه‌های گذشته را داشتیم. همچنین در این دوره از مذاکرات، با وجود اعلام خوب آقای گروسی (مدیرکل آژانس) به عنوان ناظر فنی، چگونه ممکن است در عرض فقط دو روز به مذاکرات خیانت شود و چنین اتفاقی بیفتد؟

به‌نظر من، ما بهای سنگین و خونینی را پرداختیم تا ثابت کنیم که مذاکرات در واقع فقط یک فریب خوب برای تفکرات برتری‌جویانه و استیلاجویانه «فرعون زمان» (آمریکا) است.

دکتر سهرابی: در ادامه بحث سیاست خارجی و برجام، اگر اجازه دهید، از آخرین جملات شهید سلیمانی استفاده کنم که ما نباید خیالمان راحت باشد که ابتدای جنگ هستیم و مردم پشتیبان هستند. امیدواریم لطف خدا شامل حال شود، اما این بحث روشنگری، همراهی و همدلی باید ادامه یابد. من هیچ دورنمایی نمی‌بینم که لحظه‌ای فرا برسد که بخاطر همین پروپاگاندای رسانه‌ای و خباثت‌هایی که رژیم صهیونیستی و آمریکا انجام می‌دهند مردم خیالشان راحت شود و خدا ناکرده میدان را خالی کرده و ما دچار وضعیتی شبیه سوریه و لیبی شویم. ما در ابتدای کار یا در اثنای آن هستیم و باید بسیار هوشمند باشیم و این مسیر را جدی بگیریم.

مردم‌گرایی یکی از اصول اصلی نظام جمهوری اسلامی است. مدل مردم‌سالاری دینی به معنای ترکیب جمهوریت و اسلامیت است. باید توجه داشته باشیم که اشتباهات در انتخاب‌های مردم ممکن است به خطا بیانجامد. در مورد برجام، خطوط قرمز مشخص شد، اما دولت وقت به هشدار رهبری نسبت به نقض این خطوط توجه نکرد. این عدم توجه، درس عبرتی بود که متأسفانه فراموش شد. همچنین، رهبر شهید در سخنرانی خود تأکید کردند که مذاکره عاقلانه و هوشمندانه نیست، اما با این حال مذاکرات ادامه یافت و در خردادماه، دشمن حمله کرد.

*به‌عنوان آخرین پرسش و در جمع‌بندی بحث، مهم‌ترین ویژگی‌هایی که شما از حکمرانی ایشان استنباط می‌کنید، چیست؟

دکتر سهرابی: به‌نظر من مهم‌ترین ویژگی حکمرانی امام شهید، آرمان‌گرایی و تعالی است. ایشان همه‌چیز را با قرآن و مکتب اهل بیت (ع) و مکتب امام (ره) تطبیق می‌دهند. اینکه در سخنرانی‌های 14 خرداد، بر این مفاهیم تأکید می‌شود، برای ایشان بسیار برجسته است. رویکرد ایشان این است که توجه مردم از مسائل اصلی (مانند ارزش‌های انقلاب) پرت نشود؛ امروز الحمدلله شعور و بلوغ مردم بسیار بالا رفته، رسانه‌ها رشد کرده‌اند و رهبری حکیم و مردم‌دار بالای سر ما بوده‌اند و ان‌شاءالله توسط جانشینان بر حق ایشان نیز این روند ادامه خواهد داشت. ما باید واقعاً شکرگزار این نعمت باشیم. این گوشزد کردن آرمان‌ها و تکرار و تقریر آن‌ها در سیاست‌ها و قوانین، بسیار ارزشمند است.

دومین ویژگی که مایلم بر آن تأکید کنم، اعتقاد جدی ایشان به درون‌زایی ایران است. یکی از مشکلات قشر جوان ما، مقایسه کردن خود با برخی کشورهای عربی توسعه‌یافته است.

یکی از تفاوت‌های اساسی نظام جمهوری اسلامی با بسیاری از حکومت‌های دنیا، که معمولاً به حمایت خارجی یا ساختارهای قبیله‌ای اتکا دارند (مثل عربستان سعودی و آل سعود)، این است که در ایران، پایه‌گذار کشور بر اساس «نظام‌سازی» و مکتب است. این رویکرد «توسعه درون‌زا» در طول بیش از چهار دهه انقلاب ادامه داشته است. شهید حاجی‌زاده پس از فروپاشی شوروی به یادآوری این نکته پرداختند که چگونه می‌توانیم موشک‌هایی با هزینه بسیار کم (مثلاً 100 هزار دلار به جای یک میلیون دلار) بسازیم. البته ما در حوزه اقتصادی به سطح مطلوب «نظام‌سازی» نرسیده‌ایم و ممکن است این مسئله منشأ برخی نارضایتی‌های اقتصادی اخیر باشد، اما اعتقاد به توانمندی داخلی و اتکا به خود، یک اصل اساسی در نگاه رهبری است.

*سبک‌های مدیریتی و مردم‌گرایی

در تئوری‌های مدیریت، رهبری را به سبک‌های اقتدارگرایانه، اغنایی، مشارکتی و تفویضی تقسیم می‌کنند. رهبری در ایران، سبکی مشارکتی را دنبال کرده‌اند که در آن «مشارکت و روشنگری» جایگاه ویژه‌ای دارد. نشانه‌اش این است که ما طی 46 سال گذشته تقریباً هر سال شاهد برگزاری یک انتخابات بوده‌ایم؛ این برای یک نظام دموکراتیک، عددی قابل توجه است. با وجود انتخاب شدن توسط مردم و شورای خبرگان، رهبری همواره بر لزوم هماهنگی با مردم، صحبت با آن‌ها و روشنگری تأکید داشته‌اند. کانال‌های وسیع تعامل با اقشار مختلف، ازجمله دانشجویان، نشان‌دهنده اهمیت فوق‌العاده‌ای است که ایشان برای «وقت گذاشتن» و اهمیت دادن به نظر مردم قائل هستند. این «مدیریت مشارکتی» الگویی است که هنوز نیاز به تئوری‌پردازی بیشتر دارد.

*خدمت‌گزاری و عدالت‌محوری

یکی دیگر از سبک‌های رهبری، سبک خدمت‌گزاری است که در آن رهبر در خط مقدم خدمت می‌کند. با وجود تمام فشارهایی که ایشان تحمل کردند و حتی الفاظ و ناسزاهایی که به ایشان نسبت داده شد، ارتقای درجه معنوی برایشان حاصل شده است.

عدالت‌محوری ویژگی دیگر حکمرانی ایشان بود؛ توجه ویژه به اقشار ضعیف و مستضعف که نمود آن در نهادهایی مانند کمیته امداد و توسعه آن‌ها دیده می‌شود. ایشان در آخرین سخنرانی‌ها به مشکلات اقتصادی مردم اشاره کرد و در عین حال، تأسیس جبهه مقاومت و کمک به مستضعفین منطقه (عراق، سوریه، لبنان، یمن) ویژگی دیگر ایشان در حکمرانی در عرصه بین‌الملل بود.

رهبری همواره به‌دنبال رشد کشور در تمام حوزه‌ها بوده‌اند ایشان یک رهبری جامع را پی‌گیری می‌کرد نه فقط یک بعدی، بلکه در حوزه‌های نظامی، پزشکی، علمی و اقتصادی تا کشور روی پای خود بایستد. در این مسیر، به شعارهای اصلی انقلاب، به‌ویژه استقلال، اعتقاد جدی وجود دارد. فشارهای اقتصادی و هزینه‌هایی که امروز تحمل می‌کنیم، بهای نرفتن زیر بار سلطه است.

ایشان شجاع‌ترین رهبر موجود بودند و با تهدید، تهدید را پاسخ می‌دادند و از رویارویی با آمریکا نمی‌ترسیدند. با وجود توهین‌های فراوان در فضای مجازی، ایشان استقلال و آزادی کشور را حفظ کردند. از دیگر ویژگی‌های حکمرانی ایشان، هماهنگی موفقیت‌آمیز میان «جمهوریت» و «اسلامیت» در کنار پاک‌دستی، ساده‌زیستی و ضد فساد بودن بود که هیچ ضعفی در زندگی شخصی ایشان دیده نشد. ایشان یک مدیر جهادی در مسیر انقلاب بودند.

*حکمرانی توسعه‌محور: قدرت درون‌زا و عدالت همراه با پیشرفت

دکتر سلیمانی: یکی دیگر از ویژگی‌های حکمرانی، «توسعه‌محوری» بود که دو بخش اصلی داشت: «قدرت درون‌زا» و «قدرت‌محوری». این رویکرد بر استفاده از تمام استعدادها و ظرفیت‌های داخلی متمرکز بود، اما این به معنای نادیده گرفتن کامل تجربیات جهان نبود، بلکه استفاده هوشمندانه از آن تجربیات مورد نظر بود.

ویژگی دوم حکمرانی ایشان، «انسانی بودن» بود. در دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی، بحث‌های مربوط به توسعه‌گرایی لیبرالیستی و سرمایه‌داری (با تأثیر از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول) در دانشگاه‌ها مطرح شد. رهبری در آن زمان به موقع دخالت کردند و تأکید داشتند که «پیشرفت» یا توسعه، اگر با عدالت همراه نباشد، باعث ایجاد شکاف‌های طبقاتی و اجتماعی-اقتصادی می‌شود؛ بنابراین، عدالت باید همواره همگام با پیشرفت در نظر گرفته شود.

*نگاه انسانی به پیشرفت نظامی و فناوری

در حوزه پیشرفت‌های نظامی، مثالی از شهید سردار سلامی در مشهد دارم. ایشان نقل می‌کردند که وقتی ما درباره پیشرفت‌های موشکی صحبت می‌کردیم ایشان همیشه با حساسیت می‌پرسیدند دقت موشک‌های شما چقدر است؟ حساسیت اصلی ایشان این بود که دقت موشک‌ها باید بالا باشد که منجر به قربانی شدن غیرنظامیان نشود. این امر از سایر موارد حساس‌تر بود. این نگاه انسانی یعنی حتی در اوج مظلومیت و تهاجم، فرماندهان نظامی ما باید کمترین آسیب به غیرنظامیان طرف مقابل وارد کنند. ایشان این نگاه انسانی را در انتخاب نوع سلاح و دقت نقطه‌زنی حفظ کردند. در بحث سلاح اتمی نیز مانع اصلی، امام شهید بودند و معتقد بودند که باید با همین سلاح‌های متعارف دفاع کنیم یعنی نگاه انسانی را در استفاده از سلاح در نظر داشتند.

در حوزه فناوری و دانش، حکمرانی بدون فناوری امکان‌پذیر نیست. کسب علم و رسیدن به قله‌های دانشی در اولویت قرار داشت. رهبری همیشه بر «شاگردی علم» تأکید داشتند و این با پذیرش مدل‌های نادرست توسعه متفاوت است. اگرچه ما مدل‌های توسعه غربی را نمی‌پذیریم، اما کسب دانش علمی، حتی از منابع غربی در حوزه‌های مثبت فناوری، پذیرفته شده است. ویژگی دیگر، التزام به وحدت با رعایت اصول و خطوط قرمز میان ملت ایران و مسلمانان جهان بود. رهبری بارها اعلام کرده‌اند که در برابر مشکلات همیشه امیدوار بوده و این نگاه به بن‌بست نمی‌رسد و ادامه‌دار است.

یکی دیگر از ویژگی‌های ایشان عبور از خود بود؛ به‌عنوان مثال در وقایع کوی دانشگاه وقتی مطرح شده بود که برخی عکس ایشان را پاره کردند، ایشان گفتند اشکال ندارد به این مسائل توجه نکنید همان تعبیری که به نقل از شهید چیت‌سازیان داشتند «کسی که می‌خواهد از سیم‌خاردارهای دشمن عبور کند باید از سیم خاردار نفسش عبور کند».

در حوزه سیاست خارجی معتقد به استقلال راهبردی بود، الان در اروپا این مسئله مطرح شده که ما نباید به امریکا وابسته باشیم حتی در همین جنگ نیز کشورهای عربی فهمیدند که اشتباه کردند به امریکا وابسته شدند.

یکی از ویژگی‌های مهم ایشان، توجه ویژه به دشمن‌شناسی و رصد فعالیت‌های آن‌هاست. رهبر انقلاب همیشه بر توطئه‌های دشمن تأکید می‌کردند. ما بر این باور نیستیم که همه مشکلات از آمریکا ناشی می‌شود، اما بیشترین مسائل از سوی دشمنان است. یکی از مصادیق این دشمنی دائمی، وجود تعدد رسانه‌های فارسی‌زبان است، در حالی که رسانه‌ها برای غربی‌ها صرفاً به عنوان یک منبع درآمد تلقی می‌شود. این نشان‌دهنده جنگ شناختی است.

ارسال نظر

سوال: بزرگ‌ترین عدد یک رقمی؟ * 9

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار