کنشگری سیاسی و تحزب در منظومه فکری شهید امام خامنهای (قدس سره الشریف)
بدون شک شهید امام خامنهای (رضوانالله تعالی علیه) جزء باسابقهترین شخصیتهای معتقد به تحزب و فعالیت سیاسی از نوع تشکیلاتی بوده و علاوهبر سبقه و تجربه عملی و عینی، دقیقترین دیدگاه نظری و فکری را در این زمینه از خود برجای گذاشته و این ناشی از عمق باور این شهید والامقام به مردمسالاری دینی است. دفاع سرسختانه ایشان از برگزاری بهموقع انتخابات و اصرار به پاسداری از آرای مردم در چهار دهه گذشته و در مقاطع مختلف، شاهد و گواه بر این مدعا است.
شیوه حکمرانی کنونی (مردمسالاری دینی) درتاریخ این کشور و حتی در تاریخ اسلام، فاقد سابقه و تجربه قبلی بود و بنابراین اجرای این نظام حکومتی امری بسیار خطیر و البته سخت بوده و هست. شهید امام خامنهای نقش بسیار مهم و منحصربهفرد در پیادهسازی این امر داشته است، چه در دوران شکلگیری اولیه نظام و تشکیل حزب جمهوری اسلامی و یا پس از آن در دوران ریاست جمهوری و بهویژه در مدت 36 سال و اندی زعامت و رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران.
منظومه فکری زعیم و قائد شهید در همه ابعاد و در تمامی گامهای این فرایند، کاملاً پویا و نواندیشانه و قاعدهمند و صدالبته در چهارچوب مبانی دینی و اصول قانون اساسی و قوانین عادی بود. اگر بخواهیم گوشهای از دیدگاههای معظمله درخصوص کنشگری سیاسی و تحزب و کار تشکیلاتی بیان کنیم، میبایستی به اعتقاد ایشان به لزوم کار جمعی بهعنوان یکی از لوازم تحقق مردمسالاری دینی اشاره کنیم. دیدگاه فکری شهید امام خامنهای (قدس سره) کاملاً شاخصمدار و مفهومی و مبتنی بر مبانی نظری و اصول منطقی بود و سوگیری جریانی و شخصی در آن موضوعیت نداشته و ندارد. دیدیم که در دهه گذشته و پس از شکلگیری جریانات سیاسی فعال تحت عنوان اصولگرایی و اصلاحطلبی و تمرکز بر دستهبندیهای رایج اینچنینی، بهناگاه ایشان قالب متعارف در آن زمان را شکست و اذهان را به سوی توجه به شاخصهای گفتمانی و مفهوممحور و نه شخصیتمدار، سوق داد و صراحتاً تفکیک اصولگرایی و اصلاحطلبی را غیر واقعی معرفی کرد.
از بُعد دیگر نیز میبایست به منظومه فکری رهبر و امام شهید حضرت آیتالله خامنهای رضوانالله تعالی علیه اشاره کرد. دیدگاه کاملاً قاعدهمند ایشان در فعالیتهای سیاسی و کنشگری، حزبی و تشکیلاتی بود و در برهههای مختلف اذهان مردم را به لزوم و ضرورت این امر سوق میداد؛ بهطور نمونه سفارش به توجه مردم به فهرستهای انتخاباتی و تشکیلاتی میکرد و در برهههای مختلف برخی از قواعد و پایههای نظری را مطرح و برای استفاده آحاد جامعه تشریح میکرد.
نکته قابل توجه این است که معظمله در میانه دهه 80 با گذشت نزدیک به 30 سال از شکلگیری نظام جمهوری اسلامی ایران، موضوع لزوم تجدید در قالب مردمسالاری و انتخابات را مطرح فرمودند و از ضرورت تغییر از شیوه حکمرانی ریاستی به پارلمانی سخن گفتند؛ این امر نشاندهنده توجه عمیق و اعتقاد راسخ ایشان به لزوم تحزب و کار تشکیلاتی است.
در راستای تبیین منظومه فکری شهید امام خامنهای میتوان به مفهومسازی فعال، گسترده، بینظیر و درعینحال دقیق ایشان اشاره کرد.
طرح موضوعاتی مانند نتیجهگرایی یا تکلیفمداری، واقعبینی یا آرمانگرایی، مطلقاندیشی و یا نسبیانگاری در عملکردها، خالصسازی یا مدارا، کرسیهای آزاداندیشی، شاخصهای تشکیلاتی و غیره، نمونههایی از عمق باور، وسعت فکری، آمادگی و توانمندی بالای پیادهسازی ابعاد مختلف نظریه مردمسالاری دینی در منظومه فکری قائد شهید ملت ایران است.
لازم به ذکر است؛ طرح اینگونه مسائل و بیان روشن آنها با وجود تفاوت نظر و اختلاف دیدگاه در میان علمای دینی و صاحبنظران سیاسی و دانشگاهی و مسئولان اجرایی و حاکمیتی، چندان ساده نبوده و کمترین بیدقتی در بیان آنها، میتوانست مشکلات، نگرانیها، سوء تفاهمها و حتی سوء استفادههایی را در پی داشته باشد، اما دقت و وزانت فوقالعاده بالای استدلالات معظمله فرصت هرگونه سوء استفاده و موضعگیری نادرست و مخالف را از مخالفان نظریات امام شهید گرفته بود و هرچند مسئولیت بسیار سنگین زعامت کشور و بخش زیادی از جهان اسلام امکان تشریح بیشتر مبانی، قواعد و شیوههای حکمرانی (از نوع سیاسی و بهویژه تشکیلاتی) را به ایشان نداد، اما در همین حد نیز بسیاری از ابهامات برطرف و موانع پیش روی فعالیتهای سیاسی رفع شد.
آری جامعیت عقلی، علمی و عملی شهید امام خامنهای (رحمتاللهعلیه) امکان تداوم کار سیاسی در نظام نوپای جمهوری اسلامی را فراهم کرد و موجب رفع انسداد از مسیر فعالیت سیاسی شد.
به امید تحقق رهنمودها و راهنماییهای عالمانه و مدبرانه این زعیم عالیقدر و شهید والامقام در همه بخشها و بهویژه در حوزه حکمرانی سیاسی و فعالیتهای تشکیلاتی.
روحش شاد و راهش پُررهرو.