خنجر تغییر کاربری بر پیکر باغات و اراضی کشاورزی همدان
سپهرغرب، گروه - طاهره ترابی مهوش :
همدان با محدودیتهای زیستمحیطی جدی روبهرو است که نادیده گرفتن آنها میتواند به بهای نابودی همیشگی زیستپذیری این منطقه تمام شود؛ چراکه از یکسو نوسانات شدید بارندگی و اقلیم نیمهخشک منابع آبی استان را در وضعیتی بحرانی قرار داده و از سوی دیگر، شیب تند دامنهها، خاک این منطقه را در برابر فرسایش بسیار آسیبپذیر کرده است؛ بنابراین در چنین ساختار ظریفی «خاک» نهفقط بستری برای کشاورزی، بلکه حکم یک «اسفنج عظیم» را دارد که دارای وظیفه جذب آب، تغذیه سفرههای زیرزمینی و جلوگیری از سیلابهای ویرانگر است.
اما در سالهای اخیر، موج سهمگین تغییر کاربری اراضی و ساختوسازهای غیر مجاز، تیشه به ریشه این تعادل حیاتی زده است؛ بهطوری که باغات پیرامونی همدان که روزگاری بهعنوان «کمربند سبز» و ریههای تنفسی شهر عمل میکردند، اکنون زیر چرخ لودرها و خروارها بتن و سیمان درحال خفه شدن هستند؛ این تغییر کاربریها که اغلب با هدف سودجوییهای آنی یا ایجاد فضاهای تفریحی شخصی صورت میگیرند، درواقع یک «خودزنی اکولوژیک» است. زیرا یک قطعه باغ یا زمین کشاورزی به ویلا یا ساختمان تبدیل میشود و ما تنها چند درخت را قطع نمیکنیم، بلکه درحال تخریب یک نظام پیچیده زیستی هستیم که هزاران سال برای شکلگیری آن زمان لازم بوده است؛ چراکه بتنریزی و ایجاد فونداسیونهای عمیق نهتنها نفوذپذیری زمین را به صفر میرساند، بلکه با قطع ارتباط لایههای خاک، مسیرهای حرکت آب را مسدود کرده و زمین را به یک بنبست زیستی تبدیل میکند.
علاوهبر این، حساسیت محیطزیستی همدان بهدلیل وابستگی شدید سدهای منطقه، بهویژه سد اکباتان به آبهای جاری از دامنهها، دوچندان است. تخریب پوشش گیاهی و ساختوساز در ارتفاعات، سرعت حرکت آب را افزایش داده و باعث میشود خاک حاصلخیز که باید بستر رویش باشد، به رسوبات مخربی تبدیل شود که عمر مفید سدها را بهسرعت به پایان میرسانند؛ به دیگر سخن، هر دیواری که بهصورت غیر مجاز در دامنههای الوند بالا میرود، سدی است در برابر نفوذ آب به رگهای زمین و عاملی است برای تشدید خشکسالی در پاییندست. این روند، همدان را در یک «بنبست اکولوژیک» قرار داده است؛ جایی که دیگر نه خاکی برای تولید باقی میماند و نه آبی برای نوشیدن. بنابراین حفاظت از این اراضی دیگر یک انتخاب مدیریتی نیست، بلکه تنها راه بقای همدان در دهههای آینده است و غفلت از این مهم طی اتفاقات اخیر همچون جنگ رمضان، به بهای از دست رفتن خاک و آب تمام خواهد شد که با هیچ بودجه و فناوریای، قابل بازگشت نخواهد بود.
در همین راستا دکتر پویان امامی متخصص اگرواکولوژی، در گفتوگویی به تشریح ابعاد پنهان و فاجعهبار تخریب اراضی در این منطقه در پی بیتوجهی به مباحث زیستمحیطی طی دوماهه گذشته که با بحران جنگ روبهرو بودهایم، پرداخته که در ادامه میخوانید:
این متخصص اگرواکولوژی در نخستین گام در تشریح تأثیر تغییرکاربری بر محیط زیست به مسئله حیات وحش پرداخت و گفت: یکی از خطرناکترین اتفاقات، تغییر در سیستم حیات وحش مناطق اینچنینی است؛ برای مثال پدیده «گرگاس» یا همان گرگسگها، یکی از موارد است که اینروزها در پی تکهتکه شدن اراضی و بهکارگیری سگها در باغات برای حفاظت از ابنیه، ایجاد شده و جمعیت این گونه را افزایش داده؛ در اغلب موارد باغداران امکان نگهداری از تمام تولهها را ندارند، پس آنها را در طبیعت رها میکنند و بر این اساس امکان جفتگیری آنها با گرگها فراهم شده و نتیجه آن چیزی جز افزایش گرگاس نیست. حال آنکه این موجودات بهدلیل سگ بودن، ترسی از انسان ندارند و بهدلیل غریزه گرگی، میل به حمله دارند! به دیگر سخن، وقتی ساختوسازها محیط زیست را تکهتکه میکنند، این تداخلهای رفتاری جان شهروندان را تهدید میکند.
* انسداد مسیرهای نفوذ آب و بحران سد اکباتان
پویان امامی با اشاره به کالبدشکافی و تخریب فیزیکی زمین در پی تغییر کاربری، اظهار کرد: ساخت فونداسیون یعنی مسدود کردن چاکراههای زمین؛ بدین معنا که وقتی دیوارکشی میکنیم، راه آب کج میشود.
وی با نقد نگاههای سطحی به ساختوسازهای قانونی، گفت: اینکه گفته میشود دیوار 60 سانتیمتری چون دید را نمیبندد پس مجاز است، ازنظر هیدرولوژی یک شوخی تلخ است! طبیعت با «دید» ما کار ندارد، با «جریان آب» کار میکند.
امامی ادامه داد: وقتی شما در شیب دامنههای همدان حتی یک دیوار کوتاه میسازید، همانطور که پیشتر گفتم، چاکراههای جذب آب را میبندید. بگذارید با عدد حرف بزنم؛ در یک بارندگی عادی، زمینی که دست نخورده است، میتواند پنج سانتیمتر باران را کاملاً جذب کند، اما وقتی دیوار میکشید، آب راهی برای نفوذ ندارد، در گوشهای جمع شده و ناگهان تبدیل به یک روانآب هجومی با ارتفاع 20 سانتیمتر میشود. این یعنی آن دیوار بهظاهر کوتاه، عاملی میشود تا خاک حاصلخیز شسته شده و به قعر سد اکباتان برود و عمر مفید سد را بهسرعت پایان دهد.
* خفگی میکروسکوپی و شیمیایی خاک
وی درباره آلودگیهای پنهان مصالح ساختمانی بهکار بردهشده در ساختمانها و سازههای غیر مجاز بیان کرد: نفوذ مواد عایق مانند آزبست و پشم شیشه که اغلب در شهرهایی همچون همدان برای عایق در برابر سرما در ساختوسازها بهکارگرفته میشوند به لایههای خاک، فاجعهبار است؛ زیرا این مواد باعث میشوند در سطح خاک حالت باتلاقی ایجاد شود، درحالی که لایههای زیرین از رطوبت محروم میمانند.
این متخصص اگرواکولوژی ادامه داد: این گسست، منجر به نابودی موجودات زنده، قارچها و باکتریهای مفید میشود و جای آنها را باکتریهای بیهوازی و سمی میگیرند؛ از طرفی ما در ساختمانسازیها با تغییر کاربری و وارد کردن سیمان و ملات، شیمی خاک را تغییر داده و آن را برای همیشه از چرخه حیات خارج میکنیم.
امامی در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: نرخ تولید خاک در طبیعت با روند حمایتی که امروز ما در طبیعت پیش گرفتهایم، عملاً نزدیک به صفر است؛ بنابراین وقتی در دامنههای کوهستان ساختوساز میکنیم، خاکی که طی میلیونها سال شکل گرفته را در چند روز نابود میکنیم و هیچ راهی برای جایگزینی آن وجود ندارد.
معالوصف: واقعیت این است که آنچه امروز در کوهپایهها و باغات همدان اتفاق میافتد، فراتر از ساختن چند دیواره سنگچین یا یک آلونک ساده است؛ ما خواسته یا ناخواسته درحال بریدن شریانهای حیاتی زمینی هستیم که قرنها به ما نان و آب داده است. وقتی از «خاک» حرف میزنیم، منظورمان یک مشت گلولای نیست؛ منظورمان یک کارخانه زنده و عظیم است که برای ساختن هر بند انگشت از آن، طبیعت میلیونها سال وقت صرف کرده است.
اینکه امروز میبینیم بارندگیهای معمولی به سیلاب تبدیل میشوند یا سد اکباتان زودتر از همیشه با گلولای پُر میشود، نتیجه همین دستکاریهای ناشیانه است. ما با بتنریزی و دیوارکشی، جلوی نفوذ آب را گرفتهایم و زمین را مثل یک سطح شیبدار لیز کردهایم؛ آبی که باید به عمق سفرههای زیرزمینی میرفت تا در روزهای داغ تابستان به دادمان برسد، حالا با سرعت روی سطح زمین میدود، خاک مرغوب را میشوید و با خودش به ته سد میبرد.
از طرف دیگر، آلودگیهای شیمیایی ناشی از مصالح ساختمانی و عایقها، خاک را به یک «زمین مرده» تبدیل میکند؛ زمینی که نه دیگر در آن کرمی میلولد و نه قارچی میروید. این یعنی حتی اگر روزی پشیمان شویم و بخواهیم دوباره در آن زمین چیزی بکاریم، دیگر خاکی برای ریشه دواندن گیاه وجود ندارد. خطر ظهور «گرگسگها» هم درست در همین نقطه است؛ وقتی ما خانه حیات وحش را خراب میکنیم و نظم طبیعت را به هم میزنیم، طبیعت هم با موجودات ناهنجاری که جان عزیزانمان را تهدید میکنند، به سراغمان میآید.
درنهایت، باید بدانیم که امنیت ما فقط به مرزهای کشور محدود نمیشود؛ امنیت واقعی یعنی داشتن خاک حاصلخیز و آب کافی؛ بنابراین در روزهایی که سرگرم اخبار و بحرانهای مختلف هستیم، نباید اجازه دهیم سودجوییهای عدهای معدود، آینده زیستمحیطی همدان را به حراج بگذارد. حفاظت از باغات و جلوگیری از تغییر کاربری اراضی، یک وظیفه اداری نیست؛ یک جهاد همگانی برای زنده ماندن است. بنابراین اگر امروز جلوی این لودرها و بتنریزیهای غیر مجاز را نگیریم، فردا برای پیدا کردن یک قطعه زمین سبز یا یک جرعه آب سالم، باید هزینهای بپردازیم که با هیچ ثروتی قابل جبران نخواهد بود؛ چراکه زمین همدان، امانتی است که نباید زیر خروارها بتن و سیمان خفه شود.